کد خبر:۱۵۷۴۱۷
نشست «دانشجوي منتظر و رسالت نظام سازي و الگو سازي»-2؛
عباسي: پوسته جامعه ما دين است اما مغزش تفكر مدرن / ضرورت بنيانگذاري نظامي جديد مبتني بر قرآن
رئيس مرکز بررسیهای دکترینال امنیت بدون مرز گفت: نظام سرمايه داري براي اينكه خودآگاهي طبقاتي بوجود نيايد، مردم را در پادگانها و با ساختن خانههاي سازماني دور هم جمع كرد، ولي از يكديگر جدا كرد تا...
به گزارش خبرنگار دین و اندیشه «خبرگزاری دانشجو»، حسن عباسی در ادامه مراسم سخنرانی با موضوع «دانشجوی منتظر و رسالت نظام سازی و الگوسازی» كه به همت واحد دانشجویی بنیاد فرهنگی مهدی موعود (عج) عصر پنجشنبه، 26 آبان ماه در تالار مولوی دانشکده ادبیات دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد، گفت: در دوره اخير جهت گيري غرب شناسي به اين سمت رفته است كه همه بورس وال استريت را بشناسيد، چرا در 1500 شهر ايالت متحده مردم براي اعتراض، وال استريت را اشغال مي كنند؟
وي ادامه داد: در دو فيلم سينمايي كه اليور استون در سال 1987 بيست و سه سال پيش براي شناساندن وال استريت ساخت، تحت عنوان «وال استريت و پول هرگز نمي خوابد» مناسبات درون وال استريت را به سادگي نشان داد و در سال 2010 قسمت دوم اين فيلم را ساخت و در آن مناسبات و روابطي را كه درون وال استريت وجود داشت، روشن كرد.
عباسي در ادامه تاكيد كرد: در كلاس هاي دانشگاه ها مي گويند كه در درون غرب مشكلاتي بوجود آمده، غرب اصطلاحا مي خواهد خود را ريكاوري و بازيابي كند، نگران نباشيد.
بنيانگذاري نظامي جديد مبتني بر قرآن
رئيس مرکز بررسیهای دکترینال امنیت بدون مرز در ادامه با بيان اينكه بسياري از نظام هايي كه از آن استفاده مي كنيم به درد جامعه ما نمي خورد و جامعه ما را پوشش نمي دهد، گفت: پوسته جامعه ما دين است ولي مغزش تفكر مدرن مي باشد.
وي در ادامه افزود: اگر مهدويت و مباحث مهدويت را به سمت انگاره هاي جهت مند مناسب جهت دهي نكنيم، بي شك مهدويت به سمت موارد احساسي چون؛ ظهور نزديك است و .. مي رود.
عباسي با اشاره به ويروسي شدن سيستم عامل موجود جهان كه اقتصاد، فرهنگ و سياست را رقم زده، گفت: براي جايگزيني بايد نظام جديدي را تعريف كرد و غير از شيعه چه كسي ادعا داشته طرح جايگزين دارد؟ چيني ها، ژاپني ها، هندي ها، روس ها كدام كشور بايد در جهان جايگزين را تهيه كند؟
رئيس مرکز بررسیهای دکترینال امنیت بدون مرز با اشاره به اينكه آنچه اكنون در جهان حاكم است همان جامعه مدني است، گفت: ساز و كاري كه در جامعه مدني مطرح است از سه لايه اصلي برخوردار است؛ دولت سازي، نظام سازي و ملت سازي، دولت سازي در رأس هرم، ساخت ملت در قاعده و حد وسط بين دولت و ملت نظام سازي ناميده مي شود.
نظام سازي شبيه بافتن فرش است
وي در ادامه با تاكيد براينكه نظام سازي حد وسط است، افزود: در ابتدا بايد دولت سازي و ملت سازي كرد، سپس در حد وسط بين دولت و ملت دست به ساخت نظام زد، نظام سازي شبيه بافتن فرش است و به تارها كه از بالا به پايين مي آيد نظام مي گويند، پودها همان دولت چيني است، چراكه از پايين ترين لايه اي كه در هر اداره وجود دارد تا بالاترين رأس يك دولت لايه لايه آنها را مي چينند و ملت چيني همان چينش گره هاي هر فرش است.
عباسي ادامه داد: 75ميليون ايراني يعني 75 ميليون گره، يعني 75 ميليون رنگ متفاوت وابسته به طبقات شغلي، وابسته به تخصص ها و تعهد هاي مختلف، وقتي افراد مختلف در جامعه در كنار هم قرار مي گيرند، يك فرش خوش نقش و نگار شكل مي گيرد.
رئيس مرکز بررسیهای دکترینال امنیت بدون مرز در ادامه به انحرافاتي كه جامعه ما در اين زمينه داشته اشاره كرد و در توضيح انحرافاتي كه در بخش ملت سازي داشتيم به بيان حرف ماركس و اشتباهات نظام سرمايه داري كه ما نيز به آن دچار شده ايم پرداخت و گفت: حرف ماركس اين بود كه سرمايه داري به سر عقل مي آيد و وقتي فرو مي پاشد فئوداليزم و در مرحله بعد به كمونيزم مي رسد.
وي ادامه داد: ماركس معتقد بود؛ در دوره فئوداليزم ارتباط بين مردم از اينرو كه افراد زيادي كنار هم نيستند، با هم كم است و خودآگاهي طبقاتي بوجود نمي آيد، اما با شروع موج دوم و بوجود آمدن سرمايه داري و شكل گرفتن كارخانه ها، ارتباط مردم در كارخانه ها موجب بوجود آمدن خودآگاهي طبقاتي مي شود و اين سبب فرو ريختن سرمايه داري و شكل گيري كمونيزم مي گردد.
عباسي در ادامه با تاكيد بر اين نظر ماركس كه پس از دوره فئوداليزم در روستاها به دوره سرمايه داري در شهرها و كارخانه ها در نهايت به دوره كمونيزم مي رسيم، گفت: از نظر ماركس پايداري نظام سرمايه داري متغير خودآگاهي طبقاتي است.
نظام سرمايه داري براي اينكه خودآگاهي طبقاتي بوجود نيايد، مردم را در پادگان ها و با ساختن خانه هاي سازماني، دور هم جمع كرد
رئيس مرکز بررسیهای دکترینال امنیت بدون مرز با اشاره به تعبيري كه مرحوم شريعتي از قول شوارتز نقل كرده، گفت: نظام سرمايه داري به سر عقل آمد و براي اينكه خودآگاهي طبقاتي بوجود نيايد، مردم را در پادگان ها، كارخانه ها و با ساختن خانه هاي سازماني براي هر قشر، دور هم جمع كرد، ولي از هم جداشان كرد كه به همديگر اطلاعات را منتقل نكنند و با اين كار جلوي خودآگاهي طبقاتي را گرفت.
وي با بيان اينكه شاه به پيروي از نظام سرمايه داري، پول هاي بادآورده نفت را در ساخت ارتش و صنعت نفت هزينه كرد، گفت: حداقل دو ارگان قبل از انقلاب خانه سازماني داشتند يكي صنعت نفت و ديگري ارتش، با اين كار آگاهي طبقاتي كه در پالايشگاه ايجاد مي شد ديگر به جامعه منتقل نمي شد.
عباسي با انتقاد از تقليد كوركورانه اي كه بعد از انقلاب در جامعه سازي رخ داد، گفت: پس از انقلاب كنار هر شهري به هر گروهي زميني داده و براي هر گروه خانه هاي جدايي ساخته شد و اين يعني رنگ هاي فرش را جدا كرده و هر كدام را كنار هم در گوشه اي گذاشتند در حالي كه جامعه يك هرم كامل است هرم دولت، ملت و نظام.
رئيس مرکز بررسیهای دکترینال امنیت بدون مرز با بيان اينكه يكي از معضلات اصلي فرهنگي ما اين است كه همان روش غلطي كه غربي ها در پيش گرفتند را، در پيش گرفتيم، گفت: اگر در يك محله صنف هاي مختلف در كنار هم قرار گيرند خلقيات فرهنگي شان در هم اثر مي گذارد.
وي يكي از دلايل بالا بودن مشكلات فرهنگي در جامعه را، تفكيك صنف هاي مختلف فرهنگي و شغلي از يكديگر دانست و افزود: وقتي گروه هاي امنيتي و اطلاعاتي از ميان مردم خارج مي شوند سطح امنيت جامعه در ساعات غير كاري پايين مي آيد، همچنين وقتي عناصر فرهنگي مانند معلمان در ميان مردم نباشند سطح فرهنگي مردم كاهش ميابد.
عباسي با تاكيد بر اينكه ما در ملت سازي دچار مشكل هستيم، گفت: يكي از نمونه هاي اشتباه در ملت سازي ما اين است كه در دوره ملت سازي مردم را از هم جدا كرديم.
ادامه دارد...
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰