کد خبر:۱۶۴۲۵۳
با كاروان سيدالشهدا از كربلا تا كربلا-2؛
حضرت رقیه (س) مرکز بنی امیه را تبدیل به پایگاه تشیع کرد
کاروان نهضت حسینی در شام یک یادگار گران بها و درخشان از خود به جا گذاشت تا به وسیله آن نور، گمراهان و سرگشتگان بتوانند راه را از بیراهه تشخیص دهند؛ بارگاه حضرت رقیه در شام تبدیل به مناری از هدایت شد تا ...
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، زينب صارم، ورود کاروان عاشورا به شام را می توان به منزله داخل شدن در مرکز حکومتی بنی امیه تعبیر کرد؛ چرا که شهر شام به عنوان پایگاهی سیاسی و تفکری سلطنت بنی امیه بود و از آن می توان به عنوان قلب تپنده بنی امیه نام برد.
در زمان خلیفه سوم بدعت ها و دهن کجی های بسیاری به سنت و روش رسول الله صورت گرفت از جمله آن که مطرودین و ملعونین زمان پیامبر جذب دستگاه های حکومتی شدند و یاران و اصحاب رسول الله مانند اباذر تبعید شده و رهسپار ربذه شدند.
در همین راستا در زمان خلیفه سوم، معاویه در شام به عنوان فرماندار منصوب شد و مردمان این شهر توسط برنامه ریزی های دقیق اجتماعی فرهنگی معاویه در مسیر بغض به علی بن ابی طالب تربیت شدند و این یکی از بزرگترین ظلم هایی بود که در جهت ریاست طلبی عده ای دنیا پرست در حق اسلام و مسلمین شکل گرفت.
متاسفانه جریان بغض به علی ابن ابی طالب و خاندان عصمت و طهارت به مدت بیست سال در شام جریان داشت و لعن امام علی (ع) در منابر و خطابه ها امری متداول شده بود.
کینه مردم شام به اهل بیت پيامبر
گستره این جنایت فکری در تاریخ همچنان ادامه دارد چنان در کتب تاریخی و مقاتل به این حقیقت اشاره شده است که در روز عاشورا هنگام به میدان آمدن برخی یاران امام حسين (ع) کوفیان جرات جنگ و جسارت نداشتند، اما شامیان به علت داشتن بغض با خاندان رسول الله در کشتن و به شهادت رساندن ایشان اکراهی نداشتند.
به عنوان نمونه هنگامی که قاسم بن الحسن (ع) وارد میدان مبارزه شد هیچ کوفی برای به شهادت رساندن آن بزرگوار پیشقدم نشد اما در مقابل، جسارت و قساوت لشکر شام به علت غلبه تفکرات معاویه برآنان بیشتر بود.
ورود کاروان کربلا به شهر شام با سه روز تاخیر همراه شد و این بدان سبب بود که، شامیان قصد داشتند به علت ورود اهل بیت داغدار رسول الله شهر را آذین بندی و آماده جشن نمايند. رفتار و سکنات مردم شام با خاندان علی بن ابی طالب بسیار گزنده و نا محترمانه بود اما از آن جا که این کاروان در ادامه نهضت حسینی گام بر می داشت باعث هدایت و آشکار شدن حقیقت ناب و آشکار شدن چهره عوام فریب معاویه و یزید شد.
کینه ای که به مهر تبدیل شد
زمانی که کاروان اهل بیت در شهر شام در حال حرکت بود پیرمردی ازمردم شام نزد امام سجاد (ع) آمد و گفت: خداى را سپاس كه شما را كشت و نابود كرد و شاخ فتنه را قطع كرد و از هيچ دشنامى فروگذارى نكرد.
چون سخن او تمام شد، على بن حسين (ع) از او پرسيد: آيا كتاب خداى عز و جل را خواندهاى؟ گفت: آرى. فرمود: آيا اين آيه را خواندهاى كه مىفرمايد «بگو بر اين كار از شما پاداشى نمىخواهم جز دوستى خويشان»؟ گفت: آرى. فرمود: ما همان خويشان پيامبريم. پرسيد: آيا اين آيه را خواندهاى كه مىفرمايد «حق خويشاوندان را بپرداز»؟ گفت: آرى. فرمود: ما همانان هستيم. سپس فرمود: آيا اين آيه را خواندهاى كه مىفرمايد: «همانا خداوند اراده فرموده است كه پليدى را از شما اهل بيت بزدايد و شما را پاك كند پاك كردنى»؟ گفت: آرى. فرمود: ما همان اهل بيتيم.
در اين هنگام مرد شامى دست به آسمان بلند كرد و سه بار گفت: پروردگارا! من به پيشگاه تو توبه مىكنم. خدايا! من از دشمن خاندان محمد و هر كس كه آن خاندان را كشته است در پيشگاه تو بيزارى مىجويم.
قصر یزید بن معاويه با گام هاي كاروان اسرا به لرزه افتاد
وسعت تاثیرات شگفت انگیز کاروان کربلا در شهر شام محدود به مردمان عادی شهر نمی شود بلکه با ورود کاروان حسینی در کاخ یزید انقلاب و دگرگونی به معنای واقعی در قلب پایگاه بنی امیه پدیدار می شود. این تحول و دگرگونی تا بدان جا یزید را تحت فشار قرار داد که وی در مقابل خانواده خود و اطرافیان احساس شرم کرد.
همچنین کاروان اسرا با زبان حال خویش گویای عمق فاجعه رخ داده بودند و وجهه اجتماعی یزید به شدت تخریب شده بود. این نگاه اجتماع و خانواده وی تا بدان جا به یزید فشار آورد که وی مجبور به فرا فکنی شد و گفت : من دستور قتل حسین بن علی(ع) را نداده بودم و این کار را پسر مرجانه به خودی خود انجام داده بود. هرچند این جمله یزید شبیه توجیهی کودکانه و ابلهانه است اما گویای شدت فشار انتقادات و مخالفت هایی است که بر یزید وارد شده است.
همسر یزید به خاندان رسالت گروید
در رابطه با موج نارضایتی هایی که در قصر، به علت ورود کاروان اهل بیت به شام پدید آمده بود می توان به اعتراضات و مخالفت های همسر یزید؛ هند، اشاره کرد. هند دختر عبد اللَّه بن عامر بن كريز بود. وی که در زمان های گذشته در کوفه ساکن بود و در کودکی به مریضی صعب العلاجی مبتلا می شود که به وسیله دعای با برکت امام حسین (ع) شفا می یابد دست تقدیر او را به شام رسانده و به ازدواج یزید در آورده بود.
وی متوجه گفتگو های حضرت زینب (س) با یزید در مجلس شراب شد و از عمق فاجعه ای که توسط یزید رقم خورده بود آگاه گرديد و به نزد یزید که در مجلس عمومى بود رفت و گفت: اى يزيد! آيا جا دارد سر پسر فاطمه بر در خانه من بر فراز دار باشد؟ يزيد برجست و بدن هند را پوشانيد سپس به هند گفت: آرى براى حسين صدا به گريه بلند كن. گريه كن بر پسر دختر پيغمبر خدا و آن كسى كه قريش برايش ناله كردند.
حضرت رقیه (س) مرکز بنی امیه را تبدیل به پایگاه تشیع کرد
در کتب تاریخ روایت های متعددی از هدایت شدن مردمان به سمت خاندان عصمت و طهارت به وسیله کاروان اسرا نقل شده که نشان دهنده این است که قیام امام حسین (ع) دارای وجوهات و جنبه های بسیار متعدد هدایتی است تا آن جا که نه تنها در تربیت و تفکر بیست ساله مردم شام اثر بگذارد و باعث تحول آن شود بلکه ارکان قصر یزید را نیز می لرزاند و باعث پراکنده شدن انسان های حق طلب و منصف از اطراف یزید می شود.
کاروان اسرا رسانه ای که حقیقت و حقانیت را به گوش مردمان رساند
کاروان اسرا به مانند رسانه ای بود که توانست حقیقت و حقانیت را به گوش مردمان برساند و آنان که چشم و گوشی سالم داشتند هدایت شدند و برخی که بر قلب های آنان قفل زده شده بود نتوانستند بهره ای از هدایت ببرند.
کاروان نهضت حسینی در شام یک یادگار گران بها و درخشان از خود به جا گذاشت تا به وسیله آن نور، گمراهان و سرگشتگان بتوانند راه را از بیراهه تشخیص دهند بارگاه حضرت رقیه در شام تبدیل به مناری از هدایت شد تا به وسیله آن در مرکز حکومت امویان پایگاهی برای تشیع ایجاد شود.
تبلیغات ریشه دار معاویه های زمان در ایجاد بغض و کینه نسبت به اهل بیت و ایجاد فضای فکری بسته در شهر شام با حضور جاودانه حضرت رقیه رنگ باخت و اکنون قلب بنی امیه به برکت کاروان اسرا و آن دخت سه ساله به مرکزی شیعی تبدیل شد و این چنین نورخداوند چیره شد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰