محاصره شعب؛ عهدنامه‌اي براي بريدن رگ هاي حياتي مسلمين
کد خبر:۱۵۸۶۴۴
اول محرم سالروز آغاز محاصره شعب ابي طالب؛

محاصره شعب؛ عهدنامه‌اي براي بريدن رگ هاي حياتي مسلمين

سران قريش از اينكه از نقشه‌هاي خود سودي نمي‌بردند سخت متأثر بودند، به همين دليل به فكر نقشه‌اي ديگر افتاده و خواستند به وسيله «محاصره اقتصادي» كه نتيجه آن بريدن رگ هاي حياتي مسلمانان بود از نفوذ و گسترش اسلام بكاهند و ...
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، فهيمه نوروزي؛ وسيله آسان براي كوبيدن اقليت هاي جامعه، مبارزه منفي است كه شالوده آن را اصل اتحاد و اتفاق اكثريت تشكيل مي دهد. مبارزه مثبت به وسايل گوناگوني احتياج دارد؛ زيرا بايد گروهي رزمنده دست به سلاح روز بزنند و با دادن تلفات جاني و مالي‌ و هموار ساختن صدها پستي و بلندي به سوي مقصد پيش بروند كه اين نوع مبارزه با صدها رنج و بلا همراه است.

مبارزه مثبت و منفي براي از بين بردن اقليت هاي جامعه

ولي مبارزه منفي در گرو اين مسائل نيست و تنها يك عامل نياز دارد و آن اتحاد و اتفاق اكثريت است؛ ‌يعني گروهي كه هدف و ايده دارند از صميم دل با يكديگر هم پيمان و هم سوگند مي شوند كه همه گونه روابط خود را با اقليت مخالف قطع كنند؛ مثلا خريد و فروش با آنها تحريم شود، ارتباط زناشويي موقوف شود،‌ در امور اجتماعي از دخالت آنها جلوگيري شود، در امور شخصي با آنها همكاري نشود. در اين هنگام زمين با آن پهناوري براي اقليت همچون زنداني كوچك و تنگ مي گردد كه هر آن فشارش،‌ ايشان را به نابودي تهديد مي كند.

اقليت مخالف در چنين گير و داري، ‌گاهي تسليم مي شوند و فرمانبردار اراده اكثريت مي گردند،‌ چون مخالفت آنها جنبه اصولي و عقيدتي نداشته است؛ مثلا براي به دست آوردن ثروت،‌ پست هاي حساس و مقامات رسمي صف خود را جدا كرده بودند. چنين گروهي وقتي احساس خطر مي كنند چون محرك روحاني و ايماني ندارند و محرك آنها فقط امري مادي است،‌ بزودي تسليم خواسته اكثريت مي شوند.

ولي دسته اي كه شالوده مخالفت آنها را «ايمان به هدف» تشكيل مي دهد،‌ هرگز با اين فشارها از پاي نمي نشينند و فشار محاصره ريشه ايمان آنها را محكم تر مي كند.

اعلاميه قريش: عهدنامه اي براي بريدن رگهاي حياتي مسلمين

سران قريش از نفوذ و پيشرفت حيرت انگيز آيين يكتاپرستي سخت ناراحت بودند و در فكر چاره و راه حلي بودند. اسلام آوردن امثال «حمزه» و تمايل جوانان روشن دل «قريش» و آزادي عملي كه در كشور «حبشه» نصيب مسلمانان شده بود، بر حيرت و سرگرداني حكومت وقت مي افزود و از اينكه از نقشه هاي خود سودي نمي بردند سخت متأثر بودند.

از اين جهت به فكر نقشه اي ديگر افتاده و خواستند به وسيله «محاصره اقتصاد» كه نتيجه آن بريدن رگهاي حياتي مسلمانان بود از نفوذ و پخش اسلام بكاهند و هواداران اسلام را در ميان اين حصار از بين ببرند؛ بنابراين سران قريش عهدنامه اي به خط « منصور بن عكرمه» و امضاي هيئت عالي قريش نوشتند و در داخل كعبه آويزان كردن و سوگند خوردند كه قريشيان تا دم مرگ طبق مواد زير رفتار كنند:

1- هر گونه خريد و فروش با هواداران «محمد» تحريم مي شود.
2- ارتباط و معاشرت با آنان اكيدا ممنوع مي گردد.
3- كسي حق ارتباط زناشويي با آنان را ندارد.
4- در تمام پيشامدها بايد از مخالفان «محمد» طرفداري كرد.

متن پيمان با تمام مواد ياد شده به امضاي تمام متنفذان «قريش» جز « مطعم بن عدي» رسيد و با شدت هر چه تمامتر به مورد اجرا گذارده شد.

ابوطالب (عمران بن عبدالمطلب) يگانه حامي پيامبر

يگانه حامي پيامبر «ابوطالب» از عموم خويشاوندان (فرزندان هاشم و مطلب) دعوتي به عمل آورد و ياري پيامبر را به دوش آنان گذارد و دستور داد عموم فاميل از محيط مكه به دره اي كه در ميان كوه هاي مكه قرار داشت و به «شعب ابي طالب» معروف بود و داراي خانه هاي محقري بود كوچ كنند تا از محيط زندگي مشركان دور باشند.

ناله هاي جگر خراش فرزندان «بني هاشم» در شعب ابي طالب

اين محاصره سه سال تمام به طول انجاميد. فشار و سخت گيري به حد عجيبي رسيد، ناله هاي جگر خراش فرزندان «بني هاشم» به گوش سنگدلان مكه مي رسيد ولي در دل آنان چندان اثري نمي كرد.

جوانان و مردان با خوردن يك دانه خرما در شبانه روز زندگي مي كردند. در تمام اين سه سال فقط در ماه هاي حرام كه امنيت كامل در سرتاسر شبه جزيره حكمفرما بود، بني هاشم از شعب بيرون آمده و به داد و ستد مختصري مشغول مي شدند. پيامبر هم فقط در همين ماه ها توفيق نشر و تبليغ آيين خود را داشت.

ايادي و عمال سران قريش در همين ماه ها هم وسيله آزار و فشار اقتصادي آنها را به گونه اي فراهم مي كردند، بخصوص «ابولهب» كه در ميان بازار فرياد مي كشيد: «مردم! قيمت اجناس را بالا ببريد تا از پيروان محمد قدرت خريد را سلب كنيد» و براي تثبيت قيمت، اجناس را گرانتر خريداري مي كرد.

وضع رقت بار بني هاشم در شعب ابي طالب

فشار گرسنگي به حدي رسيده بود كه «سعد وقاص» مي گويد: شبي از ميان دره بيرون آمدم در حالي كه نزديك بود تمام قواي خود را از دست بدهم،‌ ناگهان پوست خشكيده شتري را ديدم، آنرا برداشته شستم و سوزاندم و كوبيدم و بعد با آب مختصري خمير كرده و از اين طريق سه روز به سر بردم!

شدت عمل قريش در اجراي عهدنامه ذره اي از صبر و بردباري مسلمانان نكاست

جاسوسان قريش در تمام راه مراقب بودند كه مبادا كسي خاروباري به شعب ابي طالب ببرد، ولي با اين كنترل كامل گهگاهي «حكيم بن حزام» برادرزاده خديجه نيمه شبها مقداري گندم و خرما بر شتري حمل كرده و تا نزديكي شعب مي آورد و سپس افسار آن را دور گردنش مي پيچيد و رها مي كرد. شدت عمل قريش در اجراي عهدنامه ذره اي از صبر و بردباري مسلمانان نكاست.

پشيماني تني چند از تصويب كنندگان عهدنامه

سرانجام ناله هاي جانگداز فرزندان و كودكان و وضع رقت بار عموم مسلمانان گروهي را تحت تأثير قرار داد و از امضاي عهدنامه سخت پشيمان شده و به فكر حل قضيه افتادند. افرادي مثل « هشام بن عمرو»، «زهير بن ابي اميه»،‌ «مطعم بن عدي» و «ابي البختري» با هم همراه شده و تصميم گرفتند اين لكه ننگين را از دامن خود پاك كنند كه با مخالفت هاي عده اي ديگر بخصوص ابوجهل مواجه شدند، ولي آنها تصميم خود را گرفته بودند و ابوجهل را مجبور به سكوت كردند.

موريانه ها؛ مأموران الهي

مطعم به محل «صحيفه» رفته تا آن را پاره كند. ديد موريانه ورقه را خورده و فقط از آن كلمه «بسمك اللهم» كه قريش نامه هاي خود را با آن آغاز مي كردند، باقي مانده است. در جلسه اي ابوطالب رو به سران قريش كرده و گفت : «عهدنامه را بياوريد» عهدنامه را حاضر كردند در حالي كه مهرها بر آن باقي بود.

ابوطالب گفت: «آيا اين همان عهدنامه است؟» گفتند: «آري» گفت: «آيا كسي به آن دست زده است؟» گفتند: «خير» گفت: «برادرزاده من از طرف پروردگار خويش خبري يافته است. اگر خبر او درست بود، ‌شما از كار خود دست برمي داريد و اگر سخن او دروغ بود،‌ من او را به شما واگذار مي كنم تا او را بكشيد.» قريش اين سخن را تصديق كرد. سپس ابوطالب گفت: «برادرزاده من مي گويد:‌ موريانه عهدنامه را خورده است. آنگاه مهر عهدنامه را شكستند و ديدند موريانه همه را جز نام خدا خورده است.»

رويداد تاريخي شعب ابي طالب بيانگر يكي از سنت ها و وعده هاي الهي است؛ وعده اي كه خداوند متعال در قرآن كريم مسلمانان را به آن رهنمون ساخته است. اين وعده همان صبر و استقامت در برابر شدايد و سختي هايي است كه در مسير تحقق اهداف اسلام رخ مي دهد و همانطور كه نمونه اي از آن در جريان شعب ابي طالب تجربه شد و مسلمانان با تحمل رنج و مشقت هاي بسيار از اين امتحان دشوار سربلند بيرون آمدند،‌ در تمام زمان ها به عنوان يك سنت الهي قابل تحقق است. پس مسلمانان هميشه بايد به اين سنت توجه داشته باشند كه «إنَّ اللّهَ معَ ألصابرين.»
 
پربازدیدترین آخرین اخبار