چالش اقتصادي؛ بزرگ‌ترين چالش طبقه بورژوا با مسيحيت
کد خبر:۱۶۲۳۱۴
رهدار در نهمين نشست «اسلام و سكولاريسم»؛

چالش اقتصادي؛ بزرگ‌ترين چالش طبقه بورژوا با مسيحيت

مدير موسسه فتوح انديشه گفت: در غرب سهم بورژوا بيشتر از متفكران و فيلسوفان است، طوريكه فيلسوفان توجيه‌گر وقايع هستند، اما بورژواها به وجودآورندگان وقايع؛ يعني چالش بزرگ بورژوا با مسيحيت نه سياسي بود و نه فرهنگي بلكه اقتصادي بود.
به گزارش خبرنگار دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، حجت‌الاسلام رهدار در نهمين نشست از سلسله نشست‌هاي «اسلام و سكولاريسم» كه عصر ديروز در دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران برگزار شد به بحث «رويكرد تاريخي به زمينه‌هاي نظري پيدايش سكولاريسم» پرداخت.

سكولاريسم را بايد از نطفه و علقه شناخت

وي گفت: سكولاريسم امر محصلي نيست كه بتوان به روشني از آن سخن گفت، بلكه پرونده‌اي است كه هنوز باز است و تولد تدريجي دارد، لذا به جاي صحبت از پايان آن بهتر است ذات انگارانه بحث كرد مانند علقه انسان پس از نطفه كه هيچ نشاني از انسان بودن ندارد و با گذشت زمان انسان كاملي مي‌شود.

مدير موسسه فتوح انديشه با بيان اينكه براي تبيين تاريخ نظري سكولاريسم بايد به اين سوال پاسخ داد كه آيا اين مكتب جرياني جديد است يا تاريخي گفت: دو رويكرد در اين مسئله مطرح مي‌شود كه برخي ريشه سكولاريسم را در يونان باستان جستجو مي‌كنند.

رهدار در ادامه افزود: اين عده دليل مدعاي خود را كثرت‌گرايي غربي مي‌دانند خصلتي كه به غرب جديد تعلق ندارد، بلكه روح غرب را كثرت‌گرا مي‌دانند، همانطور كه افلاطون هم با نظريات خود سعي در اثبات سايه‌هاي خدايان متكثر داشت.

وي با بيان اينكه تكثر بدوي يونان باستان در طول تاريخ تداوم يافت و نهايتا به پلوراليسم منجر شد،‌ گفت: اين ديدگاه ميان پلوراليسم و سكولاريسم وحدتي نسبي قائل است.

مدير موسسه فتوح انديشه تصريح كرد: طرفداران اين رويكرد معتقدند يونان با فلسفه شروع نمي‌شود، بلكه با تراژدي آغاز مي‌گردد و در تراژدي، قهرمان با همه تلاشي كه مي‌كند ناديده گرفته مي‌شود و از بين مي‌رود، لذا روحيه ياس و نااميدي را به مخاطب خود القا مي‌كند.

رهدار افزود: در اين نگاه جوهره يونان تراژدي است و جوهره تراژدي نيز ياس است در نتيجه بشر مايوس به مكتب سكولار كشيده مي‌شود.

سكولاريسم؛ پديده‌اي جديد؟

وي با اشاره به رويكرد دوم پيرامون سكولاريسم گفت: اين رويكرد كه مختار ما نيز هست سكولاريسم را پديده‌اي جديد مي‌داند و متذكر مي‌شود كه نبايد جريان كفر و الحاد تاريخ را با سكولاريسم خلط كنيم؛‌ چراكه الحاد ضد دين و غير توحيدي است نه ضد خدايي، در الحاد به جاي يك خدا چندين خدا وجود دارد و معضل اصلي پيامبران نيز بي‌خدايي نبوده بلكه چند خدايي بوده است.

مدير موسسه فتوح انديشه در ادامه گفت: بشر در مسير الحاد، از روي جهل به بي‌خدايي مي‌رسد، لكن فضاي سكولار فضاي جهل و غفلت نيست بلكه كاملا گاهانه انتخابي غلطي صورت مي‌گيرد و معتقد است «من به خدا نيازي ندارم»؛ چراكه سكولاريسم غير ديني است و روح سكولار، روح استغناي از دين است.

رهدار با بيان اينكه سكولاريسم موجوديت دين را نفيا و اثباتا نمي‌بيند و بود و نبود دين براي آن فرقي ندارد،‌ گفت: طرحي كه داروين ارائه داد آينه همين تفكر بود كه در آن طرح بود و نبود خدا تاثيري ندارد.

وي بيان داشت: هنگامي كه.ناپلئون از لاپلاس مي‌پرسد چرا در كتاب خود نامي از خدا نياوده است، لاپلاس قاطعانه مي‌گويد ديگر نيازي به وجود خدا نيست و علم تمامي نيازهاي بشر را پاسخگو است.

تلاش سكولاريسم در زمينه تاريخ‌تراشي براي خود

مدير موسسه فتوح انديشه با بيان اينكه طبق قاعده فلسفه تاريخ آينده متعلق به كسي است كه گذشته دارد، گفت: هر جريان تاريخي براي دوام و ثبات خود بايد تبار و گذشته‌اي داشته باشد، لذا سكولاريسم براي نشان دادن اصالت خود سعي در تاريخ تراشي براي خود مي‌كند؛ زيرا اگر نتواند تاريخي براي خود ارائه دهد از اصالت و آينده‌داري عقب مي‌ماند.

رهدار در ادامه افزود: سكولاريسم ادعا دارد در يونان باستان، در مسيحيت و حتي در اسلام نيز وجود داشته است، حتي سكولارهاي مسلمان نيز سعي مي‌كنند بحث‌هايي از قبيل نسبت عقل و وحي و يا نسبت دين و فلسفه را مسائلي سكولار جلوه دهند.

وي با بيان اينكه در تاريخ نمي‌توان زماني را با خط‌كش نشان داد كه سكولاريسم متولد شده است؛ زيرا اتفاقات اجتماعي دفعتا رخ نمي‌دهند،‌ گفت: سكولاريسم مكتب جديدي است؛ هرچند نمي‌توان زمان دقيقي براي آن ارائه داد، اما مي‌توان زمينه‌هاي تاريخي آن را بيان كرد.

اقدامات يهود براي تسهيل ايمان به عهد جديد و سخت‌گيري در ايمان به عهد عتيق

مدير موسسه فتوح انديشه تأكيد كرد: هر پديده اجتماعي كه كلان تر باشد به همان نسبت زمينه‌هاي بيشتر و طولاني‌تر و دورتري دارد، چنانچه دين كاملي چون اسلام به پيش زمينه‌اي به وسعت 124 هزار پيامبر نياز داشت و با توجه به اينكه جريان سكولار در عصر ما پديده‌اي نسبتا سنگين و فراگير است، پس پيش زمينه تاريخي و طولاني و دور دستي نياز دارد كه يكي از اين زمينه‌ها تاثير گفتمان يهود است.

رهدار با بيان اينكه سكولاريسم و مسيحيت بيشترين ارتباط را با هم دارند،‌ گفت: از طرفي يهود در پيدايش كيفيت مسيحيت تاريخي نقش ويژه‌اي داشت و بذري كه يهود با گفتمان خود در مسيحيت مي‌كارد، توسط خود مسيحيان رشد مي‌كند.

وي تأكيد كرد: دنياخواهي خصلت بارز يهوديان است هنگام ظهور دين مسيح، يهوديان سعي كردند مسيحيت را صرفا ديني آسماني، معنوي و ضد دنيا نشان دهند و تفاسيري از اين دست را منتشر كردند تا بر سر سفره دنيا خواهي با آنان شريك نشوند.

مدير موسسه فتوح انديشه با بيان اينكه پولس، يهودي تباري كه مفسر مسيحيت است سهم بسزايي در اين مسير دارد،‌ گفت: از جمله شرايط ايمان در دين يهود ختنه كردن است، اما پولس در مسيحيت تفسيري ارائه مي‌كند كه ايمان ارتباطي با ختنه كردن پيدا نمي‌كند و در نتيجه اين تفسير يكي از مقاصد يهوديان حاصل مي‌شود تا ميان مومنان عهد عتيق و عهد جديد تمايزي صورت گيرد و شرط ايمان به عهد جديد تسهيل و ايمان به عهد عتيق سخت‌تر مي‌شود.
 
دين اسلام حافظ سنت اجتماعي نيست / مسيحيت حافظ سنت‌هاي اجتماعي و متكثر غرب
 
رهدار تصريح كرد: ميان سكولاريسم و مسيحيت تحريف شده نيز ارتباط وجود دارد، طوريكه برخي قائل اند مسيحيت خود اقتضا تولد سكولارسم را داشت كه اين قول حق است و برخي هم مسيحيت را يگانه عامل سكولاريسم مي‌دانند.

وي گفت: در اسلام دين حافظ سنت اجتماعي نيست، بلكه مقيد آن است و با ظهور اسلام سنت‌هاي جاهلي حجاز زير و رو شد و با توجه ويژه به غايت توانست مشركين را كه از فرقه‌هاي مختلف بودند به سمت وحدت رهنمون شود.

مدير موسسه فتوح انديشه با بيان اينكه در غرب و مسيحيت داستان اينگونه نبود،‌ گفت: مسيحيت حافظ سنت‌هاي اجتماعي و متكثر غرب شد و اين سنت‌هاي اجتماعي بود كه عامل تفسير وحي شد و دين بود كه به رنگ اجتماع در مي‌امد.

رهدار افزود: تكثر و تضاد اين سنت‌ها سبب شد آموزه‌هاي بادوام و ثابت در دين مسيح بسيار كم شده و معرفت نسبي شود؛ تراژدي حاكم بر غرب مفسر دين شود و مسيحيت ديني رازآلود و اسطوره‌اي گردد؛ يعني دين تاويلي شد نه عقلي و ايمان قلبي شد نه معرفتي.

مسيحيت راز آلود به سكولاريسم كمك مي‌كند
 
وي تصريح كرد: مسيحيت راز آلود به سكولاريسم كمك مي‌كند؛ زيرا پاي تاويل را به متن زندگي باز مي‌كند و تاويل ‌آنقدر نقش مهمي پيدا مي‌كند كه ابتدا و انتهايي براي آن قابل تصور نيست، اما در اسلام عقل به صورت پيشيني عامل شناسايي دين نيست، بلكه هم عامل محك و ارزيابي است هم چنين در متن دين هم به عنوان ابزاري مهم كاربرد دارد.

مدير موسسه فتوح انديشه با بيان اينكه عقلاني بودن اسلام سبب شده اكثر كساني كه به اسلام گرايش پيدا مي‌كنند از فيلسوفان و متفكران باشند،‌ گفت: اين گرايش دو سو دارد؛ از يك سمت بشري كه به بلوغ فكري رسيده تورم تاويل در دين مسيح را برنمي‌تابد و از سمتي ديگر عقلانيت قابل ديالوگ اسلام براي متفكران جذاب و دعوت كننده است.

رهدار بيان داشت: پيش زمينه سوم سكولاريسم جنگ هاي صليبي است كه در دفاع از دين آغاز شد اما از دو جهت معد سكولاريسم شد؛ چراكه كليسا آبادي را فقط تحت ظل مسيحيت به مردم معرفي كردند كه با ورود مسيحيان به عالم اسلام و مشاهده آباداني آن زمينه تشكيك در تعاليم مسيحيت فراهم شد.

وي در ادامه گفت: آباء كليسا عامل نزول بلا را تكثر گناه مي‌دانستند و هرگاه در جنگ شكست مي‌خوردند عامل آن را گناهان مردم معرفي مي‌كردند و هنگامي‌كه مسيحيان در يكي از جنگ هاي صليبي كه فرماندهي به يكي از قديسان بزرگ واگذار شد شكست خوردند؛ اين عوامل مردم را نسبت به آموزه‌هاي مسيحيت سست مي‌كرد.
 
سهم بورژوا بيشتر از متفكران و فيلسوفان
 
مدير موسسه فتوح انديشه با بيان اينكه از زمينه‌هاي ديگر سكولاريسم، ظهور بورژوا در غرب و پايان قرون وسطي است، گفت: در غرب سهم بورژوا بيشتر از متفكران و فيلسوفان است، حتي در اصلاحات ديني، آراس موس فيلسوف‌تر از لوتر بود اما سهم كمتري در اين امر داشت.

رهدار گفت: در غرب فيلسوفان توجيه گر وقايع بودند و نقشي پسيني داشتند، اما بورژواها بازيگران و به وجودآورندگان وقايع بودند؛ يعني چالش بزرگ برژوا با مسيحيت نه سياسي بود و نه فرهنگي بلكه اقتصادي بود.

وي با اشاره به دو اتفاقي كه در جنگ‌هاي صليبي افتاد، گفت: بردگان فئودال‌ها به عنوان سرباز در اختيار كليسا قرار گرفت و در طول جنگ با تبليغ اموال زيادي را به عنوان نذر از مردم دريافت كردند كه بورژوا جريان اعتراض به اين اوضاع بود.

آخرين زمينه ظهور سكولاريسم

مدير موسسه فتوح انديشه بيان داشت: آخرين زمينه ظهور سكولاريسم عرفان معناگراي بشري است، البته نمي‌توان عنوان پيش زمينه بر آن نهاد؛ زيرا همچنان جاري است.

رهدار در ادامه گفت: سكولاريسم را مي‌توان به سه دسته سكولاريسم حداقلي، سكولاريسم حداكثري (الحادي) و سكولاريسم استحاله‌گرا تقسيم كرد كه تلاش مي‌كند متن دين را در متن واقع زندگي به نفع خود مصادره كند و حتي قلمرو غيب را هم مي‌خواهد تسخير كند، البته غيبي كه غرب به آن رسيده است يعني غيب عالم همان روح و روان است نه عالم غيب به معني معاد و برزخ

وي با بيان اينكه نوع سوم سكولاريسم، فراگيرترين و خطرناك‌ترين و پنهان‌ترين نوع آن است، گفت: نكته حائز اهميتي كه نبايد از نظر دور داشت اين است كه بايد ميان سكولاريسم غربي و سكولاريسم در عالم اسلام تفاوت قائل شد يعني به لحاظ عملي با نقد سكولاريسم غربي پرونده آن در عالم اسلام بسته نمي‌شود.

خطر سكولاريسم در غرب بيشتر از اسلام است
 
مدير موسسه فتوح انديشه با بيان اينكه مكتب سكولاريسم در عالم اسلام و در عالم غرب تفاوت ماهوي دارد، گفت: در عالم اسلام جرياني بخشي و هيجاني است ولي در غرب سازمان يافته و حكومتي است كه تمام حيات و لايه‌هاي بشري را از دانش و بينش تا گرايش و تاريخ را در برگرفته است.
 
رهدار بيان داشت: گاهي فرد و گاهي جامعه سكولار مي‌شود، اما اگر سازمان سكولار شود به معني اين است كه عالم سكولار شده است و در غرب حتي خدا هم سكولار شده است.

وي افزود: خطر سكولاريسم در غرب بيشتر از اسلام است؛ زيرا اسلام هسته سخت و تحريف نشده‌اي دارد كه امكان بازگشت را براي آن فراهم مي‌كند و هر چقدر هم دچار هبوط و انحطاط و عقب ماندگي شود باز هم منطقا مسئله احيا و بازگشت به خويشتن را مي‌توان درآن مطرح كرد.

مدير موسسه فتوح انديشه تأكيد كرد: در عالم غرب و مسيحيت امكان رجوع به نقطه اصلي از بين رفته است؛ چرا كه آن هسته سخت گمشده و تحريف شده است بنابر اين پروژه سكولاريسم در غرب بي انتها و غيرقابل اصلاح به نظر مي‌رسد.

رهدار گفت: چگونگي مواجه ما با غرب در اين شرايط سوالي است اساسي و مهمي كه بايد بررسي شود.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار