بسیج، انقلاب و نظام اسلامی
کد خبر:۱۵۸۳۲۹

بسیج، انقلاب و نظام اسلامی

وقوع انقلاب بسیج را با رکود مواجه می کند. البته این امکان نیز وجود دارد که در اوایل انقلاب نظام های سیاسی برای مستحکم کردن خود از بسیج عمومی استفاده کنند. اما معمولا در این زمان مهمترین دغدغه مسئولین جدید، نظام سازی بر اساس ایدئولوژی انقلاب است.
گروه پرونده ويژه «خبرگزاري دانشجو» - عقيل صابر؛
 
بسیج و انقلاب در علم سیاست دو واژه‌ی کلیدی هستند که بیشتر از تمام حوزه‌ها در حوزه‌ی جامعه شناسی سیاسی مطرح می‌شود. اصولا بسیج برای انقلاب بوجود می‌آید. البته بسیج صرف به انقلاب منتهی نمی‌شود؛ و به ارکان دیگری نیز نیاز است تا انقلاب رقم بخورد. ارکانی که برای هر انقلابی ضروری است علاوه بر بسیج گسترده‌ی مردم، داشتن رهبری قوی و ایدئولوژی نافذ را نیز شامل می‌شود.
 
عموما اصل بر این است که بسیج قبل از انقلاب و در حین انقلاب انجام می‌گیرد و بعد از آن توده‌ها دوباره از عرصه سیاست دور می‌شوند چرا که نظامی که از انقلاب سر بر می‌آورد به دنبال نهاد سازی است که برای دوباره جامعه پذیر کردن توده‌ها ضروری است.
 
اصولا همان طور که گفته شد وقوع انقلاب بسیج را با رکود مواجه می‌کند. البته امکان این نیز وجود دارد که در اوایل انقلاب نظام‌های سیاسی برای مستحکم کردن خود از بسیج عمومی استفاده کنند اما معمولا از مهم‌ترین دغدغه های نخبگان سیاسی این است که توده های انقلابی را دوباره هنجار پذیر کنند. چرا که در جریان و نیز بعد انقلاب‌ها معمولا اطاعت پذیری توده‌ها به علت فضای انقلابی به شدت کاهش پیدا می‌کند؛ و به همین منظور بعد از انقلاب‌ها نهاد های قانونی جانشین شور توده ای می‌شوند.

در جمهوری اسلامی ایران نیز بسیج توده های مردم در قبل از انقلاب اسلامی رخ داد؛ و در جریان انقلاب نیز نقش بسیج مردمی بسیار چشمگیر بود. یکی از عوامل مهم پیروزی انقلاب اسلامی وجود ارکان اصلی برای یک انقلاب بود. انقلاب اسلامی به صورت توامان دارای قدرت بسیج، رهبری شکوهمند و نیز ایدئولوژی نافذ بود.

 اصولا وقتی اهداف با یکدیگر تفاوت داشته باشند مسیرهایی نیز که طی می‌شوند متفاوت خواهند بود. انقلاب اسلامی انقلابی برای اسلام بود و طبعا با انقلاب‌های جوامعی که که ایدئولوژی غیر دینی داشته باشند تفاوت زیادی دارد. بنابراین طبیعی به نظر می‌رسد که برای به ثمر رساندن آرمان‌های اسلامی به امت اسلامی نیاز است؛ و به همین دلیل بر خلاف انقلاب‌های غیر دینی در انقلاب اسلامی توده های مردم از صحنه حذف نمی‌شوند البته این بدان معنی نیست که نظام اسلامی نظامی توده ای است بلکه بالعکس نهادهای قانونی نیز بعد از انقلاب گسترش می‌یابد. باید به این توجه داشت که بسیج مردم در قبل و بعد از انقلاب اسلامی ماهیتا متفاوت است. بسیج در قبل از انقلاب رسالتی تخریب گر، یعنی یک جنبش برانداز علیه رژیم پهلوی بود و در بعد از انقلاب رسالت آن تغییر یافت یعنی اینکه به جای انقلاب همین حرکت جمعی و مردمی در راستای پیشرفت و سازندگی کشور واقع شد.

سازمان بسیج در جمهوری اسلامی سازمانی بوده که هدف آن حفظ و حراست از دستاوردهای انقلاب اسلامی و قیام مردمی بوده و هست. به همین دلیل است که مردم برای حفظ دستاوردهای قیام خود، خود را در بسیج سازماندهی کردند و آمادگی خود را برای دفاع از میهن اسلامی اعلام داشتند.

 پس از آذر 58 و فرمان تشکیل بسیج، اولین مراحل سازماندهی بسیج به آمادگی‌های نظامی برای دفع خطر احتمالی حملات نظامی دشمنان معطوف شد. پس هدف از تشکیل بسیج آموزش مردم و نیز فراهم کردن زمینه‌هایی برای دفاع از کشور بود. با آغاز جنگ تحمیلی نیروهای داوطلب آموزش دیده‌ی بسیجی در جهاد علیه نیروهای بعثی در جنگ‌های نامنظم و کوچک شرکت کردند. مهم‌ترین آنچه که می‌توان در مورد بسیج در این دوران گفت این است که انگیزه مهم‌ترین عامل بسیج مردم بود.
 
مردمی که حاضر بودند جانشان را در راه آرمان‌های اسلامی فدا کنند و اینک اقتضا می‌کرد که در عرصه‌ی جهاد فعالیت کنند کمااینکه در دوران‌های بعدی امور دیگری اولویت داشت که سمت و سوی کار های بسیج را به سمت عمران و آبادانی کشور، امور فرهنگی و ... سوق داد. در سال 1361 به استناد اساسنامه ی سپاه پاسداران سازماندهی، مدیریت و فرماندهی بسیج به عهده‌ی سپاه گذاشته شد و هدف افزایش توانایی‌های آحاد مردم داوطلب در زمینه های نظامی، دفاعی و کمک به مردم در هنگام بروز بلایای غیر مترقبه بود.
 
با شروع جنگ سپاه پاسداران که تا قبل از آن مسئولیت امنیت داخلی را بر عهده داشت برای کمک به ارتش وارد عمل شد متعاقبا بسیج نیز به عنوان زیر مجموعه‌ی سپاه به صورت گسترده وارد عرصه‌ی دفاعی شد که شور آ فرینی های بسیاری در عرصه‌ی جبهه داشت. نیرویی که طیف وسیعی از مردم مسلمان از نوجوان تا کهنسالان را در بر می‌گرفت.

 در عملیات‌هایی که سپاه پاسداران انجام می‌داد عمدتا طیف وسیعی از نیروهای داوطلب بسیجی شرکت می‌کردند که در میان آن‌ها تعداد زیادی نوجوان و جوان نیز حضور داشتند. این امر باعث شد که مسئولین سپاه به فکر استفاده‌ی سازماندهی شده از این پتانسیل مخلص بیفتند، لذا شور و نشاطی که در بین این نوجوانان و جوانان بود سپاه پاسداران را به تشکیل بسیج دانش آموزی ترغیب کرد.
 
در ابتدای امر شاید از لحاظ عملیاتی و امور نظامی این نوجوانان و جوانان از توانایی‌های هم سطح با سایر رزمندگان برخوردار نبودند اما حضور این نیروها باعث دلگرمی جبهه‌ها می‌شد مضافا این که این گروه به همراه زنان هردو باعث افزایش اعتبار و وجهه‌ی بین المللی جمهوری اسلامی می‌شد. چرا که دنیا به چشم خود دید که این نیروها که در رژیم پهلوی دچار بی تفاوتی سیاسی شده بودند اینک برای حفظ نظام مقبولشان در صفوف مقدم جبهه جان بر کف برای عقایدشان می‌جنگند؛ و بسیج دانش آموزی و به طور کلی نوجوانان و جوانان تا جایی پیش رفتند که امام خمینی (ره) از شهید حسین فهمیده به عنوان رهبر یاد کردند.

 در طول جنگ تحمیلی 550000 دانش آموز بسیجی به جبهه‌ها اعزام شدند که 36000 شهید، 3853 جانباز، 2433 آزاده تقدیم به انقلاب کردند. رفته رفته بسیج شمار زیادی داوطلب را جذب جبهه‌ها کرد که این داوطلبان طیف وسیعی از نوجوانان تا کهنسالان، تحصیل کردگان و بی سوادان، متخصصان و کارگران و ... را در بر می‌گرفت. ترویج بسیج تا جایی پیشرفت کرد که ما شاهد شکل گیری بسیج عمومی به معنای واقعی کلمه بودیم؛ و این پایه‌ی شکل گیری فرهنگ بسیجی گردید. کارکرد بسیج به گونه ای مثبت و اثربخش بود که حاصل آن جوانه زدن و رشد فرهنگ و تفکر بسیجی بود که نیروهای مردمی آرزوی برخورداری آن را داشتند.

 فرهنگ بسیجی برگرفته از فرهنگ اسلامی بود و نماد های آن نیز بالتبع مقدس شمرده می‌شوند. چفیه، مهر جبهه، سربند و ... نماد های فرهنگ بسیجی بودند. این فرهنگ، فرهنگی نبود که محصور در مرزها بماند لذا می‌بینیم که این فرهنگ به کشورها مبارز اسلامی همچون لبنان، فلسطین، بوسنی و ... صادر شد. پیشانی بندهایی با شعارهایی خدایی به رنگ‌های سبز و سفید و سرخ از پیشانی رزمندگان به قلب جوانان فلسطینی، لبنانی و بوسنیایی و دیگر رزمندگان مسلمان پرواز کرد.

 بسیج دیگر از حالت طفولیت خارج شد و از یک موضوع ذهنی به یک امر عینی تبدیل گشت و خدمات بسیاری در طول جنگ تحمیلی ارائه داد به گونه ای که شایستگی بسیج در بین مخالفان و موافقان آن نهاد قابل چشم پوشی نبود. این فرهنگ رفته رفته به نقطه‌ی اوج خود می‌رسید تا اینکه قطعنامه ی 598 به امضا رسید. امضاء قطعنامه باعث شد که بسیج با رکود مواجه شود چرا که کار ویژه‌ی خود را از دست داده بود. تا آن زمان بسیج برای اهداف نظامی طراحی شده بود. با پایان جنگ بسیج یکباره با بحران مواجه شد. سوالی که در این مقطع مطرح شد این بود که علت وجودی بسیج در این مقطع چه می‌تواند باشد؟

اگر نوجوان یا جوانی می‌خواست که از بسیج الگو بگیرد می‌بایست به عقب (جنگ) باز می‌گشت. در یک کلام می‌توان گفت که بسیج در آن دوره مد روز نبود و کسی نمی‌توانست از فرهنگ بسیجی الگو بگیرد. در این دوران برخی گمان‌ها بر این می‌رفت که بسیج منحل گردد. در این اوضاع و شرایط بود که ابتکار استراتژیک رهبری در تبدیل واحد بسیج مستضعفین به نیروی مقاومت بسیج مانع از شدت گرفتن هرچه بیشتر بحران گردید.

این ابتکار که به ارتقاء و تقویت سازمان بسیج انجامید نگرش منفی حاکم بر جامعه را که در پی تضعیف و یا انحلال بسیج بود، به یکباره متحول کرد و چالش‌های ذهنی بوجود آمده، موجب گردید، اندیشه انحلال مغلوب گردد.

ابتکار فرمانده معظم کل قوا، علاوه بر ره آورد نگرشی که احیا دوباره بسیج را موجب گردید، جهت عملی و کنشی آن نیز معلوم کرد. در تبیین ماموریت و وظایف نیروی مقاومت، هدف از تشکیل را جذب نیرو، آموزش، سازماندهی، بکارگیری، تجهیز و حفظ و انسجام بسیجیان دانسته‌اند. یعنی هدف از تشکیل بسیج، ایجاد آمادگی لازم برای دفاع است. اصل بسیج، آمادگی است، هرچند در صحنه عمل و واقع، از خود فعالیتی نشان ندهد.
 
با این بیان، فلسفه وجودی بسیج را تثبیت نموده و ضرورت آن را محرز دانسته‌اند و در تشریح ماموریتی دیگر، همکاری با دولت و وزارتخانه ها را از وظایف بسیجیان بر شمردند که در واقع نواندیشی در رویکرد بسیج حاصل شده است. نواندیشی در رویکرد به بسیج تا سال 1370 ادامه یافت تا جهت‌ها و حدود اندیشه نوین مشخص گردد که در فرآیند سازندگی کشور، نقش و جایگاه خود را تحت عنوان بسیج سازندگی به دست آورد.

از سال‌های 74، 75 به بعد کارکرد فرهنگی بسیج، جای خود را به کارکردهای اجتماعی داد که در قالب همکاری با دولت و وزارتخانه ها اقدامات موثری به انجام رسانید. درحقیقت اگر حرکت توده ای میلیونی رادر دوران انقلاب بسیج سیاسی بنامیم و حضور بسیجیان در جنگ و دفاع مقدس را بسیج نظامی قلمداد نمائیم، این مقطع عمر بسیج را می‌توان بسیج اجتماعی فرض کرد زیرا فعالیت‌های اجتماعی بسیج هم از نظر تنوع، هم از نظر کمیت و هم از جهت کارآمدی و بهره وری، به نحو مطلوب و شایسته عمل نمود. طرح‌های ملی و دراز مدت ریشه کنی فلج اطفال، آموزش، بهداشت، سرشماری اماکن مذهبی، توزیع دفترچه درمانی روستائیان و غیره نمونه‌هایی از کارکرد اجتماعی بسیجیان می‌باشد.
 
دیدیم که بسیج در حیطه های مختلفی از جمله فرهنگی، علمی، سیاسی، سازندگی، اجتماعی، ورزشی و ... وارد شد و توانست دوباره خود را سازماندهی کند و همواره در راه آرمان‌های انقلاب ثابت قدم بایستد. بسیج پس از پشت سر گذاشتن مرحله‌ی بحرانی خود به ویژه در عرصه‌ی فرهنگی در زمینه‌ی آشکار کردن تهاجم فرهنگی دشمنان انقلاب توانسته خدمت بزرگی به نظام کرده باشد.
 
همچنین این بسیج بوده است که در شرایط مختلف اردوهای جهادی و سازندگی به کمک رسانی به مناطق محروم و فقیر نشین شتافته است. نقش بسیج در مقابله با جریان‌های سیاسی منحرف نیز شایان توجه است که به عنوان نمونه می‌توان به مقابله با جریان فتنه‌ی انتخابات دهم ریاست جمهوری اشاره کرد.
پربازدیدترین آخرین اخبار