سید رضی سیمای کامل انسانیت را به جهانیان آموخت
کد خبر:۱۵۹۶۶۴
6 محرم سالروز وفات سید رضی؛

سید رضی سیمای کامل انسانیت را به جهانیان آموخت

سید رضی «سیمای کامل انسانیت» را به جهانیان آموخت؛ راه و رسم چگونه بودن را و چگونه زیستن را ...
گروه دین و اندیشه «خبرگزاری دانشجو»، فهیمه نوروزی؛ ما اولین کاروان جاده زندگی نیستیم، قبل از ما کاروانیان بسیار از این راه گذشته اند که تجربه های تلخ و شیرین آنان برای ما بسیار کارساز است. آنان در پرتو خورشید وحی و هدایت پیامبران  راه را شناختند و شیوه حرکت را آموختند. آزموده ها را دوباره آزمودن و تجربه های تلخ را دوباره تکرار کردن عاقلانه نیست. باید به سراغ ره شناسان راستگو رفت و حاصل رنج و تلاش آنها را گرفت و با آگاهی و هوشیاری بیشتر گام در راه نهاد.

شناخت الگوهای سعادت یافته، که عمر گرانبهای خود را در جهت دستیابی به مقامات ارزشمند علمی و معنوی و پاسداری از حریم ارزشهای اسلامی و دفاع از کرامت انسانی، صرف نموده اند، راه و رسم چگونه بودن و چگونه زیستن را بر همگان می آموزد.

سید رضی (ره) یکی از همین نمونه های تربیت یافته برجسته قرآنی است که با علم و عمل خویش سیمای کامل انسانیت را بر جهانیان عرضه می دارد. وی که از عالمان ربانی و پرهیزکاران کم مانند بود با همت و اخلاص، کلام علی (ع) و دانشها و تخصص ها و معارف غنی نهفته در آن را احیا کرد و به برکت گردآوری «نهج البلاغه» منشور سعادت و کمالات، نام و یاد خود را جاویدان ساخت.

طلوع ستاره ای در کهکشان حسین (ع)

هنوز یک قرن از غیبت حضرت مهدی نگذشته بود که ستاره ای از افق بغداد درخشیدن گرفت در سال 359 هجری در محله شیعه نشین «کرخ» بغداد کودکی دیده به جهان گشود که نام زیبای «محمد» به خود گرفت.

محمد که بعدها به «شریف رضی» و «سید رضی» شهرت یافت از خاندانی برخاست که همه از بزرگان دین و عالمان و عابدان و زاهدان کم مانند روزگار بودند. پدر و مادر سید رضی هر دو از سادات علوی و از نوادگان حسین بن علی(ع) بودند. نسبت وی از جانب پدر (ابواحمد) با پنج واسطه به امام هفتم می رسد از این رو گاهی او را موسوی می خواندند، از جانب مادر (فاطمه) با شش واسطه به امام سجاد (ع) می رسد. خانواده مادر سید رضی در کتب تاریخی به نوادگان «ناصر کبیر» مشهورند.

سایه آرامش گستر ابواحمد و آغوش گرم و پر عاطفه فاطمه محیطی سالم و مناسب برای تربیت و رشد دوران کودکی سید رضی و برادر بزرگوارش «سید مرتضی» به وجود آورد. ابواحمد به عنوان پدری وظیفه شناس خود را در برابر آینده پر فراز و نشیب فرزندانش مسئول می دانست به همین خاطر تهیه و تدارک مایحتاج زندگی لحظه ای او را از نیازهای روحی و خواستهای درونی فرزندانش غافل نکرد و فاطمه نیز مادری بود با همه ظرافت ها و ریزه کاری های یک مادر واقعی.

سید رضی از کودکی چنان دلباخته علم و دانش بود که هیچ مصیبت و گرفتاری وی را از فراگیری علوم باز نداشت و در محضر اساتید بزرگی چون شیخ مفید تلمذ می نمود.
 
محمد را به خاطر خدمات شایسته اش «سید رضی» نامیدند و به دلیل حسن انجام مسئولیت های محوله از طرف مردم و پادشاهان آل بویه «شریف رضی» نام گرفت.

فرزندان ابوطالب در پناه نقابت سید رضی

نقابت یعنی سرپرستی مردان و زنانی که از نسل ابوطالب پدر امام علی (ع) بودند و این منصب را «نقابت طالبیان» می‌نامیدند. این مسئولیت به خاطر حفظ و نگهداری شرافت حسب و نسب خاندان، طالبیان تأسیس شده بود تا از برخورد و درگیری با افراد پست و فرومایه در امان باشند.

وظایف نقیب

شخص نقیب پنج وظیفه مهم به عهده داشت:

1. اگر میان سادات نزاع و درگیری پیش می آمد، داوری و صدور حکم نهایی به عهده شخص نقیب بود. 
2. سرپرستی اموال و املاک یتیمان را در دست داشت.
3. اگر سادات جرمی مرتکب می شدند، اجرای کیفرش به عهده نقیب بود.
4. دختران و زنان بی سرپرست را شوهر داده و به کار آنها رسیدگی می کرد.
5. مراقبت از دیوانگان آنها و کسانی که نیاز به سرپرستی دارند.

با اجرای این پنج مسئولیت نقابت عمومی و کلی حاصل می گشت به همین خاطر می بایست نقیب دانشمندی مجتهد و صاحب رأی باشد تا حکمش صحیح و قضاوتش درست باشد؛ از آنجا که شریف رضی مردی دانشمند، مدیر، مدبر، آگاه به زمان و مسائل روز بود این مقام عالی و مسئولیت خطیر به ایشان واگذار شده بود؛ در حالیکه 21 سال داشت و افراد زیادی حائز شرایط بودند و سابقه خدمت هم داشتند اما لیاقت و شایستگی سید جوان موجب سبقت از دیگران شد.

شریف رضی و عالیترین مقام قضائی زمان

سید رضی همزمان با منصب نقابت، مسئولیت بزرگ دیوان مظالم را هم بعهده داشت. دیوان مظالم را امروزه (دیوان عالی کشور) می نامند و سرپرست آن هم ردیف عالیترین مقام قضائی کشور امروزی است.

برای احراز مقام دیوان مظالم علاوه بر اجتهاد و تخصص کافی در مسائل فقهی، باید فرد دارای شخصیت اجتماعی بانفوذ، آگاه به مسائل زمانه، پرهیبت، پاکدامن، قانع و پارسا می بود و از آنجا که سید رضی تمام این اوصاف را دارا بود در سنین جوانی از طرف خلفا به سرپرستی دیوان منصوب شد.

دانشمند جوان شیعی، امیر الحجاج سرزمین سنی مذهب!

از دیگر پست های سید رضی سرپرستی زائران خانه خدا بود و تمام کارهای برپائی کنگره عظیم حج به عهده او بود. مسئولیتی که امروزه نه یک نفر و دو نفر و صد نفر بلکه سازمان گسترده و تشکیلات وسیعی بنام «سازمان حج و زیارت» آن را اداره می کند.

سرپرستی حجاج هم مثل نقابت و دیوان مظالم از شرایط سنگینی برخوردار بود که به جز افراد انگشت شمار دارا نبودند. این کار به سیاست قوی، کاردانی، مدیریت، آگاهی به جغرافیای منطقه ای، آشنایی با فرهنگ و رسوم ملت ها و اجتهاد و فقاهت نیاز داشت و این از افتخارات شیعیان است که از میان آن همه عالمان و بزرگان اهل سنت، دانشمند جوان شیعی برای انجام مناسک حج انتخاب شد آن هم در عهد خلافت سنی مذهب.

من فضل و کمال را می ستایم نه جسم و جمال را!

خوش اخلاقی و خوش رفتاری و مردم داری سید رضی همه را شیفته برخورد انسانی و اسلامی او کرده بود حتی کسانی که مسلمان نبودند.

ابو اسحاق ابراهیم بن هلال حرانی ملقب به «صابی» ستاره شناس، نویسنده، ادیب مشهور و رئیس نویسندگان امپراطوری اسلامی بغداد با سید رضی رفاقت دیرینه داشت. وی با اینکه پیرو مذهب صابئی بود به خاطر احترام شریف رضی ماه رمضان را روزه می گرفت و نماز می خواند و تمام قرآن را حفظ کرده بود در عین حال به آداب و رسوم مذهب خود نیز پایبند بود.

شریف رضی به خاطر علم و ادب صابی وی را گرامی می داشت و احترامش می کرد، به طوری که وقتی صابی درگذشت در مرثیه او اشعار مفصلی سرود. گروهی کوتاه نظر و کج اندیش زبان به سرزنش گشودند که شخصی مانند شریف رضی از دودمان پیغمبر برای ابواسحاق کافر مرثیه سرائی می کند. شریف رضی در پاسخ این جماعت متعصب گفت «من فضل و کمال را ستودم نه جسم و جمال را»

زن مجلس آرای حرمسرا یا معمار زندگی خانوادگی !

سید رضی زن مسلمان را گوهری گرانبها، موجودی فداکار، دژی محکم و مربی بزرگ بشریت معرفی کرد و با ذکر این اوصاف از مقام شامخ زن دفاع نمود و هویت اصلی آن را شناساند.

شریف رضی زن را معمار زندگی، پناهگاه خانواده، پرورش دهنده صداقت و نجابت و عامل سعادت اجتماع خواند، نه محبوس در حرمسراهای پادشاهان هوسران. وی زن را یار و غمگسار مرد در صحنه های زندگی و معلم و مربی کودک می‌داند که منشأ صفا، حیا، اعتبار و ایمان است نه مجلس آرای شهوت رانان.

نهج البلاغه؛ منشور عدالت، مافوق کلام بشر و مادون کلام الله

 انگیزه نوشتن کتاب «خصایص الأئمه» مقدمه ای شد برای تدوین کلام وحی گونه «نهج البلاغه». نهج البلاغه منتخبی است از خطابه ها، وصایا، نامه ها، جمله های کوتاه و دعاهای حضرت علی (ع). آنچه سید رضی در نهج البلاغه گرد آورده بخش کوچکی از بیانات آن حضرت را تشکیل می دهد. خود وی اعتراف کرده که قدم در راه بی انتها گذاشته است که از پیمودن تمام آن عاجز است.

«من ادعا نمی‌کنم که به همه جوانب سخنان امام علی (ع) احاطه پیدا کرده ام، به طوری که هیچکدام از سخنان آن حضرت از دستم نرفته باشد، آنچه در اختیار دارم کمتر از آن مقداری است که به دستم نیامده است، اما وظیفه من غیر از تلاش و کوشش و سعی فراوان برای یافتن این گمشده ها نیست.»

غروبی نابهنگام و آرمیدن در جوار حرم سید الشهدا (ع)

آن روز شهر بغداد در تب و تاب و هیجان بود، نگاه ها نگران و معنی دار. اتفاقی تلخ و ناگوار روی داده بود، کسی نمی خواست و نمی توانست باور کند، هرگز به ذهن کسی نمی رسید که به این زودی شاهد این حادثه جانسوز باشد، هر چه بود تمام شده بود و سید رضی در محرم سال 406 هجری در سن 47 سالگی دیده از جهان و جهانیان فرو بست و عالم تشیع را از مرد و زن کوچک و بزرگ در غم و ماتم فرو برد.

سید مرتضی برادر بزرگوار سید رضی از درگذشت مرموز و ناگهانی برادرش چنان متأثر و متأسف شد که تاب دیدن جنازه او را نیاورد و از شدت حزن و اندوه به حرم مقدس کاظمین (ع) پناه برد.

پيكر سید رضی را در خانه خودش کنار مسجد انبار در کرخ بغداد دفن کردند و بعدها به حرم امام حسین (ع) منتقل نمودند.
 
منابع:

1- کتاب سید رضی بر ساحل ابرار، محمد ابراهیم نژاد

2- مجموعه کتابهای شخصیت های تاریخ اسلام

3- سایت پژوهه، فهیمه صمدی

4- سایت حوزه، میثم یوسفی
پربازدیدترین آخرین اخبار