کد خبر:۱۶۱۵۴۱
وبلاگ «مدیریت فرهنگی»
اداره دولتی یا دکان؟
توی ادارات، هیچ کس مشکل شخصی و پدر کشتگی با شما نداره. اگه مخالفتا زیاد شد بدونید جلوی نون خوردن یه نفر رو گرفتید. شک نکنید!
جریده اینترنتی «خبرگزاری دانشجو»، علی صیاد در آخرین بروزرسانی وبلاگ «مدیریت فرهنگی» طی مطلبی تحت عنوان «نون دونی» نوشته است:
برای کار در پروژه ای در یکی از ادارات فرهنگی دعوت به همکاری شدم. گفتم الان جایی مشغول به کار هستم و به شرط استخدام وارد این کار میشم. گفتند یک ماه آزمایشی مشغول شو بعد استخدام میشی. این یک ماهه رو هم قرار داد می بندیم که حقت ضایع نشه.
من هم قبول کردم. وقتی کار رو شروع کردم قرارداد یک ماهه بسته نشد و یکی از مدیران کل فرمودند: آقای ... از ماست و با هم این حرفا رو نداریم آخرش یه جوری حساب می کنیم. بعد از یک ماه نامه استخدام من به منابع انسانی ارسال شد. بعد از مدتی منابع انسانی گفت این جایگاه که معرفی کردید اشغاله! حدود سه ماه از کار من می گذشت که ساعت کاری من رو حساب کردند و به حساب واریز کردند.
حساب که کردم دیدم ساعتی 1700 تومان رد کردند!! سال88 برای کارشناسی یه سیستم که جزیئاتشو نمی تونم بگم چون لو میره. فقط بگم ناظر پروژه برای شاید فقط ده جلسه که در مجموع اومد و رفت دو میلیون و پانصد ناقابل گرفت. تأیید پروژه رو هم از من گرفت، یعنی از من می پرسید وضعیت چطوریه می گفتم خوبه یا بده آخرش هم طبق حرف من تأیید کرد یعنی اصلا به پروژه نگاه هم نکرده بود.
همه بلاهایی که سرم اومد رو نمی نویسم چون نمی خوام یادداشتم طولانی بشه. فقط می گم که یواش یواش اذیتا شروع شد و تا تونستن منو در منگنه قرار دادن. رفتارها و همه چیز طوری بود که من قاطی کنم و دیگه سر کار نیام. من هم ساده! پروژه رو پیش می بردم. به جای اینکه پیگیر استخدام خودم باشم تمام انرژیمو صرف پروژه کردم.
مدت ها گذشت، نامه ها رد و بدل شد، پنج پست برای من معرفی شد... و من استخدام نشدم!
فکر می کنید گیر کار کجا بود؟
اون مدیرکلی که خیلی چوب لای چرخ من گذاشت، قبل از راه اندازی پروژه با یه مهندس همکاری داشت و یه نرم افزار نوشته بودند برای مجموعه. آقای مهندس چندین سال از اون نرم افزار نون خورده بود و مدیرکل محترم هم رابطه خوبی باهاش داشت. همیشه از اون مهندس تعریف می کرد و از ما بد می گفت. قبل از اینکه من وارد دفتر بشم قرارداد این پروژه به مبلغ 25میلیون بسته شده بود. برای عقد قرارداد از اون جناب مهندس هم استعلام کرده بودند و مبلغ شصت میلیون پیشنهاد داده بود.
نمی خوام گناهشون رو بشورم ولی همه ما می دونستیم این کار شصت تومان هزینه نداره و احتمالا این شصت تومان بنا بوده تقسیم بشه و از طرفی هم جناب مهندس مهارت زیادی برای گذاشتن استخون در لای زخم داشت و برای من مثل روز روشنه که شصت تومان اولیه در نهایت دو سه برابر میشد.
توصیه
1. توی ادارات، هیچ کس عاشق چشم و ابروی شما نیست. همه موارد از جمله حساب و کتابتون رو کتبی کنید.
2. لازم نیست با تمام توان کاری رو انجام بدید. با توجه به شرایط پیش برید. حتمابرای خودتون امتیازاتی بگیرید.
3. توی ادارات، هیچ کس مشکل شخصی و پدر کشتگی با شما نداره. اگه مخالفتا زیاد شد بدونید جلوی نون خوردن یه نفر رو گرفتید. شک نکنید! هر جا هم که کار می کنید فرقی نمی کنه نگاه به چهره مظلوم مدیران نکنید.
4. وقتی چند نفر از یه جا نون می خورن به هیچ وجه جوگیر نشید که بخواید انجام وظیفه کنید و جلوی دزدی رو بگیرید که بدون شک خودتون زمین می خورید.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰