کد خبر:۱۶۵۱۴۷
بررسي روند جريان روشنفكري در ايران - 5؛
برخورد حکومتهای ایران با روشنفکری غربي
حکومتهای ایران از قبيل زنديه و افشار با ورود اندیشه روشنفکری و نحوه استفاده از این اندیشه، روشها و سیاستهای متفاوتی را دنبال کردند.
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، حامد صفايي؛ پس از بيان چگونگي ورود جريان روشنفكري به ايران و بررسي وضعيت اين جريان در دوره مشروطه و دو دوره سلطنت رضا و محمدرضا پهلوي، به بررسي برخي چهرههاي روشنفكري در دوره پهلوي دوم و بيان وضعيت آن در ایران پس از انقلاب پرداخته شد و چيستي انديشه روشنفكري تبيين گرديد، اینک به بیان چگونگی ورود اندیشه روشنفکری به شرق از جمله ایران میپردازیم.
ورود اندیشه روشنفکری به شرق از جمله ایران
تا قرن 18 ميلادي اروپاییان، اسلام را آیین انحرافی مسیحیت میدانستند و جهان اسلام و مسلمانان را قلمرو ضد مسیحیت قلمداد میکردند.
پس از ظهور دوره روشنفکری در اروپا و ترویج فرهنگ اومانیستی، مسیحیت، اسلام را به همان چیزهایی میشناخت که خودش به تازگی آن را پشت سر گذاشته بود؛ یعنی استیلای تام مذهب، خودکامگی سیاسی، رکود فرهنگی و جهل علمی و از اين قبيل.
به همین خاطر، شرق به کابوسی برای اوپاییان تبدیل شده بود؛ شرقی که شامل مسلمانان، ایرانیان، ترک ها و عربها میشد.
از این به بعد بود که شرق به عنوان موضوع مورد مطالعه غرب قرار گرفت. در این دوران شرقشناسی برای اروپاییان نماد تجدد شده بود؛ تجددی که فقط در ظاهر علم و در حد بیان هم سروری جهان را داشت و شرق، به دنیایی برای غرب تبدیل شده بود که باید کشف، مهار و متمدن میشد.
اندیشه جهانشمول ترقی غرب که بشریت را در حرکت به سوی پیشرفت میدید، نمیتوانست وضعیت شرق را بپسندد، به این دلیل و به بهانه اینکه آنان نمیتوانستند سرزمین گذشتگان خود را رها کنند (قضیه فلسطین) با بوجود آوردن هویت ساختگی، برای اینکه شرق را از کهنگیها و رکود خارج نمايند، تمام تلاش خود را به کار بستند.
در ادامه این روند انتقال اندیشه، یا بهتر بگوییم انتقال ظاهر و پوستهای از اندیشه، روشنفکرانی در جوامع شرق بوجود آمدند که تماماً عقاید غرب را طوطیوار در داخل کشور خود تکرار میکردند.
تفاوت روشنفکران شرقی با روشنفکران غربی
تفاوتی که روشنفکران شرقی با روشنفکران غربی داشتند در این بود که روشنفکران غربی، دستاوردهای خارق العاده و بیسابقهای به همراه داشتند، اینان باعث شدند هر روز اختراع جدیدی بوجود بیاید و علوم جدیدی کشف شود.
این در حالی است که روشنفکران شرقی، خصوصاً در ایران (که مورد بحث این نوشته است) با تاسیس لژ فراماسونری و فراموشخانه، کار خارق العاده خود را برای ارتقاي علمی این مملکت انجام دادند.
بروز تحول در غرب با توجه به شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خاص آن دوره، اندیشهای را به وجود آورد که مواردش ذکر شد؛ این اندیشه بعدها سرمشق و الگوی بسیاری از ملتها گرديد.
موج این افکار جدید به ایران نیز رسید که نوع برخورد حکومتهای ایران با این اندیشه از دوره صفویه به صورتهای گوناگونی بود که در ادامه آورده میشود.
برخورد حکومتهای ایران با اندیشه روشنفکری و غرب
همان طور که گفته شد حکومتهای ایران با ورود اندیشه روشنفکری و یا استفاده درست از این اندیشه، روشها و سیاستهای متفاوتی را دنبال کردند؛ در دوره صفویه به این خاطر که آنان با امپراتور عثمانی درگیر جنگ بودند، دست یاری به سوی اروپا دراز کرد. این امر به فراگیری کامل دانش غرب منجر نشد، بلکه علت اين ارتباط، دانش جنگی و نیاز به جنگ افزار بود.
این آشنایی ایرانیان با روشنفکری غرب، نه در سطوح مختلف اجتماعی که فقط در سطوح مقامات حکومتی و مختص به نوسازی ارتش بود.
این نوع ارتباط گامی به سوی نوگرایی نبود، حتی خود مقامات حکومتی نیز درک درستی از اندیشه و علوم غربی پیدا نکردند و بیشتر شیفته فرهنگ غربی شدند، لذا علیرغم وجود قدرت سیاسی در جذب دستاوردهای غرب، ایران برخورد هوشیارانهای با اندیشه و دستاوردهای غرب نداشت.
شیفتگی و حیرت؛ بن مايه ارتباطات با غرب
در دوره نادر شاه هم ارتباط با غرب تحت تاثیر کشورگشاییهای وي بود؛ چرا كه دغدغه جنگ کمتر زمینه آشنایی با تمدن غرب را فراهم میساخت؛ در این دوره دغدغهای در مورد کسب دانش وجود نداشت و در ارتباطاتی هم که با غرب برقرار میگرديد، تنها شیفتگی و حیرت دیده میشد.
در این دوره ایرانیان درک چند سویهای از غرب نداشتند و فقط در موضع انفعالی با غرب قرار گرفتند، یعنی هیچ ایده و هدفی در ارتباط با اندیشه غربی وجود نداشت.
در دوره زندیه هم به این دلیل که ایران یک حکومت مرکزی نداشت، روابط محدود بازرگانی و سیاسی با غرب دیده میشد؛ با اینکه زندیان ارتباط خوبی با انگلیسیها داشتند، اما از این بهانه استفاده نکردند و در راه آشنایی با دانش غربی قدمی برنداشتند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰