کد خبر:۱۵۹۴۸۱
محرم و عزاداري از نگاه حجتالاسلام قرائتي؛
«چشمات كمونه،ابروت كمونه،قدت قشنگه» خب مثلاً ابالفضل اين است؟!!
بعضي شعرها در شأن اهل بيت نيست. «دورت بگردم». خوب مادر هم به بچهاش ميگويد: دورت بگردم! چشمات كمونه، ابروت كمونه، قدت قشنگه، خوب مثلاً ابالفضل اين است؟!
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ آنچه ذيلا از نظرتان مي گذرد بياناتي از حجت الاسلام قرائتي در باب آسيب شناسي عزاداري سيد الشهداء(ع) است كه در آستانه محرم سال گذشته ايراد شده است.
حديث داريم مجالس عزاداري «أَحْيَا أَمْرَنَا» (بحارالانوار/ج1/ص200) يعني امور ما اهل بيت بايد زنده باشد. اين آقا كه بالاي منبر رفت، اين شعار را كه خواند چه چيزي زنده شد؟ آيهاي تفسير شد؟ تاريخ كربلا مطرح شد؟ موعظهاي شد؟ چه مطرح شد؟ اين شاعر اين شعري كه خواند مردم چقدر رشد كردند؟
بعضي شعرها در شأن اهل بيت نيست. دورت بگردم. خوب مادر هم به بچهاش ميگويد: دورت بگردم. چشمات كمونه، ابروت كمونه، قدت قشنگه، خوب مثلاً ابالفضل اين است؟! / شعري كه خوانده ميشود بايد در آن رشد باشد. منبري بايد حرفهايش رشد داشته باشد عزاداران ما پست را به بچههايشان بدهند. مداح به بچهاش بگويد "تو بيا بخوان".
رئيس هيأت به بچهاش بگويد "تو بيا ریيس هيأت شو". به چه دليل اين حرف را ميزنيم؟ به دليل حديث. حديث داريم وقتي ميخواهي به فقير پول بدهي، خودت نده. به بچهات بده بگو "تو به فقير پول بده".
1-بانيان عزاداري اگر نذر روز خاص دارند، كاري نميشود كرد. يعني شكر روز تاسوعا را نميشود عاشورا شربت داد.
در محضر مبارك امت حزب الله هستيم و در آستانه محرم 89. من بيست نكته براي محرم يادداشت كردم. تذكراتي است كه اگر گوش داده شود مفيد است. از خودم هم نيست.
يا از قرآن است يا از روايات است يا از فتواي مراجع است. يكي اينكه بانيان عزاداري اگر نذر روز خاص دارند، كاري نميشود كرد. يعني شكر روز تاسوعا را نميشود عاشورا شربت داد. تاسوعا براي تاسوعا است، عاشورا براي عاشورا. اگر نذر كرديد كاري نميشود كرد. اما اگر نذر نكرديد، همينطور ميخواهيد خرج بدهيد اين خرجها را تقسيم كنيد. يك مديريت بكنيد.
مسألهي مديريت را قديم فكر ميكرديم براي استاندارها و فرماندارها است. اخيراً متوجه شديم كه حتي كوچكترين چيز مديريت ميخواهد. مثلاً اين خلبانها، هواپيماهاي مسافربري دو تا خلبان دارد. شكمشان مديريت دارد. يعني اگر اين كتلت ميخورد و گوشت ميخورد بايد او نان و پنير بخورد. چون اگر هردو كتلت بخورند، دو تا خلبان، يك وقت گوشت مسموم باشد، حال هردو خلبان به هم ميخورد، هواپيما پايين مي افتد. يعني شكم هم مديريت ميخواهد. چه غذايي، چه ساعتي، چه ... تمام بيماريها نميگويم.
بخشي از بيماريها به خاطر اين است كه ما در غذا خوردن مديريت نداريم. عرض كنم به حضور جنابعالي كه صبح بلند ميشود ميگويد: به نظرم سرديام كرده. چاي دارچين ميخورد. بعد ميگويد: گرمم شد، خيار ميخورد. دومرتبه ميگويد: سردم شد، زنجبيل ميخورد. باز ميگويد: گرمم شد، كاهو ميخورد. باز ميگويد: گرمم شد هندوانه ميخورد. هي سردش شد، گرمش شد، اگر هيچ چيزي نخورد، خوب ميشود. 1- مديريت در مراسم عزاداري مسائل عزاداري هم مديريت ميخواهد.
يك مرتبه همه ميخواهند يك ساعت خاصي بيرون بروند. مگر امام حسين ساعت هشت است؟ چه فرقي ميكند هشت در خيابان بروي، يا نه؟ نه بروي يا ده؟ نه پدران ما ساعت يازده بيرون ميرفتند. آقا پدران شما اشتباه ميكردند. بيوقت در خيابان طبل ميزدند مردم اذيت ميشدند. امام صادق به يك نفر گفت: چرا خانهات اينطور است؟ خانهات خيلي تنگ است. تو كه وضع ماليات خوب است، يك خانهي بزرگ تهيه كن. گفت: مرحوم پدرم و جدم در اين خانه بودهاند.
گفت: اگر پدر و جد تو كار خلاف كرد، تو هم بايد كار خلاف بكني؟ پدر و جدت نداشتند. تو كه وضعت خوب است چرا؟ بنابراين در اينكه كي بازار برويم، كي در خيابان برويم. چه طبلي؟ مثلاً گاهي نگاه ميكني جمعيت خيلي نيست اما اينقدر طبل است كه شهر را تكان ميدهد. من نميگويم طبل نباشد، ميگويم بايد تناسبي باشد. ساعت طبل زدن، تعداد طبل ها با مقدار جمعيت، همينطور چند تا طبل برميدارند ميزنند و نه شعري، نه مرثيهاي، نه سخنرانياي، نه گريهاي، نه آدمي، همينطور فقط هي طبل ميزنند.
اينها كارهايي است كه امام حسين دوست ندارد. مردم آزاري است. من از بيان امام شنيدم فرمود: قرآن خواندن هم اگر مردم آزاري باشد، گناه است. قرآن خواندن تا چه برسد به طبل! نذرهاي شما اگر نذرهاي خاصي نيست، تقسيم كنيد. حالا دههي دوم شما، روز بعد از عاشورا غذا بدهيد. اينقدر غذا نفله ميشود، چون همه نذر كردند روز عاشورا بدهند.
شما مگر نميخواهي به امام حسين هديه كني، بگو: حسين جان من سه روز بعد از شهادت پلو ميدهم. آبگوشت ميدهم. ثوابش براي تو. امام حسين هروقت به ايشان هديه كني ميپذيرد. چه عاشورا، چه غير عاشورا. البته بايد عاشورا حماسهاش سر جايش باشد. روز عاشورا فرق ميكند. اما نه به مقداري كه غذاها نفله شود. ما داشتيم بعضي از مراجع، آيتالله العظمي مكارم ميفرمود: حاجيهايي كه روز عيد قربان مكه گوسفند ميكشند، اگر گوشتش حرام ميشود، به ايران تلفن كنند، كسي برايشان بكشد. البته حالا امسال گفتند، گوسفندها را پاكستان فرستادند.
به هر حال اسراف حرام قطعي است. اگر كسي روز خاصي را نذر نكرده تقسيم كند. اين يك مورد. مجالس هم همينطور است. يكي دههي اول، يكي دههي دوم، يكي دههي سوم، به هر حال يك طوري نباشد يك شب همينطور قدم به قدم تكيه، بعد از يك هفته هيچي، مثل سيل يكبار ميآيد و ميايستد. اين باران نم نم اثرش بيشتر است.
2- زنده نگهداشتن فرهنگ اهل بيت(عليهمالسلام) در مجالس چند تا اصل مراعات شود:
چشمات كمونه، ابروت كمونه، قدت قشنگه، خوب مثلاً ابالفضل اين است؟
1- حديث داريم مجالس عزاداري «أَحْيَا أَمْرَنَا» (بحارالانوار/ج1/ص200) يعني امور ما اهل بيت بايد زنده باشد. اين آقا كه بالاي منبر رفت، اين شعار را كه خواند چه چيزي زنده شد؟ آيهاي تفسير شد؟ تاريخ كربلا مطرح شد؟ موعظهاي شد؟ چه مطرح شد؟ اين شاعر اين شعري كه خواند مردم چقدر رشد كردند؟ بعضي شعرها در شأن اهل بيت نيست. دورت بگردم. خوب مادر هم به بچهاش ميگويد: دورت بگردم.
چشمات كمونه، ابروت كمونه، قدت قشنگه، خوب مثلاً ابالفضل اين است؟! شعري كه خوانده ميشود بايد در آن رشد باشد. منبري بايد حرفهايش رشد داشته باشد. «أَحْيَا أَمْرَنَا» يك وقت كسي نگويد قرائتي چه ميگويد؟ بگذاريد بنويسم.
تذكراتي به عزاداري؛ موضوع ما عزاداري. 1- زنده شدن امور اهل بيت. بايد كاري كنيم كه اهل بيت زنده شوند. حرفشان، فكرشان، فرهنگشان. 2- معرفت و بصيرت. آدم در جلسه كه ميآيد اگر با سيزده آمد، وقتي از حسينيه برميگردد بايد نمرهاش 14 باشد، پانزده باشد. يك قدم... بگويد: يك چيزي فهميديم كه تا حالا نشنيده بوديم. نه عزاداري، مسجد. حديث داريم هركس مسجد ميرود بايد هشت تا چيز گيرش بيايد.
يكي از اين هشت تا اين است. «وَ عِلْماً مُسْتَطْرَفا» (بحارالانوار/ج75/ص108) «مستطرف» يعني تازه، هركس مسجد ميرود بايد حرف تازه ياد بگيرد، يعني چه؟ يعني بايد پيشنماز هرروز مطالعه كند. شما اگر پاي تلويزيون ديدي از من استفاده نميكني خاموش ميكني، يك كانال ديگر ميروي. «وَ عِلْماً مُسْتَطْرَفا» علم تازه، معرفت تازه. بايد معرفت و بصيرت باشد.
3- بايد عشق آفرين باشد. عشق آفرين، يعني بايد مطالبي كه گفته ميشود، عشق مردم را به امام حسين بيشتر كند.
4- تعليم احكام؛ اينها بايد يك تابلو شود در همه هيئتها بزنند. يعني بايد هر منبري يك فقه هم بگويد. چون خيلي وقتها كارهاي ما اشكال دارد.
5-شما اگر چاي را در آفتابه بكني، هيچكس نميخورد. هم شربت خوب است، هم ليوان خوب است. يعني بايد كارهاي ما در ظرف خودش باشد.
در عزاداري امام حسين وقتي كربلا آمد، زمين كربلا را خريد. چرا؟ به خاطر مسالهفقهي. فرمود: زمين مردم است. من در زمين مردم ميخواهم شهيد نشوم. خون من در زمين غصبي ريخته نشود. زوارها كه زيارت من ميآيند، پا در زمين مردم نگذارند. ببين امام حسين زمين كربلا را خريد كه مسائل فقهي مراعات شود. در كوفه و شام به زينب كبري صدقه دادند. فرمود: صدقه به سيد حرام است. يعني چه؟ يعني در اوج كارها بايد مواظب مسائل شرعي بود. صدقه حرام است.
ميشود به ديوار مسجد ميخ كوبيد؟ باسمه تعالي نه! حرام است. ميخواهيم سياه پوش كنيم، نكن. سياه پوش مستحب است. خراب كردن ديوار مسجد حرام است. خدا دكتر بهشتي را رحمت كند. من خدمت اين شهيد مظلوم بودم. از چند تا كشور آمده بودند با ايشان صحبت ميكردند. همينطور اين از او كشور، اين از او كشور، از كشورهاي مختلف صحبت ميكردند، يك مرتبه گفت: آقايان الآن وقت نماز است. با اجازه! الله اكبر! نماز اول وقت.
با كفش در مسجد ميآييم. ميخواهيم سينه بزنيم. اين كار را نكنيد. من ميخواهم گوسفند بكشم، شتر بكشم در خيابان. آقا شتر بكش. خدا اجرت بدهد. اما چرا وسط خيابان؟ اين شتر رم ميكند. گاو و گوساله رم ميكند. خونش ميريزد. اگر بارندگي شود، اين آب با خون قاطي ميشود. كفش مردم نجس ميشود. در مسجد ميروند، در حسينيه ميروند، در خانههايشان ميروند، آقا كشتن شتر كار خوبي است. اما وسط خيابان كار خوبي نيست.
هرچيزي در جايي. شما اگر چاي را در آفتابه بكني، هيچكس نميخورد. هم شربت خوب است، هم ليوان خوب است. يعني بايد كارهاي ما در ظرف خودش باشد. شتر كشتن، گوسفند كشتن كار خوبي است. وسط راه كشتن كار خوبي نيست. يك جاي ديگر بكشيد وسط راه نباشد. تعليم احكام. 5- پاسخ به شبهات، يك سري شبهه پيش ميآيد. شبهه ميكنند و اين شبههها را بايد جواب داد. اين شبهه را هم بايد جواب داد.
ادامه دارد...
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰