کد خبر:۱۶۱۸۷۱
فوتبال فراتر از ورزش-3
فوتبال يك ورزش است يا يك بنگاه اقتصادي؟
امروزه فوتبال در جهان جايگاهي فراتر يك ورزش دارد و ميتوان آن را به يك بنگاه اقتصادي تعبير كرد كه سالانه درآمد زيادي را براي كشورها به همراه دارد.
گروه ورزشي «خبرگزاري دانشجو»؛ امروزه در جهان فوتبال ورزش بسیار پرطرفداری است و در اكثر کشورها، این ورزش در صدر فهرست ورزشهای محبوب قرار دارد، اما آنچه از صفحات تلویزیون برای تماشاگران پخش میشود یا اتفاقاتی که روی چمن سبز ورزشگاهها میافتد، همهماجرای فوتبال نیست، بلكه فوتبال يك صنعت است كه اقتصاددانان را وادار به ورود در اين عرصه كرده است تا بيش از يك ورزش تبديل به يك بنگاه اقتصادي شود.
فوتبال و اقتصاد، دو واژه ای هستند که در دنیای امروز به یکدیگر پیوند خورده اند و حیات و بقای فوتبال را حفظ کرده اند و بايد گفت كه فوتبال با رشد فزاینده ای که در کشورهای جهان پیدا کرده است، به عنوان بخشی از جریانات جامعه در اقتصاد حاصل از آن نیز تأثیر گذاشته است.
امروزه از لباس فوتباليست ها گرفته تا ميزباني مسابقات بزرگ براي كشورها و باشگاه ها، درآمد زاست و همين امر سبب شده است تا اين ورزش به يك ورزش درآمدزا براي بازيكنان و حتي كشورها باشد.
برگزاري مسابقات جام جهاني به يك رقابت ميان كشورها تبديل شده است و همه كشورها مي كوشند تا به هر روشي شده ميزباني اين رقابت ها را براي خود بگيرند و از اكنون كه در پايان سال 2011 هستيم چندين كشور براي ميزباني جام جهاني 2022 اعلام آمادگي كردند و از صرف هزينه هاي ميلياردي كوتاهي نمي كنند.
چرا فوتبال و ميزباني مسابقات جام جهاني براي كشورها تا اين حد اهميت دارد و چرا كشورها حاضرند تا با وجود اينكه اين مسابقات هزينه هاي زيادي را در بر دارد براي برگزاري آن اقدام كنند و حتي گاهي به مسئولان فيفا رشوه دهند؟
در كنار هزينه هاي گزاف اين مسابقات، حضور هزاران توريست و مسافر از سراسر جهان و فروش بليط اين مسابقات يكي از درآمدهاي اصلي كشورهاي ميزبان محسوب مي شود، به علاوه ورود توريست هميشه همراه با خريد و ورود ارز به آن كشور است و معمولا فروش عروسك هاي نماد مسابقات يكي از درآمدهاي اصلي كشورها از حضور تماشگران است.
در جام جهاني فوتبال 2010 كه در آفريقاي جنوبي برگزار شد، فروش وووزلا سود زيادي براي اقتصاد اين كشور داشت و سبب شد تا كشور چين بلافاصله در صدد توليد اين شيپور بر آيد كه با توليد آن و با صرف كمترين هزينه براي مواد اوليه، منفعت زيادي براي اين كشور داشت.
بنا به آماري كه سازمان جهانگردي انگليس منتشر كرد، سالانه 750 هزار توريست براي مشاهده ديدارهاي ليگ برتر انگليس وارد اين كشور ميشوند و بازيهاي تيمهاي محبوبشان را از نزديك نگاه ميكنند. ورود اين تعداد جهانگرد سالانه 979.6 ميليون دلار وارد چرخه اقتصاد متزلزل انگليس در اين شرايط بحراني ميكند.
همچنين تبليغات كنار زمين كه معمولا با استقبال زياد از سوي كمپاني هاي بزرگ دنيا همراه است، زمين مسابقه را به مركزي تجاري تبديل كرده است و شركت ها در تلاشند تا با استفاده از جذابيت هاي اين ورزش مشتريان خود را افزايش دهند.
فروش حق پخش تلويزيوني نيز از ديگر راه هاي درآمدزايي براي ميزبانان به حساب مي آيد و حتي تلويزون هاي داخلي نيز با دريافت حق پخش تلويزوني از باشگاه ها درآمد خوبي به دست مي آورند.
توليد كننندگان پوشاك ورزشي نيز از منافع اقتصادي فوتبال بي بهره نيستند و برندهاي معروف پوشاك ورزشي با توليد توپ فوتبال، دستكش دروازه بان، كفش، جوراب و لباس ورزشي فوتباليست ها و علاوه بر تبليغ كمپاني خود، درآمدزايي مي كنند.
رقابت براي تسخير گوشه اي از اين بنگاه اقتصادي به حدي است كه توليد توپ فوتبال به يك جدال ميان چين و پاكستان تبديل شده است و پيش از آغاز جام جهاني فوتبال آفريقا چين پس از سالها توليد اين محصول را به انحصار خود درآورد و از نظر اقتصادي ضربه بزرگي به پاكستان وارد كرد.
از سوی دیگر، رقمهای چندین میلیون دلاری که گهگاه سه رقمی هم میشوند، برخی از بازیکنان و مربیان فوتبال را به چهرههایی بدل کرده است که نظیر درآمدهای آنها را شاید تنها بتوان در میان بانکداران و فعالان کسب و کار جست.
به همین خاطر، بهنظر میرسد دیگر امروز طرفداران متعصب فوتبال هم دیگر از اطلاق «کسب و کار» به فوتبال آزرده نمیشوند و قبول دارند كه فوتباليست بودن يك شغل است و نه يك ورزش.
باشگاه هاي فوتبال نيز خود يك مركز اقتصادي محسوب مي شوند و علاوه بر درآمدزايي از تبليغات كنار زمين، حق پخش تلويزيوني و فروش بليط، با فروش پيراهن بازيكنان نيز درآمدزايي مي كنند؛ به طوري كه باشگاه رئال مادريد با فروش پيراهن رونالدو درآمدي بيش از هزينه خريد اين بازيكنان به دست آوردند.
البته وضعيت باشگاه هاي فوتبال ايران با دنيا متفاوت است كه كمبود منابع مالي و وابستگي شديد باشگاههاي فوتبال كشورمان به دولت از مهمترين دلايل اين اتفاق است.
تكيه باشگاهها به بودجه دولت از آنها مجموعههايي هزينهبر و زيانده ساخته است كه از نظر اقتصادي حتي با وجود كمكهاي دولتي توان ارائه يك ترازنامه مالي مثبت در پايان يك سال ورزشي را ندارند.
ادامه اين وضعيت در طول سالهايي كه از حيات ليگ حرفهاي فوتبال ايران ميگذرد، كنفدراسيون فوتبال آسيا را وادار كرده تا براي چندمين بار پياپي باشگاههاي فوتبال ما را به سازماندهي مجدد در امر درآمدزايي دعوت كند.
باشگاههاي فعال در سطح اول فوتبال ايران نتوانستند تاكنون از ظرفيتهاي موجود در درآمدزايي بهره ببرند تا با دستيابي به آن از كمكهاي دولتي بينياز شوند و به استقلال مالي برسند و معلوم نيست تا چه زماني قرار است چرخ فوتبال با تزريق منابع مالي دولت بچرخد، اين در حالي است كه به اعتقاد كارشناسان ميتوان با يك تعامل همهجانبه و با در پيش گرفتن راههايي كه پيش از اين كشورهاي صاحبنام در فوتبال رفتند طي يك پروسه بلندمدت باشگاهها را از زير چتر حمايتي دولت خارج كرد و به استقلال مالي رساند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰