شهادت مسلم و نقش بزرگان در جهت‌دهی افکار جامعه
کد خبر:۱۵۸۴۷۲
بررسي عوامل سعادت و شقاوت در واقعه كربلا - 1

شهادت مسلم و نقش بزرگان در جهت‌دهی افکار جامعه

یکی از عوامل بیعت شکنی مردم کوفه در نهضت حسینی، تاثیرگذاری مواضع بزرگان و روسای قبایل عرب در جهت‌دهی به افکار مردم بود.
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، پروانه شكري؛ مسلم بن عقیل، سفیر امام حسین (ع) به سوی مردم کوفه بود و از طرف امام دستور داشت که بیعت مردم را بستاند و به امام اطلاع دهد، اما همان طور که تاریخ گواهی می دهد مردم کوفه بر سر عهد و پیمان خود پایدار نماندند و به امام (ع) خیانت كردند.

با بررسی عوامل متعدد عهد شکنی مردم کوفه، می توان به نقش پر رنگ بزرگان و سرپرستان فکری عرب پی برد. بزرگان و پیشگامان جامعه عرب با موضع گیری نامناسب خود درباره مصلحت سیاسی جامعه موجبات  نکبت و بدبختی مردمان خویش را فراهم کردند و در جهت دهی افکار مردم به اشتباه گام برداشتند.

در جريان پراكندگي مردم از اطراف مسلم و تنها گذاشتن وي، بزرگان عرب بسيار تاثيرگذار بودند. يكي از عوامل عهد شكني مردم و وفا نكردن ايشان به پيمان خود با امام حسين (ع)، جهت گيري سياسي اي بود كه از طرف سرپرستان فكري و شيوخ كوفه به آنها القا مي شد.

بزرگان كوفه از طرف عبيدالله بن زياد يا تطميع شده بودند و يا دچار هراس و شك شده بودند و اين سستي آراء و افكار در مردم تاثير بسزايي گذاشت و سبب تنها ماندن مسلم در كوفه شد. به نقل از ابصارالعين بزرگان كوفه وقتي خود دچار تزلزل شدند مردم را با تهديد و تشويق از اطراف مسلم پراكنده ساختند به نحوي كه در مدت كمتر از يك روز جمعيت بسياري كه با مسلم بيعت كرده بودند از پيرامون وي متفرق شده و او را تنها و سرگردان در شهر كوفه رها كردند.

لغزش سران فكري جامعه و اتخاذ سياست هاي نادرست آنان تاثير بسيار مخرب تري بر سرنوشت جامعه مي گذارد؛ چرا كه يك شخص عادي نفوذ كلام كمتري دارد و كمتر عاشق مي شود و تاثيرگذاري وي ناچيزتر از بزرگان فكري است كه با گرايش به سياست هاي نادرست، جامعه را به هلاكت و نابودي مي كشانند.

تاريخ سرشناسان زيادي را سراغ دارد كه با اتخاذ تصميم هاي درست يا اشتباه مسير جامعه و تاريخ را رقم زده اند. به عنوان مثال مسلم سفير امام حسين (ع) با شجاعت تمام تا آخرين لحظه حيات دست از دفاع و حمايت امام حسين (ع) و نهضت ايشان بر نداشت و بسيار ايثارگرانه و با از خود گذشتگي جان خويش را فدا كرد، اما افرادي مانند شريح قاضي نه تنها مردم را به دفاع از مسلم و ياري او فرا نخواندند بلكه با ابن زياد در پراكنده كردن مردم از اطراف مسلم همكاري كردند.

ثابت قدم تا لحظه آخر

اما در مقابل آنان، افرادی همانند مسلم، سلحشورانه تا آخرین لحظه عمر خویش به دفاع از امام پرداختند و با ایثار و از جان گذشتگی مثال زدنی سعی در حمایت  از نهضت حسینی داشتند.
 
در ترجمه کتب ابصارالعين، آمده است که مسلم حتی هنگامی که در چنگال دشمن اسیر شده بود نگران سرنوشت خویش نبود بلکه دلهره و نگرانی وی بابت مولایش بوده است. وی به محمد بن اشعث می گوید: «آيا مى‏توانى فردى از ناحيه خود اعزام كنى تا از زبان من، حسين عليه السّلام را در جريان امر قرار دهد؛ چرا كه مى‏دانم آن حضرت امروز يا فردا به همراه خانواده‏اش به سوى شما حركت خواهد كرد، تو مى‏دانى كه براى اين قضيه تا چه پايه ناراحتم.

پيك تو به حسين بگويد: مسلم كه خود در دست سپاه دشمن اسير است و مشخص نيست تا شب زنده بماند، مرا نزد شما فرستاده و مى‏گويد: با خانواده‏ات‏برگرد و مردم كوفه تو را نفريبند، اينان همان ياران پدر تو بودند كه آرزو مى‏كرد با مردن، يا كشته شدن، از شرّ آن‏ها رهايى يابد، به راستى مردم كوفه به من و تو دروغ گفتند و انسان دروغگو استقلال رأى ندارد.»

گریه مسلم در هنگام اسیری

مسلم بن عقیل پس از اسیر شدن در دست سپاهیان عبیدالله شروع به گریه کرد، دشمنان او را نکوهش کردند وبه او گفتند: «كسى كه در پى خواسته‏اى چون خواسته تو است، هرگاه مشكلى نظير مشكل تو برايش پيش آيد، نبايد گريه كند.»
 
مسلم در جواب گفت: «به خدا سوگند! من براى خود گريه نمى‏كنم و براى كشته شدنم نوحه‏سرايى نمى‏نمايم، هر چند لحظه‏اى علاقمند به نابودى آن نباشم، ولى براى خاندانم كه به سوى من مى‏آيند، گريانم، براى حسين و خاندانش گريه مى‏كنم»
 
یقین مسلم به اعتقادات خویش سبب ثبات قدم وی شد

گفت وگوی مسلم با عبیدالله بن زیاد در دارالاماره کوفه نشان از ایستادگی و ایثار مسلم در راه قیام امام حسین (ع) دارد و با تامل در سخنان مسلم می توان به راحتی به استقامت وی دردفاع از حق و پافشاری وی بر عقیده خویش پی برد.

در کتاب تاریخی سلحشوران طف گفت وگوی مسلم بن عقیل با عبیدالله زیاد این چنین نقل شده است: «اى پسر عقيل! مردم، متحد و يكپارچه بودند، چرا به سوى آنان آمدى تا آن‏ها را پراكنده سازى و ميان برخى با بعضى ديگر دشمنى ايجاد كنى؟»

مسلم گفت: «من هرگز! براى چنين كارى بدين جا نيامده‏ام، ولى مردم اين شهر مدعى شدند كه پدرت، برگزيدگان و خوبان آنان را كشته و خونشان را به زمين ريخته و با آنان چون كسرى و قيصر رفتار كرده است و ما نزدشان آمديم تا مردم را به عدالت فرمان داده و آنان را جهت عمل به دستورات كتاب الهى، فرا بخوانيم».عبيد اللّه با عتاب به مسلم گفت: «فاسق! تو را چه كار به اين كارها؟ آن زمان كه تو در مدينه شراب مى‏نوشيدى، مگر ما ميان اين مردم به عدل و انصاف عمل نمى‏كرديم؟!»

مسلم فرمود: «من شراب مى‏نوشم؟! به خدا سوگند! خدا آگاه است كه تو دروغ مى‏بافى و بدون علم و آگاهى سخن بر زبان مى‏رانى، من آن گونه كه تو مى‏گويى نيستم، سزاوارتر از من به نوشيدن شراب كسى است كه دستش به خون مسلمانان آغشته است و انسان‏هايى را كه خداوند كشتن آن‏ها را حرام دانسته، بدون هيچ جرمى به قتل مى‏رساند و خون‏هاى محترم را بر زمين مى‏ريزد و از سر خشم و عداوت و بدگمانى، مردم را از دم تيغ مى‏گذراند و خود به لهو و لعب مشغول است و گويى كارى انجام نداده است.»

ابن زياد به او گفت: «فاسق! تو آرزوى [خلافت‏] در دل داشتى كه خداوند تو را بدان نرساند و شايسته آن ندانست.»

مسلم در پاسخ وى گفت: «ابن زياد! چه كسى شايسته آن است؟»

عبيد اللّه گفت: «امير المؤمنين يزيد!!»

مسلم گفت: «خدا را سپاس! ما به داورى خدا بين خود و شما راضى هستيم»

عبيد اللّه گفت: «گويى به گمانت شما در آن [خلافت‏] حقى داريد؟»

مسلم پاسخ داد: «گمان نيست، بلكه يقين داريم.»

عبيداللّه گفت: «اگر تو را به گونه‏اى كه در اسلام بى‏سابقه باشد نكشم، خدا مرا بكشد!»

مسلم فرمود: «تو از همه به بدعت‏گذارى در دين سزاوارترى و از كشتار دردناك و از انجام عمل زشت مثله و بدرفتارى و نكوهش مردم در صورت غلبه بر آن‏ها، بر همه پيشى دارى»

ایثار و از خود گذشتگی مسلم

در واقعه بیعت شکنی مردم کوفه و شهادت مسلم آن چه بیش از همه چشم گیر است، ایثار و از خود گذشتگی مسلم است تا آن جا که در سخت ترین لحظات در فکر حمایت از امام حسین (ع) بود. تفاوت عمیق مسلم با بقیه بزرگان عرب در نوع نگرش آنان به دنیا است. روسای قبایل عرب به جهت ترس یا تطمیع دست از حمایت امام برداشتند و ایشان را تنها گذاشتند، اما مسلم در سخت ترین شرایط پیمان شکنی نکرد و با ایثاری مثال زدنی از امام زمان خویش حمایت کرد.
 
سخن امام حسین (ع) هنگام شنیدن خبر شهادت مسلم

هنگامی که خبر شهادت مسلم به امام حسین (ع) رسید، حضرت كلمه استرجاع [إنا للّه و إنا إليه راجعون‏] بر زبان جارى ساخت و چند بار فرمود: «خداوند آن دو را (مسلم و هانی) مشمول رحمت خويش گرداند» به طور قطع کسانی که با از خود گذشتگی امام زمان خویش را یاری می کنند، الگوهای والایی برای بزرگان وسرپرستان فکری جامعه هستند.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار