کد خبر:۱۵۹۸۰۷
10 يار غريب سيدالشهدا به روايت رجبيدواني – 7؛
نافع بن هلال؛ سربازي كه در ياري سيدالشهدا (ع) خوش درخشيد
نافع بن هلال جملي يكي از بزرگان شهداي كربلاست كه در واقعه كربلا در دو مقطع از خود رشادتهاي بزرگي بر جاي گذاشت.
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ به مناسبت آغاز دهه محرم و عزاداري اباعبدالله الحسين(ع)، دكتر محمدحسين رجبي دواني، عضو هيئت علمي دانشگاه امام حسين (ع) نقش ياران امام حسين(ع) در قيام ايشان را روايت كرده كه بناست طي 10 روز، 10 تن از ياران غريب آن حضرت (ع) كه با گذر از اعوجاجات فكري و سياسي مسير حق را بازيافتند، معرفي شوند.
نافع بن هلال جملي يكي از بزرگان شهداي كربلاست. اين مرد بزرگ در كربلا در دو مقطع از خود رشادت هايي به جاي گذاشت؛ يكي در روز هشتم محرم كه دشمن آب را به روي امام حسين (ع)، اهل بيت و عزيزان ايشان بست كه همراه با گروهي كه امام مامور كرده بود به فرماندهي حضرت عباس (ع) براي آب آوردن از شريعه حركت كرد، 20 نفر مشك در دست داشتند و 30 نفر آنها را حفاظت مي كردند. نافع پرچمي كه نشانه صلح بود در دست داشت و جلوي گروه حركت مي كرد.
وقتي به نزديك شريعه رسيدند، نافع نفر اولي بود كه با دشمن مواجه مي شد عمر بن حجاج كه مامور بود با 500 سرباز آب را به سپاه حسين (ع) ببندند جلو آمد و خطاب به نافع گفت: «تو كيستي و چه مي خواهي؟» نافع گفت: «نافع بن هلال هستم و براي بردن آب آمده ايم.»
عمر بن حجاج گفت: «بنوشيد گواراي شما باد.» نافع در جواب گفت: «هرگز از اين آب نخواهيم نوشيد، در حالي كه مولايمان حسين(ع) تشنه است.»
عمر بن حجاج گفت: «ما در اينجا هستيم تا جلوي آب رسيدن به حسين را بگيريم.» و مانع شد. نافع و عمر با هم درگير شدند و با اينكه گروه اعزامي امام حسين (ع) نسبت به 500 سرباز عمربن حجاج ، اندك بوده و حدود يك دهم آن ها بودند، ولي موفق شدند دشمن را عقب رانده، آب بردارند و به اردوي سيدالشهدا برسانند. اينجا يك مورد است كه نافع بن هلال خودي نشان مي دهد.
جاي ديگر روز عاشورا است كه بسيار دلاورانه جنگيد، نافع كه تيرانداز و نيزه انداز قوي و قهّاري بود، در عاشورا 12 نفر را با پرتاب نيزه كشت، اما با ضرباتي ناجوانمردانه بازوان او را شكستند و اسير كردند و نزد عمر سعد بردند. عمر سعد او را كه از بزرگان و سرشناسان كوفه بود، مي شناخت، خطاب به نافع گفت : «چه به روز خود آوردي؟ چرا اينگونه رفتار كردي كه خود را به اين حال و روز انداختي؟»
اما نافع خيلي مردانه و محكم گفت: «نافع گفت اگر دستانم نشكسته بود شما قادر نبوديد مرا به اسارت درآوريد و به صراحت گفت: 12 نفر از شما را به هلاكت رساندم غير از آنهايي كه زخمي كردم اگر دست داشتم بيش از اين به شما ضربه مي زدم»، شمربن ذي الجوشن او را گردن زد و در حالي كه اسير شده بود به شهادت رسيد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰