کد خبر:۱۶۲۳۰۴
تاثیرات متقابل دین و حوزه - 1
شرایط سیاسی- اجتماعی مناطق اسلامی؛ عامل رونق یا انحلال حوزههای علمیه
تاکیدات دین اسلام در زمینه علمآموزی سبب به وجود آمدن مراکز علمی شد که در آن به آموزش و فراگیری علوم اسلامی میپرداختند؛ این مراکز علمی به نام حوزههای علمیه شهرت یافت و در جامعه علاوه بر کارکردهای آموزشی، جهات سیاسی- اقتصادی را نیز در بر گرفت.
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، زينب صارم؛ دین اسلام همواره بر علم آموزی و پرورش فقیهان تاکید داشته، تا آن جا که طلب علم را بر هر زن و مرد مومن واجب دانسته است. امامان معصوم شیعه همواره سعی در جهت دهی و ترغیب شیعیان به سمت علم و کسب دانش داشته اند؛ این تاکیدات در سخنان ائمه تا آن جایی پررنگ و گسترده است که مرحوم شیخ کلینی در جلد اول اصول کافی بابی مفصل درباره علم، عالم، انواع علم و ثواب علم آموزی آورده است.
با توجه به روش تربیتی ائمه در تشویق شیعیان به علم آموزی، همواره در طول تاریخ اسلام شاهد حضور دانشمندان و عالمانی بی بدیل در مذهب تشیع بوده ایم.
عالمان شیعی به علت متصل بودن به خاندان عصمت و طهارت و کسب علم از منبع اصلی فیض همواره گوی سبقت را از دانشمندان اهل سنت ربوده اند و به وسیله فقه غنی جعفری نه تنها توانسته اند تمام مسائل فقهی زمانه خویش را پاسخگو باشند، بلکه با استخراج و تنظیم قواعد استدلالی و عقلی توانستند در زمان غیبت کبری امام زمان (ع) فقهی پویا را پایه گذاری کنند.
پیشرفت فقیهان شیعه در علوم اسلامی و فقهی تا بدان جا رسید که در برخی از برهه های تاریخ، اهل سنت برای حل مشکلات فقهی خویش به مراجع شیعه مراجعه، و از ایشان کسب تکلیف می کردند.
با توجه به جریانات علوم اسلامی و فقه در میان مسلمانان، مراکز علمی به نام حوزه های علمیه ایجاد شد که در آن طلاب دینی به آموختن علوم اسلامی اشتغال داشتند. حوزه های علمیه هر کدام در مقطعی از تاریخ فعالیت های چشمگیری داشتند و باعث تغییرات جدی و تحولات عظیمی در علوم اسلامی میشدند که به اختصار میتوان از پنج حوزه بزرگ نام برد:
1- حوزه مدينه
اين حوزه را پيامبر گرامى اسلام بنيان نهادند و توسط «باب مدينه العلم»، امام على (ع) گسترش و تكامل يافت. آن حضرت برخلاف جو موجود و با وجود رواياتى كه كتابت حديث را منع مىكرد، به تدوين و جمعآورى احاديث پرداختند.
افزون بر اين، شاگردان آن حضرت مانند ابورافع ، سلمان، ابوذر، اصبغ بن نباته، حارث بن عبدالله حمدانى، عبيدالله بن ابىرافع (كاتب اميرالمؤمنين)، ميثم تمار و سليم بن قيس هلالى به تدوين و جمعآورى احاديث مبادرت كردند.
اين حوزه در عهد امامان شيعه مردان نامدارى چون سعيد بن مسيب، سعيد بن جبير، قاسم بن محمد بن ابىبكر و دو ابوخالد كابلى اصغر و اكبر پرورد تا اينكه در زمان صادقين عليهمالسلام به نقطه اوج خود رسيد و انديشههاى اصيل اسلامى و شيعى را به گونهاى درخور، تبيين و تدوين كرد.
2- حوزه كوفه
ايجاد حوزه كوفه به برکت وجود امیرالمومنین
حكومت پنج ساله امام على (ع) به مركزيت كوفه، اين شهر را درگير جنگ هاى متوالى و عرصه برخورد و مبارزه بين امويان و كوفيان كرده بود، اما همين سال هاى اندك، بذر علم و دانش را نيز در اين سرزمين پاشيد؛ به گونهاى كه عالمان بزرگى از آن شهر به جهان اسلام اهدا شد.
براقى در «تاريخ كوفه» نام 148 تن از اصحاب پيغمبر را ذكر مىكند كه به كوفه مهاجرت كرده و در آن جا زندگى مىكردند و اين غير از هزاران تن از علماست كه در آن جا بسر مىبردند و در فقه و ساير علوم اسلامى ورود داشتند و نيز ابنسعد در «طبقات» شرح حال 850 تن از تابعين را آورده است كه در كوفه سكونت گزيده بودند.
3- حوزه قم
حوزه قم در زمان امام جواد (ع) بنیان گذاری شد
اين حوزه در عهد ائمه ثلاثه امام جواد، امام هادى و امام حسن عسكرى عليهمالسلام بنيان نهاده شد و در آن، خاندان «اشعرى قمى» بويژه «سعدبن عبدالله قمى اشعرى» و نيز على بن ابراهيم قمى، محمدبن حسن صفار قمى و غيره حضور داشتند.
عالمان شيعه در ايران، بويژه قم و رى كه تحت فرمانروايى حاكمان شيعى آلبويه قرار داشت، نشو و نما يافتند؛ اقتدار آنها باعث شده بود كه اين دو شهر به عنوان كانون هاى نشر فرهنگ شيعه در ميدان فرهنگى آن روزگار ظهور و تجلى يابد.
در اين دو شهر، خاندان بابويه از جمله على بن حسين بن بابويه، صاحب كتاب هاى فقهى متعدد و نيز كتاب هاى «الامامه»، «قربالانساب»، كتاب «التفسير» و فرزند او محمد بن على ملقب به «صدوق» و مؤلف كتاب معروف «منلايحضره الفقيه» و نيز برادر او حسين بن على و برادرزاده او حسن بن حسين بن على و محمد بن يعقوب كلينى رازى ظهور كردند.
مرحله دوم در حيات حوزه علميه قم پس از ورود فقيه بزرگوار و عالم ارجمند مرحوم شيخ عبدالكريم حائرى است كه در اين دوره توانست نقشى ارجمند و بايسته اي در تاريخ اسلام و حوزه ايفا كند.
4- حوزه بغداد
استدلالی شدن فقه شیعه در حوزه بغداد
بغداد به عنوان پايتخت عباسيان از جمله شهرهاى فرهنگى عهد عباسى بهشمار مىرفت. اين شهر در بدو امر كانون سياست، فرهنگ و اقتصاد بود. اقتدار عباسيان در دوران نخست حكومت عباسى باعث شده بود كه بغداد مركز عالمان اهل سنت باشد، اما پس از افول ستاره عباسيان و تضعيف قدرت آنان توسط تركان، ديگر فرق اسلامى نيز در آن راه يافتند.
اين امر در مورد شيعه با قدرت يافتن « آلحمدان» كه حاكمان شيعه جزيره و موصل بودند تسهيل گرديد و با انتخاب «ناصرالدوله» امير حمدانى به عنوان اميرالامراى خليفه عباسى، كفه قدرت به نفع شيعيان سنگين شد و پس از استيلاى آلبويه (عضدالدوله ديلمى) بر بغداد، زمينه براى فعاليت علمى شيعيان مساعد گرديد و در همين برهه اندك، عالمان بزرگى در دنياى تفكرات شيعى پا به عرصه نهادند و حوزه علميه ارجمندى را پايهگذارى كردند.
در اين حوزه، مردان نامدارى چون شيخ مفيد، سيد مرتضى، سيد رضى، ابن ابىعقيل، ابن جنيد اسكافى، ابن قولويه و ... ظهور كردند. اين حوزه برخلاف حوزه قم، حوزهاى استدلالى بود و در آن علم اصول براى اولينبار در قالب كتاب الذريعه الى اصول الشريعه، توسط سيد مرتضى تدوين گرديد و نيز كتابهاى «المقنعه» از شيخ مفيد و «الانتصار» از سيد مرتضى تأليف گرديد كه در آن مسائل فقهى به صورت تطبيقى و مبوّب جمعآورى گرديده است.
شخصيت عظيم و ارزشمند شيخ مفيد و سيدين به ويژه سيد مرتضى كه علاوه بر جايگاه ارجمند علمى از جايگاه بلند اجتماعى نيز برخوردار بود و از سوى خليفه به عنوان « نقيب» هاشميان معرفى و انتخاب گرديده بود، باعث شد كه حوزه بغداد در مدت عمر نسبتاً كوتاه خود منشأ اثرى عميق و والا در تاريخ حوزههاى علمى شيعيان گردد و استدلالى شدن فقه شيعه و نيز تأليف و تدوين علم اصول جايگاهى ويژه براى شيعيان و انديشههاى شيعى فراهم كرد.
5- حوزه نجف
استدلال، همپای عقل در حوزه نجف
پس از پديد آمدن اغتشاشهايى كه بغداد را براى شيعيان ناامن كرد و سبب سوختن كتابخانه و خانه شيخالطائفه طوسى رحمهالله گرديد، آن مرحوم، حوزه نجف را بنيان نهاد و به حق اين حوزه، در تاريخ شيعه اثرى ماندگار و ارجمند داشته است.
بنيانگذار اين حوزه مرحوم شيخ طوسى از چنان مكانت و موقعيتى در ميان اماميه برخوردار است كه كمتر نصيب كسى گرديده است. مرحوم شيخ در راه تدوين و تنظيم اصول و فقه چنان درخشيد كه حتى معاندان را نيز به تعظيم در برابر عظمت و موقعيت علمى خويش وادار ساخت.
حوزهاى كه شيخالطائفه بنيان نهاد، از جهات بسيارى قابل توجه است. اين حوزه، حوزهاى كامل بود؛ زيرا توانسته بود استدلال و عقل را همپاى نقل و حديث ارج ببخشد و در عين حال در راه استدلال و خردگرايى راه افراط نپويد، در حالى كه حوزههاى پيشين معمولًا گرفتار يكى از اين دو شده بودند.
در اين حوزه فقه مقارن و تطبيقى كه در حوزه بغداد متولد شده بود، با كتاب «الخلاف» شيخ طوسى به كمال رسيد و اهل سنت را در مقابل عظمت فقه شيعه به تعظيم واداشت. افزون بر اين، دو كتاب مرجع شيعه تهذيب و الاستبصار، توسط شيخ تدوين گرديد كه اولى 13590 حديث و دومى 5511 حديث را گرد آورده است.
حوزه علميه نجف در اثر آشوبها و درگيريهايى كه اواخر عهد عباسيان را در برگرفت و به حمله مغولان به بغداد انجاميد، از رونق افتاد و حوزههاى حلّه و اصفهان جايگزين آن شد، اما پس از آن اين حوزه با ظهور مردان نامآورى چون وحيد بهبهانى، سيد بحرالعلوم، كاشف الغطاء، ملا احمد نراقى و بويژه شيخ مرتضى انصارى باز درخشيد.
و اما حوزه اى كه شيخ طوسى، خشت اول آن را گذاشت در خلال قرنها ثمره اش هزاران مولف و مصنف از بزرگان دين و فقهاى بزرگ و فلاسفه با عظمت و متكلمين نابغه و مفسرين بى نظير و لغويون بى مانند و سايرينى شد كه از اين سفره بهره مند گشتند. شيخ ابو على فرزندى به نام «شيخ ابو الحسن» داشت كه بعد از پدرش مرجعيت و رياست حوزه علميه به او منتقل گرديد و حوزه علميه نجف را توسعه داد.
عماد طبرى گفته است: «اگر صلوات بر غير انبيا روا بود، من بر اين مرد صلوات مىفرستادم.او (پسر شيخ) در سال 540 هجرى درگذشت.»
ادامه دارد ...
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰