اجبار استراتژیک غرب و اصرار ایران بر حق مسلم خود
گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو» - بهروز کلاته؛ برداشت اول: مسلما با پیشرفت تکنولوژی و علم، دروازههای جدیدی به روی بشریت گشوده خواهد شد که بر اساس منطق و حقوق بشر حق تمام بشریت است که از این امکانات برخوردار باشد، اما غرب برخلاف شعارهای رنگارنگش این حق را از بشریت مصادره کرده و آن را ابزاری برای باج خواهی از دیگران قرار داده است؛ یکی از این حقوق حق برخورداری کشورها از انرژی صلح آمیز هستهای است.
اما غرب نه تنها این علم را در اختیار دیگر کشورها قرار نمیدهد، بلکه مانع از دستیابی به آن نیز میشود.
طبق قوانین آژانس بینالمللی انرژی اتمی، تمامی کشورهای عضو این آژانس حق برخورداری از انرژی صلح آمیز هستهای را دارند و ایران از اولین کشورهایی است که عضویت در این سازمان را پذیرفته و خود را متعهد به روابط و الزامات مدون حقوق بینالملل در چارچوب آژانس بینالمللی انرژی اتمی میداند و زمانی تمامی این قوانین زیر سوال میرود که غرب و آژانس بینالمللی انرژی اتمی آنها را زیر پا میگذارند؛ به عنوان مثال یکی از اقدامات نامتعارف غرب و سازمانهای بینالمللی افشای اسامی اشخاص حقیقی و حقوقی كه صرفا محقق هستند، است.
اين در حالی است كه طبق قوانین بینالمللي، تمامی قانونهای سازمانهای بینالمللی برای کشورهای عضو تعریف شده است و نباید اشخاص حقیقی و حقوقي متضرر شوند.
اینجاست که هویت پوشالی غرب زیر سوال میرود که بر طبق کدام منطق حقوق بشر از ورود یک محقق به یک کشور یا حضور وی در یک کنفرانس بینالمللی جلوگیری میشود؟ این یعنی اینکه از حقوق اولیه یک فرد که در «اعلامیه جهانی حقوق بشر» ذکر شده است، ممانعت به عمل میآید.
برداشت دوم: با توجه به توضیحات بالا این سوال در ذهن متبادر می شود که چرا غرب با دستیابی جمهوری اسلامی ایران به انرژی صلح آمیز هستهای مخالف است؟
باید گفت که جمهوری اسلامی چه به لحاظ ایدئولوژیک و چه از نظر عملی به جهانیان و مخصوصاً غرب ثابت کرده است که برخلاف غرب هیچگاه به دنبال جنگ طلبی نبوده و نیست و نخواهد بود، اما اینکه غرب آژانس بینالمللی و سایر سازمانهای بینالمللی تحت سلطه غرب این ادعا را دارند که «ما مطمئن نیستیم فعالیتهای غیرصلح جویانه و غیر مسالمت آمیز نیست» صرفا بهانهای واهی برای تحت پوشش قرار دادن اهداف پشت پرده است.
چنانچه تحلیلگران غربی در دهمین کنفرانس هرتزلیا که برای سرعت بخشیدن به حرکت آمریکا- اسرائیل در سطح جهان است، بیان کردهاند: تمام مخالفت غرب در هستهای شدن ایران به این دلیل است که با هستهای شدن ایران، غرب ناچار است که به هسته ای شدن کشورهایی چون عربستان، ترکیه، امارات، لیبی، اردن، مصر و غيره نیز تن بدهد.
این در حالی است که غرب برای انرژی آینده جهان، استراتژی اي طراحی کرده بود تا کشورهای جهان را بعد از پایان یافتن انرژی فسیلی عمیقا به خود وابسته، و پروژه جهانی سازی را عملی کند، اما با پیوستن ایران به جرگه کشورهای هستهای، این استراتژی به هم ريخت؛ چرا که با هستهای شدن ایران دیگر کشورها نیز به دنبال دستیابی به این نوع از انرژی خواهند رفت و این یعنی خاورمیانه هستهای چند قطبی که غرب حاضر نیست زیر بار آن برود.
برداشت سوم: عملکرد غرب در مقابل ایران چگونه خواهد بود؟
مسلما غرب ناچار است ایران هستهای را بپذیرد، اما برای آن که فکر هستهای شدن را از سر دیگر کشورهای خاورمیانه دور کند، مسلما باید هزینههای هستهای شدن جمهوری اسلامی را بالا ببرد تا دیگر کشورها نتوانند بر اساس سیاست (هزینه و فایده) به دنبال انرژی هستهای بروند.
مسلما غرب با شرایط موجود از بیداری اسلامی در منطقه و درگیری آمریکا در باتلاق عراق-افغانستان و همچنین اوضاع بحرانی اقتصاد آمریکا و دیگر کشورهای دنباله رو سرمایه داری هیچگاه نمیتواند تصمیم حمله نظامی به ایران را عملی کند؛ همچنین امتیازاتی نظیر «تنگه هرمز» نیز در اختیار جمهوری اسلامی است که احتمال حمله نظامی را ضعیفتر از پیش خواهد کرد.
در حال حاضر راهکاری که غرب برای جلوگیری از پیشرفت ایران در امور هستهای در حال انجام آن است، متوقف کردن سیاست توسعه علمی و کنترل تحقیق و پژوهش است که اقدامات غیرحقوقی در چارچوب قطعنامه 1929 انتقال ویروس استاکس نت و ترور دانشمندان ایرانی از این دسته است.
برداشت چهارم: با توجه به وضعیت به وجود آمده از بیداری اسلامی و شرایط بحرانی غرب که به آن اشاره شد، ما باید این روند پیشرفت «انرژی صلح آمیز هستهای» را سرعت بیشتری ببخشیم و نباید ذره ای از موضع خود عقب بنشینیم؛ چرا که غرب در دولت اصلاحات ثابت کرد که هر چقدر ما به خواستههایش جامع عمل بپوشانیم نه تنها کوتاه نمیآید، بلکه با فضاحت تمام ما را در محور شرارت قرار میدهد؛ پس باید رو به جلو حرکت کرده و در برابر اجبار استراتژیک غرب بر حق مسلم خود اصرار ورزیم.