کد خبر:۱۶۰۴۰۷
در كارزار لحظههاي زندگي؛
نميدانم به چه چيزمان دل خوش كردهايم!
نميدانم به چه چيزمان دل خوش كردهايم؟ به جهادهاي نداشتهمان كه اگر داشتيم «شمر» هم داشت! به محبتهاي نداشتهمان كه اگر داريم، «عمر سعد» هم داشت! به عبادتهاي ناقصمان كه اگر عبادت خالصانه داشتيم، «قاضي شريح» هم داشت! نميدانم ...
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ خواندن داستانهاي تاريخ نكات برجستهاي دارد و از اين بين ماجراي كربلا چيز ديگري است؛ كارزاري است كه در آن ميتوان ايستادن افراد بر لبه تيغ روزگار را درك كرد كه بايد هر لحظه را جدي گرفت كه اگر لحظهاي غفلت كني آن سمت خواهي بود و اگر عنايتش باشد...
آن يكي «شمر» بن ذيالجوشن است كه فاصلهاش تا شهادت، به اندازه فاصله چند انگشتي تير با قلبش بود، در كنار پدر حسين (ع) در صفين؛ اين يكي «وهب» مسيحي بود و در حالي شهيد مسلمان كربلا شد كه فقط هفده روز يا حتي فقط هفده ركعت سابقه در اسلام داشت.
آن يكي «عمرسعد» است كه در جواني خطاب به سيدالشهدا (ع) ميگفت: مردم ديوانهاند حسين! ميگويند من تو را خواهم كشت ...؛ اين يكي «حر» است كه خواب را از اهل حرم گرفت. بعدها حسين (ع) آغوشش را برايش گشود؛ زينب بدو خوش آمد گفت.
آن يكي «قاضي شريح» است كه از ترس جانش، «هاني» را مهمان جلوه داد و شد آنچه شد...؛ اين يكي «غلام سياه» ارباب است كه افتخار صورت نهادن ارباب بر روي صورتش، نصيب كس ديگري نشده است، مگر علي اكبر.
نميدانم به چه چيزمان دل خوش كردهايم؟ به جهادهاي نداشتهمان كه اگر داشتيم «شمر» هم داشت! به محبتهاي نداشتهمان كه اگر داريم، «عمر سعد» هم داشت! به عبادتهاي ناقصمان كه اگر عبادت خالصانه داشتيم، «قاضي شريح» هم داشت! نميدانم! نميدانم!
اما اين را شنيدهام كه حضرت شمسالشموس (ع) فرمودند: «نمك غذايتان را هم از ما بخواهيد.» حتي نمك غذايمان را بايد از اهل بيت (ع) بخواهيم، عاقبت بهخيري كه ديگر جاي خودش را دارد!
اينكه تصور كنيم خودمان بوده ايم كه توانستيم كارهاي خير را انجام دهيم سخت در اشتباهيم؛ چراكه افرادي كه بعضا و در مواردي كارهاي عظيمي انجام دادند در زمان سرنوشت كم آوردند؛ به راستي چرا؟
لینک کپی شد
گزارش خطا