کد خبر:۱۵۹۲۳۱
نداي حضرت به پيروان ابوسفيان
خداوند انتقام خون ما را خواهد گرفت
پس در زندگاني دنياي خود از آزادگان باشيد و اگر همچنانکه ميپنداريد، از طائفه عرب هستيد، به حسبهاي خود برگرديد (و از اعمال ناجوانمردانه احتراز کنيد شمر، حضرت را صدا زد که: چه ميگوئي اي پسر فاطمه؟
گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»؛ نداي حضرت به پيروان آل ابي سفيان
حضرت سيدالشهداء عليهالسلام فرياد زدند: يا شيعة ءال أبيسفيان! ان لم يکن لکم دين و کنتم لاتخافون المعاد، فکونوا أحرارا في دنياکم! و ارجعوا الي أحسابکم ان کنتم عربا کما تزعمون! «اي شيعيان و پيروان آل أبيسفيان! اگر براي شما ديني نيست، و رويهي شما اينست که از معاد نيز نميترسي.
پس در زندگاني دنياي خود از آزادگان باشيد و اگر همچنانکه ميپنداريد، از طائفه عرب هستيد، به حسبهاي خود برگرديد و از اعمال ناجوانمردانه احتراز کنيد شمر، حضرت را صدا زد که: چه ميگوئي اي پسر فاطمه؟! حضرت فرمود: من با شما در جنگ هستم! بر زنها مؤاخذهاي نيست؛ و تا وقتيکه زندهام، اين لشکريان ياغي و متعدي خود را از دستبرد به حرم من بازداريد!
قال اقصدوني بنفسي و اترکوا حرمي قد حان حيني و قد لاحت لوآئحه «فرمود: حرم مرا رها کنيد و سراغ من بشخصه بيائيد! و اينک زمان شهادت من نزديک شده و آثار و علائم آن پديدار گشته است». شمر گفت: اين درخواست را ميپذيريم! و آن جماعت همگي بطرف خود حضرت روي آوردند و جنگ شدت يافت و عطش بر آن حضرت بسيار شديد شد .
و براي بار دوم از براي وداع به خيمه آمد، و با اهل حرم وداع نمود، و سپس به مرکز مبارزه بازگشت، و بسيار ميگفت: لاحول و لا قوة الا بالله «هيچ حرکت و تحولي نيست و هيچ قوه و قدرتي نيست مگر به خداوند عز اسمه.»
و أبوالحتوف جعفي، تيري به پيشاني مبارکش زد. آن تير را بيرون کشيد، و خون بر چهرهاش جاري شد؛ و گفت: اللهم انک تري ما أنا فيه من عبادک هؤلآء العصاة! اللهم أحصهم عددا! و اقتلهم بددا! و لا تذر علي الأرض منهم أحدا! و لا تغفر لهم أبدا! «بار پروردگارا! بر اين حال من که از ناحيهي اين بندگان نافرمان تو ميگذرد واقف هستي! بار پروردگارا! يکايک آنان را بشمار! و آنان را متفرقا و متشتتا هلاک گردان! و يک تن از آنان را روي زمين باقي مگذار! و ابدا آنها را نيامرز!» و با صوت بلند فرياد زد:
يا أمة السوء! بئسما خلفتم محمدا في عترته! أما انکم لاتقتلون رجلا بعدي فتهابون قتله، بل يهون عليکم ذلک عند قتلکم اياي! و أيم الله لأرجو أن يکرمني الله بالشهادة، ثم ينتقم لي منکم من حيث لا تشعرون!
«اي امت بدسرشت و بدکردار! با محمد در عترتش به بدي رفتار کرديد! آگاه باشيد که شما بعد از من کسي را نخواهيد کشت که از کشتنش نگران باشيد و به هراس آئيد، بلکه تمام کشتنها براي شما سهل و آسان مينمايد! و سوگند به خدا که من از خداي خودم اميد دارم که مرا به شرف شهادت برساند، و از شما انتقام مرا بگيرد از جائي که خود نميدانيد!»
حصين گفت: اي پسر فاطمه! به چه چيز خداوند انتقام تو را از ما ميگيرد؟ حضرت فرمودند: بأس و شدت را در ميان شما ميافکند، تا آنکه خونهاي خود را ميريزيد؛ و سپس چون موجهاي دريا عذاب را بر شما خواهد ريخت!
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰