چگونگي جهانی شدن دین اسلام در زمان پیامبر(ص) و آخرالزمان
کد خبر:۱۵۹۲۰۵
سالروز دعوت پيامبر از سران ديگر ممالك؛

چگونگي جهانی شدن دین اسلام در زمان پیامبر(ص) و آخرالزمان

پیمان «صلح حدیبیه» نوعی آرامش نسبی برای جامعه اسلامی به همراه داشت؛ از این رو، پیامبر اسلام ابلاغ رسالت جهانی خویش را آغاز نمود.
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، معصومه مزيناني، اسلام دین جهان شمول است و پیام یکتا پرستی آن همه جوامع بشری را فارغ از رنگ و نژاد شامل می شود، بر همین اساس پیامبر(ص) رسالت خود را در حوزه سیاست خارجی، با ارسال نامه هایی به پادشاهان سرزمین  هایی چون ایران، روم، مصر و حبشه آغاز کرد.

ارسال نامه ها و پیام ها در عصر رسالت پیامبر از جایگاه ویژه ای بر خوردار است. در اهمیت این موضوع همین بس که محققین و دانشمندان کتاب های مستقلی درباره آن نگاشته اند. این رویداد از جمله اقدامات حماسی و شگفت آور پیامبر است که هر انسان اندیشمندی آن را تحسین می کند.

عصر ابلاغ رسالت پیامبر (ص)

پیمان«صلح حدیبیه» نوعی آرامش نسبی برای جامعه اسلامی به همراه داشت؛ از این رو، پیامبر اسلام ابلاغ رسالت جهانی خویش را آغاز نمود. طبیعی است که اگر تهاجم های ناجوانمردانه عرب نبود، خیلی زودتر از این پیامبر به دعوت زمام داران، رؤسا و رهبران مذهبی می پرداخت. ولی موضع گیری های سر سختانه قریش و سایر احزاب عرب، این فرصت را از او سلب کرد و آن حضرت ناچار بود قسمت مهمی از اوقات شریف خود را به دفاع از کیان اسلام اختصاص دهد.

نامه های آن حضرت به سران و زمامداران به حدود 68 عدد می رسد که بررسی آنها بیانگر این حقیقت است که بر خلاف تهتمت های ناروای برخی خاورشناسان، زبان اسلام، زبان اندیشه آزاد و استدلال بوده است، نه زبان شمشیر و زور.

آغاز نگارش نامه ها و ارسال آنها

آسان ترین راهی که در آن زمان برای این هدف (ابلاغ رسالت) امکان پذیر بود، ابلاغ رسالت آسمانی پیامبر از طریق «نامه نگاری» بود. همان طور که گفته شد، صلح حدیبیه زمینه سامان بخشیدن به اهداف بلند را فراهم نمود. از این رو آن حضرت درصدد برآمد رسالت خود را به جهانیان ابلاغ نماید.

اصولا چنین ابلاغی برای سفیران، توام با خطرمرگ در غربت بود. بر همین اساس، روزی پیامبر (ص) به یاران خویش فرمود: «خدای سبحان مرا به عنوان رحمت برای جهانیان و به سوی همه بشریت ارسال فرموده است. بنابراین انتظار من آن است که با من آن نکنید که حوارییون با عیسی(ع) کردند.»

گفتند: «یا رسول الله برخورد آنان چگونه بود؟» فرمود:«عیسی بن مریم نیز نظیر من درصدد برآمدکه برای ابلاغ پیام خود، نامه هایی را به وسیله سفیران به اطراف و اکناف دنیا بفرستد ولی آنان با ابلاغ پیام آن حضرت مخالفت کردند. بدین صورت که اگر مقصد نزدیک بود، پذیرا می گشتند و اگر دور بود زیر بار نمی رفتند.» یاران پیامبر تعهد دادند که به هرجا که آن حضرت پیام بفرستد، دور یا نزدیک آن را ابلاغ نمایند.

برخی از آنان که از امور سیاسی آگاهی داشتند، توصیه کردند که مهری ساخته شود؛ زیرا نامه های بدون مهر را نمی پذیرفتند. آنگاه مهری از نقره ساختند و بر آن «محمد رسول الله» را نقش کردند. سپس حضرت 6 نفر از زبدگان را گزینش نمود و آنان را به نقاط مختلف فرستاد. آن سفیران در یک روز رهسپار ایران، روم، مصر، حبشه، یمامه، بحرین و حیره شدند.

اشاره به برخی نامه های پیامبر و بررسی تفاوت های آنها با یکدیگر

از جمله نامه های پیامبر به سران کشورها نامه های ایشان به خسرو پرویز شاه ایران، هرقل شاه روم، مقوقس شاه مصر و نجاشی شاه حبشه بود. از جمله نامه های پیامبر به سران کشورهای ایران، روم، مصر و حبشه بوده است. متن این نامه ها با اندک تفاوتی از یکدیگر نوشته شده است، به جز نامه ای که پیامبر به پادشاه حبشه نوشته که محتوای نامه متفاوت از سایر نامه هاست. به عنوان نمونه پیامبر در نامه به خسرو پرویز چنین می نویسد:

«به نام خداوند بخشنده مهربان.از محمد فرستاده خدا به کسرا بزرگ فارس. درود بر آن کس که جویای حقیقت باشد و به خداوند و پیامبرش ایمان آورد و گواهی دهد که جزء او خدایی نیست و شریک و همتایی ندارد و بر این باشد که محمد بنده و فرستاده اوست. من به فرمان خداوند، تو را به سوی او می خوانم به راستی که من پیامبر الهی به سوی همه مردم هستم تا همگان را انذار نمایم و حجت به کفار تمام گردد. اسلام بیاور تا در امان باشی وگرنه گناه ملت مجوس بر گردن تو خواهد بود.»

دو نامه دیگری که پیامبر به «هرقل» و «مقوقس» می نویسد با همین مضامین است که آنها را مانند خسرو پرویز بزرگ کشورهایشان نام می بردد و آنها را ابذار و تبشیر می دهد. با این تفاوت که در این دو نامه پیامبر خطاب به اهل کتاب می فرماید: «ای اهل کتاب؛ بیایید در نقاط مشترک با هم وحدت داشته باشیم که جز خدای یگانه را نپرستیم و برخی از ما، برخی دیگر را به خدایی نپذیرد. هرگاه سر پیچی نمودند، اعلام کنید که گواه باشید که مسلمان هستیم.»

اما متن نامه ای که پیامبر به پادشاه حبشه می نویسد، متفاوت با سایر نامه ها بود. از این جهت که در نامه های دیگر، از زمامدارن به عنوان «ملک» یاد نمی کند ولی از نجاشی به عنوان «ملک» یاد فرموده. هم چنین سایر زمامداران را از عقوبت الهی برحذر می داشت ولی در این نامه، نه تنها از این تعبیرات اثری نیست بلکه با احترام و تجلیل ویژه ای آن را نگاشته.

متن نامه:

«به نام خداوند بخشنده مهربان. از محمد فرستاده خدا به نجاشی اصحم پادشاه حبشه، درود بر شما! من خدای را ستایش می کنم، همان خدای یگانه ای که با اقتدار است و از هر عیب و نقصی منزه است و پارسایان از خشم او در امانند و او به حال بندگان ناظر و گواه است و شهادت می دهم که عیسی بن مریم روحی است از جانب خدا و کلمه ای است که در رحم مریم پاک دامن و زاهد قرار گرفت.
 
خدای سبحان با همان اقتداری که آدم را بدون پدر و مادر آفرید، به عیسی نیز بدون پدر هستی بخشید. من تو را به سوی خدای یگانه دعوت می کنم و از تو می خواهم که پیوسته در راه او گام برداری و از آیین من پیروی نمایی. آگاه باشید که من با این پیام رسالت خود را به انجام رساندم و خیر خواهی نمودم بر شماست که نصیحت و خیر خواهی مرا بپذیرید. درود بر پیروان حقیقت.»

همان طور که می بینید در این نامه، به طور مستقیم به شخص نجاشی درود فرستاده شده است. درحالی که در نامه های دیگر سلام و درود به طور کلی به پیروان حقیقت فرستاده شده است. در این نامه با صفات ویژه ای از خدای سبحان یاد شده است و هم چنین از حضرت عیسی و حضرت مریم تجلیل شایسته ای شده است. هم چنین پایان نامه با تواضع ویژه ای لحن ناصحانه ای به خود گرفته است.

جناب نجاشی در نهایت جواب نامه پیامبر را مرقوم داشت و مراتب ایمان و اخلاص خویش را به آن حضرت اعلام نمود و آن حضرت را همان پیامبر موعود شناخت که در کتب آسمانی به او بشارت داده شده.

نجاشی، هرقل و مقوقس هر سه دعوت پیامبر را پیذیرفته و مراتب ایمان و اخلاص خویش را به حضرت اعلام کردند و هدایای ویژه ای نیز به همراه جواب نامه برای ایشان فرستادند. اما وقتی نامه پیامبر به خسرو پرویز رسید، از اینکه پیامبر نام خویش را مقدم بر نام او مرقوم نموده بود، ناراحت شد و نامه را درید و قدری خاک به عنوان هدیه برای پیامبر فرستاد. وقتی این خبر به پیامبررسید، پیامبر فرمود: «خداوند سلطنتش را پاره کند همان گونه که نامه مرا پاره کرد. آگاه باشید که به زودی سرزمین او را فتح خواهیم کرد.»

نقش نامه های پیامبر در ترویج دین مبین اسلام

ابلاغ رسالت از لوازم اصلی گسترش دین اسلام به شمار می رفت و آن حضرت در این زمینه اتمام حجت نمود.
 
 
1- موجب ابلاغ رسالت به جهانیان گردید و در این زمینه آن حضرت اتمام جحت نمود و ابلاغ رسالت از لوازم اصلی گسترش دین اسلام به شمار می رفت.
 
2- پیامبر اسلام با ارسال نامه تا حدود زیادی به واکنش سران به آیین اسلام دست یافت و این امر، زمینه ای برای اقدامات آینده آن حضرت برای ترویج و گسترش شریعت اسلام گردید.
 
3- نامه های پیامبر اثر ایمانی داشت و تعداد قابل توجهی از سران و پیروان آنها به رسالت او گرویدند.
 
4- نامه ها، انعکاس تبلیغاتی داشت. قهرا خبر آن نامه ها و محتوای آنها در بین درباریان و سایرین بازتاب می یافت، در مجالس و محافل تحلیل می شد، چه بسا برای پژوهش درباره دین مبین اسلام و شخصیت والای پیامبر، ناچار به پرس وجو می شدند و بدین ترتیب موجودیت آن حضرت در اسلام برای آن مناطق و دول مطرح می شد.
 
5- بسیاری از کشورها که پیامبر نامه یا پیک مخصوص بدان جا فرستاد، اینک اسلامی اند و یا جمعیت کثیری از آنان به اسلام گرایش دارند.
 
6- نامه های آن حضرت به خوبی این نکته را نمایان می ساخت که تنها مذهب رسمی جهان بعد از مسیحیت و حتی بعد از آن، دین مبین«اسلام»است. لذا تکثرگرایی دینی را که بیان می دارد: «هیچ دین خاصی رسمیت کلی ندارد و هر دینی می تواند برای پیروانش عامل کمال و اصالت باشد.» مردود می نماید.

جهانی شدن اسلام در آخرالزمان

آنگاه که قائم (آل محمد) قیام کند در کل دنیا جز خداوند کسی یا چیزی مورد پرستش واقع نمی شود. نه تنها توحید و معنویت و ایمان به الله و پرستش یگانه معبود حقیقی عالم، سراسر جهان را می گیرد بلکه توحید ناب و کامل عالمگیر می شود و دین مبین اسلام در سر تا سر کره زمین گسترش پیدا کرده و دین رسمی جهان، دین اسلام ناب و اصیل محمدی (ص)خواهد بود.

نکته قابل توجه اینکه، منظور این نیست که در جامعه امام زمانی (عج) هیچ فردی کافر و بی دین نخواهد بود و بدون استثناء همه عالم موحد و مسلمان می شوند و دیار از یهود و نصارا و غیر هم باقی نمی ماند بلکه منظور اینست که چهره عمومی جامعه از شرک و کفر و بت پرستی خالی می شود، حکومت مشرکان و کافران و حزب آنان سرکوب می شوند و موانع هدایت و ایمان انسان ها از سر راه بر داشته می شود و گرنه مادامی که انسان دارای آزادی اراده است، امکان دارد در بهترین جوامع انسانی هم افراد منحرفی وجود داشته باشند.

آنچه مسلم است این است که هیچ خانه ای در شهر وب یابان نمی ماند مگر آنکه توحید در آن نفوذ می کند یعنی اسلام به صورت یک آیین رسمی همه جهان را فرا خواهد گرفت ولی مانعی ندارد که اقلیتی از یهود و نصارا و غیر هم در پناه حکومت مهدی با مشروط اهل ذمه زندگی مسالمت آمیزی داشته باشند چنانکه در حکومت امام علی(ع) و پیامبر(ص) چنین بوده است؛ زیرا حضرت مهدی(عج)مردم را از روی اجبار مسلمان نمی کند بلکه به منطق پیش می رود و توسل به زور و قدرت نظامی برای بسط عدالت و براندازی حکومت های ظلم و قرار دادن جهان در زیر پرچم اسلام است نه برای پذیرفتن آیین اسلام، که اصولا ایمان امری قلبی است. پیامبر (ص) هم که بالاتر از امام مهدی (عج) بود چنین سیطره ای نداشت.

اما آنچه از مطالعات و تحقیقات برمی آید این است که برای جهانی شدن دین اسلام طبیعی ترين راه این است که حکومت جهان به دست امام مهدی باشد و همه انسان ها از طریق رسانه های عمومی و ابزار پیشرفته متناسب با آن زمان اسلام را در خانه های خود بشنوند و با آن آشنا شوند؛ چرا که در آن زمان اوضاع و احوال اجتماعی و سیاسی و اخلاقی برای ظهور و پذیرش دین اسلام کاملا مساعد می باشد.

از آنجا که دین اسلام دین جامعیت و عقلانیت است و رهبران آن از بهترین مردمان زمان خود هستند این دین را متناسب با شرایط هر زمان گسترش خواهند داد. چنانکه در زمان پیامبر ساده ترین و متناسب ترین راه برای ابلاغ دین اسلام نامه نگاری بود در آخر الزمان نیز دین اسلام با ابزار و وسایل متناسب با آن دوره و توسط حضرت مهدی و یارانش ترویج خواهد شد.

منبع:

 
 
کتاب مجموعه مقالات بررسی ابعاد وجودی حضرت مهدی(عج)
پربازدیدترین آخرین اخبار