کد خبر:۱۵۸۸۳۴
وبلاگ «چغك»
و فرزند آیت الله تبرئه شد
حرف هايي د رمورد فرزند آيت الله حائري زده مي شود كه چاره حل آن تبيين است نه سكوت.
جريده اينترنتي «خبرگزاري دانشجو»، در آخرين بروزرساني وبلاگ چغك به قلم سعيد ساسانيان طي مطلبي با عنوان «و فرزند آیت الله تبرئه شد» آورده است:
تبرئه شدن فرزند آیت الله حائری شیرازی که علاقه دارم تا اخر متن نام کوچک او را نیاورم و فقط با عنوان «فرزند آیت الله» از او یاد کنم٬ چرا که مصداق بارز آقازادگی است و در نظریه آقا زادگی٬ جایگاه و نام «آقا» مقدم بر «زادگی» و جاده صاف کن اش است (حتی اگر در اتهامات دخیل هم نباشد) حرف و حدیث های بسیاری را در پی داشت.
حقیر اما حقیقتا نه سندی دیده ام از تخلفات «فرزند آیت الله حائری» نه خود او را دیده ام و خلاصه این که هرچه بوده صرفا شنیده هایی است که فقط می تواند علامت سوال جدی ایجاد کند. اما تناقضاتی علنی در پرونده «فرزند آیت الله» وجود دارد که ماجرا را بسیار مشکوک می کند. این شک٬ چاره رفع اش٬ نه در دست مشکوکین است که بگردند و اسناد بیابند و نه در اتهام زنی به نیت پاک جوانانی که این روزها شک تمام وجودشان را برداشته. البته برخی نیز یقین دارند بر مجرم بودن «فرزند آیت الله» که داستان شان متفاوت از این متن است.
چاره شک٬ حرف است و تبیین عادلانه. رئیس دستگاه قضا باید هرچه سریع تر پاسخ دهد٬ چگونه می شود «فرزند آیت الله» که به اتهام کلاهبرداری در دادگاه بدوی به شش سال حبس و پرداخت 366400000 (سیصدو شصت و شش ملیونو چهارصد هزارتومان) و 402400000 (چهارصدو دو میلیون و چهارصد هزار تومان) جزای نقدی و رد وجوه مآخوذه به شاکیان محکوم شده بود٬ در دادگاه تجدید نظر تقریبا از همه اتهامات تبرئه می شود؟ سوال منطقی از دستگاه قضا این است که اگر واقعا دادگاه بدوی اشتباه کرده است این چه اشتباه فاحشی است که می تواند کسی را به شش سال جبس محکوم کند و پرداخت مبلغ کلانی پول؟!
سوال دیگر این است که اگر دادگاه بدوی درست حکم صادر کرده است٬ حکم دادگاه تجدید نظر با این همه تفاوت فاحش٬ دیگر چیست؟ البته رئیس دستگاه قضا حتما در پاسخ این سوالات از فلسفه وجودی دادگاه تجدید نظرخواهند گفت! دادگاه تجدید نظر را می دانم چیست آقای رئیس! بگو با آٔقازادگی «فرزند آیت الله» چه کنم قاضی القضات؟ همانی که باعث شده هنوز دادگاه فائزه برگزار نشود و مهدی در لندن پروپزال تقلبی بنویسد و بچه بسیجی ها در داخل سایه اش را با تیر بزنند البته اگر سایه ای را هم ببینند!
اما یک سوال از خود «آیت الله»
فرزند دیگر آیت الله٬ یعنی محمد حسن٬ در مصاحبه ای که در 25 اسفند 1389 با خبرگزاری مهر انجام داده٬ علاوه بر تائید تخلفات برادر خود٬ از دقت فوق العاده پدر در عدم استفاده از آبروی امام جمعه و رانت خواری و بهره مندی تبعیض آمیز از برخی مزایا توسط فرزندان٬ سخن به میان آورده. تا جایی که محمد حسن٬ به نامه «آیت الله» به فرزندان با محتوای «شرکت آقازاده ها تشکیل ندهید» اشاره می کند.
حال سوال این است که اگر آیت الله اینقدر در توصیه جلوگیری از رانت خواری به فرزندان خود دقیق بوده اند٬ آیا می توانند حکم دادگاه بدوی و تجدید نظر فرزند خود و تفاوت فاحش میان آن دو را هضم و فهم نمایند؟ ایشان به خوبی می دانند که اگر تخلف و رانت خواری ای از سوی دادگاه صورت گرفته باشد٬ عامل اصلی اش آبروی خاندان «حائری شیرازی» است و نه چیز دیگر. به نظر توضیحات «آیت الله» در این خصوص برای تنویر افکار عمومی٬ هم سنگ همان نامه و توصیه ای است که به فرزندان داشته اند و تسریع در آن می تواند راهگشا باشد.
و دستگاه قضا هم نباید انتطار داشته باشد که به حکم جدیدش با این همه حاشیه٬ شک نکرد. حقوق مستضعفین و پابرهنگانی که صاحبان انقلابند آنقدر می ارزد که در سلامت دستگاه قضا در این یک مصداق نه تنها تشکیک که مطالبه ای جدی برای شفاف سازی پرونده صورت گیرد.
این شک به پرونده از سوی مردم٬ اگر با پاسخی قانع کننده روبرو نشود٬ ریشه می گیرد و بدبینی عظیم و عمیق نتیجه محتوم آن خواهد بود. شک البته شک است و یقین نیست اما شک عمیق٬ به شلاقی خواهد ماند که هر روز بر پیکر پوست کلفت آقازادگی در استان وارد خواهد شد و می رسد انشاء الله روزی که پوست های کلفت شده از لقمه حرام برای هرکس که باشد٬ با ضربات قاطع شمشیر بران عدالت و بدست امام مستضعفین و مستضعفین٬ پاره پاره شود.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰