پايان، آغاز شده است!
کد خبر:۱۵۸۶۲۰

پايان، آغاز شده است!

نباید تردید کرد که جهان پس از بیداری اسلامی و جهان پس از جنبش اشغال وال‌استریت و جهان پس از رسوایی سیستم لیبرال سرمایه داری با جهان پیش از این حوادث شگرف، متفاوت خواهد بود ...
گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو» - سید مصطفی خاتمی؛ شرایط و وقایع کنونی جهان، به گونه ای نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت. گوشه گوشه دنیا حوادث جدیدی را تجربه می‌کند.

بحران مالی جهانی در چند سال گذشته که بیش و پیش از همه جهان غرب را درگیر خود نمود، پس از فرودی ملایم دوباره اوج گرفته است، طی سال‌های گذشته کمپانی‌های بزرگ مالی و اقتصادی در غرب ورشکسته و بسیاری از صنایع و تجارت‌های بزرگ دنیا مستقیم یا غیرمستقیم متضرر شده‌اند.

یک سال پیش و در پی جرقه‌ای بسیار کوچک و ناچیز در تونس، موجی از اعتراضات سرکش، منطقه شمال آفریقا و خاورمیانه را در بر گرفت و بهار عربی، اکنون به اعتراف مقامات صهیونیست در حال تبدیل به بهار اسلامی است. این تحولات با سرعتی فزاینده پیش رفت تا آنجا که مبارک، یکی از اصلی‌ترین شرکای اسرائیل در منطقه، سقوط کرد و خاطر غاصبان قدس، مشوش و آشفته شد.

و مدتی بعد طوفان اعتراضات به شکلی بی سابقه، ابتدا در اروپا و سپس در ایالات متحده وزیدن گرفت، گرچه به نظر می‌رسد سخن معترضان در غرب، مبدأ و مبنایی متفاوت از کشورهای منطقه ما دارد، اما نمی‌توان همزمانی آن را بر پایه تصادف دانست؛ بماند که بسیاری از معترضان اذعان داشته‌اند که در روش‌های اعتراضی خود، از حرکت مردم خاورمیانه به ویژه تحصن میدان التحریر قاهره الگو گرفته‌اند.

از همان ابتدای اتفاقات در کشورهای منطقه ما، نظری‌های مطرح شد به این مضمون که این حوادث بازی پشت پرده غرب و یا حداقل آمریکاست.
 
با این استدلال که غرب با این خیمه شب بازی قصد دارد اذهان را منحرف و مهره‌هایی جدید، تازه نفس و البته ناشناس را بر سر کار آورد. البته تحلیلی دیگر بر فرضیه رقابت پنهانی و دیرینه اروپا و آمریکا استوار است و آن اینکه وقایع جاری، طراحی پیچیده آمریکا برای افزایش قدرت و نفوذ خود و حذف یا کاهش جایگاه اروپا در منطقه است. طبعاً طرفداران این دو فرضیه رغبت چندانی برای حمایت صریح از حرکت‌های اعتراضی نداشتند.

مروری بر وقایع اخیر و جوانب و نتایج آن می‌تواند، فهم و تحلیل را آسان‌تر و دقیق‌تر کند.

فرض بر اینکه بپذیریم اعتراضات در منطقه شمال آفریقا طراحی غرب است؛ اما نمی‌توان پذیرفت که نتایج این طراحی ضرورتاً مطابق میل غرب رقم خورده است. بیشک حوادث بحرین که با دخالت صریح عربستان و حمایت از دیکتاتور این کشور همراه شد، نمی‌تواند دقیقاً مطابق طراحی غرب باشد.
 
اشغال سفارت اسرائیل در قاهره، پیروزی حزب اسلامگرای النهضه در انتخابات تونس به رغم ابراز نگرانی غرب و صهیونیست‌ها و در نهایت حرکتهای اعتراضی شیعیان در عربستان نشانههای دیگری است از اینکه مجموعه وقایع جاری تحت اختیار کامل غرب و یا آمریکا نیست، بنابراین به فرض پذیرش نقش فعال ـنه منفعلـ غرب در طراحی این حوادث، می‌توان چنین استنباط کرد که شرایط به گونهای رقم خورده است که کلّیت غرب یا آمریکا را وادار به تقبل چنین هزینه سنگین و ریسک خطیری نموده است؛ و این چیز کمی نیست.

شاید بهتر باشد از منظری دیگر به ماجرا بنگریم. غربی‌ها در مدیریت بحرانشان به خوبی آموختهاند که چگونه تهدیدها را تبدیل به فرصت کنند؛ از طرفی در بحران‌ها باید جرئت خطر کردن یا ریسک وجود داشته باشد.
 
بنابراین پس از آغاز بحران در منطقه آنان به جای تلاش برای حذف صورت مسئله، تمام توانشان را بر این متمرکز نمودند تا بر امواج حوادث تسلط یابند و ماهی خودشان از این آب گلآلود صید کنند و چه بسا در برخی جاها (از جمله سوریه) مشابهسازی نمودند. اینجاست که جنگ اراده‌ها تعیین‌کننده خواهد بود.

در چنین الگویی حوادث بحرین و یمن، اشغال سفارت اسرائیل و فرار سفیرش در قاهره و پیروزی اسلام گرایان در تونس از یکسو و حوادث سوریه، اقدامات شورای نظامی مصر، اقدامات عربستان و ورود ناتو به جنگ با لیبی از سوی دیگر، بهتر قابل تفسیر خواهد بود. به ویژه آنکه توجه کنیم برخی سران شورای انتقالی لیبی از سیاستمداران دوره قذافی بوده‌اند. دلقک بازی‌های متنوع و رنگارنگ ترکیهٔ لائیک در قبال حوادث منطقه نیز با این الگو سازگار به نظر می‌رسد.

و اما اعتراضات در اروپا و امریکا. حتی اگر چنان بدبین باشیم و از طرفی چنان قدرت پیچیده و مخوفی برای سازمان‌های جاسوسی غربی متصور شویم که تمام اتفاقات و اعتراضات غرب را نیز طراحی خودشان بدانیم، به هر حال باید بپذیریم که شرایط به جایی رسیده است که غرب یا آمریکا برای بقای خودش چاره‌ای جز تحمل چنین هزینه‌ها و ریسک‌هایی ندیده است؛ و این نشانه کوچکی نیست. گرچه چنین فرضی بیشتر به سناریوی فیلم‌های تخیلی دهه هفتاد و هشتاد میلادی می‌ماند.

واقعیت این است که سیستم لیبرال سرمایه داري غرب، خود معضل است، شرایط اقتصادی و عملکرد دولت مردان غربی بر مبنای خواست کارتل های بزرگ مالی و اقتصادی، شرایط را به نحوی رقم زده است که سیستم از درون در حال انفجار است.
 
اکنون اعتراضات دیگر محدود به چند روز و چند شهر در فرانسه یا انگلیس و آمریکا نیست، از سراسر اسپانیا و یونان گرفته تا ایتالیا و از شهرهای انگلیس گرفته تا ایالات و شهرهای مهم آمریکا و حتی کره جنوبی به عنوان بخشی از جهان تمدنی غرب، همه جا ناآرام و در تب و تاب است.

شاید تا مدتی پیش تصور اینکه تمدن غربی چنین ناآرامی و طغیان گستردهای را تجربه کند، چندان منطقی به نظر نمی‌رسید. اما این اتفاق واقع شده است.

هیچ بعید نیست که سیاست بازان غربی به هزار ترفند و فریب و تزویر، در نهایت این خروش و بلواها را بخوابانند، اما شکی نیست که این فریادها حکم آتش زیر خاکستر را خواهد یافت و روزی دوباره زبانه خواهد کشید. ممکن است این طوفان فرو نشیند، اما ...

اما، ماجرا چیز دیگری است، نباید تردید کرد که جهان پس از بیداری اسلامی ـ هر چند که با پیروزی کامل و تحقق همه اهداف همراه نباشد ـ و جهان پس از جنبش اشغال وال‌استریت و جهان پس از رسوایی سیستم لیبرال سرمایه داری با جهان پیش از این حوادث شگرف، متفاوت خواهد بود؛ چنانکه جهان پیش از انقلاب اسلامی ایران با جهان پس از آن کاملاً متفاوت است.

اينها همه حلقه هاي يك زنجيره اند كه طبق سنت الهي به سرنوشتي محتوم منتهي خواهد شد؛ ظهور، يك اتفاق دفعي، ناگهاني و بي مقدمه نيست؛ ظهور يك روند يا به اصطلاح فرنگي، يك پروسه است.
 
«إنّهم يرونه بعيداً و نراه قريباً»
 
پربازدیدترین آخرین اخبار