آب قند خاتمي در دانشگاه تهران
کد خبر:۱۶۴۰۴

آب قند خاتمي در دانشگاه تهران

وبلاگ داداشي

مواجهه با منتقدان سرسخت، بسيار دشوار است، ميتينگ هاي دانشگاهي، يکي از سخت ترين اين موارد هستند که هر فردي را به چالش مي کشاند.

حالا به نظر شما، براي کسي که تنها اميد راي آوردن عده اي است، چه بايد کرد؟ مخصوصا در مورد کسي که براي نامزدي دودل است و انواع همايش هاي دعوت و پويش و سران بازنشسته جهان هم، مقبوليت مورد نظر را برايش به بار نياروده است و به علاوه اين فرد از آخرين حضور جدي در دانشگاه خاطره تلخي داشته است؟

جواب مشخص است، يک جلسه شلوغ با سؤالات آرام و مکتوب که چالشي هم در پي نداشته باشد.
به نظر شما جلسه اي که سخت ترين سؤال آن ” آيا 8 سال براي فعاليت شما کافي نبود” است، به اندازه کافي اين منظور را برآورده کرده است؟!

آيا اين تمهيدات و عدم اجازه به پرسش نيروهاي معتقد به نظام و منتقد آقاي خاتمي، که نقد آرام نظام را پيگيري مي کنند، فضا را براي درگيري هاي اپوزيسيون مخالفي که هيچ خطي را بر نمي تابند، در جلسه آماده نکرد؟
راستي اين عدم تحمل منتقد با شعار “آزادي دگر انديشان” و “زنده باد مخالف من ” سازگار است؟!! يا دگرانيشان و مخالفاني که از اين آزادي برخوردارند، فقط شامل سکولارها و صهيونيست ها مي شوند؟

آقاي خاتمي الآن وقتش بود

جبهه اصلاحات، به ويژه افراد گرداگرد سيد محمد خاتمي، هميشه  با عنوان “مخالفين نظام و قانون اساسي” همراه بوده اند، بارها افرادي در اين جبهه به انديشه هاي امام و حتي اعقادات اوليه مسلمانان توهين کرده اند، که در برخي اوقات مانند گنجي، شوري قضيه سران اصلاحات را به برائت از آن افراد وادار کرده است و مجبور شده اند بدون اشاره به حمايتشان از اين افراد (که در همان زمان ها هم، با توجه به شواهد و رفتارشان، اين خط شکني ها از آن ها اخطار داده مي شد) آن ها را غبر خودي بدانند.

جلسه خاتمي در دانشگاه تهران هم از اين قضيه مجزا نبود. هنگامي که برگزارکنندگان برنامه، مصدق، بازرگان و امام راحل را در يک رديف قرار دادند و بدين ترنيب سران جبهه اي که از نظر انديشه و ساختن نظام سياسي و اجتماعي، وزنه خاصي نيستند را با بنيانگذار نوين ترين نظام دنيا در يک رديف قرار دادند و افرادي را که گروه آن ها به دليل انکار احکام صريح قرآن،  مرتد شناخته شده بودند، به عنوان سمبل خود معرفي کردند، آقاي خاتمي واکنشي نشان نداد.

خاتمي حتي اگر آنقدر قدرت برخورد و پافشاري بر انقلاب و تبيين آرمان هاي آن را در خود احساس نمي کرد که در مقابل اين انحراف و توهين عده اي به بزرگ مرد تاريخ معاصر ايران، واکنش نشان دهد، مي توانست يک موضوع ساده تر را براي هواداران خود روشن کند، هواداراني که به دليل همين ناآگاهي هايشان، کاري نکنند که فردا مجبور به اعلام برائت از آنان شود (البته شايد اين ناآگاهي در مقطع فعلي، نفعي براي ايشان داشته باشد و هوادران را به سوي ايشان بکشد.)

موضوع اين بود که هواداراني را که به شدت به تصوير بازرگان، ابراز احساسات کردند و در مقابل تصوير چمران، ساکت بودند را متوجه تفاوت اين دو سازد، تفاوت مردي که دامنه علمي و گستردگي مبارزاتي او، بر خلاف تصور حاضران، بارها بر ديگري ارجحيت دارد.

کاشکي خاتمي، که اقدامات وسيع ناآگاهانه يا ضد قانوني هواداران خود را ديد، کمي واکنش نشان مي داد و به جاي اينکه در مقابل سؤال تبيين انديشه هاي امام، ساکت شود، موضع و تفاوت خود را با منحرف کنندگان و ناآگاهاني (که شايد روزي کار دست او هم دهند) مشخص مي ساخت، تا بعدا توجيهات او اينقدر توي ذوق نزند و احساس نکنيم، تقاوت بعيدي که بين همراهان او و انقلاب وجود دارد و باعث طرد آن ها شده، به او هم سرايت کرده است، به هر حال او مي خواهد رئيس جمهور همين نظام شود و شعار قانون گرايي سر مي دهد، پس نمي تواند اين چنين مدارايي را با افراد متضاد با شعارهاي خود داشته باشد.

پ.ن : نمي دانم، اين جلسه با سؤالات تکراري به اندازه کافي، براي خاتمي قوت قلب ايجاد کرد تا بدون توجه به سختي هاي رياست جمهوري، پا در اين عرصه بگذارذ يا نه، ولي مطمئنم اگر تصاوير استقبال مردمي خوزستانيان از احمدي نژاد را که تقريبا همزمان با مراسم دانشگاه تهران انجام گرفت به او نشان دهند، اثر اين آرامش بخش ها از بين مي رود.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار