کد خبر:۱۶۰۳۷۶
تولید علم دینی «مدل بازی یا مدل سازی»؟!
مورد «علم» كه بيگمان مانند بت دنياي مدرن بر همه چيز سلطه يافته، نگرانيهاي صاحبنظران را برانگيخته و آنها را عليه اين استثمار نوين به اعتراض و انتقاد واداشته كه اين واكنشها...
گروه علمي «خبرگزاري دانشجو»؛ «تقلید، رایج شدن و پیشرفت تقلید، پیشرفت نیست. وابسته کردن اقتصاد، تقلیدی کردن علم، ترجمه گرایی در دانشگاه که هر چه که آن طرف مرزها، مرزهای غربی و کشورهای اروپایی گفته اند، ما همان را ترجمه کنیم و اگر کسی حرف زد، بگویند مخالف علم حرف می زند، پیشرفت نیست و ما این را پیشرفت نمی دانیم. نه اینکه ترجمه را رد کنیم، من این را بارها در مجامع دانشگاهی گفته ام؛ نخیر، ترجمه هم خیلی خوب است، یاد گرفتن از دیگران خوب است، اما ترجمه کنیم تا بتوانیم خودمان بوجود آوریم. حرف دیگران را بفهمیم تا حرف نو به ذهن خود ما برسد، نه اینکه همیشه پای حرف کهنه دیگران بمانیم. یک حرفی را در زمینه مسائل اجتماعی پنجاه - شصت سال پیش فلان نویسنده یا فیلسوف یا شبه فیلسوف فرهنگی گفته، حالا آقایی بیاید در دانشگاه دهنش را با غرور پر کند و همان را دوباره به عنوان حرف نو برای دانشجو بیان کند! این پیشرفت نیست، پسرفت است. زبان ملی را مغشوش کردن، هویت اسلامی - ملی را سلب کردن و مدل بازی به جای مدل سازی، پیشرفت نیست. ما وابسته شدن و غربی شدن را پیشرفت نمی دانیم.» (بيانات مقام معظم رهبري در ديدار اساتيد و دانشجويان دانشگاههاي استان سمنان 18/8/85)
در این مقاله ابتدا سعی شده تا به صورت بسیار کلی و مختصر فضای علمی عصر امام رضا (ع) تبیین شود و بعد مقایسه ای تطبیقی بین عصر حاضر (پس از پیروزی انقلاب اسلامی) و زمان آن حضرت صورت بگیرد؛ بدین منظور و برای دقیقتر شدن بحث از مقالات و بیانات برخی از استادان بزرگوار همچون دکتر محمدرحیم عیوضی و حجتالاسلام رضاییمهر، از استادان و پژوهشگران حوزه علمیه قم استفاده شده است.
پس از رحلت پیامبر اکرم (ص)، اسلام به جهت استواری معارف، آموزهها و آدابش در مدت کوتاهی سراسر جهان را فرا گرفت؛ طبیعت علم خواهی اسلام باعث شد تا در کنار پیشرفتهای سیاسی و عقیدتی فراورده های علمی کشورهای جهان به محیط جامعه اسلامی راه پیدا کند و کتب علمی دیگران از یونان، هند، مصر، ایران و روم به زبان اسلامی ترجمه شود. در عصر عباسیان فرصتی برای علمای اسلام پدید آمد تا کتب ترجمهای را مورد بررسی و نقد قرار دهند و همین امر باعث نوآوریهای زیادی در عرصه علم و تألیف کتب مختلف در حوزههای متعدد علمی از سوی مسلمانان شد.
نهضت ترجمه تقریباً از اواخر دوره امویان (که خود بهرهای از علم نداشتند) شروع شد و در دوره عباسیان، خصوصاً در زمان هارون و مأمون عباسی به اوج خود رسید.
در دوره مأمون، جامعه اسلامی تقریباً به اوج علم رسید؛ دانشمندان از نقاط مختلف جهان به خراسان میآمدند، جلسات بحث و گفتوگو دایر بود و کتب مختلف در موضوعات متعدد علمی از جمله طبیعیات، ریاضیات، هیئت و طب ترجمه و بحث میشد.
با اين همه، نهضت ترجمه هر چند تأثیر بسزایی در ایجاد حرکت علمی در جامعه مسلمین داشت، اما خالی از موارد نگران کننده نیز نبود؛ زیرا مترجمان متعصب مانند زرتشتیان، صابئان، نسطوریان و برهمنها، که متعلق به مذاهب غیراسلامی بودند، به واسطه تعصبی که داشتند در کار خود حسن نیت نداشتند.
همچنين گروهی هم سعی مي كردند از بازار داغ انتقال علوم بیگانه به محیط اسلام، برای نشر عقاید فاسد خود فرصتی پیدا کنند و به همین علت است که میبینیم در لا به لای کتب ترجمهای که وارد جامعه اسلامی شد، آثاری از عقاید خرافی و انحرافی و غیر اسلامی وجود داشت كه قهراً چنین امری از تأثیرگذاری بر افکار عمومی و انحراف آنها خالی نبود؛ اين در حالي است كه یک هیئت علمی هم که بتواند آثار علمی بیگانگان را مورد ارزیابی قرار دهد، در دوره عباسیان وجود نداشت و این وضعیت، مسئولیت را بر دوش حضرت امام رضا (ع) چندین برابر میکرد.
وجود فرقههای منحرف وضعیت علمی و فرهنگی جامعه را متلاطم کرده و عقلگرایی محض که از کتب عقلی یونانی و سریانی و غیر از آنها به وجود آمده بود، افراد بسیاری را به مذهب اعتزال (معتزله) سوق داده بود؛ به گونهای که گمان مي کردند تنها عقل است که سرچشمه معرفت مي باشد و به اين ترتيب تدریجاً خود را بینیاز از وحی دانستند.
آن وضعیت موجود، طبیعتاً وظیفهای خطیر را برای امام رقم میزد و از این روست که میبینیم امام رضا (ع) در راستای روشن ساختن افکار عمومی مسلمین و شیعیان به تنقیح و تبیین معارف دینی و یا تشکیل جلسات مناظره و غيره پرداخته و راه و رسم تحقیق و تحصیل علم را به مردم و اهل علم معرفی میکنند و آنها را از خطر انحراف نجات میدهند.
پس وضعیت علم در عصر امام رضا (ع) به نحو مطلوبی از توسعه رسیده بود؛ البته آشفتگیهای فکری و عقیدتی موجود چندان اندک هم نبود، اما امر اصلی و مهم در این راستا، وجود مقدس امام رضا (ع) بود.
وجود امام به عنوان عالم اهل بیت (ع) که از قدرت تکلم در حوزه های مختلف علمی به عنوان شخصیت منحصر به فرد، برخوردار است، به گونهای که هر حرکت او در راستای مسائل علمی منشأ اثر و تحولی در آن حوزه میشد، در باب تولید و توسعه علم توسط مسلمین امری غیر قابل انکار است.
طرح مباحث علمی که تا آن زمان از جانب کس دیگري مطرح نشده بود، ارائه نظرات جدید و راهکارهای عملی در رشتههای مختلف طبیعی و نیز در مباحث نظری، انگیزه ورود اهل نظر به حوزه تتبع و تحقیق را شدت بخشید که در جای خود قابل توجه است.
اما در خصوص دوره انقلاب اسلامي ايران بايد گفت اين دوره دو ويژگي «آگاهي» و «دين باوري» را به عنوان نقطه عطفي در تحولات فكري و انديشهاي مردم به ارمغان آورد و بر اساس اين دو، پس از پيروزي انقلاب به لحاظ كمي و كيفي، تغييرات اساسي را در عرصههاي حوزوي و دانشگاهي تجربه كرد.
روند تحولات فكري در پي تلاش نيروهاي دين باور و اسلامگرا كه از پشتوانه تاريخي و هويتي در اين سرزمين برخوردار بودند، هر چند با تأخير، اما توانست به نفع آنها به پيش رود و با پيروزي انقلاب اسلامي، ميدان عمل و آزموني فراخ پيش روي آنان قرار دهد.
سرعت پيروزي انقلاب سبب شد كه موضوعات مختلفي به صورت مستقيم و فوري مطرح شود كه توانايي چالشگري كافي در برابر آنان وجود نداشت؛ از اين رو موضوع كفايت و كيفيت پشتوانه نظري انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي نه فقط در عرصه علوم انساني، بلكه در عرصههاي علوم ديگر نيز به عنوان يكي از اساسيترين چالشهاي پيش روي بقاي آرمانهاي انقلاب و استحكام نظام قرار دارد.
در چنين شرايطي و اكنون كه بيش از 25 سال از عمر انقلاب اسلامي ميگذرد، ضرورت طرح جنبش توليد علم، به عنوان يك واقعيت حياتي و اساسي در برابر انقلاب اسلامي قرار دارد.
مورد «علم» نيز كه بيگمان مانند بت دنياي مدرن بر همه چيز سلطه يافته، نگرانيهاي صاحبنظران را برانگيخته و آنها را عليه اين استثمار نوين به اعتراض و انتقاد واداشته كه اين واكنشها عمدتاً با اصرار بر اينكه گونههاي متفاوت ديگري از فهم و شناخت معتبر وجود دارد، همراه بوده است، بنابراين نميتوان بهسادگي به آنچه از نظر معيارهاي امروزي، «علمي» دانسته ميشود، اعتماد و يقين كامل داشت و در برابر آنچه كه بر همين اساس خارج از دايره علم تلقي ميشود، مهر تأييد زد.
امام خميني(س) در اين باره ميگويند: «براي هر علمي، اصطلاحي است؛ گاهي يك مطلب است، اما زبانها در آن مختلف است.»
موضوع مهم و البته ظريف كه از سوي برخي صاحبنظران غربي نيز مورد توجه قرار گرفته، پذيرش تنوع ديدگاهها براي درك واقعيات است كه هدف از آن نيز افزايش بهرهوري از «علم» با در نظر داشتن و تعيين حدود و جايگاه آن است.
«مارتين هايدگر»، فيلسوف آلماني به طرح اين نكته ميپردازد كه «در علم، تفكرنيست» و در تشريح آن ميافزايد: «علم تفكر نميكند؛ زيرا سير و روال و وسايل پژوهش علمي چنان است كه مقتضي تفكر نيست؛ البته مراد از تفكر، تفكر خاص متفكران است. اينكه اهل علم اهل تفكر نباشند، بر نقض علم دلالت نميكند، بلكه اين از مزاياي علم است و همين مزيت باعث ميشود كه علم بتواند به فراخور و به تناسب انحا و وجوه پژوهش، خود در قلمروهاي متفاوت پژوهش وارد شود و اگر اين مزيت نبود، تحقق اين امر و پيشرفتهايي كه در علم حاصل شده است، ممكن نميشد.»
با توجه به نظرات متفاوتی که خود مبدعان این علوم به علم دارند که البته کم هم نیست، می توان براحتی این را بیان کرد که آیا هدف علم که همانا سعادت بشر در تمام ابعاد بوده برآورده شده است؟ اصلاً سعادت چیست؟! آیا هدف علم مدرن که آرامش فکری و بدنی به هر قیمتی بوده، به مقصد رسیده است؟!
از خیلی وقت است که مرگ علوم متفاوت، بخصوص در حوزه علوم انسانی توسط متفکران این حوزه مطرح شده که البته حقیقتی است و در این مقاله نه مجالی است برای توضیح و تبیین آن و بعلاوه در این بحث نمی گنجد؛ در هر صورت، اینجاست که متوجه ضرورت مسئله مهم و اساسی تولید علم خواهیم شد.
در نتیجه برای جامعه اسلامی، خصوصاً فرهیختگان ضروری است به حضرات ائمه (ع) تأسی کنند؛ یعنی پیروی از سیره و سنت و روش و منش آنها در جنبههای مختلف دنیوی و اخروی.
به مقتضای همین امر، توجه به سیره علمی ائمه (ع) و شخص امام رضا (ع) که عالم آل محمد است، برای پیروان آن حضرت امری لازم است.
نتیجه این التزام نظری و عملی به سیره علمی آن امام، چیزی جز قدم گذاشتن در مسیری که او اتخاذ کرده است، نخواهد بود؛ قدم گذاشتن در مسیر او هم یعنی به تمام آنچه که درباره سیره علمی و راهکارهای عملی ایشان برای تولید علم بیان کردیم، عمل کنند و در مسیر تولید علم آنها را سرمشق و الگوی تحقیقات خود قرار دهند، بدیهی است حرکت در سایه چنین سیره علمی مقدسی، نتیجهاش موفقیت در نهضت تولید علم است.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰