روشنفکری دوره پهلوي؛ جریانی تقلیدی، سطحی و بی‌ارتباط با فرهنگ جامعه ایرانی
کد خبر:۱۵۸۸۷۷
بررسي روند جريان روشنفكري در ايران-2

روشنفکری دوره پهلوي؛ جریانی تقلیدی، سطحی و بی‌ارتباط با فرهنگ جامعه ایرانی

روشنفکری در دوره پهلوي اول و دوم همانند دوره مشروطه، جریانی تقلیدی، سطحی و بی ارتباط با فرهنگ جامعه ایرانی بود و همچنین حرکت آنها در خدمت استعمار مدرن و بسط غرب زدگی مدرن قرار داشت.
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، حامد صفائي، پس از بيان چگونگي ورود جريان روشنفكري به ايران به بررسي وضعيت آن در دوره مشروطه پرداختيم. اينك به بررسي روند اين جريان در دوره سلطنت رضا و محمدرضا پهلوي مي پردازيم.
  
روشنفکران دوره پهلوی اول

وجه غالب جریان روشنفکری ایران در دوره پهلوی اول، پیرو ایدئولوژی «ناسیونالیسم باستان گرا» بود. به همین خاطر، طیف وسیعی از منورالفکران این دوره، چه قبل از کودتای رضا خان و چه بعد از تشکیل رژیم پهلوی، به حمایت از ویژگی ناسیونالیسم رضا خانی پرداختند.

البته جریان روشنفکری در این دوره، گرایش های دیگری هم داشت. مثلا روشنفکرانی که تمایلات سوسیالیستی و مارکسیستی داشتند که البته دامنه فعالیتشان بسیار کم نفوذ بوده و بخش کوچکی از روشنفکری ایران را تشکیل می دادند.

روشنفکری در دوره پهلوي اول، جریانی تقلیدی، سطحی و بی ارتباط با فرهنگ جامعه ایرانی بود

همچنین گرایش به ناسیونالیسم لیبرال هم بین روشنفکران آن دوره وجود داشت که بسیار کم رنگ و غیر فعال بود. این گروه از روشنفکران (مانند مصدق یا مستفی الممالک) چون تاكید بر اجرای قانون اساسی مشروطه داشتند، با سیاست های رضا شاه اختلاف پیدا کردند، به همین خاطر این گروه در دوره رضا شاه بسیار منفعل و غیر فعال بود و تنها از سال 1320 صورت فعالی پیدا کرد.

گرایش دیگری هم که در بین روشنفکران عصر پهلوی دوم دیده می شود، شاخه التقاطی روشنفکری ایران است که احمد کسروی نماینده آشکار این گرایش بود.

کلیت روشنفکری ایران در دوره پهلوي اول ، با جهت گيري دولت رضا شاه همسویی داشت

روشنفکری ایران در دوره پهلوی اول به دو شاخه اصلی «غیر مذهبی» و «التقاطی» تقسیم می گردد که وجه غالب و اصلی روشنفکری ایران در این دوره را شاخه غیر مذهبی تشکیل می دهد و از آنجا که ماموریت اصلی این گروه برقراری سلطه غرب شبه مدرن بود، اسلام ستیزی را در دستور کار خود قرار دادند، که نمونه هایش را در آثار روشنفکران مختلف (عارف قزوینی، میرزاده عشقی، ابراهیم پورداوود و ...) شاهد هستیم.

کلیت روشنفکری ایران در این دوره، با سمت گیری های دولت رضا شاه همسویی داشت. دقیقا به همین خاطر است که اکثریت روشنفکران ایران به روش ها و انحاء مختلف به همکاری با رژیم رضا شاه پرداختند.

فروغی؛ کلیدی ترین مهره غیر مذهبی روشنفکری ایران در مقطع انقراض قاجار و تاسیس پهلوی
 
روشنفکری در این دوره همانند دوره مشروطه، جریانی تقلیدی، سطحی و بی ارتباط با فرهنگ جامعه ایرانی بود و همچنین حرکت آنها در خدمت استعمار مدرن و بسط غرب زدگی مدرن قرار داشت.

همچنین اکثر روشنفکران دوره پهلوی اول هم از خانواده های اشرافی و دست پرورده غرب بودند. برای مثال محمد علی فروغی روشنفکری که دست پرورده انگلیس بود. او عضو لژ فراماسونری بیداری ایران بود و قانون اساسی فراماسونری را به فارسی ترجمه کرد و در کنار دیگر منورالفکران، از مشاوران رضا خان بود.فروغی را شاید بتوان کلیدی ترین مهره جناح غیر مذهبی روشنفکری ایران در مقطع انقراض قاجاریه و تاسیس پهلوی دانست.

روشنفکران دوره پهلوی دوم

ویژگی هایی که روشنفکری در این دوره داشت این بود که مثل دوره های پیشین، باز هم مقلد غرب بود و ساختاری سطحی داشت. همچنین در این دوره گرایش مارکسیستی شاخه لائیک روشنفکری بسیار فعال شد و به بخش غالب روشنفکری در ایران تبدیل گردید. در این دوره همچنین گرایش التقاطی (به اصلاح دینی) روشنفکری فعال تر شده و وارد میدان های سیاسی و اجتماعی شد.

گروه روشنفکری ایران در این دوره بخاطر از بین رفتن فضای خفقان رضاخانی، توانست نقش پررنگ تری در عرصه سیاست پیدا کند. همچنین در این بین اشکالی از تحزب و فعالیت های تشکیلاتی ظاهر گشت.

نگاهی به برخی از احزاب و سازمان های روشنفکری در دوره پهلوي دوم

- حزب توده

در مهر ماه 1220 وزارت امنیت شوروی از طریق ستاد خود در تهران و با افراد مرتبط با «کوتو» (دانشکده کمونیستی برای کادر سازی در میان ملل آسیایی)، تحت ریاست سلیمان محسن اسکندری، حزب توده را تشکیل دادند. این حزب به لحاظ ایدئولوژی پیرو مارکسیسم نوع روسی و شدیدا تابع و مقلد حزب کمونیسم شوروی بود.

از نمونه های فعاليت هاي شرم آور این حزب، تلاش برای واگذاری امتیاز نفت شمال به شوروی و دیگری نیز حمایت آشکار این حزب از فرقه دموکرات های آذربایجان و تلاش های تجزیه طلبانه آنان است.

حزب توده پس از حادثه ترور ناموفق شاه، برای مدتی به فعالیت مخفی پرداخت و در دوران دولت مصدق، دوباره فعالیت خود را علنی کرد. این حزب نقش موثری در تفرقه انداختن در جریان ملی شدن نفت داشت و با آنکه دارای سازمان نظامی و تشکیلات گسترده سیاسی بود، در قضیه کودتای 28 مرداد، هیچ واکنشی نشان نداد. نظريه پرداز این حزب نيز، احسان طبری بود که در اواخر عمر توبه کرده و مسلمان شد.

- حزب ایران

این حزب از دل «کانون مهندسین ایران» به وجود آمده و بعدها به جرگه احزاب تشکیل دهنده جبهه ملی درآمد. این حزب را باید یکی از نمایندگان فعال روشنفکری از نوع لیبرال- ناسیونال در ایران دانست. جریان فکری غالب بر این حزب، ارتباط نزدیکی با آمریکا و رویکرد روشنفکری طرفدار آمریکا در ایران داشت.

- حزب دموکرات

این حزب به رهبری احمد قوام السلطنه در 9 خرداد 1325 تشکیل شد. طیفی از روشنفکران مانند خسرو قشقایی، احمد آرامش و ... اعضای این حزب بودند. در اصل قوام این حزب را به عنوان اهرم فعالیت سیاسی خود پدید آورده بود. قوام روشنفکری غرب زده و مکار بود.

قوام را می توان در زمره جناح روشنفکری لائیک لیبرال- ناسیونالیست ایران دانست. قوام سیاستمداری کهنه کار و فراماسونری معروف بود. از جمله فعالیت های سیاسی او سرکوب قیام 30 تیر است.

ادامه دارد ...
 
پربازدیدترین آخرین اخبار