دانشجويان سازوکارهاي وابسته كردن مقامات ايراني توسط انگليس را بشناسند
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ سليمي نمين، رئيس دفتر مطالعات و تدوين تاريخ ايران و دكتر موسي حقاني، معاون پژوهشي موسسه مطالعات تاريخ معاصر در برنامه گفت و گوي ويژه خبري كه در تاريخ 10 آذر به بررسي تاريخي حركت استعماري انگليس پرداخت.
سلیمی نمین:
در دوره صفویه ما میتوانستیم در برابر عثمانی بدرخشیم، ولی بعدها تلاش کردند که ملت ایران را تضعیف کنند تا بر یک ملت تضعیف شده سلطه خود را گسترش دهند و از هر جنایتی چون تجزیه و کشتار استفاده کردند، حتی پشت پرده تجزیه شمال ایران که به روسیه تزاری واگذار شد، انگلیسیها بودند؛ چرا که ایران ضعیف میشد و نمی توانست قدرت لازم را داشته باشد.
انگلیسی ها برنامه ای برای تسلط بر ایران داشتند، لذا در جنگ جهانی اول عامدانه یک قحطی بزرگ را بر ایران تحمیل کردند؛ زیرا ملت ایران هم سابقه تمدن قدرتمندی داشت و هم به لحاظ اندیشهای قوی بود، یعنی کودتای 1299 مقدمه حضور انگلیسی هاست.
موسی حقانی: انگلیسی ها اساساً با جهان اسلام مشکل داشتند؛ زیرا از مدت ها قبل یک جریان صهیونیستی تلاش داشت در حاکمیت انگلیس رسوخ کند؛ غربی ها مسلمانان را رقیب خود میدانستند و بی محابا به آن حمله میکردند؛ هند، یکی از نقاط مهم برای آنها بود و برای رسیدن به آن باید ایران را در دست می گرفتند.
چون ایران یک قدرت منطقه ای بود، باید ایران را تضعیف می کردند؛ اولین سفیر انگلیس در ایران، سِرگم نُویش، در دوره جنگ با روسیه وارد ایران می شود، حاصل ماندن 6 – 5 ساله وي در ایران این بود که برای تأمین منافع انگلیس در هند باید ایران در بربریت نگه داشته مي شد؛ البته این دیدگاه فقط در کاغذ نماند و اساس رفتار 150 ساله اخیر آنها با ایران بر اساس این فرمول بود.
این فرمول را به آمریکا و اروپاییان هم منتقل کردند؛ تجزیه هراز، چهار بار جنگ بزرگ با ایران که سه بار منجر به اشغال ایران شد، جدا کردن 8000 کیلومتر از بلوچستان- هراز و زمینه سازی برای جدا کردن بحرین از ایران از جمله اقدامات انگليسي ها عليه ايران بود.
انگلیس پس از سقوط امپراطوری تزاری و عثمانی به هدف خود در منطقه نزدیک شد؛ هدف آنها تشکیل خاورمیانه جدید با دولت صهیونیستی بود؛ 1917 اعلامیه بالکف صادر می شود که مقدمات تشکیل این دولت بود.
نقشه شوم انگلیسی ها: اشغال فلسطین، ملحق کردن بین النهرین یعنی عراق فعلی تا هند، مستعمره کردن ایران در 1919
بالکف، معاون وزیر امور خارجه انگلستان است و جالب اینکه خود وزیر امور خارجه از این اعلامیه خبر ندارد.
انگلیس دو بار قبل از این برای نابودی ایران و استقلال آن خیز برداشت؛ یکی در 1907 وقتی ایران مشغول مشروطه بود، روس و انگلیس قرارداد می بندند و ایران را به سه قسمت تقسیم می کنند: شمال در اختیار روس، جنوب در اختیار انگلیس و قسمت میانی از کرج تا ساوه در اختیار ایران می ماند.
1915 به این نتیجه می رسند که آن منطقه میانی را هم از ایران بگیرند و نام ایران را از نقشه حذف کنند؛ در نتیجه نفرت ایرانی ها از انگلستان طبیعی است.
سوال مجری: به انگلیس گفته می شود شما چرا نتوانستید ایرلند که کنار خودتان هست را مستعمره کنید که چریل پاسخ داد برای استعمار یک کشور دو مؤلفه لازم است: اقلیت خائن و اکثریت احمق
موسی حقانی: ما در ایران اقلیت خائن داشتیم و اکثریت احمق نداشتیم؛ متاسفانه در ایران تلاشی که شبکه جاسوسی انگلیس و فراماسونری کرد، توانست در دربار قاجار نفوذ کند مانند میرزا ملکم خان که قرارداد رویتر را هم در همین راستا نوشت.
در مقابل، جریان هوشمند داریم که مردم پشت آنها حرکت میکنند مانند مرجعیت شیعه که مردم را به مقاومت در عرصههای مختلف سیاسی، نظامی و فرهنگی فرامي خوانند؛ در همه جای ایران، بخصوص در مناطق جنوب ایران زنجیره ای از علمای شیعه وجود دارد.
سلیمی نمین: مقاومت ملت ایران در ابعاد مختلف است؛ امیرکبیر وقتی احساس کرد جریان «بابیه» یکی از ابزارهای بیگانه برای تضعیف اقتدار ملت ایران است - با توجه به اينكه آنچه ملت ایران را یکپارچه میکند اعتقادات دینی است - امیرکبیر این فتنه را سریع تشخیص میدهد، لذا دستور اعدام سرکرده فتنه را صادر مي كند.
اینکه امروز می پرسیم مصادیق دشمنی انگلیسیها علیه ملت ایران پس از انقلاب چه بوده، نشان از کم کاری ماست! و کارهایی هم در مورد مقاومت جنوب ایران تولید شده نتیجه تلاش آمریکا برای تضعیف قدرت انگلیس در ایران مي باشد.
حمله عوامل انگلیس به سفارت ایران در لندن در سال 59 منجر به شهادت دو نفر از دیپلمات ها شد؛ البته قرائن محکمه پسندی داریم که نشان مي دهد خود انگلیسی ها آن را هدایت کردند، ولی هیچ گاه این مسئله برای ملت ایران شفاف نشد که اين اقدام از مصادیق حرکت تروریستی انگلیس است.
موسی حقانی: ایرانی ها می دانند انگلیسی ها چه کار کردند و آنچه ما کرده ایم مکانیزم عملکرد انگلیس در ایران است که خوب شفاف نشده است.
1- انگلیسی ها چارچوب دیپلمات را ظاهراً رعایت می کنند، در کودتای 1299 همه سفارتخانه های غربی در ایران از جمله فرانسه بالاتفاق میگویند کار انگلیس بوده، ولی وزارت خارجه انگلیس می گوید ما هیچ دخالتی نکردیم؛ در مشروطه که تحصن صورت می گیرد نیز باز میگویند ما هیچ دخالتی نکردیم و برخی از نویسندگان غربی هم فریب این سیاست را خوردند.
2- باید دید چند دستگاه در ایران وجود داشت که وزارت امور خارجه تشریفاتی بود!!
3 - وزارت دریاداری که چرچیل در رأس آن بود؛ وزارت هند بریتانیا؛ شرکت نفت ایران و انگلیس هم بود بعلاوه شبکه جاسوسی انگلیس.
فعاليت دستگاه هاي جاسوسي انگليس: ایجاد تفرقه، یأس و ناامیدی
در کودتای 28 مرداد انگلیسی ها در بین روزنامه نگاران ما آدم داشتند، در مجلس آدم داشتند، در دربار، میان اراذل و اوباش و فواحش آدم داشتند؛ یعنی شبکه گسترده ای از عناصر جاسوسی را سازمان دادند و با برنامه اهداف خود را پیش بردند.
اهداف کودتای 1299: تسلط بر نفت ایران، نابودی ایلات و عشایر، ایجاد نیروی نظامی منسجم همان کاری که رضاخان کرد و هدف اصلی که اشاره می کند: 1- نابودی روحانیت شیعه و 2- جمع کردن بساط عزاداری سیدالشهدا
سلیمی نمین: ملت ایران متاسفانه خیلی از جنایات انگلیس در ایران قبل و بعد انقلاب اطلاع ندارد.
در مورد اشغال سفارت ایران در لندن؛ به عنوان فارغالتحصیل انگلیس تلاش کردیم پرونده در ایران بررسی شود و حقوق شهدا پرداخته شود؛ چه کسانی این پرونده را بستند؟ آیا انگلیسی ها بودند، خیر، بلکه دولتمردان خودمان بستند.
آیا اعضای دولت موقت افرادی چون قطبزاده بستند؟ خیر؛ آقای ولایتی این پرونده را بست و در حالی این پرونده بسته شد که جنایت انگلیسی ها بر ملت ایران روشن نشد یعنی به نوعی با انگلیس سازش شد و دست انگلیس در این جنایت بر هیچ کس روشن نشد!!
اگر در سفارت کشوری در ایران اتفاقی رخ دهد که نتیجه عدم حفاظت مسئولان ما باشد ما مسئول پرداخت خسارت هستیم.
چند نفر در این حمله تیر خوردند و خود کاردار هم زخمی شد، بنابراين حتی اگر انگلیس هم مقصر نبود باید خسارت را به ما می داد، ولی پرونده را وزارت خارجه طوری بست که هیچ خسارتی به خانواده شهدا و مجروحان داده نشد؛ نه اینکه انگلیس ندهد، بلکه هیچ مطالبهای از سوی وزارت خارجه ما صورت نگرفت.
یعنی از سال 59 تا حالا هنوز وزارت خارجه هیچ اقدام موثری برای دریافت خسارت انجام نداده و هر اقدامی که خانواده آنها می کردند، می گفتند که به نفع مصالح ملی نیست؛ تا مدتی اصلا شهدا را به رسمیت نشناخته بود تا پرونده مسکوت بماند؛ البته در دوره آقای متکی جلساتی در این زمینه تشکیل شد، ولی قبل آن اصلا وارد این مسئله نشده بودند.
موسی حقانی: انگلیس نه تنها از رفتار قبلی خود در ایران پشیمان نیست، بلکه با قباحت همچنان به آن رفتارها اصرار دارد؛ در زمان انقلاب، انگلیس تا آخرین لحظات از شاه حمایت علنی می کرد، بعد انقلاب هم یک قطع ارتباط 10 ساله داشتیم که در همه توطئه های علیه ایران مشارکت داشت از جمله از صدام حمایت می کرد.
راهکارها:
سلیمی نمین: دانشجوها را به شناخت مکانیزم عملکرد انگلیس در کشورمان سفارش میکنم؛ چرا انگلیسیها به این نتیجه میرسند که سیاست های ضد نظام آنها در ایران هزینه ای ندارد؛ اگر هزینه داشت قطعا آنها به این راحتی علیه ملت ایران موضع نمی گرفتند؛ اين در حالي است كه همیشه مطمئن می شوند که در هر موضعی، خللی به تجارت و اوضاع مالی آنها وارد نمی شود.
انگلیسیها برخلاف اینکه ظاهرشان مغرور است، ولی در مواردی تن به خفتها میدهند یا تملقهای جدی میکنند؛ من دانشجوی انگلیس بودم؛ هر گاه یکی از مقامات ایرانی برای معالجه به آنجا بیاید پلیس انگلیس چه تملقی میکند، در را باز میکند، تعظیم میکند؛ این تملق یک تصویر غلطی در ذهن فرد میگذارد یا سرویس ویژهای به برخی افراد میدهند؛ البته این سازوکارها باید شناخته شود که چطور انگلیس افراد را به خود وابسته میکنند.
چند سال پیش که من مدیرمسئول یکی از رسانهها بودم، در آن زمان انگلیس یک موضع بسیار خصمانهای گرفت، اما به فاصله یک روز یک هیئت بلندپایه اقتصادی ایران با مسئولیت رئیس اتاق بازرگانی به انگلیس رفت؛ اگر این افراد آلودگی نداشتند و امتیاز ویژهای به آنها نداده باشند و ذرهای غیرت ملی داشتند چنین مسافرتی هیچ گاه صورت نمیگرفت.
موسی حقانی: ما باید در برابر انگلیس ایستادگی کنیم و به آنها بفهمانيم که مخالف با ملت ایران و تداوم مخالفت برای آنها هزینه بر است؛ عمل هوشمندانه انجام دهیم و خود را اسیر احساسات نکنیم و مردم خود و مردم جهان از جمله مردم انگلیس را با مکانیزم عملکرد آنها آشنا کنیم.
ما امروز شاهد بزرگترین تظاهراتها در انگلیس هستیم؛ موج بیداری به اروپا رسیده اگر ما مردم را که الان با این سلطه صهیونیستی در افتادهاند، با جنایات انگلیس آشنا کنیم، شاید قدری فشارها نیز بر ما کم شود.