واي بر شما !
کد خبر:۱۵۸۹۶۳
خطبه حضرت در صبح عاشورا

واي بر شما !

سوگند به خدا در ميان مشرق و مغرب عالم، پسر دختر پيغمبري غير از من، نه در ميان شما و نه در ميان غير شما نيست! واي بر شما! آيا کسي را از شما کشته‏ام که به طلب قصاص گرد آمده‏ايد؟ يا مالي را از شما تملک نموده‏ام، يا جراحتي زده‏ام که براي تلافي آمده‏ايد؟!
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ حضرت مرکب خود را طلبيده و سوار شدند، و با صداي بلند بطوريکه همگي مي‏شنيدند چنين خطبه‏اي ايراد نمودند: أيها الناس! اسمعوا قولي، و لا تعجلوا حتي أعظکم بما يحق علي لکم؛ و حتي أعذر اليکم! فان أعطيتموني النصف کنتم بذلک أسعد! و ان لم تعطوني النصف من أنفسکم فأجمعوا رأيکم و شرکآءکم ثم لا يکن أمرکم عليکم غمة ثم اقضوا الي و لا تنظرون! ان ولي الله الذي نزل الکتب و هو يتولي الصلحين.
 
«اي مردم! گفتار مرا بشنويد! و شتاب نکنيد تا آنچه حق شماست بر من از اندرز و موعظه، شما را بدان پند دهم؛ و عذر خود را در حرکت از مکه بسوي شما براي شما بيان کنم! پس اگر از در انصاف درآئيد و عذر مرا بپذيريد که البته نيکبخت باشيد! و ديگر راه مقاتله و جنگ با من بر روي شما بسته مي‏گردد!
  
و اگر عذر مرا نپذيريد و حجت مرا کافي ندانيد، پس در آن هنگام رأي خود و شريکان خود را روي هم گرد آورده، تا اينکه کار شما و امر شما بر شما پوشيده نماند؛ و سپس بدون هيچ مهلتي به من بپردازيد و کار خود را يکسره کنيد! بدانيد که صاحب اختيار و ولي من خداست که قرآن کريم را بفرستاد؛
  
و او زمام امور مردمان صالح را در دست دارد.» پس حمد خداي را بجا آورد، و ثناي او بگفت، و درود بر پيغمبر بفرستاد، و هيچ خطيبي ديده نشد نه قبل از او و نه بعد از او که چنين با بلاغت در گفتار خود مطالب را ادا کند. و پس از آن فرمود: اول نسب مرا در نظر آوريد! و ببينيد من کيستم؟
 
 و سپس به افکار خود مراجعه کنيد و آن را مورد عتاب و سرزنش قرار دهيد! ببينيد آيا کشتن من براي شما سزاوار است؟! و آيا پاره کردن حرمت من بر شما جائز است؟! مگر من پسر دختر پيغمبر شما نيستم؟ مگر من پسر وصي پيغمبر و پسرعموي او که اول مؤمن و تصديق آورنده‏ي به رسول الله و به آنچه از جانب خدا بر او نازل شده بود نيستم؟ مگر حمزه‏ي سيدالشهداء عموي پدر من نيست؟
  
مگر جعفر که به دو بال خود در بهشت پرواز مي‏کند، عموي من نيست؟ آيا مگر به شما نرسيده است گفتار رسول خدا که درباره‏ي من و برادرم فرمود: هذان سيدا شباب أهل الجنة. «اين دو نفر دو سيد و آقاي جوانان بهشتند.»؟ پس اگر مرا در اين گفتار تصديق داريد و بدانيد که من راست مي‏گويم؛ و سوگند به خدا از وقتي که دانسته‏ام خداوند دروغگو را دشمن مبغوض شمرده است،
  
سخن دروغي را در بر زبان نياورده‏ام (از کشتن من صرف نظر کنيد)! و اگر گفتار مرا باور نداريد و اين کلام را تکذيب مي‏کنيد، اينک در ميان شما کسي هست که شما را خبر دهد! از جابربن عبدالله أنصاري و أبوسعيد دري و سهل بن سعد ساعدي و زيد بن أرقم و أنس بن مالک سؤال کنيد!
  
آنان به شما خبر مي‏دهند که رسول خدا درباره‏ي من و برادرم چنين فرموده است. آيا اين معني مانع و حاجز از ريختن خون من نمي‏شود؟ شمر گفت: آن کسيکه بفهمد تو چه مي‏گوئي، خدا را بر يک جانب عبادت کرده است! حبيب بن مظاهر در پاسخ شمر گفت: سوگند به خدا که من مي‏بينم تو را که خدا را بر هفتاد جانب (از شک و شبهه) عبادت مي‏کني! خداوند بر دل تو مهر زده است. (و ديگر ياراي فهم و ادراک ندارد).حضرت سيدالشهداء فرمود: اگر در اين امر شک داريد، آيا در اين هم شک داريد که من پسر دختر پيغمبر شما هستم؟!
 
سوگند به خدا در ميان مشرق و مغرب عالم، پسر دختر پيغمبري غير از من، نه در ميان شما و نه در ميان غير شما نيست! واي بر شما! آيا کسي را از شما کشته‏ام که به طلب قصاص گرد آمده‏ايد؟ يا مالي را از شما تملک نموده‏ام، يا جراحتي و زخمي زده‏ام که براي تلافي آمده‏ايد؟! هيچيک از آنان سخني نگفت! حضرت ندا درداد: اي شبث بن ريعي! و اي حجار بن أبجر! و اي قيس بن أشعث! و اي يزيد بن حارث! آيا شما به من در نامه ننوشتيد که: ميوه‏هاي درختان رسيده است!
  
و اطراف زمين سرسبز گرديده است! اگر به سوي ما بيائي، به سوي لشکري آماده‏ي معاونت و کمک در تحت فرمان خود خواهي آمد؟! قيس بن اشعث گفت: ما نمي‏دانيم تو چه مي‏گوئي! وليکن براي حکم و فرمان پسرعمويت (يزيد) تنازل کن؛ آنان براي تو نمي‏خواهند مگر آنچه را که تو بپسندي! فقال الحسين عليه‏السلام: لا والله! لا أعطيکم بيدي اعطآء الذليل، و لا أقر لکم قرار العبيد.ثم نادي: يا عباد الله! اني عذت بربي و ربکم أن ترجمون؛
 
 و أعوذ بربي و ربکم من کل متکبر لايؤمن بيوم الحساب. «حضرت سيدالشهداء عليه‏السلام در اينحال فرمود: نه سوگند به خدا! چون ذليلان دست ذلت به شما ندهم! و مانند بردگان بار ظلم و ستم شما را به دوش نمي‏کشم! و پس از آن فرمود: اي بندگان خدا! من پناه مي‏برم به پروردگار خودم و پروردگار شما از اينکه مرا سنگباران کنيد! من پناه مي‏برم به پروردگارم و پروردگار شما از هر متکبري که بروز پاداش وحساب ايمان ندارد.»
پربازدیدترین آخرین اخبار