کد خبر:۱۵۸۰۴۴
پنجمین نشست از سلسله نشست‌های الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت؛

قائمي‌نيا: علم دینی در جامعه ما هنوز استارت نخورده و ما تنها ضرورتش را احساس می‌کنیم

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی گفت: هنوز علم دینی در جامعه ما استارت نخورده و ما تنها ضرورتش را احساس می‌کنیم. 
به گزارش خبرنگار علمي «خبرگزاري دانشجو»، حجت الاسلام دکتر علیرضا قائمی نیا عصر روز گذشته در پنجمین نشست از سلسله نشست های الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت كه با هدف بررسی اندیشه ها و تحلیل مبانی حوزه علوم انسانی به همت گروه مطالعات توسعه اسلامی موسسه تحقیقات و توسعه اقتصادی دانشگاه تهران برگزار می شود،  در دانشكده اقتصاد دانشگاه تهران با ارائه مقاله ای با عنوان «پیشرفت و مبانی معرفت شناختی پیشرفت در علوم انسانی» به تبیین نظرات خود پرداخت.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در ابتدا علم را فرآیند حل مسئله معطوف به واقعیت دانست و افزود: کسی که بخواهد در حوزه علم دینی کار کند باید یکی از نگاه های رئالیستی به علم را بپذیرد.
 
وی با اشاره به اصول فلسفه و روش رئالیسم شهید مطهری اضافه کرد: اگر تفکری بخواهد در مقابل تفکر دینی باشد، قطعا روشی غیر از رئالیسم خواهد بود.

قائمی نیا در ادامه گفت: کسی که در حوزه اقتصاد اسلامی کار می کند نمی تواند فارغ از اقتصاد غرب و بدون توجه به آن، اقتصاد اسلامی تاسیس کند؛ زیرا معرفت یک فرآیند تدریجی و زمان مند و جمعی است و هیچ دانشمندی نمی تواند کار خود را از صفر آغاز کند و هیچ گاه حتی در حوزه معارف اسلامی نباید توقع داشت که یک تئوری کار علم را یکسره کند و این مسئله که معرفت جمعی شکل می گیرد موجب آن می شود که یک ایده برای تبدیل شدن به یک تئوری تنومند نیاز به مطرح شدن در جامعه عالمان داشته باشد و هر اتفاقی حتی اگر در عالم اسلام بخواهد رخ دهد، اگر بخواهد اتفاق علمی ماندگاری باشد، باید ناظر به پرسش ها و جواب های این پرسش ها و تئوری هایی که در غرب مطرح می شود، باشد؛ به اين ترتيب تاثیر تفکرها بر یکدیگر را نمی توان انکار کرد.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در ادامه به این نکته اشاره کرد که تفکر معاصر غربی را باید به عنوان یک کل در نظر گرفت؛ چرا كه تفکر غربی اصالتا یک تفکر کل نگر است و نمی توان در یک حوزه منقطع از حوزه های دیگر کار کرد، بلكه باید موجودی تفکر غربی را به عنوان یک کل مورد بررسی قرار داد؛ در این بررسی کل نگر در مواجهه تفکر غربی با آنچه در عالم اسلام است دو حالت رخ می دهد؛ اول آن که تعارضی پیش نیاید که در آن صورت تئوری را نمی توانیم رد کنیم، اما در صورت به وجود آمدن تعارض باید دید که خود تئوری مشکل دارد یا مبانی معرفت شناسی آن؟ و سپس باید سعی کرد با کمترین  دخل و تصرف تعارض را حل کرد؛ مگر اینکه ممکن نباشد.

وي گفت: علم دینی درون یک مثلث شکل می گیرد که یک راس آن علوم غربی و راس دیگر آن معارف اسلامی است و از ترکیب این دو راس راس سوم علوم دینی شکل می گیرد، بنابراين اینکه بخواهیم تنها با نظر به فقه یا اخلاق اسلامی اقتصاد اسلامی را تاسیس کنیم، اشتباه است و در نظر گرفتن معارف اسلامی شرط لازم است و نه کافی و باید برای تاسیس یک علم اسلامی به اسلام هم همان طور که هست به عنوان یک کل نگاه کرد و در تاسیس علوم دینی تمام این کل را در نظر گرفت.

قائمی نیا سپس به بررسی رابطه میان علم و دین پرداخت و افزود: دین می تواند دو نوع رابطه بیرونی و درونی با علم داشته باشد كه منظور از رابطه بیرونی تاثیر دین در مبادی علم است و دین قطعا می تواند در مبادی تاثیرگذار باشد؛ چون هویت متافیزیکی دارد.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تصريح كرد: البته آن تحلیلی که در حال حاضر انسان شناسان در برخی جریانات از علم دارند و دین را هم در کنار پدیده های فرهنگی دیگر در نظر می گیرند، جایگاه اصلی دین را بیان نمی کند، بنابراين دین را باید در باطن و اساس یک فرهنگ قرار بدهیم و علومی که در آن فرهنگ پیدا می شود هم قطعا متاثر از آن چیزهایی است که در دین وجود دارد، در نتیجه اولین تاثیر دین در مبادی متافیزیکی و پیش فرض های غیر تجربی علوم است و محور دوم تاثیر دین در اخلاقیات علم است و باید بین اخلاقیات دانشمند و اخلاقیات علم تفاوت قائل شویم؛ مثلا منظور ما از اخلاقیات پزشکی اخلاق پزشکان نیست، بلکه خود نظریات علمی در باطن با ایده های اخلاقی گره خورده اند و حوزه علوم انسانی و علوم تجربی نمی تواند فارغ از اخلاق دینی رشد کند، به اين ترتيب توجه به اخلاق دینی شرط لازم است، اما شرط کافی نیست.

وی تصريح کرد: تاثیر درونی علم یعنی تاثیر دین در قالب و محتوای علم؛ ممکن است علم از دین به طور صریح ایده بگیرد و این تاثیر را می توان تاثیر تحت الفظی دین در علم دانست و تاثیر دیگر دین که تاثیر استعاری دین در علم می نامیم تاثیر دین در مدل های علمی حاکم است و دین می تواند در فرضیه پردازی ها تاثیر بگذارد؛ برای مثال اصل ماندگاری حرکت در مکانیک را دکارت از اعتقاد دینی خود برداشت کرد که چون خدا خالق عالم ثابت  و تغییر ناپذیر است، بنابراین این ثبات باید در مخلوقات خدا هم باشد و در نتیجه باید مقدار حرکت عالم ثابت باشد، البته ممکن است یک اعتقاد دینی در ذهن دانشمندان فرضیه های مختلفی ایجاد کند.

قائمی نیا در ادامه گفت: البته نباید انتظار داشته باشیم دین در علوم تجربی انقلاب ایجاد کند، اما در حوزه علوم انسانی ورود یک اعتقاد دینی می تواند یک انقلاب علمی و یک انقلاب مفهومی ایجاد کند؛ یعنی کل اقتصاد و جامعه شناسی را متغیر کند و اگر تا کنون این اتفاق نیفتاده به این خاطر نبوده که نمی تواند و به این دلیل است که این مسئله را جدی نگرفته اند و روی آن کار نشده است.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی افزود: نباید انتظار داشته باشیم که علم دینی یک علم واحد باشد و در علم دینی امکان تکثر وجود دارد؛ برای مثال ما اقتصاد اسلامی نداریم و اقتصادهای اسلامی داریم، چون پیوند محتوای درونی علم با مبانی دینی یک پیوند مکانیکی نیست که با آن مبانی به نتیجه های واحد برسیم و ممکن است فرضیه های مختلفی به وجود آید و در نتیجه آنچه در این چارچوب باید انتظارش را داشته باشیم، این است که علم های دینی مختلف در یک حوزه ظهور کنند.

وي در پایان گفت: هنوز علم دینی در جامعه ما استارت نخورده و ما تنها ضرورتش را احساس می کنیم بر اين مبنا كه علوم غربی بر محور غیاب خدا شکل گرفته لذا ما نیاز به تدوین علوم دینی داریم و آنچه ما در اینجا گفتیم یک پروژه تحلیلی برای شکل گیری علوم دینی بود.
 
در پايان جلسه دانشجويان به طرح سوالات خود در موضوع مورد بحث پرداختند.
 
ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار