کد خبر:۱۵۹۹۵۰
ده يار غريب سيدالشهدا به روايت رجبيدواني – 9
«جون»؛ بردهاي كه با پاكان محشور شد
...امام حسين (ع) بر بالين جون اينگونه دعا كردند: خدايا او را با پاكان و نياكان محشور فرما و بين او و محمد و آل محمد (ص) آشنايي برقرار ساز.
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ به مناسبت آغاز دهه محرم و عزاداري اباعبدالله الحسين(ع)، دكتر محمدحسين رجبي دواني، عضو هيئت علمي دانشگاه امام حسين (ع) نقش ياران امام حسين(ع) در قيام ايشان را روايت كرده كه بناست طي 10 روز، 10 تن از ياران غريب آن حضرت (ع) كه با گذر از اعوجاجات فكري و سياسي مسير حق را بازيافتند، معرفي شوند.
«جون» از ياران امام حسين (ع) در كربلا غلام ابوذر غِفاري بود. وي پايگاه اجتماعي پاييني داشت و برده بود، اما معرفت بالايي داشت. او كه تحت تعليم ابوذر معرفت كامل به امامت داشت و ميدانست راه نجات و سعادت پيروي از امام حق است، بعد از شهادت ابوذر همراه با امام حسن مجتبي (ع) شد و تا شهادت امام حسن(ع) با ايشان بود، سپس همراه امام حسين(ع) شد.
جون همراه امام حسين(ع) از مدينه به مكه آمد و از مكه تا كربلا امام را همراهي كرد.
وي روز عاشورا از امام اذن جهاد خواست. اباعبدالله (ع) به او فرمود: ما از تو توقع جنگيدن نداريم و تو را از جنگ معاف كردهايم، تو خود را به خاطر ما به خطر نينداز. جون در پاسخ به امام حسين(ع) معرفت خود را نشان داد و گفت: آيا شايسته است به هنگام آسايش و رفاه من از قِبَل شما بهرهمند باشم اما وقتي شما در سختي قرار گرفتيد شما را ترك كنم.
جون با اين تصور كه امام به دليل برده بودن، او را از قرار گرفتن در اين موقعيت منع كرده گفت: آقا اگر من سياه هستم و اصل و نسب و بوي خوشايندي ندارم، اما آرزو دارم در راه شما بجنگم و خونم با خون شما در هم آميزد و روز قيامت مرا رو سفيد كند و بويم خوشايند شده و در جدار شما باشم.
امام او را دعا كرد و جون كه قسم خورده بود به خدا سوگند از شما جدا نميشوم تا خونم با خون شما در هم آميزد، به ميدان رفت و به شهادت رسيد. امام حسين (ع) بر بالين او اينگونه دعا كردند: خدايا او را با پاكان و نياكان محشور فرما و بين او و محمد و آل محمد (ص) آشنايي برقرار ساز.
اين چنين است كه يك برده به جايگاهي شهادت در ركاب امام زمان خود نايل ميآيد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰