خطبه عقدي كه حضرت علي براي مادر و پسر خواندند
کد خبر:۱۵۷۹۵۳
حكايت‌هايي پيرامون علم امام علي(ع)؛

خطبه عقدي كه حضرت علي براي مادر و پسر خواندند

بررسی عملکرد امام علی(ع) در مقام‌های مختلف نشان از علم بالای ایشان دارد؛ یکی از این موارد در مورد ماجراي خطبه عقدي است كه حضرت علي براي مادر و پسر خواندند.
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، پروانه شكري، زن حامله‌اي را نزد خليفه عمربن خطاب آوردند، پس از او سوال نمودند به زنا اعتراف كرد، خليفه امر كرد زن را رجم و سنگسار نمايند، پس علي (ع) به خليفه فرمود: «حكم تو درباره او مجري است ولي بر طفلي كه در رحم دارد تو را تسلطي نمي‌باشد؛ زيرا آن بچه بي گناه است، قتلش جايز نيست.»
 
زن را رها كردند و به راه خود رفتند. آن گاه عمر گفت: «عاجزند زنان عالم كه بزايند مثل و مانند علي، اگر علي نبود عمر هلاك شده بود.»

مادري كه به ازدواج پسر خويش درآمد!

مرحوم علامه مجلسي در بحارالانوار نقل كرده است كه در زمان حكومت عمر زني از يك قبيله متشخص با يك مرد كم ارزشي وصلت كرد، از  آن جهت كه اين وصلت برخلاف ميل برادرهاي زن و قبيله وي بود باعث جدايي زن و شوهر شدند و پس از مدتي از خواهر خود درخواست كردند كه نفي ولد كند و ادعا كند كه اين پسر فرزند او نيست.
 
زن هم به ناچار فشار قبيله پسر خود را از خويش راند و گفت، تو فرزند من نيستي و اصلا به من نامحرمي.

جوان كه خانواده‌اش وي را به دليل تعصبات قومي نمي پذيرفتند به نزد خليفه دوم رفت و دادخواهي ‌كرد؛ عمر دستور داد كه زن را احضار كنند.

زن به اتفاق 4 برادر كه از افراد سرشناس بودند و چهل نفر شاهد كه برادرها آن را تطميع كرده بودند كه نزد خليفه شهادت بدهند كه خواهرشان باكره است، حاضر شد.

زن و آن 45 نفر مرد شهادت دادند كه اين پسر فرزند اين زن نيست و اين پسر جوان مزاحمت ايجاد كرده است.

عمر دستور داد كه جوان را از زنداني كنند، جوان دست به دامان علي بن ابي‌طالب شد و از ايشان كمك خواست، امام از خليفه دوم پرسيد: «آيا اجازه  مي دهي من در اين جريان قضاوت كنم؟» عمر خطاب به علي (ع) گفت: «از پيامبر شنيدم كه مي فرمود داناتر از همه شما علي (ع) است.»

امام علي(ع) به برادرهاي زن رو كرد و پرسيد: «آيا قضاوت مرا درباره خواهرتان كه باكره است مي پذيريد؟» آنان نيز قبول كردند، امام با چهار صد درهمي كه خود همراه داشتند شروع كردند به خواندن خطبه عقد براي اين زن و پسر، و آن چهارصد درهم را مهريه زن قرار دادند.

بعد آن درهم ها را به پسر جوان داده و فرمودند: «اين مهريه را بريز به دامن زنت، و پيش ما نيا مگر اين كه آثار غسل از چهره‌ات آشكار باشد: در اين هنگام فرياد زن بلند شد، كه اين پسر من است و مادر را به پسر تزويج نمي كنند.»
پربازدیدترین آخرین اخبار