کد خبر:۱۵۷۱۷۲
با کاروان سیدالشهدا(ع) از مدینه تا کربلا - 1
وداع امام حسین (ع) با مادر و برادر قبل از ترك مدینه
امام حسین (ع) که در تاریکی شب آماده حرکت از مدینه شده بود، ابتدا نزد قبر مادر گرامی خود رفت و با او وداع کرد؛ آنگاه رهسپار آرامگاه برادرش شد و با او نیز خداحافظی کرد.
گروه دین و اندیشه «خبرگزاری دانشجو»، فاطمه ابراهیمی؛ یزید پس از معاویه بر تخت حکومت اسلامی تکیه زد و خود را امیرالمومنین خواند و برای اینکه سلطنت ناحق و ستمگرانه اش را تثبیت کند، مصمم شد برای نامداران و شخصیتهای اسلامی پیامی بفرستد و آنان را به بیعت با خویش بخواند.
به همین منظور نامهای به حاکم مدینه نوشت و در آن یادآور شد که برای من از حسین (ع) بیعت بگیر و اگر مخالفت نمود به قتلش برسان. حاکم این خبر را به امام حسین(ع) رسانید و جواب مطالبه نمود، امام (ع) چنین فرمود:«انالله و انا الیه راجعون و علی الاسلام السلام اذا بلیت الامه براع مثل یزید»؛ آنگاه که افرادی چون یزید،(که حتی ظاهر اسلام را رعایت نمیکند) بر مسند حکومت اسلامی بنشیند، باید فاتحه اسلام را خواند.
امام (ع) همین که شب فرا رسید مدینه را به قصد مکه ترک کرد. برخی گفته اند، صبح روز بعد از مدینه خارج گشت. خروج امام و حرکت ایشان به سوی مکه مصادف با شب یکشنبه بیست و هشتم رجب بوده است.
محمد بن حنفیه از خروج امام از مدینه اطلاع یافت، اما نمی دانست که آن حضرت به کجا می رود. پس رو کرد به امام و گفت: «ای برادر شما محبوبترین و عزیزترین مردم در نزد من هستید. به خدا سوگند که من از نصیحت کردن به هیچ کس دریغ ندارم و چه کسی والاتر از شما که در این امر از همه سزاوارتر خواهید بود. شما برادر من و از یک خانواده هستید. شما روح و جان و نور چشم و بزرگ خاندان ما هستید.
اطاعت و پیروی از شما بر من واجب گردیده است، زیرا خداوند شما را بر من فضیلت و برتری بخشیده و سرور جوانان بهشت قرار داده است. برادر! توصیه من به شما این است که با یزید بیعت نکنی و تا آنجا که امکان پذیر است از شهرهایی که زیر نظر اوست دوری گزینی. نمایندگانی به سوی مردم گسیل داری و از آنها بخواهی که بیعت با تو را بپذیرند.
چنانچه با تو بیعت کردند، خدای را سپاس میگذاری و چنانچه سرپیچی کرده و دست بیعت به دیگران دادند باز هم زیانی به دین و عقل تو وارد نگردیده است، و جوانمردی و فضیلت تو از میان نخواهد رفت، و چنانچه به یکی از این شهرها وارد شوی بیم آن دارم که میان مردم اختلاف به وجود آید. گروهی از تو پشتیبانی کرده و عدهای دیگر بر علیه تو قیام کنند و کار به نبرد و جنگ و جدال منجر گردد، و در این میان تو هدف تیر بلا گردی. آن وقت است که خون بهترین افراد این امت از نظر خود و اصالت خانوادگی ضایع گردد و خانوادهات به خواری نشانده شود.»
امام فرمودند: «به عقیده تو به کدام ناحیه بروم؟» محمد حنفیه گفت: «بهتر این است که وارد شهر مکه شوی، چنانچه در آن شهر اطمینان یافتی که محیط امنی است، در همان جا اقامت گزین و اگر از اهالی شهر بیوفایی مشاهده کردی، به سوی یمن حرکت کن.
بدون تردید اهالی یمن یاران پدر و جد شما هستند و دلهای رئوف و قلبهای پر محبت دارند و سرزمین وسیع و گستردهای در اختیارشان است و اگر در آن شهر نیز اطمینان نبود از راه بیابان، ریگزارها و کوهستانها از شهری به شهر دیگر حرکت کن، تا وضع مردم و سرانجام آنها را در نظر بگیری و خداوند میان شما و گروه ستمکار داوری فرماید، امیدوارم با نظر صائبی که داری بهترین روش را در این امر انتخاب کنی.»
امام (ع) فرمود: «چنانچه در تمام این دنیا ملجأ و مأوایی نیابم باز هم با یزید بیعت نخواهم کرد.» در این هنگام، محمد حنفیه که اشک از چشمانش سرازیر گشته بود سخن آن حضرت را قطع کرد و امام نیز همراه با او به گریه افتاد و مدتی میگریستند.
امام حسین (ع) به گفتار خویش چنین ادامه داد: «ای برادر، خداوند تو را جزای خیر دهد. به حقیقت خیر خواهی و دلسوزی کردی. امیدوارم که رأی تو محکم و با موفقیت قرین باشد، اما من اکنون تصمیم دارم به طرف مکه حرکت کنم. من و برادرانم و فرزندان برادرم و گروهی از شیعیانم آماده این سفر هستیم؛ زیرا آنها با من هم عقیده بوده و رأی و نظر آنان نیز همان رأی و نظر من است. اما وظیفه تو این است که در مدینه اقامت گزینی، و گزارش همه امور را در نظر گیری و بی آنکه امری را از من پوشیده داری اطلاعات لازم را در اختیار من قرار دهی.»
زنان مدینه پس از اطلاع از تصمیم امام بر ترک مدینه، در اطراف او اجتماع کرده و به گریه و زاری پرداختند
همین که زنان بنی عبد المطلب اطلاع یافتند که امام حسین (ع) تصمیم دارد مدینه را ترک کند، در اطراف او اجتماع کردند و به گریه و زاری پرداختند. پس امام (ع) به میان آنها آمده رو کرد به آنها و گفت: «شما را به خدا سوگند می دهم که از این امر خودداری کنید؛ زیرا که خداوند و رسول او هرگز از این امر خوشنود نخواهند شد.»
زنان به حضرت گفتند: «پس در چه موقع نوحه و زاری کنیم؟ در نظر ما این روز همانند روزی است که در آن، رسول الله (ص)، علی، فاطمه و حسن (ع) از دنیا برفتند. خداوند جان ما را فدای تو گرداند، ای کسی که محبوب قلوب همه نیکان و مؤمنان خواهی بود.»
امام حسین (ع) قبل از حرکت از مدینه، نزد قبر مادر گرامی خود رفت و با او وداع کرد
امام حسین (ع) که در تاریکی شب آماده حرکت از مدینه گردیده بود، ابتدا نزد قبر مادر گرامی خود رفت و با او وداع کرد. آنگاه رهسپار آرامگاه برادرش امام حسن (ع) گردید و با او نیز خداحافظی کرد. در این سفر غیر از محمد بن حنفیه و عبد الله بن جعفر، فرزند برادر، برادران و عده بسیاری از اهل بیت او همراه با آن حضرت مدینه را ترک کردند. بدین ترتیب امام (ع) در تاریکی شب از مدینه خارج شد در حالی که این آیه را می خواند: «فخرج منها خائفا یترقب قال رب نجنی من القوم الظالمین.»
ادامه دارد...
لینک کپی شد
گزارش خطا
۱