لژهاي فراماسونري، مادر روشنفکری ایران بودند
کد خبر:۱۵۷۳۶۴
بررسي روند جريان روشنفكري در ايران - 1

لژهاي فراماسونري، مادر روشنفکری ایران بودند

سال 1222 (ه.ق) سه تن از برجسته ترین جاسوسان بریتانیا با ماموریت تشکیل لژهای مخفی فراماسونری و جاسوسی و وارد کردن دولتمردان قاجاری به این لژها، وارد ایران شدند كه اين لژها، مادر روشنفکری ایران بوده و نخستین نسل روشنفکران ایرانی، تربیت شده لژهای فراماسونری بودند.
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، حامد صفائي؛ روشنفکری در معنای رایج آن، داشتن اطلاعات و تحصیلات و خوش فکر بودن است، البته روشنفکری معنای تخصصی كه مد نظر سیاست و تاریخ فرهنگی است، نيز دارد؛ بدین گونه که روشنفکری بیانگر یک جهان نگری و اندیشه ای است که تبلور روح اومانیستی و سکولاریستی مدرنیته می باشد كه حدودا از اواخر قرن 17 آغاز شده است.

در اواخر قرن 17 و اوایل قرن 18 عده ای مقاله نویس، منتقد ادبی و ... که نظریات فلسفی و تربیتی را تنظیم می کردند، گرد هم آمدند تا خلاصه و چکیده ای از دانش و جهان بینی عصر مدرن را مکتوب داشته باشند، این افراد را روشنفکر و در زبان فرانسوی «انتلکتوئل» نامیدند.

مترجمین ایرانی عصر قاجار در ترجمه، «انتلکتوئل»را معادل «منورالفکر» قرار دادند که بعدها به روشنفکر تبدیل شد.

آنچه که جریان روشنفکری ایران نامیده می شود، محصول سیر طبیعی تاریخ و درون مایه های فرهنگی ایران نبوده، و در پی نفوذ سیاسی و فرهنگی استعمار و فراماسونری پدید آمده است، به همین خاطر در واقع ماهیتی تقلیدی دارد و در ظاهر روشنفکری است.

در دوره صفویه تمدن اسلامی در قالب یک ستاره درخشان ولی کم دوام خود را نشان داد. با نابودی صفویه، عصر انحطاط تمدن اسلامی آغاز شد و در دوره قاجاریه، بویژه پس از دوره فتحعلی شاه این انحطاط تاریخی به یک انقراض تبدیل شد.

در واقع عصر مشروطه را می توان نقطه نهایی انقراض تمدن اسلامی و آغاز دوره جدید شبه مدرن یا تجددگرایی سطحی دانست که توسط شبه روشنفکران و جریان سیاسی وابسته به استعمار، هدایت و رهبری می شد، اما روح و جان و جوهر تعالیم شیعی هنوز باقی مانده بود و در مقابل سیطره غرب زدگی شبه مدرن مقاومت کرد و در نهایت به شکل انقلاب اسلامی ایران، بخشی از ظرفیت های بالقوه خود را به فعلیت بخشید.

پیدایش روشنفکری و روشنفکران دوره قاجار

در زمان فتحعلی شاه با ورود «سر جان ملکم» انگلیسی و اندکی پس از آن ورود «سرهارد فورد جونز» انگلیسی به ایران، هسته های کوچک و نفوذی فراماسونری که نخستین روشنفکران ایرانی یعنی افرادی چون «میرزا صالح شیرازی» و «میرزا ابوالحسن خان ایلچی» و «میرزا فرخ غفاری امین الدوله» با آنها مرتبط بودند، شکل می گیرد و با قدرت گیری جریان روشنفکران طرفدار شبه مدرنیته در ایران، تدریجا جریان نفوذ فراماسونر وابسته به انگلیس و بعضا روسیه، به عنوان یک قدرت نیرومند تاثیر گذار در دل حکومت تبدیل می شود.

البته ورود روشنفکری در ایران به زمان تاسیس دارالفنون توسط امیرکبیر نيز باز می گردد و این روند ادامه پیدا کرد تا زمان مشروطه که روزنامه تاسیس شد و کسانی مثل سیر ملکم خان (موسس روزنامه اتفاق) تفکرات روشنفکری را در ایران گسترش داد.

نخستین نسل روشنفکران ایرانی، تربیت شده لژهای فراماسونری بودند

در سال 1222 ق سه تن از برجسته ترین جاسوسان بریتانیا به نام های «سر هارد فورد جونز» و «جیمز موریه» و «جب.بی. فریز» وارد ایران شدند. ماموریت اصلی این افراد تشکیل لژهای مخفی فراماسونری و جاسوسی و وارد کردن دولتمردان قاجاری به این لژها بود. همین لژها، مادر روشنفکری ایران بوده و نخستین نسل روشنفکران ایرانی، تربیت شده لژهای فراماسونری بودند.

در واقع این لژها نقش اصلی را در اعزام میرزا ابوالحسن خان ایلچی و میرزا صالح شیرازی به خارج و جذب آنها در محافل فراماسونری (با هدایت سرگور اوزلی) بر عهده داشته و در حقیقت حرکت چندین دهه بعد میرزا ملکم خان در تاسیس فراموشخانه دنباله آشکار و علنی فعالیت سه جاسوس انگلیسی بود.

در همین رابطه می توان گفت كه دولتمردان خریداری شده توسط انگلیس و شاهزادگان قاجاری ای که توسط لژهای ماسونی داخل و یا خارج کشور پرورش یافته و در منصب های مهم دولتی و حکومتی قرار گرفته اند، نسل اول روشنفکری عهد مشروطه ایران را تشکیل می دهند؛ مثل (میرزا ابوالحسن خان ایلچی) ، (فرخ خان امین الدوله غفاری) و (میزرزا صالح شیرازی).

جالب است بدانیم که قرارداد گلستان و ترکمن چای و پذیرش کاپیتولاسیون، همگی بوسیله دولتمردان و سیاست مداران مروج تجددگرایی سطحی و غرب زدگی شبه مدرن در ایران بوده است؛ مثلا امضای ایلچی را می توان پای پیمان ننگین ترکمنچای و پذیرش کاپیتولاسیون دید.

دوران سلطنت ناصرالدین شاه روزگار افزایش نفوذ محافل فراماسونری و روشنفکری است

همچنین در دوران سلطنت ناصرالدین شاه، بویژه از زمان صدارت میرزا حسین خان سپهسالار، روشنفکر مروج شبه مدرنیته در ایران که فراماسونر و سیاست مداری انگلوفیل بوده و در مقطعی از حیات سیاسی خود که به روسیه تمایل پیدا کرد، ایران روزگار گسترش نفوذ استعمار مدرن، سیطره تدریجی مظاهر غرب زدگی شبه مدرن، افزایش نفوذ محافل فراماسونری و روشنفکری و رو به قهقرا رفتن اقتصاد را می گذراند.

در این دوران روشنفکرانی چون میرزا حسین خان سپهسالار که دلال واگذاری امتیاز خائنانه رویترز بود، میرزا ملکم خان (پدر جریان روشنفکری ایران) که امتیاز استعماری لاتاری را به نفع خود بدست آورد و امین السلطان متجدد مآب که امتیاز بانک شاهنشاهی و حق انحصاری کشتی رانی در رودخانه کارون را به انگلیسی ها واگذار كرد، همگی منورالفکران و سیاست مداران متجدد و غرب گرا بوده اند که با استفاده از ضعف نفس و فقدان بینش در مردم عصر خود، منابع ایران را به دولت استعمار گر هدیه کردند.

اینان وجه قالب روشنفکری را بر عهده داشتند و آنها را می توان روشنفکران آستانه نهضت مشروطه و نسل اول روشنفکری دوره مشروطه دانست.

از سالهای 1260 به بعد، نسل دوم روشنفکران مشروطه ظهور می کنند که در عرصه فعالیت های فرهنگی و سیاسی هم حضور داشتند. اینان چهره های اصلی روشنفکری مشروطه، نسل دوم روشنفکران و بنیان گذاران مبانی تئوریک روشنفکری در ایران هستند و افرادی چون میرزا ملکم خان، آخوندزاده، طالبوف و ... در زمره آنان هستند.

روشنفکران نسل اول عوامل نفوذی استعمار و روشنفکران نسل دوم دلال قرردادهای خائنانه بودند

اگرچه روشنفکران نسل اول عوامل نفوذی بودند و در انعقاد پیمان گلستان و ترکمنچای دست داشتند، اما این در حالی است که روشنفکران نسل دوم دلال قرردادهای خائنانه رویترز و تجزیه هرات و واگذاری امتیاز لاتاری و واگذاری امتیاز رژی بودند.

روشنفکری دوره مشروطه، حامی بسط مدارس میسیونرهای مسیحی، تعلیم وتربیت سکولاری توسط غربی ها و نیز بسط و گسترش نظام تعلیم و تربیت مستقل از روحانیت و با مضامین سکولاری بود؛ پروژه ای که میرزا حسن رشدیه فراماسونر، جهت پی ریزی تعلیم و تربیت غیر دینی در ایران آغاز کرد، با تاسیس انجمن معارف سرعت و نظم بیشتری یافت.

انجمن معارف به منظور نظم بخشی و سرعت دهی به کار تاسیس مدارس جدید در ایرن با حضور هیئتی که اکثریت اعضای آن از منورالفکران فراماسونر بودند، تشکیل شد و این انجن با کمک رشدیه و میرزا رضا دانش، کار خود را آغاز کرده و تاسیس مدارس غیر دینی (مدرن) در ایران را به یک جریان گسترده تبدیل کرد.

زمان محمد شاه و احمد شاه با آغاز اعزام دانشجو به خارج، اوج ورود تفکر روشنفکری در ایران است

اساسا دوران سلطنت ناصرالدین شاه، بویژه زمان صدارت میرزا حسین خان سپهسالار روزگار گسترش نفوذ استعمار مدرن و سیطره تدریجی مظاهر غربزدگی شبه مدرن و افزایش نفوذ محافل فراماسونری و روشنفکری و رو به قهقرا رفتن اقتصاد و وابستگی هرچه بیشتر به استعمار سرمایه داری است.

در زمان محمد شاه و احمد شاه که آغاز اعزام دانشجو به خارج خصوصا به فرانسه بود، اوج ورود تفکر روشنفکری در ایران دیده می شود.
 
ادامه دارد ...
 
پربازدیدترین آخرین اخبار