پارسانيا: منحصر كردن عقلانيت به سطح سكولار نوعي فعاليت تبليغي و ترويجي است
کد خبر:۱۶۲۶۵۶
اولين همايش ملي «اسلام و سكولاريسم» - 5

پارسانيا: منحصر كردن عقلانيت به سطح سكولار نوعي فعاليت تبليغي و ترويجي است

عضو شوراي انقلاب فرهنگي گفت: نگاه قدسي به اين عالم خود با سطوحي از عقلانيت همراهي دارد همچنان كه نگاه سكولار داشتن به هستي نيز با سطحي از عقلانيت همراه...
به گزارش خبرنگار علمي «خبرگزاري دانشجو»، حجت الاسلام و المسلمين حميد پارسانيا، عضو شوراي انقلاب فرهنگي و عضو هيئت علمي دانشگاه تهران امروز در اولين همايش ملي اسلام و سكولاريسم كه در دانشگاه تهران و به همت كانون انديشه جوان برگزار مي شود به بحث در خصوص «مباني معرفت سكولاريست در غرب» پرداخت.
 
عضو شوراي انقلاب فرهنگي با بيان اينكه در آيات متفاوتي از قرآن، سطوح مختلف عقل، بيان شده است، گفت: به عنوان مثال در آيات 43 و 44 سوره فرقان آمده است: « أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا» و «أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا» (اي  رسول حال آن كس كه از غرور صداي نفسش را خداي خود ساخت، آيا تو حافظ و نگهبان او توانستي شد، يا پنداري كه اكثر اين كافران مطيع نفس حرفي مي شنوند و يا فكر و تعقلي دارند حاشا اينان در بي عقلي بسي مانند چارپايان هستند بلكه نادان‌تر و گمراه تر هستند.) همچنين در سوره ملك آمده است «وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ».

عضو هيئت علمي دانشگاه تهران گفت:در برخي از آيات از دو عقل نام برده شده است 1- عقل مسموم و 2- عقل مطبوع.

پارسانيا ادامه داد: ترجمه سكولاريسم و عقلانيت و بسط عقلانيت به معناي گسترش سكولاريسم و يا سكولار شدن فرهنگ و جامعه است. نقش سكولاريسم ترجمه‌هاي بسيار متعدد و متنوعي را داشته و دارد و در دهه‌هاي متفاوتي معادل‌هاي متفاوتي براي آن گذاشته شده است.

پارسانيا با طرح اين مسئله كه چرا برخي از الفاظ چنين نامشخص و به ترجمه احتياج دارند و اينكه دليل اين مسئله چيست تصريح كرد: اين سئوالات مي توانند موضوع يك نشست خوبي باشند كه مثلاً چه عوامل فرهنگي و تاريخي اين ترجمه را تشديد مي كند. اين لغات لغاتي هستند كه سازمان‌هاي غيرغربي و اسلامي با اين مشكل مواجه هستند. جدايي دين از سياست، عقلانيت، دنيوي گرايي، اين جهاني و عرفي شدن متاخرترين معادل براي سكولاريسم است.

وي گفت: در فارسي از دو دهه قبل از ناحيه برخي اين معادل مطرح شد و معادل كلمه ديگر كه در عربي استعمال شده بود علمانيت بود، اما آيا علمانيت ترجمه‌اش به عقلانيت درست است يا خير بحث ديگري است. اگر علمانيت از عالم گرفته شده باشد، اشتباه است گرچه اگر از علم به معناي science گرفته شده باشد بي غرابت نيست و بعد ترجمه علم به عقلانيت اين مسئله نيست.

عضو شوراي انقلاب فرهنگي گفت: سكولاريسم محصول تعقل است و آنچه در مقابل آن است نوعي بي خردي و يا منع از خردورزي است و به نظر من بهترين معادل براي سكولاريسم به معناي دنيويي گروي و اين جهاني بودن مي تواند باشد و از بين اين لغات و اين نگاه به معناي نگاه غيرالهي داشتن به عالم است.

وي افزود: سكولاريسم پيش از آنكه ساحت‌هاي ديگري داشته باشد يك ساحت هستي شناختي است زماني كه به صورت «ايسم» و يا مكتب مطرح مي شود اما وقتي به صورت يك فرآيند اجتماعي و تاريخي است گرايش اين جهان و دنيوي دارد، بنابراين ما نوعي سكولاريسم عملي داريم كه فرآيند دارد و به لحاظ تاريخي تاريخ مختص خودش را دارد و نوعي سكولاريسم نظري داريم كه تئوريزه مي شود و اين دنيوي شدن البته ساحت‌هاي مختلفي دارد.

پارسانيا گفت: قراردادن معادل عقلانيت به نظر مي رسد معادل درستي باشد چون عرفي شدن معادل خطايي است و موجب خطايي براي صحن اين كلمه مي شود.

وي ادامه داد: نگاه قدسي به اين عالم خود با سطوحي از عقلانيت همراهي دارد همچنان كه نگاه سكولار داشتن به هستي نيز با سطحي از عقلانيت همراه است و انحصار كردن عقلانيت به سطح سكولار كردن آن نوعي فعاليت تبليغي، ترويجي نسبت به اين مسئله است.

عضو هيئت علمي دانشگاه تهران گفت: آيات قرآن نشانه خوبي به عقل و عقلانيت بود. در اين آيات عقل  عاملي دانسته مي شد كه در قبال رويكرد كساني بود كه هواي خود را الله و خداي خود قرار داده بودند. چنانكه مَا الْعَقْلُ قَالَ مَا عُبِدَ بِهِ الرّحْمَنُ ، هستي كه وجود دارد كمال نامحدود است، هستي است كه قدرت و علم دارد كه البته نامحدود، نامتناهي است وجود چنين هستي است كه آفاق عالم را پركرده است و در  بود و نبود اشياء تاثيرگذار است و در فهم دريافت امور تاثيرگذار است او هستي نيست كه در عرض او موجودات مستقلاً وجود داشته باشد همه موجودات بايد آيت و نشانه او باشند تا حضور او معنا داشته باشد و ممكن باشد اگر چيزي غير از نشانه او باشد نامحدود بودن او مورد خدشه قرار خواهد گرفت.« لمن الملك اليوم؟ لله الواحد القهار» (زمين در پرتو حضور او معنا مي يابد) «و اشرقت الارض بنور ربها».

پارسانيا ادامه داد: اگر عقل قوه درك انسان است و چنين قوه‌اي وجود داشته باشد پس عقل بر حسب ذات خود بايد حركتش به سمت او باشد. آنگاه كه از الهه‌هاي متعدد پرسش مي شود اين عقل است. «اربابون متفرقون ام الله الواحد القهار» بار عقال عقل به بند كشيده مي شود و اين سطحي از عقلانيت است كه در حوزه الهياتي سخن مي گويد. اين عقل است كه در حسن و قبح و تبعيت الهه‌ها سخن مي گويد، عقل وسيله شناخت است و محصول آن علم است. اگر عقل متافيزيكي بود آگاهي متافيزيكي هم علم است. اگر انكار هستي قدسي و انكار متافيزيك خطا است هيچ عقلانيتي نمي تواند براي آن وجود داشته باشد در نتيجه جهان سكولار با فقدان علم الهي و عقل الهي و تجويزي شكل مي گيرد. اين علم، علمي است كه فقط ابزار ارزش‌هايي است كه نه تنها هويت علمي ندارد بلكه مدعا مي شود كه اصلاً در حوزه معرفت علمي قرار نمي گيرد.

 پارسانيا گفت: ماركس وبر، يكي از ويژگي هاي جهان مدرن را سلطه عقلانيت ابزاري مي داند و فقدان عقلانيت‌هاي ديگر كه روزي در تاريخ‌هاي ديگر وجود داشت و پرسش از الهه‌هاي مختلف جواب مي داد و جست و جوي حقيقت را در جلوي انسان قرار مي داد را از ويژگي هاي اين جهان برمي شمرد.

وي گفت: سطح ديگر عقلانيت عقل شهودي است و ارتباطش با حوزه عرف نقل است و رهاوردش سنت است، در مدينه فاضله فارابي سنت گذار كانون آن است و سنت راهي است كه از متن شوهد به يك هويت عقلي بروز كرده است و در دسترس مردم قرار گرفته است كه با عمل به آن راه بازگشت به متن آن عقلانيت باز خواهد شد.

عضو شوراي انقلاب فرهنگي گفت: عقل مرز ندارد بلكه عقل مرزها را خراب مي كند و به متن آن مي رسد و به سوي عقل شهودي هدايت مي كند.
 
پارسانيا در پايان گفت: تقابل قراردادن بين سكولاريست و عقلانيت چه وجه و نقشي مي تواند داشته باشد. اين معادل بيش از آنكه كه قصد و جهت معنا باشد بيشتر كاركرد تاريخي دارد.
پربازدیدترین آخرین اخبار