دانشگاه جولانگاه ورشکستگان سياسي نيست
کد خبر:۱۶۱۲۱

دانشگاه جولانگاه ورشکستگان سياسي نيست

 

وبلاگ دست نوشته هاي يک دانشجو

اميرحسين ثابتي

«چرا خاتمي در طول 8 سال دوران اصلاحات تنها 2 بار به بهانه روز دانشجو پا به دانشگاه تهران گذارد، اما طي 3 سال گذشته اين سومين حضور وي در سياسي ترين دانشگاه کشور است؟»

بدون شک اين نخستين سوالي است که قاطبه دانشجويان دانشگاه تهران در آستانه سومين حضور خاتمي طي 3 سال اخير در دانشگاه تهران از خود خواهند پرسيد، اما سوالات متعدد دانشجويان از سيد خندان نه تنها در اين مورد خلاصه نمي شود بلکه جهت تفصيل و تشريح آنها بايد ساعت ها گفت و نوشت ...

بايد از آقاي خاتمي پرسيد قرابت 25 آذرماه، با 16 آذر (روز دانشجو) در چيست؟! آيا هم چنان تاخير 9 روزه وي جهت حضور در دانشگاه، بهانه اي به نام روز دانشجو و ديدار با دانشجويان دانشگاه تهران! را در افکار عمومي باقي خواهد گذارد؟! يا بايد علت اصلي تر و مهم تري به نام «ميتينگ هاي انتخاباتي» را در فلسفه وجودي چنين برنامه هايي جستجو نمود؟!

اگرچه حضور آقاي خاتمي در انتخابات سال آتي بيش از هر چيز کام منتقدين گفتمان اصلاحات را شيرين خواهد ساخت، چرا که اجماع اصولگرايان بر يک کانديداي واحد در انتخابات نتيجه اي جز شکست سنگين خاتمي در عرصه انتخابات را نخواهد داشت اما آقاي خاتمي بايد قبل از هر چيز بدين سوال جواب دهد که مگر بنا بر گفته مشاور ارشد خودشان در دوران اصلاحات (سعيد حجاريان)  «خاتمي فقط يک تدارکاتچي» نبود؟!

آلت دست افساد طلبان ...

اگرچه امسال نيز همچون سال قبل، از ساعت هاي قبل از آغاز برنامه، اتوبوس هايي که از اراک، قم، کرج و ... براي پر کردن سال 800 نفره دانشکده فني عازم تهران شده اند وظيفه خود را به نحو احسن انجام خواهند داد تا عملا فضايي جهت حضور قاطبه دانشجويان دانشگاه تهران در تالار شهيد چمران نباشد و تا چند هفته بعد نيز رسانه هاي دوم خردادي با به تصوير کشاندن عکس هاي دانشجويان غير از دانشگاه تهران، از توهمي به نام محبوبيت خاتمي در دانشگاه تهران بنويسند و تحليل کنند اما بايد دقت داشت که اگر هم چنان آقاي خاتمي معتقد به جامعه چندصدايي و آزادي بيان است مي تواند با در اختيار قرار دادن تنها يک تريبون به هر تشکل دانشجويي، ميزان پايبندي خويش به شعارهاي خوش و خط و خال اصلاحات را در عمل نشان دهد (کاري که در سال 85 و با حضور احمدي نژاد در دانشگاه اميرکبير انجام شد) و صد البته که از ميزان محبوبيت خويش در ميان دانشجويان دانشگاه تهران (نه اتوبوس هاي پر شده از شهرهاي اطراف تهران!) مطلع شود!

دانشجويان مي خواهند بپرسند آيا آقاي خاتمي به عنوان کسي که 8 سال رييس جمهور ايران اسلامي بوده است، از نگارش نامه 2003،  توسط دستگاه ديپلماسي وقت خطاب به آمريکا خبر دارد؟!

آيا آقاي خاتمي موارد مندرج در اين نامه را که مجددا نيز از سوي دستگاه هاي امنيتي و ديپلماسي آمريکا تاييد شده است، مشاهده کرده است؟!

دانشجويان مي خواهند بدانند در دوران اصلاحات، در رابطه با دستيابي کشورمان به فناوري هسته اي چگونه عمل شد که هفته گذشته جرج بوش در آخرين روزهاي رياست جمهوري خويش، صراحتا چنين گفت: «ما قبل از آنكه احمدي نژاد بر سر كار بيايد، داشتيم به نتايج دلگرم كننده اي درخصوص موضوع هسته اي ايران مي رسيديم، چون آنها با توقف غني سازي موافقت كرده بودند. متأسفانه پس از انتخاب رئيس جمهور احمدي نژاد، ايران مسير برعكسي را برگزيد و اعلام كرد بار ديگر به غني سازي دست مي زند» (سخنراني بوش در مؤسسه بروكينگز- 5 دسامبر 2008، 15 آذر)

دانشجويان مي خواهند در حضور آقاي خاتمي براي يک بار هم که شده معناي حقيقي زنده باد مخالف من را درک کنند. اگر چه ايشان در سال 83 مخالفين خويش در تالار چمران را به اخراج از سالن تهديد کرد و در 8 سال دوران اصلاحات نيز بيش از 200 نفر از بهترين اساتيد مذهبي دانشگاه هاي کشور از جمله بسياري از اساتيد همين دانشگاه تهران از دانشگاه ها اخراج شدند (نجفي، فتح ا...هي، نامدار و ...) اما به نظر مي رسد حضور آقاي خاتمي در دوشنبه هفته جاري فرصت بسيار مناسبي است تا ايشان براي يک بار هم که شده جبران مافات کنند و به تحمل مخالف و آزادي انديشه که شعارشان بود، تن دهند.

آقاي خاتمي بايد پاسخ دهد نسبت او با افراطيون و تندروهاي جريان اصلاحات چيست؟! نسبت او با پشت صحنه هاي اصلي جبهه دوم خرداد از جمله حزب مشارکت و سازمان  (نامشروع) مجاهدين انقلاب چيست؟! اکبر گنجي که روزگاري در وصف اصلاحات و خاتمي مي نوشت و امروز خواستار آزادي همجنس بازي است و با افتخار از انکار مهدويت دم مي زند، نسبتش با جريان اصلاحات چيست؟! آيا تنها زماني که در وصف افتخارات! آقاي خاتمي مي گفت و مي نوشت ميهمان ثابت جلسات هفتگي بسياري از دفاتر انجمن هاي اسلامي سراسر کشور و نشست هاي ساليانه سازمان مجاهدين و جبهه مشارکت بود؟! آيا امروز اعلام برائت از چهره هايي همچون گنجي هزينه هاي فراواني در پي دارد که آقاي خاتمي و يارانش حتي يک کلمه در انتقاد به او سخن نمي گويند؟!

نسبت آقاي خاتمي به عنوان يکي از رهبران اصلي جريان اصلاحات، با عبدالکريم سروش از تئوريسين هاي اصلي اين جريان در چيست؟! آيا امروز که سروش آشکارا جنبه «وحياني بودن قرآن» را زير سوال مي برد نيز نسبتي با آقاي خاتمي و يارانش دارد!؟

نسبت هاشم آغاجري با جريان اصلاحات چگونه است؟! آغاجري که تقليد مقلدان شيعه از مراجع عظام تقليد را «ميمون وار» توصيف نموده بود، هنوز هم مورد حمايت آقاي خاتمي و همفکران ايشان است؟!

و...

اما سوالات از آقاي خاتمي بسيار بيشتر از موارد مطروحه است.

امروز که در فضاي مسموم رسانه اي کشور، رسانه هاي متعدد اصلاح طلب به سياه نمايي دستاوردهاي دولت نهم پرداخته و به صورت بي سابقه اي به توهين مستقيم به رييس جمهور روي آورده اند و اجازه نمي دهند حتي قسمتي از اقدامات مثبت دولت نهم به گوش ملت برسد و تمامي مشکلات کشور را در بالا بودن نرخ تورم (23%) خلاصه کرده اند بايد پاسخ دهند عملکرد دولت اصلاحات در زمينه اقتصادي طي 8 سال چگونه بوده است که در سال 1382 بانک جهاني نرخ تورم در کشور را (25%) اعلام نمود؟!

آقاي خاتمي بايد پاسخ دهد اگر امروز ايشان و يارانش نسبت به عملکرد اقتصادي دولت نهم انتقادي دارند چگونه بوده است که در دوران اصلاحات، جمهوري اسلامي ايران در منطقه خاورميانه نخستين کشور به لحاظ افزايش نرخ تورم بوده است اما امروز تنها دولت نهم که ميراث دار اقتصاد ويران شده 16 سال قبل است، مسئوليت پاسخگويي به سوالات آنها را دارد!؟

اما اقاي خاتمي بايد پيش از هر چيز بداند که علت مخالفت هاي گسترده امروز دانشجويان با ايشان نه به خاطر حرکت سخيف ايشان در دست دادن با زنان ايتاليايي، نه به خاطر آشوب هاي برنامه ريزي شده وزارت کشور دولت اصلاحات در 18 تير 78 توسط عناصري مثل تاج زاده و بوجود آمدن ماجراهايي همچون کيانوش مظفري و ... ، نه به خاطر وقوع قتل هاي زنجيره اي و از بين رفتن آرامش رواني ملت در 8 سال اصلاحات و... مي باشد بلکه علت  بوجود آمدن فضاي مطالبه گري دانشجويان نسبت به جريان بدهکاراصلاحات، مبناي گفتماني آن است.

آقاي خاتمي بايد پاسخ دهد که سرانجام تئوريسين هاي اصلاحات «آزادي را در دين» جستجو مي کردند يا «دين را در آزادي»!؟ آيا جامعه مدني که ايشان همواره از آن دم مي زدند غير از آن چيزي بود که گرامشي و هابز و ... مي گفتند يا منظور ايشان از جامعه مدني همان مدينه النبي بود؟! اگر منظورشان همان مدينه النبي بود پس چرا با 8 سال تاخير سرانجام در آخرين روزهاي رياست جمهوري شان آن را بيان کردند و از آن مهم تر چرا به محض مطرح کردن چنين موضوعي، اطرافيان شان، ايشان را مورد تمسخر قرار دادند؟!

آقاي خاتمي! اگر چه حتي اشاره بيشتر به انحرافات فکري و عملي جريان متبوع شما در اين مجال نمي گنجد، اما همچنان شما را به عنوان فردي که در چارچوب نظام فعاليت مي کند و در بسياري از موارد خود نيز متوجه نشد که چگونه از وي سواستفاده کردند مي شناسيم، لذا به عنوان سخن آخر اگر همچنان نيز به شعارهاي زيبايتان در دوران اصلاحات همچون: دانستن حق مردم است، جامعه چندصدايي، تحمل مخالف و... معتقديد، از شما مي خواهيم تا با در اختيار قرار دادن تريبون به ديگر تشکل هاي دانشجويي، سخن آنها را نيز بشنويد چرا که آن طور که شنيده شده است قرار است در اين برنامه نمايندگان انجمن اسلامي دانشگاه تهران، علامه و بهشتي سخنراني کنند! که به نظر مي رسد اين رويه نه تنها با شعارهاي گذشته شما در تناقض است، بلکه بايد نام آن را «تريبون آزاد انجمن اسلامي!» ناميد!

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار