کد خبر:۱۶۳۴۴۰
بازخوانی پرونده یک تولد-1؛
عيسي(ع)؛ كودكي اسطوره اي يا معجزه اي الهي؟
آنچه در نگاه اول به نظر می آید این است که هر دو انجیل ضمن ذکر باکره بودن مریم در هنگام بارداری عیسی، به یوسف نجار به عنوان پدر عیسی و نسب نامه وی پرداخته اند تا او را فرزند داود پادشاه لقب دهند؛ این امر خود متضمن یک تناقض است ...
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»- مريم سپهري، دیرزمانی است که آغازین روزهای زمستان در جوامع مسیحی با جشن میلاد مسیح یا کریسمس همراه است. مسیحیان همه ساله بسته به اینکه در کدام نحله و شاخه مذهبی مسیحیت باشند، هر کدام از 24 دسامبر تا 6 ژانویه را ایام دوازده روزه کریسمس و میلاد مسیح دانسته و آن را گرامی میدارند.
گذشته از این که نمی توان رد پایی از تاریخ تولد مسیح به روز و ماه و حتی سال! در منابع مسیحی یافت، همزمانی این عید با آیین های ویژه رومیان و مهرپرستان ایرانی در روزهای آغاز زمستان با عنوان تولد مهر در شب یلدا و تولد خورشید شکست ناپذیر، انتقادات بسیاری را متوجه مسیحیت نموده و آن را وام گرفته از آیین مهر و میترا یا اسطوره های رومی پیش از خود برشمرده که گاه حتی به شبهه رد وجود شخص خاصی تحت عنوان عیسای نصرانی می انجامد.
نوشتار حاضر با بررسی متون دینی سه دین الهی، تلاشی است برای دستیابی به چند و چون تولد مسیح و پاسخ به پرسش هایی که در این رابطه برمی خیزد.
تولد مسیح در اناجیل
در میان اناجیل رسمی چهارگانه (متی، مرقس، لوقا و یوحنا)، تنها اناجیل متی و لوقا است که هر یک، داستان تولد مسیح را به شیوه خود بیان کرده است. انجیل مرقس که آن را از نظر زمانی نیز قدیمی تر از سه انجیل دیگر دانسته اند، «بیش از هر چیز بشارت عیسی مسیح، پسر خدا را بر همگان روشن می سازد و از این رو بیشتر به کارها و معجزات عیسی توجه دارد تا سخنان و کلمات او»(مدخلی بر تبارشناسی کتاب مقدس، حسین کلباسی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی،ص 286)
در مورد انجیل یوحنا نیز باید گفت «انجیل چهارم گزارشی از زندگانی و تعالیم عیسی می دهد که با گزارش اناجیل دیگر کاملاً تفاوت دارد. الوهیت و ازلیت او تنها در انجیل مورد تاکید قرار گرفته است. ... این انجیل به تولد عیسی از باکره اشاره نمی کند ...»(عیسی اسطوره یا تاریخ، رابرتسون آرچیبالد، ترجمه حسین توفیقی، ص 27)
پس در باب تولد مسیح، در میان اناجیل چهارگانه تنها می توان از دو انجیل متی و لوقا بهره گرفت. اما روایت این دو انجیل با یکدیگر نیز متفاوت است. از این رو به بررسی روایت هر یک پرداخته و سپس آنها را با یکدیگر مقایسه می کنیم.
تولد عیسی در انجیل لوقا؛ مریم نامزدی داشت به نام یوسف، از نسل داود!
نویسنده انجیل لوقا، یکی از یاران پولس قدیس است. این انجیل را می توان تکلمه ای بر اناجیل مرقس و متی دانست؛ چرا که «بخش قابل توجهی از گزارش لوقا شامل وقایع و اظهاراتی است که در مرقس و متی یافت نمی شود و البته به نظر منتقدان همین امر باعث بروز ناسازگاری های مهمی در گزارش لوقا شده است.» (مدخلی بر تبارشناسی... ص 287)
آنچه در انجیل لوقا حائز اهمیت است این نکته می باشد که حداقل لوقا در میان سایر نویسندگان اناجیل، مورخ است و به همین دلیل ترتیب تاریخی منطقی وقایع را بیشتر رعایت می کند. روایت لوقا از تولد مسیح بدین گونه است که وی ابتدا به معرفی زکریا و الیصابات (الیزابت) همسر او می پردازد و سپس واقعه مژده تولد یحیی را بازگو می نماید.
در بخش بعدی عنوان می دارد که «در ششمین ماه بارداری الیزابت، خدا فرشته خود جبرائیل را به ناصره یکی از شهرهای استان جلیل فرستاد تا وحی او را به دختری به نام مریم برساند. مریم نامزدی داشت به نام یوسف، از نسل داود پادشاه!» هم در این بخش است که مریم در گفتگو با جبرائیل ماجرای باکره بودن خود را پیش می کشد و فرشته در پاسخ به وی اظهار می دارد: «روح القدس بر تو نازل خواهد شد و قدرت خدا بر تو سایه خواهد افکند. از این رو آن نوزاد مقدس بوده، فرزند خدا خوانده خواهد شد.»
پس از تولد یحیی تعمید دهنده، عیسی به دنیا می آید اما نه در شهر ناصره بلکه در بیت لحم که زادگاه داود است. «برای شرکت در سرشماری، هر شخص می بایست به شهر آبا و اجدادی خود می رفت. از این رو یوسف نیز از شهر ناصره در استان جلیل به زادگاه داود پادشاه یعنی بیت لحم در استان یهودیه رفت زیرا او از نسل داود پادشاه بود. مریم نیز که در عقد یوسف بود و آخرین روزهای بارداری خود را می گذراند همراه او بود.» در همین شهر است که مریم در آخوری وضع حمل می کند و کودک را در قنداقی پیچیده در همان آخور نگاه می دارد و نیز در همین بخش جبراییل بر چوپانان نازل شده مژده تولد مسیح را می دهد.
در ادامه داستان، لوقا پس از چند بخش اجداد عیسی مسیح را معرفی می کند و عنوان می دارد که «مردم او را پسر یوسف می دانستند». لوقا نسب نامه عیسی را از طریق یوسف به داود و یعقوب و اسحاق و ابراهیم و نوح و در نهایت آدم می رساند.
تولد عیسی در انجیل متی؛ مریم به وسیله روح القدس آبستن شد!
تلاش انجیل متی که در حدود سال های 70 تا 80 میلادی نگارش یافته، بر این است که عیسی ار موسای جدید و صاحب شریعت عهد جدید معرفی کند. نویسنده این انجیل که خود سابقه ای یهودی دارد، می خواهد عیسی را تحقق بخش پیشگویی های عهد عتیق بخواند و با قرار دادن نسب نامه عیسی در آغاز این انجیل او را منجی یهود بداند.
روایت متی از تولد عیسی چنین است که در آغازین بخش انجیل خود اجداد مسیح را معرفی کرده، اظهار می دارد: «داود و ابراهیم هر دو جد عیسی مسیح بودند ... یعقوب پدر یوسف و یوسف شوهر مریم و مریم مادر عیسی مسیح بود.» سپس به واقعه تولد مسیح می پردازد و عنوان می دارد که مریم قبل از ازدواج با یوسف به وسیله روح القدس آبستن شد.
یوسف که از این جریان برآشفته است در خواب جبرئیل را می بیند که به وی می گوید «... کودکی که در رحم اوست از روح القدس است...». در جریان این روایت است که متی، داستان سه مجوس ایرانی را پیش می کشد که در جستجوی کودک به اورشلیم راه یافته و با هدایت ستاره به بیت لحم زادگاه کودک می رسند. «وقتی وارد خانه ای شدند که کودک و مادرش مریم در آن بودند، پیشانی بر خاک نهاده، کودک را پرستش کردند.» و داستان تولد کودک پایان می پذیرد.
بررسی روایت دو انجیل
آنچه در نگاه اول به نظر می آید این است که هر دو انجیل ضمن ذکر باکره بودن مریم در هنگام بارداری عیسی، به یوسف نجار به عنوان پدر عیسی و نسب نامه وی پرداخته اند تا او را فرزند داود پادشاه لقب دهند. این امر خود متضمن یک تناقض است. چرا که اگر مریم باکره بوده و عیسی را از روح القدس وام گرفته است، دیگر نیازی به نسب یوسف نجار نیست بلکه این نسب نامه مریم خواهد بود که مهم است. چرا این دو انجیل نسب مریم را بررسی نکرده اند؟ از این رو یا باید باکره بودن مریم را زیر سئوال برد یا ذکر نسب نامه یوسف و پیوند وی با داود را که هر دو از مضامین اصلی این اناجیل و در بعدی گسترده تر مسیحیت هستند.
گذشته از این مسئله، در خود نسب نامه هایی هم که ارائه شده است، می توان ابهاماتی از قبیل ناهمخوان بودن افراد، تعداد افراد و کم و زیاد شدن آنها یافت. در این باره نویسنده کتاب عیسی، اسطوره یا تاریخ چنین نتیجه گیری می کند: «متی و لوقا برخلاف مرقس، هر کدام نسب نامه ای برای عیسی ترتیب داده و گزارشی از تولد و کودکی او را آورده اند. هر یک نسب عیسی را از طریق یوسف نجار به داود می رساند ولی نام های واسطه میان این دو انجیل یکسان نیست و داستان های تولد نیز با یکدیگر سازگاری درونی ندارند... آن دو گزارش در جزئیات تولد نیز با یکدیگر اختلاف دارند.
به طوری که معلوم می شود هر یک از آن دو نویسنده از گزارش دیگری بی اطلاع بوده است. لوقا با اینکه داستان تولد عیسی از باکره را می آورد بعداً به طور مکرر یوسف را پدر وی خوانده و از یوسف و مریم به والدین او تعبیر می کند.» (عیسی اسطوره یا تاریخ... ص 25)
اکنون با توجه به نگاشته های این دو انجیل نه تنها نمی توان از شبهه اسطوره ای بودن تولد عیسی چشم پوشید بلکه حتی قرابت های بسیاری می توان میان آنها یافت. از جمله این که مریم را خصوصاً با صفت باکره حامله می توان با الهه مادر در اساطیر سوریان، یونانیان و هندوان همریشه دانست و یوسف نجار را همان نیای اسطوره ای قبایل مرکز فلسطین دانست که در سفر پیدایش عهد عتیق از وی نام برده شده است.
تولد عیسی در بیت لحم نیز بازگشتی دارد به مکان پرستش تموز و «داود نیز بر اساس این نظریه گونه دیگری از آن خدا [تموز] است. عیسی پسر نجار خوانده شده نه به سبب اینکه یوسف نجار بوده است بلکه بدان علت که وی پسر خدا، عقل فعال یا معمار جهان است.» (مدخلی بر ... ص 306)
از این رو برای پاسخ به شبهه اسطوره ای بودن عیسی، باید از منابع انجیلی دست کشید و به منابع سایر ادیان الهی رجوع نمود که در قسمت بعد به آن اهتمام خواهد شد.
توجه! تمامی عبارات انجیلی نقل از کتاب مقدس باب متی و لوقا می باشد.
ادامه دارد...
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰