کد خبر:۱۵۹۶۱۱
ششمین نشست از نشستهای الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت؛
شجاعی زند: توسعه با هر ساختاری که ارائه شود بشدت تحت تاثیر ایدئولوژی است
عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس گفت: علم قادر نیست که به تعریف توسعه یا غایت توسعه بپردازد و اساسا علم چنین وظیفه ای ندارد و این وظیفه ی ایدئولوژی ها و مرام ها است و حتی...
به گزارش خبرنگارعلمی «خبرگزاری دانشجو»؛ در ششمین نشست از سلسله نشستهای الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت که سه شنبه هفته جاری در دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران برگزار شد، دکتر علیرضا شجایی زند، عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس با ارائه مقاله ای با عنوان «ازخوانی نقش دین در توسعه» به ارائه نظرات خود پرداخت.
شجاعی زند در ابتدا با بیان اینکه بحثهای ذیل عنوان دین و توسعه از اوان برپایی جمهوری اسلامی در ایران مطرح بوده است افزود میتوان این بحثها را در سه شاخه از یکدیگر تفکیک کرد:
شاخه ی نخست بحثهای پیرامون نگرش دین بر توسعه است که ناظر بر تامل در باب این مساله بوده است که اساساً دین چه نگاهی به توسعه دارد؛ شاخه ی دوم به بحث پیرامون تاثیرات توسعه بردین و دینداری میپردازد و شاخه ی سوم نظرات و بحث ها ی مطرح شده درباره ی نقش دین در توسعه را شامل میشود که سوال اصلی درآن این است که آیا دین تنها اثر بیرونی و زمینه ساز برای توسعه دارد یا تاثیرات درونی و محتوایی هم دارد ؟ ودرآخر مرحله چهارم یا شاخه ی چهارم که ما اکنون در آستانه ی ورود به آن هستیم تعیین شاخص ها و مشخصه های دینی توسعه است که اگر بحث های مربوط به توسعه در مراحل قبلی به جوابهای درخور خود برسند به این مرحله خواهیم رسید که تعیین معیار و شاخصی است برای تمایز توسعه ی متاثر از دین از سایر الگوهای توسعه.
وی ادامه بحث خود را با تعریف توسعه پیش برد و افزود در تعریف توسعه یک تعریف حداقلی را در نظر میگیریم که مورد اجماع باشد و این تعریف دو مشخصه دارد:
1.شاخصه ی اهتمام به دنیا
2.مشخصه ی تلاش برای تغییر به منظور بهبود زندگی
شجاعی زند سپس با بازگشت به بحث ابتدایی خود ادامه داد: در بررسی بحث ها ذیل شاخه ی اول تلقی کلاسیک از دین این است که دین آموزه ای است که تنش های مختلفی با دنیا دارد و همچنین دین در مورد تغییرها دچار نگرانی میشود درنتیجه دین را یک جریان ضد توسعه میداند، این تلقی تقریبا تحت تاثیر آموزه های مسیحیت در غرب و عقبه ی فکری تجربه ی مسیحیت در غرب است، در ایران این بحث ها یکی از مجادلات جدی قبل از انقلاب و دهه ی اول انقلاب بوده است که جریانات مسلمان و متفکران مسلمان تلاش می کردند نشان دهند تلقی کلاسیک از دین که متاثر از مسیحیت بوده در مورد اسلام صادق نیست؛ امروزه کمتر کسی این مجادله را دارد و درک اجتماعی در بین متفکران این است که دین مشکل حادی با توسعه ندارد ضمن اینکه بقیه ادیان هم تلاش کردند با قرائت ها و تعبیرهای جدید از آموزه های دینی مشکل تنش با دنیا را حل کنند و با توسعه به تفاهم برسند.
در بحث درحوزه ی شاخه ی دوم یعنی اثراتی که توسعه بر دین گذاشته یا می گذارد بحث هایی از قبیل اثرات تغییرات حاد بر دین، بحث هایی ذیل افزایش اهتمامات دنیوی رفاه و دنیا داری در میان دینداران که خصوصا در دهه ی دوم انقلاب و با آن شتابی که ما در مسیر توسعه ذیل عنوان سازندگی اتخاذ کردیم،به صورت جدی مطرح بوده است؛ همچنین بحث هایی از قبیل اثر ساخت های تمایز یافته در موقعیت دین با نظر به اینکه توسعه یکی از آثارش این است که جامعه را دچار تمایز یافتگی می کند و در چنین وضعیتی موقعیت دین به موقعت یک نهاد تنازل پیدا می کند؛ همچنین بحث اثر مناسبات پیچیده بر دین و بحث های ذیل اثر رقابت و تسامح بر اصل اخوت دین و به طور کلی بحث هایی ذیل سنت و مدرنیته و بحث های عرفی شدن دین درهمین شاخه ی دوم یعنی اثر توسعه بر دین قرار میگیرد که در دهه ی دوم انقلاب خصوصا بعد از دهه ی سازندگی زیاد بوده است؛ اما به نظر می رسد که امروز دیگر از این بحث نیز عبور شده و دیگر در جامعه ی اندیشمندان مطرح نیست.
عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس ادامه داد: امروزه بیشتر بحث بر سر این سوالات است که آیا جایز و یا حتی لازم نیست در این توسعه ای که سرنوشت جامعه ی ما را رقم می زند و آینده ی حرکت راتحت تاثیر قرار می دهد برای دین نقشی قائل شد؟ و اگر باید نقشی قائل شویم این نقش چیست؟ در کدامیک از مراحل توسعه و به چه نحوی باید ایجاد شود؟ آیا تاثیر نقش دین بر توسعه یک تاثیر بیرونی است یعنی تنها زمینه سازی میکند و انسان ها را آماده میکند تا در فرآیند توسعه قرار بگیرند؟ یا دین میتواند نقش درونی هم در توسعه داشته باشد یعنی در مسیر توسعه و جهت بخشی به توسعه و هدف گذاری توسعه هم نقش داشته باشد؟ آیا علاوه بر آن دین در طراحی مسیر توسعه هم نقش دارد؟ آیا در انتخاب ابزار و سازکار های مناسب برای توسعه نقش دارد؟
شجایی زند گفت: در این حوزه یعنی نقش دین در توسعه تردید هایی مطرح است که میتوان این تردید ها را به سه دسته تقسیم کرد: دسته ی اول از جنس تردید های سکولار است که ناظر به دو ناحیه است اول تلقی آنها از دین که یک نگاه منفی و ناموثر به دین دارد و اساسا دین را یک پدیده ی منفی و یا ناموثر می داند و دوم تلقی این نگاه از توسعه است که اساسا توسعه را یک مبادله ی علمی و فنی و مدیریتی صرف میداند و در نتیجه با این تلقی ها فرض قبول نقش دین در توسعه عملا غیر ممکن است و حتی از منظر این نگاه هیچ ایدئولوژی دیگری نباید در ساحت توسعه دخالت کند.
شجاعی زند ادامه داد: دسته ی دوم نگرش های روشنفکرانه ی دینی است که آن نیز ناشی از دو ناحیه است؛ در تلقی از دین روشنفکران دینی در قلمرو دین تشکیک میکنند و معتقد هستند دین قلمرو محدودی دارد و ساحت اجتماعی و سیاسی محل مداخلات دینی نیست و هرگونه افزودن مسئولیت های بیرونی و جمعی برای دین میتواند آسیب زا باشد و در مورد توسعه آنها نیز مانند نگرش سکولار معتقد به این هستند که توسعه یک امر صرفا فنی و مدیریتی است و همچنین یک فرآیند عام و عالمی است؛ لذا امکان اتخاذ این الگو از دیگران با هر مرامی وجود دارد و دسته ی سوم تردید های عملگرایان در این زمینه است؛ عملگرایان مبنای تئوریک و نظری ندارند، این نگرش ناشی از کوتاهی و ناتوانی دولتمردان یک نظام مرامی است وقتی با پیاده سازی آن ایدئولوژی ها و مرام ها دچار مشکل میشوند و این امر منجر به عملگرایی آنها می شوند که ایدئولوژی ها را کنار گذشته و به الگوهای تجربه شده ی در دسترس اکتفا میکنند و دچار مشکلات جدی در ناحیه ی نقش دین در توسعه میشوند و حداکثر به این رو می آورند که تئوری های توسعه موجود را بپذیریم و در آنها تغییراتی را ایجاد کنیم یعنی به تعبیری توسعه را بومی کنیم .
وی گفت: مجموعه ی این تردیدها باعث شده پذیرش نقش دین در توسعه با مشکل جدی مواجه باشد و ما باید در گام نخست این تردید ها را پاسخ دهیم و به روش سقراطی این کار را انجام میدهیم.
شجاعی زند ادامه داد: مبنای تردید سکولارها اقتضائات توسعه است که معتقدند ساحت توسعه ساحت دخالت دین نیست؛ در مورد روشنفکران دینی به نظر می رسد بیشتر نگران دین هستند و معتقدند با وارد شدن دین در بعضی عرصه ها ممکن است تجربه ای مثل قرون وسطی داشته باشیم و چون اساس دین برای این منظورها نیامده حضورش در این عرصه ها باعث به وجود آمدن آسیب هایی می شود که انسان ها را ازدین بری میکند و درباره ی عملگریان باید آنها را در مقابل این سوال قرار داد که فرض از تشکیل حکومت دینی چه بوده است؟
استاد جامعه شناسی دانشگاه تربیت مدرس گفت: برای پاسخگویی به مبنای تردید افکنی سکولارها مشخص میکنیم اجزای توسعه چیست؟
وی ادامه داد: توسعه شامل سه جزء می شود: 1. تعریف توسعه 2.غایت توسعه 3.تمهید ابزار و شرایط مناسب و تعیین مسیر توسعه که مجموع این سه بخش الگوی توسعه را تشکیل می دهد.
این عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس تصریح کرد: اگر بپذیریم که جزء سوم فنی و مدیریتی و علمی است دو جزء دیگر اساسا فلسفی و ایدئولوژیک هستند و علم قادر نیست که به تعریف توسعه یا غایت توسعه بپردازد و اساسا علم چنین وظیفه ای ندارد و این وظیفه ی ایدئولوژی ها و مرام هاست و حتی در حوزه سوم نیز یعنی در وجه تعیین ابزارها برای رسیدن به توسعه نیز قابل اخذ و اقتباس نیست زیرا با هر اهرمی نمی توان به هر غایتی رسید و ادیان حتی بیش از غایات به ابزارها توجه کردند و ما در فقه نحوه ی معاملات را مورد بررسی قرار میدهیم.
وی با توجه به کمبود وقت در پایان در جمع بندی صحبت های خود گفت: توسعه با هر ساختاری که ارائه شود به شدت تحت تاثیر مرام ها و ایدئولوژی ها است.
در ادامه نشست شجاعی زند به پرسشهای مطرح شده از سوی اساتید و دانشجویان حاضر در جلسه پاسخ گفت.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰
ارسال نظر
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.