کد خبر:۱۵۹۳۵۸
به بهانه سالروز جهاني شدن دعوت پيامبر (ص)؛
دعوت تاريخي گورباچف به اسلام در دوره گذار شوروي
آیا میشود یک نفر صالح باشد ولی مصلح نباشد؟ در نگاه اول شاید این امر ممکن و طبیعی به نظر برسد، ولی در قاموس اسلام اصلاح از شئون صالح بودن است؛ یعنی نمیشود انسان صالح باشد و مصلح نباشد.
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، محمدرضا بيات؛ آیا می شود یک نفر صالح باشد، ولی مصلح نباشد؟ در نگاه اول شاید این امر ممکن و طبیعی به نظر برسد، ولی در قاموس اسلام اصلاح از شئون صالح بودن است؛ یعنی نمی شود انسان صالح باشد و مصلح نباشد، اين امر شاید لزوما بد هم نباشد، ولی تمام خوبی ها را هم ندارد.
این موضوع توضیح مفصلتری می طلبد که در بحث های ذیل امر به معروف و نهی از منکر غالبا بحث شده است. چه بسیار امت هایی که عذاب شدند و در میانشان انسان های خوب نيز بودند، این مسئله یکی از وجوه اهمیت تبلیغ در اسلام است.
پیامبر اکرم در صدر اسلام، بنابر آنچه به عنوان ابلاغ، وظیفه خود می دانست، به برخی کشورها پیام رسالت خود را فرستادند و آنها را به خدا دعوت کردند؛ این کار وظیفه ای است که فارغ از پذیرفتن و نپذیرفتن آنها باید انجام شود، بنابراين اصل انجام این کار لازم است و مهم این است که اتمام حجت بشود برای کسانی که معاند حقند و دعوتی باشد برای کسانی که به آن تمایل دارند؛ این در ابتدای کار از شئون مسلمانی است و از همه بیشتر از وظایف رهبران مسلمین.
امر به معروف یعنی ...
بعضی تصور می کنند امر به معروف، آگاه کردن و گفتن مسئله به کسی است که نمی داند، در حالی که امر به معروف یعنی تذکر به کسی که از روی عمد و با علم، کاری را انجام نمی دهد، بنابراین برای هر تذکر ما حداقل سه عنوان قابل تصور است: آگاه سازی، اتمام حجت، امر به معروف و اضافه کنیم به اینها غفلت زدایی.
پیامبر اکرم (ص) بعد از مستقر شدن نسبی و تثبیت جایگاهشان، نامه هایی را به کشورهای دیگر فرستادند. نقل شده ایشان 68 نامه به پادشاهان، بزرگان قبایل و راهبان نوشتند و بعد از سال ششم هجری که ایشان بیشتر جزیرةالعرب را تحت پرچم توحید قرار دادند، به فکر عرضه دین به نقاط دیگر افتادند.
قبل از انقلاب مدتها بود که اسلام حقیقی [شیعی] رخ نشان نداده بود، اما با انقلاب اسلامي ايران گویی دوباره زاده شد. بلافاصله پس از انقلاب تا بعد از جنگ تحمیلی، کشورمان دائما درگیر دعواها و جنگ های داخلی و خارجی سنگین بود تا اینکه بعد از جنگ تحمیلی اوضاع کمی آرام شد، پس از پايان جنگ تحميلي و ظهور آرامش نسبي، امام نامه اي به گورباچف ارسال كرد.
امام (ره) در دی ماه سال 67 نامه ای به گورباچف نوشته و گویی خود، اولین گام را در صدور انقلاب و در شرایطي که شوروی در وضعیت اقتصادی- سیاسی خاصی بسر مي برد و به نوعی یک دوره گذار را طی می کرد، برداشتند؛ دقيقا به همین دلیل بود که امام شوروی را انتخاب کرد؛ چرا كه اصلاح شدنش امري دور از ذهن نبود. امام نيز سعی داشتند با اين دعوت، این گذار را به سمت اسلام متمايل کنند. گويا بعد از حیات مجدد اسلام، این دین باز نیازمند یک دعوت مجدد است.
اگر گورباچف نامه امام (ره) را عمیقا درک کرده بود ...
برخی حرف های امام در این نامه بسیار مشهور و زبانزد است كه مهمترین آنها پیش بینی نابودی نظام كمونيستي در شوروي است.
در این نامه، امام به شکل کاملا جدی و کوتاه در پی معرفی اسلام و گشودن یک روزنه دیگر در مقابل گورباچف بودند. امام در بخشی از نامه به بحث پيرامون خدا می پردازند و نبود آن را مهمترین مشکل مارکسیسم مطرح می کنند، سپس در مباحثی نسبتا فلسفی در پی اثبات وجودي غیرمادی و غیرمحسوس در عالم هستند و در جای جای نامه، گورباچف را به منابع اصیل اسلامی ارجاع می دهند. همه اینها چیزهایی است که در یک کلام، تبليغ اسلامی ناميده می شود.
شاید اگر گورباچف این نامه را عمیقا درک کرده بود، بسیاری از اتفاقات جهان دگرگون می شد. چنان چه خود امام هم به این موضوع اشاره می کنند، ولی افسوس که اين اتفاق رخ نداد. گورباچف بعدها گفت که اعماق سخنان امام را تازه فهمیده ام و الان می فهمم ایشان چه می گفتند.
منابع:
1.خاطرات ميخائيل گورباچف، ترجمه فريدون دولتشاهي.
2. تاريخ تحليلي اسلام، محمد نصيري.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰