کد خبر:۱۵۹۴۶۳
بیداری اسلامی از دریچه عاشورا
در زمانه حاضر ایستادگی در برابر طاغوت سهم همه ماست چه با قلم، چه با دوربین، چه با سنگی که به سوی تانک های سعودی پرتاب می کنیم ... و اینها تقسیم مسئولیت های ماست که برگرفته از درس های عاشوراست و این روزها خوب با جان و دل درکش می کنیم.
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو» - فاطمه حسینی؛ درس های بسیاری در واقعه ی عاشورا نهفته است که در این نوشتار اندک نمی گنجد ولکن به صورت خلاصه و موجز به چند نکته ی آن اشاره خواهیم کرد.
برخی از سخنان مولا امام حسین (ع) با گوش هایمان آشناست اما کمتر مجالی پیش آمده که کمی عمیق تر به آن فکر کنیم. این سخنان سرشار از نکته ها و درس هایی پیرامون عدم ظلم پذیری، انسانیت، آزادگی، قیام جهت برپایی عدالت، توکل و امید به خداوند و پایداری تا آخرین نفس و قطره ی خون در راه حق است که بار دیگر آنها را با هم بازخوانی می کنیم.
امام حسین (ع) به برادرشان محمد ابن حنفیه در مورد هدف قیام خود می نویسند:
... إنی لَم اَخرُج اَشَراً وَ لا بَطَرَاً وَ لا مُفسِداً وَ لا ظالماً و اِنَّما خَرَجتُ لِطلَب الِاصلاح فی اُمَّهِ جَدّی وأبی صلّی اللّهُ علیه و الهِ ،اُریدُ اَن امُرَ بالمَعروُفِ وَ اَنهی عَن المُنکَر وَ اسیرُ بسیرَه جِدّی وَاَبی ...
«من به منظور شرارت و قدرت طلبی و ظلم و تعدی قیام نمی کنم من فقط با هدف اصلاح در میان امت جدم قیام نموده ام ، و اراده ام جز امر به معروف و نهی از منکر نیست و راهم نیز راه جدم پیامبر و پدرم علی بن ابی طالب است ...»
روشن ترین پیامی که می شود از این سخن نورانی برداشت کرد ضرورت اقدام عملی به فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر یعنی یکی از اجتماعی ترین واجبات دینی است که در زمان امام حسین (ع)، این فریضه در نفی، ایستادگی و قیام علیه حکومت نا حق یزید تجلی پیدا می کرد .چرا که حکومت یزید جدای از اینکه بر خلاف مفاد صلح امام حسن (ع) با معاویه برپا شده، علناً و آشکاراً حلال خداوند را حرام و حرام او را حلال شمرده و به فسق و فجور و فساد شهره بود. لذا حضرت حاضر نشد در مقابل این تجسم طاغوت زمان سر فرود آورده و با او بیعت نماید.
و این حرکت تاکید و تاییدی بر سخن رسول اکرم ص بود که فرمود:
مَن رَای سلطاناً جِائراً مستحِلاً لِحُرُم اَلله ...
هر کس پادشاه ستمکاری را ببیند که حرام های خدا را حلال شمارد و پیمان خدا را بشکند و مخالف سنت رسول خدا (ص) عمل کند و در میان بندگان خدا به گناه و ستم رفتار نماید او با گفتار و کردار خود آن را تغییر ندهد و در مقابل آن ستمکار نایستد بر خداست که او را با آن ظالم محشور گرداند . لذا امام حسین(ع) در مقابل این ظالم و ستمکار زمان ایستاده و علیه او به قیام بر می خیزد تا در میان امت جد خویش راه اصلاح را بگشاید.
و چه نیک این راه را گشود که هدف و شیوه و مرام او در طی ۱۴ قرن اسوه و نمونه ی قائمین علیه ظلم و استکبار و در یک کلام طاغوت گشت. هدف بودنِ امر به معروف و نهی از منکر برای برپایی احکام و شعائر اسلام در بسیاری از قیام های عصر حاضر از انقلاب اسلامی ایران گرفته تا انقلاب تونس و مصر و لیبی و بحرین و یمن متجلی است و این خود از تلاش این ملت ها در حین و پس از قیام و به ثمر رسیدن انقلاب هایشان جهت برپا شدن احکام اسلام و برپایی حکومت اسلامی مشهود و نمودار است و این انقلاب ها خود تجلی کوچکی از درس های عاشورا و قیام امام حسین (ع) هستند چرا که نقطه مشترک تمامی دولت های ظالم این کشور ها حلال کردن حرام های خداوند و حرام کردن حلال ها و ظلم و ستم بی حد به مردمان مسلمان این کشور ها و نشان دادن چهره ای غیر اسلامی از این امت ها و ملت ها و نیز سر خم کردن این حکومت های فاجر در مقابل طاغوت زمان بود و هست، پس مردمان غیور این کشور ها جهت اصلاح امت خویش قیام کرده و برای نیل به این هدف والای خود، خون های بسیار نثار کردند و این جاست که میتوان الگوگیری این نهضت ها را از قیام عاشورا بهتر درک کرد.
امام حسین(ع) در مقابل ظلم و جورِ حکومتِ نا حق یزید فرمودند «هیئت من الذله» و سر فرود آوردن در مقابل طاغوت زمان را ذلت و خواری برشمردند.
این سخن امام حسین(ع) در این ایه از قرآن کریم ریشه دارد که: لَقَداَرسَلنا رُسُلَنا بِالبَيِّنـَتِ واَنزَلنا مَعَهُمُ الكِتـَبَوالميزانَ لِيَقومَ النّاسُ بِالقِسطِ واَنزَلنَا الحَديدَ فيهِبَأسٌ شَديدٌ ومَنـَفِعُ لِلنّاسِ ولِيَعلَمَ اللّهُ مَن يَنصُرُهُ ورُسُلَهُ بِالغَيبِ اِنَّ اللّهَ قَويُّ عَزيز; (حديد،25)
ما رسولان خود را با دلائل روشن فرستاديم، و با آنها كتاب آسماني و ميزان شناسايي حق و قوانين عادلانه نازل كرديم تا مردم قيام به عدالت كنند و آهن را نازل كرديم كه در آن قوت شديدي است، منافعي براي مردم، تا خداوند بداند چه كسي او و رسولانش را ياري ميكنند، بيآن كه او را ببينند، خداوند قوي و شكستناپذير است.
از آيه مذكور بر ميآيد كه خداوند متعال پذيرش ظلم از ناحيه انسان را سرزنش كرده و تأكيد ميكند كه انسان در برابر بيعدالتي و ظلم نبايد ساكت شود،بلكه قرآن كريم در جايي ديگر عزت را تنها از آن خدا و رسول و مؤمنان ميداند و ميفرمايد: «... ولِلّهِ العِزَّةُ ولِرَسولِهِ ولِلمُؤمِنينَ ولـَكِنَّ المُنـَفِقينَ لا يَعلَمون; (منافقون،8)...و عزت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است; ولي منافقان نميدانند.»
در روايات اسلامي نيز تأكيد شده كه مؤمن حق ندارد ذلت را بپذيرد،چنان كه پيامبر گراميميفرمايد: «هيچ مؤمني حق ندارد نفس خود را ذليل و خوار بشمارد.» (وسائل الشيعه، شيخ حر عاملي، ج 16، ص 158، مؤسسه آل البيت)
حضرت علي (ع) به امام حسين (ع) وصيت فرمود: «نفست را از هر زبوني و پستي دور بدار هر چند تو را به نعمتهاي بيشمار رساند; زيرا هرگز برابر آن چه از نفس خويش صرف ميكني به عوض نخواهي يافت و بنده ديگري مباش كه خداوند تو را آزاد گردانيده است.» (شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج 16، ص 93)
بنابراين، امام حسين(ع)كه پرورش يافته و از خاندان عصمت و طهارت است، در مقابل ظلم و ستمهاي دشمنان اسلام و پيامبر گرامياز خود ذلت نشان نداد. (تفسیر نمونه، آيت اللّه مكارم شيرازي و ديگران، ج 3، ص 434; ج 18، ص 187 ـ 198)
در روزگار کنونی ذلت واقعی ننگ همراهی و هم پیالگی با کشوریست که خون میلیون ها انسان از زن و مرد کودک و پیر و جوان از دستانش میچکد و حیله گری و ظلم و ستم او بر مردمان جهان پوشیده نیست. لذا در انقلاب های اخیر منطقه و در موج های سهمگین بیداری اسلامی شعار «هیهات من الذله» را بسیار شنیده ایم و می شنویم چرا که مردم این کشور ها به خوبی درک کرده اند که همراهی و دوستی با منفور ترین و ظالم ترین کشور جهان عین ذلت و خواری است.
از جمله پیام های دیگر امام حسین ع این سخن است که «اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید» بدین معنی که هر فرد جدای از اینکه پیرو کدام مسلک و مرام و دین باشد اگر به باطن و فطرت و وجدان خویش رجوع کند میتواند حق را از باطل بشناسد و این امر او را در جهت شناسایی و دفاع از حق و غلبه ی بر ظلم و نا حق یاری مینماید.آزادگی یعنی توسل جستن به فطرت و جدان درونی و انتخاب راه حق.
این جمله بدین معناست که بسیاری از کسان هستند که خود را در لباس و لوای دین پیچیده و به آن تظاهر میکنند اما از طریق فطرت و وجدان خارج شده اند و آزادگی را به کناری افکنده اند. تمامی کسانی که در مقابل امام حسین (ع) صف کشیدند و ریختن خون او و خاندان پاکش را مباح شمردند «مسلمان» بودند. نماز می خواندند، روزه می گرفتند، قرآن می خواندند، ظاهرشان مسلمان بود، تسبیح به دست و ریش ها تا چهار انگشت و به خیال خود حتی آمده بودند جهاد کنند... آداب مسلمانی را داشتند اما مرام مسلمانی را خیر! مرام مسلمانی آزادگیست، آزادگی از بند طاغوت ... آزادگی از چنگال منیت ها، غرور ها و جاهلیت ها. آنها مسلمان بودند اما آنقدر ضعیف که رشته ی مسلمانی شان با سنگینی چند سکه گسست... مسلمان بودند اما مسلمانانی که دینشان را به دنیایشان فروختند... و تنها دلیل نامسلمانیشان شد عدم آزادگی در برابر طاغوت...
این روزها طاغوت برای خودش تجسمی دارد و هرکس جزء اعوان انثار آن می شود از طریق آزادگی به دور می افتد... این روزها تجسم طاغوت امریکاست و هر دولتی که به دامانش دست یازیده محکوم به شکست شده از حسنی مبارک گرفته تا قذافی همگی به جرم تولی به طاغوت و عدم تبری از آن محکوم به شکست شده اند و می رسد روزی که نوبت آل خلیفه و بعد هم نوبت بزرگترین نوکر آمریکا آل سعود شود.آل خلیفه و خصوصا آل سعود که مدعی خادمی ام القریِ اسلام است ودم از مسلمانی میزنند از اسلام جز پوستینی پوسیده بر تن ندارند که همان را هم بر تن کرده اند تا جسم پلید و متعفن خود را که کرم طاغوت آن را خورده است بپوشانند. لذا مسلمانی شان تنها استوار بر آداب ظاهریست، نه مغزی دارد و نه متکی بر آزادگی و رهایی از ظلم و طاغوت است.
پیام هایی که امام حسین (ع) در آن شرایط به دوستان و خویشان و خانواده ی خود می داد پس از گذشت ۱۴ قرن بهترین راهنما و چراغ راه قیام کنندگان در برابر طاغوت های زمان است . اما حسین(ع) می فرماید: «مرگ در مسیر عزت حیات جاودان است» و از این منظر تمامی مجاهدان را به بذل جان خویش در راه عقیده و آرمان و عدم تظلم در برابر طاغوت های جور و ستم زمان فرا می خواند و ایشان را به حیات ابدی که نصیب مجاهدین راه حق است مژده می دهد.
همچنین امام حسین(ع) خطاب به خواهر بزرگوار خود می فرمایند: «مبادا شیطان صبر و شکیبایی تو را از بین ببرد» و در این راستا تمامی مجاهدین را به صبر و پایداری و استقامت جهت نیل به اهداف بلند خویش فراخوانده و کم صبری و ناامیدی در این راه را از ناحیه ی شیطان میداند. چرا که طاغوت های زمانه همگی ساخته ی دستان شیطان هستند و شیطان تاب تحمل قیام آزادی خواهان و عدالت طلبان را در برابر ساخته ی دست خویش ندارد لذا به هر حربه ای متوسل می شود تا صبر و استقامت پایمردان راه حق را که هدفشان فرونشاندن و به خاک کشانیدن طاغوت هاست را متزلزل کرده و آن ها را از نیل به این هدف باز دارد. خواه به ضرب شمشیر و تیر و کمان باشد خواه با تیزی نیزه و خواه با تیر سه شعبه و عمود آهن و خواه با به آتش کشیدن خیمه ها و بستن دست ها و خرابه نشین کردن و خواه به مجلس بزم بردن و تشت زرین نشان دادن و خواه .... خواه با تیر و تفنگ و گلوله و زندان و شکنجه و قتل عام و گاز اشک آور و ... طاغوت تمام تلاش خود را برای متزلزل کردن صبر وپایداری مجاهدین به کار میبندد حال با هر حربه ای که به دستش در آید، فرقی نمی کند.
امام (ع) در آخرین لحظات قبل از شهادت می فرمایند: «خداوندا من تسلیم امر تو هستم و معبودی جز تو نمی شناسم و نمی پرستم و تو فریاد رس فریاد رسانی» نکته ای که امام در این سخنان به مجاهدین و عدالتخواهان توصیه میکند این است که تنها کسی که شایسته ی سر فرود آوردن و تسلیم شدن است خداوند و معبود حیقیقی انسان هاست.کسی که سر در برابر معبود فرو می آورد سر فراز به آسمان می شتابد. در حقیقت عبودیت در مقابل پروردگار موجب سر فرازی و عبودیت در برابر طاغوت موجب خواری و زبونی است و نمونه ی آن رااین روزها به خوبی در سرانجام سرنهادگان به دربار طاغوت زمان دیده ایم و روشن ترین مثال آن قذافی و سرانجام او که همه به خفت و زبونی و خواری او در زمان مرگ اشاره می کنند.
مسئله دیگری که جزو درس های قیام عاشوراست ضرورت برعهده گرفتن گوشه ای از مسئولیت ها و تقسیم آنها برای نیل به پیروزی است که این را می توان از کارکرد هر فرد در سپاه امام حسین (ع) برداشت کرد. در آن سپاه، حسین(ع) فرمانده است و هرکس اذن رفتن به میدان را از او باز می جوید و ابالفضل(ع) علمدار است و سقا و باقی، رزمندگان اند و علی اصغر وظیفه اش تمام کردن اتمام حجت است و زینب (س) ستون اصلی خیمه ها و تکیه گاه بازماندگان و مرهم درد های سوختگان و سجاد(ع) مفسر و مبلغ کربلا و ... در سپاه حسین (ع) هر کس وظیفه ای بر دوش گرفته ، استقامت در برابر طاغوت، کوچک و بزرگ و پیر و جوان و شیرخواره و زن و بچه و کودک سه ساله نمی شناسد... هرکس به قدر طاقتش در برابر طاغوت می ایستد و می شود خار چشم دشمنان.
و در زمانه حاضر ایستادگی در برابر طاغوت سهم همه ماست چه با قلم، چه با دوربین، چه با سنگی که به سوی تانک های سعودی پرتاب می کنیم و چه نفس سوخته ای که در دود گازهای اشک آور می کشیم چه با چادرهایی که در کوچه ها به خاک و خون می کشیم و چه با گلوله هایی که با سینه مان سپرشان می شویم و چه با تمام استخوان هایمان که زیر ماشین های نظامیان مزدور طاغوت شکسته می شوند و چه با فریاد هایی که از حنجره ی مان بر می خیزد و چه و چه وچه... و اینها تقسیم مسئولیت های ماست که برگرفته از درس های عاشوراست و این روزها خوب با جان و دل درکش می کنیم ...
و در پایان قیام حسین(ع) به ما می آموزد که مولا نیامده بود که دشمن را به زور شمشیر و نیزه و تیر و کمان بکشد و بر او پیروز شود حسین آمده است تا با خون خود سیلابی به پا کند که در طول تاریخ پایه کاخ های طاغوت زمانه را سست کند و آنها را در هم بپیچد و چه نیکو شریعتی در مورد شهادت مولا حسین(ع) می نویسد: امام حسین علیه السلام یك شهید است كه حتى پیش از كشته شدن خویش به شهادت رسیده است؛ نه در گودى قتلگاه، بلكه در درون خانه خویش، از آن لحظه كه به دعوت ولید - حاكم مدینه - كه از او بیعت مطالبه مى كرد، «نه» گفت، این، «نه» طرد و نفى چیزى بود كه در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسین شهید است.
سمبل شهادت حسینى در این تعریف، تنها سلاح پیروز است. البته شهادت حسینى شرایط ویژه خود را مى طلبد. وقتى ظلم، انحطاط و انحراف همه گیر مى شود و ارزشهاى والاى اسلامى مسخ مى گردد و موعظه ها بر گوشهاى سنگین كارگر نمى افتد؛ حسین با همه دانایى به عدم توانایى خود در پیروزى ظاهرى بر دشمن، علناً به پیشواز مرگ مىرود و با انتخاب شهادت، بزرگترین كارى را كه مى شد كرد، انجام مى دهد. ثمره شهادت امام حسین علیه السلام آگاهى و بازگشت مردم به هویّت اصیل اسلامى و زدن داغ رسوایى كُشتن فرزند رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم بر پیشانى كریه حكومت یزید است. در شهادت حسینى، وظیفه اولیه اسلامى براى یارى دین خدا، شهادت است؛ در این جا مجاهد فى سبیل الله با شهادت خود، دین خدا را یارى مى كند.
پس مهم ترین وظیفه هر کس قبل از هرگونه اقدام در برابر طاغوت پذیرفتن قلبی عدم ولایت طاغوت و «نه» گفتن در برابر آن است. و پس از آن وظیفه اقتضا می کند که در برابر ظلم و انحطاط و انحراف ایستاد حتی اگر به قیمت جان و به قیمت خون عزیز ترین کسان تمام شود. در زمانی که نهال آزادی و رهایی و نظام اسلامی خون میخواهد نباید حتی از آخرین قطره های خون که از ورید گردن میچکد هم دریغ کرد و با نثار این خون ها بیش از پیش طاغوت را رسوار کرد و حسین (ع) به همگان آموخته تا زمانی که اثبات چهره ی شوم طاغوت در برابر چشمان جهانیان صورت نپذیرد پیروزی معنایی ندارد و اثبات کردن این قضیه تنها یک چیز میطلبد و آن فدا کردن جان ها و بذل قطره قطره خون هاست، و آنجایی که این مهم صورت یافت نهالی از پیروزی حقیقی حق علیه باطل سر بر می آورد که حتی بزرگ ترین طاغوت ها هم توانایی ریشه کن کردن آن را ندارند.و اینگونه می شود که خون بر شمشیر پیروز می گردد ...«و سيعلم الذين ظلموا اى منقلب ينقلبون»
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰