کد خبر:۱۶۴۷۶۱
7 صفر سالروز ولادت هفتمين خورشيد-1
کتمان امامت؛ تنها راه امام كاظم(ع) براي حفظ حیات تشیع
در زمان امام موسی کاظم (ع) جریانهای ضد شیعی چنان شدت یافت که امام صادق (ع) در وصیت خویش، جانشين خود را به عوام مردم معرفی نکرد.
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، زينب صارم، در تاریخ امامت، زندگانی امام موسی کاظم(ع) را می توان از ملتهب ترین و سخت ترین شرایط سیاسی دانست که بر جهان تشیع سایه افکنده بود.
این التهاب و ناامنی تا بدان جا وسعت یافته بود که گمان اضمحلال مذهب تشیع می رفت؛ چرا که جریانات سیاسی رخ داده در زمان امام موسی کاظم (ع)، در طول تاریخ تشیع بی سابقه بود و از آن می توان به عنوان تاریک ترین و هولناک ترین شرایط اجتماعی و سیاسی که بعد از پیامبر بر خاندان عصمت و طهارت گذشت، نام برد.
برای واضح تر شدن این جریان ضد شیعی لازم است به سیر سیاسی و اجتماعی ائمه پیش از امام موسی کاظم (ع) رجوع شود.
مشروعیت و تقدس اصحاب کسا در جامعه صدر اسلام
بعد از شهادت پیامبر اسلام (ص) و غصب خلافت از خاندان پیامبر، تاریخ شیعه با فراز و نشیب های بسیاری رو به رو بوده است که می توان به غصب فدک، شهادت حضرت زهرا (س)، حکومت امام علی (ع)، صلح امام حسن و عاشورای امام حسین (ع) اشاره کرد.
با توجه به تمام این رویداد های تلخی که در عالم تشیع بر علیه آل علی و شیعیان آن حضرت صورت گرفت، اما می توان گفت هنوز زمان زیادی از شهادت پیامبر نگذشته بود؛ در نتیجه تعالیم و سفارشات پیامبر راجع به خاندان عصمت و طهارت با وجود همه کارشکنی های خلفا و سعی در متروک کردن فضایل آل علی، در ذهن مردم باقی مانده بود.
از سوی دیگر امام علی (ع) و حسنین علیهما السلام همراه پیامبر در انظار عموم دیده شده بودند و افکار عمومی جامعه تا حد بسیار زیادی برای ایشان مشروعیت قائل بود و اصحاب کسا را مقدس می شمردند.
تا آن جا که امام علی (ع) توانست تشکیل حکومت بدهد و یا امام حسن (ع)، تنها منازع معاویه در شبه الجزیره عربستان بود و همچنین قیام امام حسین (ع) که نشان از قدرت باقی مانده ای برای تشیع بود که امام از آن برای نشان دادن راه حقیقت از باطل استفاده کرد.
حیرت شیعیان بعد از امام صادق (ع)
اما در زمان امام موسی کاظم (ع) جریانات سیاسی ضد شیعی تا بدان جا گسترش یافته بود که حتی امام صادق (ع) به علت تقیه نتوانستن جانشین بعدی خود را به طور مشخص به عوام مردم و جامعه معرفی کنند. بعد از شهادت امام حسن (ع) همه شیعیان مطلع بودند که جانشین بعدی امام حسین (ع) است و بعد از شهادت خامس آل عبا نیز همه شیعیان به سمت امام سجاد (ع) رجوع کردند، اما در زمان امام موسی کاظم (ع) شرایط تا بدان جا سخت شد که اکثر شیعیان در حیرتی بزرگ سرگردان شدند.
این فشار سیاسی را می توان از وصیت نامه امام صادق (ع) دریافت. ایشان براى اينكه جانشينش مشخص نشود، افزون بر دو فرزند خود يعني امام كاظم عليه السلام و عبدالله، منصور عباسى را نيز وصى خود قرار داد و این نشانه شدت اختناق موجود علیه شیعه است.
نوبختى انشعاب شيعه را پس از رحلت امام صادق عليه السلام به شش فرقه بر می شمارد، اما از آنجا که امامت نور خداوند در زمین است و تقدیر الهی بر آن قرار گرفته تا این نور بتابد و مردم را از گمراهی و سرگردانی نجات دهد، امامت موسی بن جعفر(ع) برای شیعیان آشکار شد.
نور خداوند می تابد
هشام و مومن بن طاق که از شیعیان خالص امام صادق (ع) بودند نیز از امامت موسی کاظم (ع) مطلع نبودند؛ چرا که شرایط سیاسی تا بدان جا بر ضد علویان بود که آشکار شدن امامت موسی بن جعفر (ع) مساوی با شهادت ایشان می شد.
هشام و مومن که خود از متکلمین حاذق آن روزگاران و پرورش یافته مکتب جعفری بودند به شرایط و صفات امام معصوم آگاه بودند. آنان پس از شهادت امام صادق (ع) به سمت خانه عبدالله فرزند ارشد امام صادق روانه شدند؛ چراکه مردم اتفاق كرده بودند بر عبداللَّه بن جعفر (كه او را أفطح مىگفتند) و اعتقاد داشتند كه او بعد از پدرش صاحب امر امامت است.
پس هشام و صاحب الطاق بر او وارد شدند، در حالی که مردم در نزد او بودند و اين اجتماع براى آن بود كه ايشان از امام جعفر صادق عليه السلام روايت مىكردند كه آن حضرت فرمود كه: «امر امامت در پسر بزرگ است؛ مادامى كه با او آفتى نباشد.»
هشام بن سالم خود روایت می کند: «پس بر عبدالله داخل شديم كه او را سؤال كنيم از آنچه پدرش را از آن سؤال مىكرديم و او را سؤال كرديم از زكات كه در چه قدر واجب مىشود؟ گفت: در دويست درم، پنج درم واجب است. گفتيم: در صد درم چقدر واجب است؟ گفت: دو درم و نصف درم. گفتيم: به خدا سوگند، كه طائفه مُرجئه يا سنيان اين را نمىگويند.»
هشام مىگويد كه: «پس عبداللَّه دست خود را به سوى آسمان بلند كرد و گفت: به خدا سوگند كه نمىدانم طائفه مرجئه چه مىگويند.»
هشام و مومن طاق که از شاگردان امام صادق (ع) بودند به خوبی با صفات و ویژگی های مختص امام معصوم آشنا بودند و از این جواب عبدالله متوجه شدند که وی به دروغ ادعای امامت می کند؛ چراکه از صفات امام آن است که درباره هر چیزی که از وی سوال شود، باید با علم الهی خود قادر به پاسخ گویی باشد و در هیچ مسئله ای درمانده نشود.
ادامه دارد...
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰