کد خبر:۱۶۰۵۱۷
روز ششم – هیئت شمس الشموس
رهدار: آیا یادآوری رنجهای گذشته میتواند آرامشبخش رنج امروزمان باشد؟
حجتالاسلام رهدار با اشاره به ماهيت رنج کربلايي گفت: آیا ميتوانيم رنج هايي را در گذشته شناسايي کنيم که با ياد آنها رنج امروزمان را آرامش ببخشيم؟
گروه دین و اندیشه «خبرگزاری دانشجو»؛ حجت الاسلام رهدار در شب پنجم محرم در هيئت شمس الشموس در مورد ماهيت رنج کربلايي صحبت کرد و گفت دو سه گفت به اين موضوع ميپردازد كه متن كامل آن در ذيل آمده است:
هر طور به کربلا نگاه کنيم خواهيم ديد که در کربلا درد، رنج و مصيبتي صورت گرفته و به هيچ وجه هم نميتوان آن را ناديده گرفت. رنج مفهومي سلبي است، مانند شر که مفهومي عدمي است و از نبود خيري مفهوم شر را ميفهميم. بيماري يعني نبود سلامتي، کوري يعني نبود بينايي، به همین ترتيب رنج هم يک مفهوم عدمي است.
اما ما وقتي از کربلا ياد ميکنيم و از آن رنج حرف ميزنيم، گويي از دل يک مفهوم عدمي - سلبي براي خود هويت ميسازيم. ما با آمدن در مجالس امام حسين (ع) هويت کربلايي و حسيني پيدا ميکنيم. هويت يک مفهوم وجودي و ايجابي است.
غربي ها ميگويند آيا ميشود از يک مفهوم عدمي، مفهومي وجودي و ايجابي بيرون آورد؟ شما چرا اين قدر از کربلا ياد ميکنيد؟ وقتي هم از کربلا ياد ميکنيد عمدتاً مصائب کربلا را ياد ميکنيد، البته ما در کربلا فقط دنبال مصائب کربلا نيستيم حکمتهاي امام حسين (ع)، ادب امام حسين (ع)، اخلاق و طاعت و مقاومت، اين ها همه مباحث وجودي و ايجابي است اما پررنگش براي ما آن مصائب و رنج هاست و ما با بازخواني يک امر سلبي، مفهومي وجودي را رقم ميزنيم.
ایجاد وفاق و انسجام اجتماعي با یادآوری رنج مقدس امام حسين (ع)
اين پرسش را ميتوان ادامه داد. ما معتقديم با ياد رنج امام حسين باعث انسجام و همزيستي مسالمتآميز شدهايم. ديشب عرض کردم کلاً در گريه ظرفيت انسجام بيش از خنده وجود دارد. در اين شبها ميبينيد بيش از هزار هيأت در اين تهران هستند، آدمهايي که ميآيند نيز با هم متفاوت اند، اما همه اين ها زير اين خيمه جمع ميشوند. ما از طريق ياد رنج مقدس امام حسين (ع)، وفاق و انسجام اجتماعي را رقم ميزنيم. دوباره از طريق امري سلبي يک امر ايجابي را ايجاد کردهايم.
آيا در رنج يا به رنج، ظرفيتي براي غلبه بر آلام و رنج هاي امروزمان هست؟ يعني آيا ميشود با ياد رنج کربلا بر رنج هاي امروز خودم غلبه کنم؟ عزيزم از دست رفته، به ياد حسين ابن علي و کربلا بيفتم و کربلا و آرام بشوم؟ يا مشکلات و رنجها را با رفتن در مجلس امام حسين (ع) فراموش کنم؟ فراموشي نه به معناي پاک کردن صورت مسئله بلکه به معناي حل کردن مسئله است.
سهم رنجهاي ديروز در صورتبندي رنجهاي امروز جامعه چقدر است؟
آيا ميتوانيم خوانش و تفسيري از کربلا داشته باشيم که نه فقط براي رنجهاي الان بلکه براي رنجهاي آينده بشري هم مرهمي باشد؟ به عبارت ديگر سهم رنجهاي ديروز در صورت بندي رنجهاي امروز جامعه چقدر است؟ مثلاً اگر قومي چيزي مثل کربلا نداشته باشد فرقش با قومي که کربلا دارد در صورت بندي امروز جامعهاش چيست؟ چه رنجي در گذشته به درد صورت بندي امروز جامعه من مي خورد؟
رنجي در کربلا ديدهايم و به دنبال گنج آن هستيم
رنجها دو مدل اند برخي غير اختياري اند، مثل زلزله، سيل و ... یعنی مشکلاتي که از اختيار بشر خارج است. اين جنس رنجها بازخواني و کش دادنشان در تاريخ با رنجهايي که در گذشته توسط فرد يا عدهاي آگاهانه اختيار شده است فرق دارد. فهم کداميک در صورت بندي امروز جامعه مهم است؟ اصلاً چرا ما ميخواهيم براي امروزمان چنين چيزي بياوريم؟ چون هميشه بين رنج و گنج ارتباطي بوده است. رنجي در کربلا ديدهايم و به دنبال گنج آن هستيم؛ هيچ گنجي راحت بدست نيامده است.
در کربلا قطعاً رنج هست، کربلا هم مال شيعه است، ميخواهيم ببينيم آيا مي توانيم از کربلا گنجي در بياوريم؟ يادمان هم نميرود که معمولاً بين رنج و گنج تناسبي وجود دارد و گنج هر چه مهم تر باشد، رنج شديدتر و بيشتر خواهد بود. رنج کربلا هم کوچک نيست، خيلي پر است و لابد گنج پري هم به دنبال دارد.
در واقع ما چند چيز را در ياد رنج ميخواهيم بررسي کنيم: 1- درآوردن از رنج کربلا 2- در آوردن انسجام اجتماعي 3- در آوردن گنج
مواردی که در تاریخ خشم خشن ایجاد میکند
برخی رنجها در تاريخ هستند که يادشان نوعي خشم خشن را به وجود آورده و برخي دیگر نه، مثل هولوکاست که چه واقعي باشد چه نباشد، که ميدانيم واقعي نيست، بازخواني آن براي يهود که فکر ميکند واقعي است، خشم خشن درست ميکند. آيا کربلا از اين نوع است؟ يعني ياد آن خشم خشن درست مي کند؟ يعني هرچه کربلايي تر بشوي خشنتر مي شوي؟!
قرنها مسيحيان ضد يهود بودند و الي ما شاءالله يهوديان را کشتند، چون معتقدند حضرت عيسي را يهوديان کشته اند. کشته شدن عيسي (ع) در مسيحيان خشم خشن ايجاد کرده است.
ميخواهيم از امشب درباره ماهيت رنج کربلايي صحبت کنيم. رنج کربلا چه بوده است؟
رنج کربلا رنجي وجودي بوده
ما معتقديم رنج کربلا رنجي وجودي بوده است. رنجهاي وجودي خصوصياتي دارند. يکي از اين خصوصيات اين است که براي خود آنکه رنج ميکشد شيرين است. شهيد آويني ميگويد: «والله تير سوز دارد و درد، لکن خون ريختن به پاي محبوب شيرين تر است.»
بعضي رنجها ناله دارد، اما شيرين است مثل رنج و درد زني که در حال وضع حمل است، در اوج درد لذت ميبرد؛ چون بچهاش دارد به دنيا مي آيد. گنجي دارد به وجود ميآيد که اگرچه دردش زياد است اما شيرين است.
رنج کربلا، رنج شيريني است
رنج کربلا رنج شيريني است، شايد بهترين مؤيدش کلام قاسم ابن الحسن باشد که در شب عاشورا عرض کرد «احلي من العسل»، شهادت براي ما شیرین تر از عسل است.
شمشير وقتي مي خورد درد دارد، چرا ميگويد شيرين است؟ حضرت زينب فرمودند: «ما رأيت الا جميلا» جميلي که زينب ميگويد از دل همين در ميآيد، بر سر مي زند اما در عين حال ميگويد جميل است.
يکي ديگر از ويژگيهاي رنج وجودي اين است که رنج براي چيزي است؛ رنج براي ديگران است، براي خودشان نيست يا لااقل فقط براي خودشان نيست. امام حسين (ع) فقط براي خودش به کربلا نرفته است، براي اسلام، براي عزت و شرافت مسلمين و مؤمنين رفته است. اسلام در حال از دست رفتن است، عزت اسلام و مسلمين در حال از دست رفتن است و لذا آمدند.
ياد رنج وجودي اصلاح بخش و آرامش بخش است
ويژگي ديگر اين است که ياد رنج وجودي به انسجام و اصلاح اجتماعي ميانجامد. ياد رنج وجودي آرام بخش است، خشم خشن درست نمي کند. کربلا براي ما خشونت زا نبوده است. کربلا همواره معطوف به شعارهايش براي ما تکرار شده است. روان شناسان اجتماعي بارها اعلام کردهاند آمار جرائم و ناهنجاري ها در دهه محرم کاهش مي يابد. ياد رنج وجودي اصلاح بخش و آرامش بخش است.
رنج متعالي در متن خودش هم خشونت ندارد. آن همه جفا در کربلا بر امام حسين (ع) رفت ولي باز هم به دشمنانش ميگويد: اگر دين هم نميخواهيد داشته باشيد لااقل آزاده باشيد. به دشمنش هم بهترين نصيحت را مي کند.
بعضي از متکلمين مسيحي رنج عيسي (ع) را مطرح کرده و گفتند ما مي توانيم رنج عيسي را زنده کنيم و آن را در جان مسيحيان متبلور کنيم و از آن طريق رنجهاي خود را تقليل بدهيم. در دنياي اسلام اين نگاه کمتر به کربلا شده که با رويکرد نوعي الهيات سياسي به کربلا نگاه کنيم و با ياد رنج کربلا، رنجهاي امروزمان را مرهم ببخشيم.
بعضي نه در مورد کربلا بلکه مثلاً در مورد رنجهاي عام البلواي ديگر مثل مرگ و از طريق ياد مرگ بر آلاممان مرهم گذاشتند. تأکيد اسلام بر ياد مرگ است، البته ياد مرگ وجودي است، ياد مرگ که مي افتيم خشونتمان کم مي شود و مهربان مي شويم. مرگ رنج دارد، رنج جدايي از عزيزان و تعلقات، رنج ورود به عالم ديگر، با اعمالي مي رويم که عين رنج اند ياد اين رنج آراممان مي کند.
رنج کربلا، رنج براي چيز دیگری است نه برای خود!
اين استراتژي قرآن است که دائماً ما را به ياد مرگ ارجاع داده است، اما اين رنج مرگ تفاوتهايي با رنج کربلا دارد. پرسش اين بود آيا ميشود از طريق رنج گذشته مرهم براي رنج آينده درست کرد؟ مرگ، رنج گذشته نيست، رنج آينده است. رنج کربلا، رنج براي چيزي است.
امام حسين (ع) براي عزت اسلام شهيد ميشود، اما ما براي کس ديگري نميميريم، براي خودمان ميميريم؛ اجلمان ميرسد و مي ميريم، اما در کربلا آدم هايي براي ديگران رفتند و جان دادند.
انواع رنجها در قرآن
برخي رنج هايي که قرآن عنوان کرده را ميتوان رنج وجودي ناميد. برخي رنجها رنج مثل رنج حضرت ايوب (ع) فردي است. حضرت ايوب (ع) براي کس ديگري رنج نبرد بلکه براي خودش بوده، براي امتحان او بوده و از آغاز تا پايانش نيز فردي بوده است، جهت رفع رنج هاي ديگران نبوده است.
رنج پيغمبر خاتم (ص)؛ رنجی کامل در مقياسي فراتر از زمان و مکان محدود
برخي رنج ها مانند رنج انبيا در اصلاح قومشان، رنج حضرت لوط و حضرت صالح، رنج وجودي است اما محدود است براي قوم خاصي و در زمان خاصي است. اما رنج هايي که پيامبران اولوالعزم برده اند قسم سوم رنج هايي است که در قرآن آمده است به ويژه رنج پيامبر خاتم (ص)؛ زیرا پيغمبر اولوالعزم، پيغمبر همه قوم هاست.
پيغمبر خاتم حسب روايتي داريم که مي فرمايند: انبياء سلف رنج بسياري برده اند اما رنجي که من بردم از همه بيشتر است. در جايي ديگر هم داريم که فرمودند من حاضر بودم قطعه قطعه ميشدم اما رنج هايي که يهود بر من آورده را نمي کشيدم. یعنی رنج پيغمبر خاتم رنج کاملي است، در مقياسي فراتر از زمان و مکان محدود.
آیا یادآوری هر کدام از رنجهای گذشته میتواند آرامش بخش رنج امروزمان باشد؟
حال به پرسشمان برگرديم: ما ميتوانيم رنج هايي را در گذشته شناسايي کنيم که با ياد آن ها رنج امروزمان را آرامش ببخشيم؟ مثلاً يهودي ها ميتوانند با ياد رنج حضرت ايوب رنج هاي امروزشان را مرهم ببخشند؟ خير چون رنج حضرت ايوب يک رنج فردي بوده است.
آيا اقوام ديگر مي توانند با ياد رنج ها حضرت صالح و ... آلام خود را تسکين دهند؟ خير، زيرا آن هم مربوط به قومي خاص در زمان خاصي بوده است.
پيچيدگي هاي رنج هاي امروز آنقدر زياد شده که ياد هر رنجي در گذشته نمي تواند تسکين دهنده آنها باشد. بشر مدرن خيلي رنج هايش متکثر و پيچيده و فردي شده است. اصلاً يکي از دردهاي بشر امروز اين است که تنها شده است. تلفن و رسانه هاي ارتباطي مختلفي برايش فراهم شده اما با همه اين ها بشر را نتوانسته به هم نزديک کند. در زمان قديم فرد حال نوه عموي پسرعمويش را مي پرسد اما امروز مي بيني حال عموي خودت را هم وقت نمي کني بپرسي، حتي حال پدر و مادر و ذوي الحقوق را وقت نمي کني بپرسي. مي خواهي اما نمي شود. بشر در دنياي امروز غريب و تنها شده است.
در گذشته روح زمانه به گونه اي بود که آدم ها از هم بودند، با هم مرتبط بودند، براي همين سعدي مي توانست بگويد:
بني آدم اعضاي يکديگرند که در آفرينش ز يک گوهرند
چو عضوي به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
حکيم امروزي وقتي نصيحت ميکند نميتواند بگويد بني آدم اعضاي يکديگرند، مي گويد: حساب پس اندازي براي خودت باز کن. که اگر مريض بشوي هيچ کس نيست به دادت برسد!
رنج هاي بشر امروز زياد شده است
رنجهاي بشر امروز زياد شده. رنج هاي عميق و پنهان، رنجهايي که هست اما حس نميکني. همين که نتواني منشأ رنج را بفهمي بيشتر اذيت ميشوي.
بشر امروز گرفتار چنين رنجهايي است. اين رنجها را با ياد رنجي فردي يا رنج جمعي براي يک دوره خاص نميتوانيم مرهم بگذاريم. ياد رنجي که بخواهد بر همه اين رنجهايي که هم زياد شده، هم عميق و هم پنهاني غلبه کند بايد رنج خاصي باشد. رنج کربلا از آن دسته است. رنج وجودي جمعي با ويژگي هايي است. براي چيزي است.
امام حسين با خانواده و نزديکانش آمده، با بهترين ها آمده است. فقط هم امام حسين رنج نميبرد، زينب هم رنج ميبرد، عباس هم رنج ميبرد يک عمر به او گفته اند پهلوان، اما براي بچه هاي برادرم نمي توانم آب ببرم. امام سجاد هم رنج ميبرد، همه ياران به شهادت ميرسند، اما من در خيمه مانده ام. رباب هم رنج ميکشد. رنج جمعي است رنج عقلاني و قابل فهم است.
در کربلا ميشود پاي عقل را وسط کشيد
کربلا اسطوره نيست؛ در کربلا ميشود پاي عقل را وسط کشيد. جامعه آن روز، ظلم يزيد و يزيديان، بدعتهايي که گذاشته شده، استحمارها و استعمارهايي که بوجود آمده را ترسيم کنيد بعد بگوييم بالاخره يک عده مقابل اينها بايد قيام ميکردند. آدم اگر آدم باشد نمي تواند مقابل ظلم سکوت کند. امام حسين (ع) فرمودند: چون مني با چون يزيدي نمي تواند بيعت کند. عقلاني است. رنج وجودي بعد احساسي و عاطفي اش در اوج است. در کربلا همه چيز غليان دارد. رنج وجودي بايد نهايت اين هيجان را داشته باشد تا بتواند همه رنج ها کوچکتر از خود را مديريت کند.
ممکن است جناياتي را در تاريخ ببينيد که بيش از اين رنجي باشد که در کربلا ديده شده، اما بايد همه ويژگيهاي کربلا را با هم ديد.
اصغر من از شتر صالح منتقمتر است
اين که رنج کربلا نهايت رنج هاست، مال ما نيست، مال روايات ماست، مال امام زمان ماست. فرمود: «لا يوم کيومک يا اباعبدالله» هيچ روزي مثل روز تو نيست. امام حسين کل عاشورا هم موقع شهادت حضرت علي اکبر و هم موقع شهادت حضرت علي اصغر انگار کنترلش را از دست داده است.
امام حسين در دهه محرم ده تا نفرين دارند 3 تا از نفرين ها را در شهادت حضرت علي اکبر گفتهاند.
بعضي دردها ممکن است به نظر کم بياد، وقتي مقايسه مي شود درد زياد است. مرحوم علامه اميني نقلي دارند ميگويند در جنگ بدر اسرايي که گرفتند بعضي ده تا مسلمان را سواد ياد ميدادند؛ بعضي پول ميدادند تا آزاد شوند يکي از مشرکيني که اسير ميشود داماد پيامبر بوده (همسر يکي ار دختر خوانده هاي پيامبر) زن اين مرد براي آزاد کردن همسرش سينه ريزي ميدهد تا او آزاد شد پيغمبر اکرم اين جا از آبرويشان خرج کردند و گفتند من ميخواهم اين برگردد و شوهر اين زن هم آزاد شود اين سينه ريز مال دخترم است. علامه امینی مي گويد فاطمه زهرا چي؟ يعني از دختر خوانده پيامبر هم کمتر است؟!!!
قوم صالح به او گفتند به تو ايمان ميآوريم اگر از اين کوه شتر بيرون بيايد حضرت صالح از خدا خواست و اين اتفاق افتاد برخي ايمان آوردند و برخي هم باز لجاجت کردند. حضرت صالح به قومش گفت: اين شتر معجزه الهي است و کشتن او حرام است. ولي آن ها روزي در غياب ايشان شتر را کشتند و خداوند هم عذاب الهي نازل کرد و همه قوم صالح در عذاب الهي مردند. وقتي حضرت علي اصغر بر روي دست امام حسين (ع) به شهادت رسيد گفت اصغر من از شتر صالح منتقم تر است.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰