کد خبر:۱۶۲۰۴۳
خانههای ایرانی در معماري سنتي؛
خانههاي سنتي درونگرا بودند
خانههای ایرانی دارای دو بخش اندرونی و بیرونی بودند، بخش اندرونی بزرگتر از بیرونی بود و از آنجا که مردم مهماندوست بودند و از طرفی نمیخواستند مهمان وارد بخش خصوصی خانه شود...
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، سارا جهرمی، کارشناس معماری و محمدرضا عطایی همدانی کارشناس ارشد معماری؛ با توجه به اهميت نقش معماري و خانه در آداب اجتماعي و روحيات مردم اين يادداشت به بررسي چگونگي معماري خانههاي سنتي ايران ميپردازد.
خانه یکی از مباحث مهم در معماری ایران میباشد که نیاز به آن در این زمان بسيار احساس میشود و باید با شناخت معماری گذشته و تطبیق با معماری معاصر این نیاز را برطرف کرد. انسان وقتی از غار بیرون آمد نیاز به سرپناهی داشت و بر این اساس قدیمیترین مورد معماری خانه میباشد. در گذشته به واژه خانه، اتاق خصوصی، وستاخ (گستاخ) یا وثاق میگفتند.
جهتگيري بنا يا رون در خانههاي ايراني
یکی از مسائل مهم در طراحی خانهها، مسئله جهتگیری بنا با توجه به آب و هوا، جهت تابش خورشید و جهت وزش باد است که معماران سنتی به آن، «رون» میگویند. در ایران سه رون را در نظر میگرفتند:
1. رون راسته: در راستای شمال شرقی - جنوب غربی است و همجهت قبله میباشد. در شهرهای یزد، تهران، جهرم و تبریز از این رون استفاده میکردند.
2. رون اصفهانی: در راستای شمال غربی - جنوب شرقی میباشد. در تخت جمشید، فارس و اصفهان از این رون استفاده میشود.
3. رون کرمانی: در راستای شرقی - غربی میباشد. در شهرهای کرمان، همدان و آذربایجان غربی از این رون استفاده شده است.
ابعاد و ويژگيهاي خانههاي سنتي
پنام: برای جلوگیری از ورود گرما و سرمای آزاردهنده به ساختمان، آن را عایقبندی میکردند که به آن پنام میگویند. معنی لغوی آن، پارچهای است که موبدان جلوی دهان خود میآویختند. واژه پنام بطور کلی به معنی عایق یا مانعی برای رسیدن چیزی از یک جسم یه جسم دیگر به كار ميرود. دو روش برای عایق کاری وجود داشته است:
دو لایه کردن: در این روش سعی میشد یک فضای تهی میان لایه آسمانه و لایه بام ساختمان ایجاد شود تا عایقی در برابر گرما و سرما باشد، روش کار برای آسمانه تخت و طاقی یکی است، در طاق ها به این روش خوانچه پوش میگفتند، به این معنی که طاق اصلی در پشت قرار میگرفت و سقف دوم را با آویزان کردن سقفی بصورت معلق اجرا میکردند، یا اینکه بین دو پوشش کنو میساختند، به این معنی که برای تخت کردن بام طاق، دیوارها را تا بلندای طاق میآوردند و فاصله آن تا طاق را کنوبندی میکردند و پوشش آن را تخت میکردند.
تابش بند: برای جلوگیری از تابش زننده آفتاب به درون فضاها از تابش بند یا گلجام یا خرک پوش (آفتاب شکن) استفاده میکردند. تابش بند به دو صورت افقی (سر سایه) و عمودی ساخته میشد. تابش بند ایستاده یا عمودی که همان تیغههای گچی یا آجری بوده و بین هر دو درگاه به عرض 60-70 سانتیمتر و عمق 10-15 سانتیمتر ساخته میشد.
راه های دیگری که برای جلوگیری از تابش بیش از اندازه آفتاب بکار میرفت، استفاده از ارسی، نورگیری از سقف و سه دری ها بوده است. ارسی در و پنجرههای چوبی با قاب های کوچک و گرهسازی چوبی بوده و در آنها از شیشههای رنگی کوچک استفاده میشد. سه دری ها نیز طوری ساخته میشدند که آفتاب بطور مستقیم وارد فضا نشود اما متاسفانه در دوره قاجار عناصر مختلفی وارد معماری ایران شد. به این ترتیب سه دری ها به دودری تبدیل شدند و نور آفتاب را وارد فضا میکردند.
انواع اندام ها در خانههاي ايراني
ذکر این نکته ضروری است که کلیه عناصر معماری بر اساس پیمون تنظیم شدهاند. پیمون در تنظیم تناسبات و ابعاد به ما کمک میکند با پیش ساختگی درب ها و روزنه ها، امر اجرا و ساخت و ساز با سرعت بیشتری صورت گیرد. انواع اندام های خانههای ایرانی به شرح زير است:
درآیگاه: بخشی از ساختمان است که رفت و آمد به خانه از آنجا انجام میشود. آسمانه درگاه کنه نام دارد که بصورت نیم گنبدی است.
سردر: نمای درآیگاه از بیرون دارای یک سردر است. نسبت عرض به تورفتگی سردر معمولاً یک به دو بوده كه کنار آن سکوهایی بنام پاخوره تعبیه میشد. تو رفتگی کنه و پوشش آن را نیز کنه (نیم گنبد) مینامیدند.
هشتی: فضای میانجی بیرون و درون است که بعد از سردر قرار میگیرد. شکل آن هشت ضلعی است و گاه بصورت هشت و نیم هشت، نگینی و کشکولی ساخته میشود. این فضا با راهروهای پیچ در پیچ به اندرونی منتهی میشود و مانع از دید افراد غریبه به حریم خصوصی خانه است.
راهرو: درگاه اصلی هشتی به دالان راه مییابد. دالان یا دهلیز راهرویی است که به میانسرا راه مییابد.
میانسرا (حیاط): بخش روباز و بی آسمانه خانه، میانسرا است که اتاق های خانه گرداگرد آن ساخته میشوند. به قسمت شمالی میانسرا که آفتابگیر است، تهرانی (اتاق زمستان نشین) میگویند. قسمت های کم اهمیت خانه را در قسمت شرق که آفتاب شدیدی دارد قرار میدهند، نورگیری آنها بیشتر از سقف صورت میگیرد و در قسمت جنوبی که پر سایه است، بخش تابستانی خانه قرار دارد.
اتاق: اتاق ها به میانسرا باز میشوند و بصورت سه دری، پنج دری، تالار و ... ساخته میشوند. نکته قابل توجه این است که برای ورود به اتاق ها مستقیماً وارد فضا نمیشدند، بلکه کنار اتاق ها راهرویی وجود داشت و گاه این فضا گشادهتر از یک راهرو ساخته میشد که به آن تختگاه میگفتند. اتاق سه دری اتاق خواب خانه است و برای طراحی آن از نصف تناسب طلایی استفاده میکردند. پنج دری اتاق مهمانی است و در داخل اتاق تورفتگی کمی بالاتر از سطح زمین بنام شاه نشین وجود داشته که مهمان های بزرگ آنجا مینشستند.
تالار: کربال یا تلوار برای استفاده از فصل گرما است و به فضای باز راه دارد. در طبقه بالای آن بالاخانه (اتاق دنج و راحت) وجود دارد، به بالاخانههای دو طرف تالار گوشواره میگویند. در کل به هر فضایی که در وسط قرار گیرد میانوار و دو طرف آن را بروار میگویند.
آشپزخانه: باید در محلی قرار میگرفت که به اتاق مهمان نزدیک باشد و نقشه آن بنا بر نقشه خانه قابل تغییر بوده است.
انواع خانهها: در ایران با توجه به شرایط آب و هوایی خانههای متفاوتی یافت میشود. در شمال خانههای گالیپوش، در غرب خانههای ایواندار، در مناطق گرمسیر خانههای ایواندار و صفهدار وجود دارد.
مثلا در غرب ايران خانهها دارای یک صفه هستند، در این مناطق کل خانه ترکیبی از چند اتاق است. اتاقی کشیده بنام طنبی که در آن تنور قرار دارد. اتاق عروس که بهترین اتاق و محل پذیرایی مهمان است و اتاق دیگری هم وجود دارد که مخزن یا انبار مواد غذایی است و کنور نام دارد.
کهنترین الگو در خانهسازی، الگوی 4 صفه بوده، بدلیل اینکه 4 اتاق داشته است. یک فضای میانی گنبددار با 4 صفه یا ایوان در 4 پهلوی آن و 4 اتاق که در 4 گوشه ساختمان قرار دارند، این خانهها در تابستان خنک بود و سرمای زمستان هم ساکنان را اذیت نمیکرد، نمونه آن در اردستان در کوچه مسجد وجود دارد که مربوط به سدههای نخست اسلام یا پیش از اسلام میباشد.
اندروني و بيروني، از ويژگيهاي خانههاي سنتي
بطور کلی میتوان گفت، خانههای ایرانی دارای دو بخش اندرونی و بیرونی بودند. بخش اندرونی بسیار گستردهتر و بزرگتر از بیرونی بود و از آنجا که مردم مهماندوست بودند و از طرفی نمیخواستند مهمان وارد بخش خصوصی خانه شود، هر خانوادهای هرچند کوچک، یک مهمانخانه داشت. در طبقه دوم یک بالاخانه یا فروار که مهمانخانه است قرار داشت و پنجرههایی به کوچه و گذر باز ميشدند، بر پایه همین روحیه، مردم خانهها را درونگرا میساختند.
از دید نیارشی و ساختاری هم، در قرن 3 و 4 که تاق ها بصورت آهنگ زده میشد، بام خانه بلند و مرتفع دیده میشد، چون نمیتوانستند تاق آهنگ را از یک اندازهای کوتاهتر بسازند، لذا خانههای قدیمی ممکن بود خشن به نظر برسند، تا زمانیکه در ساخت تاقها از تاق و تویزه استفاده کردند و ارتفاع بام را کاهش داده و از زیر تاق جهت نورگیری استفاده کردند.
نمونههايي از خانههاي قديمي
در پایان نام چند خانه قدیمی به جا مانده را ذکر میکنیم: خانه کبیر در یزد، خانه حسینی در محله فهادان، خانه وحشی بافقی در بافق، خانه پیرنیا در نائین، که باقیمانده دوازده خانه به هم چسبیده بوده و مربوط به قرن 7 و 8 میباشد و دارای گچبریهای بسیار زیبایی است. خانه بروجردی ها در کاشان، که به خاطر شرایط زمین در دو سوی رو به شرق و غرب اصلا اتاقی ندارد، برخلاف سایر خانههای کاشان که در سه یا چهار سوی میانسرا اتاق دارند.
منابع:
1. پیر نیا، محمد کریم. 1387. معماری ایرانی. تهران: سروش دانش.
2. پیرنیا، محمد کریم. 1380. معماری اسلامی ایران. تهران: انتشارات دانشگاه علم و صنعت ایران.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰