سلحشوري يک حاج فرج و فداييان پل نيومن!
بزرگترين اشکال، گناه و بدبختي "فرج الله سلحشور" اين است که فرج الله سلحشور است و داود ميرباقري يا ابراهيم حاتمي کيا و يا حتي فريدون جيراني و الخ نيست همان معصيت کبيره اي که اخراجيهاي مسعود ده نمکي را بخاطرش عقده ايها خواندند وهرچه خواستند بارش کردند و همه اينها در حالي است که وقتي پاي يک آدم ريش دار که مي خواهد درباره ي قرآن و اسلام و انقلاب فيلم بسازد به وسط مي آيد ديگر تاثيرگذاري بر بيننده و حتي خوشامد مردم مي شود کشک!
پيشنهاد مي کنم يک دودوتا چارتا بکنيد و تصور کنيد اگر از تمام بخشهاي همين سريال "يوسف پيامبر" فقط در قسمت تيتراژ اسم کارگردان را عوض مي کردند و به جاي سلحشور مي گذاشتند حاتمي کيا يا فرض کن ميرباقري و ديگر به هيچ چيز دست نمي زدند ولو اين سريال مخاطب چنداني نمي يافت، امثال همشهري جوان و ناقدان از دماغ فيل افتاده و ساير رسانه هاي مکتوب و مکتوم(!) چه قضاوتي درباره سريال يادشده مي کردند؟

بدبختي ما آنجاست که يک مشت هاليوودپرست که حاضرند جان خود را فداي "پل نيومن" و "ريدلي اسکات" و "شون پنِ" شون پت(!) کنند، شده اند سنگ محک! همانها که اگر رو به شان دهي مي گويند اساسا داستان و فيلمنامه اصلي يوسف پيامبر پر است از اشکال و توهم و احتمالا با توجه به تفسيري که علامه سروش روي نزول قرآن دارند، اينها جزء وهميات [حضرت]محمد[ص] بوده است و همانها که براي لخت شدن گلشيفته فراهاني هوراهاي گوشخراش کشيدند و...
امثال همشهري جوان و آقازاده جناب حدادعادل هم که بيم آن دارند که به تحجر و انصاريسم محکوم شوند بي کم و کاست بايد همه آراء و کامنتها و ساجسشنهاي حضرات را محتواي مطالب خود قرار دهند، گور پدر مردم که با وجود آگاهي از صدر تا ذيل داستان حضرت يوسف هر جمعه از ده دقيقه قبل از ساعت 10شب چشم در چشم شبکه يک دوخته اند و وقتي قرائت کريم منصوري روي تيتراژ پخش مي شود داد مي زنند بدوييد بدوييد يوزارسيف شروع شد!
/انتهاي پيام/