کد خبر:۱۵۹۳۴۳
دلمان به 4 سهميه خوش بود كه از دست رفت؛
چه كسي ميداند گير فوتبال ايران كجاست؟
ناكاميهاي فوتبال كشور به دليل سهلانگاريها روز به روز نوتر و متنوعتر ميشود و رئيس فدراسيون فوتبال ما در توضيح آن فقط ميگويد: نميدانم گير فوتبال ما كجاست؟!
گروه ورزشي «خبرگزاري دانشجو»؛ گمان مي رفت كه كاهش سهميه ايران در ليگ قهرمانان آسيا آخرين فاجعه فوتبال ايران در زمان مديريتي كفاشياني كه چند وقت بيشتر به پايان چهارمين سال انتصابش نمانده، است.
اما كاهش دو سهميه ثابت باشگاه هاي فوتبال ايران در ليگ قهرمانان آسيا نشان داد كه اوضاع فوتبال ما به سمت وخيم تر شدن مي رود تا بهتر شدن و بايد گفت كه اين ناكامي ادامه ناكامي هاي سال هاي اخير فدراسيون ضعيفي است كه نمي تواند از حق فوتبال ايران دفاع كند و به همه اين ناكامي ها لبخند مي زند.
البته همان روزي هم كه كرسي ها از دست رفت و همه چنين روزهايي را پيش بيني مي كردند، آقاي رئيس خنديد تا خيال همه راحت باشد كه مشكلي فوتبال ايران را تهديد نمي كند و پس از آن همه با خيالي آسوده به خواب رفتند تا متوجه كاهش سهميه ايران نباشند.
ناكامي در راهيابي تیم ملی فوتبال ایران به جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی، حذف تیم جوانان از مرحله گروهی مسابقات جوانان آسیا در حالی که اين تيم یکی از مدعی های قهرمانی آن رقابت ها بود، حذف تیم نوجوانان از چهاردهمین دوره قهرمانی نوجوانان آسیا در مرحله گروهی، مقام چهارم تیم امید كشور در مسابقات آسایی گوانگجو در حالي كه چندين بازيكن بزرگسال را نيز به همراه داشت، حذف تیم ملی بزرگسالان در مرحله یک چهارم نهايي جام ملت های آسیا، حذف تيم اميد از رقابت هاي مقدماتي المپيك و از دست دادن جایگاه 11 ساله ايران در کمیته اجرایی فدراسیون فوتبال آسیا از فجايع فعاليت هاي فدراسيون فوتبال در سال هاي اخير است.
طرح تمركززدايي فوتبال كشور نيز از جمله طرح هايي است كه براي راهيابي برخي شهرستان ها كه در ليگ برتر سهميه اي نداشتند، به اين ليگ صورت گرفت و به صورتي انجام شد كه تيم هاي قدرتمند تهراني به شهرستان ها انتقال يافته و به دليل از دست دادن بازيكنان و نيروي حمايتي خود در پايتخت به تيم هاي نه چندان قوي و حتي ضعيف تبديل شدند.
اين طرح نه تنها فوتبال پايتخت را دچار ركود كرد كه به كل فوتبال كشور لطمه زد و اصرار كارشناسان مبني بر بي بهره بودن اين طرح براي كشور نيز مانع انجام آن نشد.
البته در اين مورد نمايندگان مجلس و نفوذ زياد آنها در اين ماجرا را نمي توان ناديده گرفت؛ اين مشكلات به سياسي بودن فوتبال ما مربوط است كه در كنار عملكرد ضعيف كفاشيان، تير خلاص را بر پيكر فوتبال ما وارد كرد.
حضور تيم ملي ايران در تورنمنتي در كشور عمان به منظور آمادگي اين تيم براي حضور در جام جعلي خليج عربي نيز از ديگر شاهكارهاي اين سال هاست؛ اين ناكامي ها به حدي است كه ديگر كارهايي نظير انجام تبليغات ماكاروني بر روي پيراهن تيم ملي و پايين آوردن ارزش پيراهن ملي كشور به چشم نمي آيد.
آنچه كه باعث مي شود كه اين اتفاقات را خيلي زود از ياد ببريم و بيشتر از اين خودمان را درگير اين ناكامي ها نكنيم، لبخند هاي هميشگي كفاشيان است كه به نوعي از اين فشارها مي كاهد و كم كم باور مي كنيم كه همه چيز مرتب است كه رئيس مي خندد.
لازم به ذكر است، شنيدن اين جمله از رئيس فدراسيون كه مي گويد «نمي دانم گير فوتبال ما كجاست» كمي ما را به فكر فرو مي برد كه رئيس فدراسيوني كه نمي داند مشكل فدراسيون تحت مديريتش كجاست، چگونه مي تواند براي رفع اين مشكلات راه حل ارائه دهد؟
و آنچه مشخص است اين است كه در مقطع فعلي مردم مانده اند با رئيس فدراسيوني كه نمي داند گير فوتبال ما كجاست و نمي تواند مشكل را حل كند و استعفا کردن را هم شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت مي داند و به خاطر سهل انگاري هاي رخ داده فقط از مردم خجالت مي كشد.
پس ملت ايران براي رفع ناكامي هاي فوتبال در زمينه هاي مختلف و سربلندي در ميدان هاي فوتبال بايد به چه كسي اميدوار باشد؟
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰