کد خبر:۱۶۱۱۳۰
حركت به سوي كارآمدترين شيوه تعامل اجتماعي؛
بيتفاوتها مسخ ميشوند ...
نگاهش افتاد روي تاريكي پنجره، خودش را نديد، فقط مدلهاي ماهوارهاي را ديد كه بلند ميخنديدند. آنها كه در قطار بودند همه شكل هم شده بودند؛ سرش تير كشيد ...
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، فائزه نوروزي؛ اگر معناي امر به معروف و نهي از منكر و حدود آن براي مردم روشن بشود معلوم خواهد شد يكي از نوترين، شيرينترين، كارآمدترين و كارسازترين شيوههاي تعامل اجتماعي همين امر به معروف و نهي از منكر است و بعضيها ديگر نميگويند «آقا اين فضولي كردن است»! (1)
اگر مجبور نبود، حتي چهارشنبهها هم طرف مترو نميرفت. مترو برايش بيشتر شبيه نمايشگاه مدلهاي ماهوارهاي بود تا يك وسيله نقليه عمومي. كارت اعتبارياش را با اكراه روي دستگاه كشيد. حواسش كه جمع شد، قطار رسيده بود. سرش را انداخت پايين و آرام وارد آخرين واگن شد. يك صندلي روبروي در خالي بود، همانجا نشست.
به چشمانش قول داده بود پاسدار حرمتشان ميشود. قلبش آرام بود. سرش را آورد بالا، خودش را در تاريكي پنجره روبرو ديد.
«دو تا پونصد، ميخري خانم؟» ... پسرك سياه چهره دستمال فروش سكوت ذهنش را شكست. نگاهش را گره زد به نگاه او. لبخندي زد و گفت: «فالم داره؟» پسرك جوابش را نداد يا داد ولي او نشنيد، حواسش دوباره رفت به تاريكي پنجره قطار، نصف تصويرش را پسرك كوتاه قد و لاغر دستمال فروش پوشانده بود. «چند تا بدم؟» ... «خانم چند تا ميخواي؟» ... نگاه كرد به صورت پسرك، يك پانصد توماني درآورد و دو دستمال گرفت.
انگار پنجره تاريك قطار حرف خاصي داشته باشد. باز نگاهش را دقيق كرد، زير قولش زده بود. خودش را كشيد جلو، نگاهش را دو سر قطار گرداند. اين بار انگار او تنها بازديدكننده نمايشگاه بود و بقيه همه مدل بودند.
بعضي چهرهها به نظرش شبيه چهرههاي مسخ شده ميآمدند. ذهنش را كنترل كرد، اما مسخ گناهكاران آيه قرآن بود. بزاقش را فروخورد، خودش را كشيد عقب. احساس ميكرد پيكان همه فلشهاي عالم رو به اويند. آن همه فشار را نميتوانست تحمل كند. مسلمان بود و مدعي، توي ذهنش به دنبال بهترين كلمات ميگشت. تصميم خودش را گرفته بود. به خودش حق ميداد. وظيفهاش را هم ميدانست. نبايد بي تفاوت ميبود؛ انگشت اشاره كائنات را حس ميكرد.
«عزيزم فكر ميكني اين شكلي قشنگتري؟»... نه اين خوب نبود ممكن بود بهش بربخورد يا حتي برگردد و حرف زشتي بزند «به نظرم آدما بدون اين مدلهاي عجيب و غريب آرايش خوشگلترن» ... احساس كرد چقدر ذهنش لوس شده است. اين جملات به نظرش افتضاح آمدند. بايد يك جور ديگر سر حرف را باز ميكرد. «مگه حجاب دستور خدا نيست؟» ... اين هم به نظرش خوب نبود. حتما يكي برميگشت و ميگفت به تو چه يا سرش داد ميزد. قبلا تجربهاش را داشت...
«ميتونم يه سوال ازتون بپرسم؟ ام...م. خب چون دو تا آدم با دو طرز فكر متفاوتيم اشكالي نداره كه با هم بحث كنيم كه نه؟ ناراحت نميشيد؟» ... از اين يكي بدش نيامد... توي ذهنش دخترك استقبال كرده بود و گفته بود او هم دوست دارد نظرات يكي را كه با خودش فرق دارد بداند. ادامه داد «به نظرتون چرا خدا حجاب رو واجب كرده؟»... اگر بحثش ميگرفت خيلي عالي بود. ته دلش خوشحال شد. بسم الله را هم گفت. نگاهي به دخترك كنار دستياش كرد. انگار چيزي جلوي زبانش را گرفته باشد، باورش نميشد، چيزي نگفت.
«دختر! دنبال دردسر ميگردي؟» فوقش بحث بگيرد، چه تاثيري دارد. اصلا بدتر ميشود. اين طوري همه خيال ميكنند دخترهاي چادري خشكه مقدسند و يا حتي اصلا ممكن است كسي به حجابت يا به مقدساتت توهين كند. آن وقت چه ميخواهي بكني؟ ... با همين يكي دو سطر كركره ذهنش براي اداي اين واجب را پايين كشيد و توجيه شد، لبخند زد، خيالش راحت شده بود كه تكليفي ندارد. آرام مينمود، اما درونش وحشت زده بود. سر و صدايي برپا شد، شقيقهاش تير كشيد، كائنات به فرياد درآمده بود.
نگاهش افتاد روي تاريكي پنجره، خودش را نديد، فقط مدلهاي ماهوارهاي را ديد كه بلند ميخنديدند. تعجب كرده بود، دوباره نگاه كرد، خودش را نمي ديد. آنها كه در قطار بودند همه شكل هم شده بودند. سرش تير كشيد، اين هم در قرآن بود، بي تفاوتها هم مسخ ميشوند.
بيانات مقام معظم رهبري در نماز جمعه تهران مورخه 25/9/1379
نه، اين همكاري كردن است؛ اين نظارت عمومي است؛ اين كمك به شيوع خير است؛ اين كمك به محدود كردن بدي و شر است؛ كمك به اين است كه در جامعه اسلامي گناه، گناه باقي بماند.
بدترين خطرها اين است كه يك روز در جامعه، گناه به عنوان صواب معرفي بشود؛ كار خوب به عنوان كار بد معرفي بشود و فرهنگها عوض بشود. وقتي كه امر به معروف و نهي از منكر در جامعه رايج شد، اين موجب ميشود كه گناه در نظر مردم هميشه گناه بماند و تبديل به صواب و كار نيك نشود.
بدترين توطئهها عليه مردم اين است كه طوري كار كنند و حرف بزنند كه كارهاي خوب، كارهايي كه دين به آنها امر كرده و رشد و صلاح كشور در آنهاست، در نظر مردم به كارهاي بد و كارهاي بد به كارهاي خوب تبديل شود؛ اين خطر خيلي بزرگي است.
1. بيانات مقام معظم رهبري در نماز جمعه تهران مورخه 25/9/1379
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰