کد خبر:۱۶۵۴۵۱
وبلاگ «خصوصی نیست»
چرا نامه دعوت از دکتر توکلی را امضا کردم
توکلی در فتنه پس از یکی دو موضع شتابزده و نادرست اولیه (مثل متهم کردن احمدی نژاد به خس و خاشاک نامیدن معترضان، در حالیکه وی چنین نگفته بود)، با صراحت به مقابله با فتنه پرداخت.
جریده اینترنتی «خبرگزاری دانشجو»، سجاد صفار هرندی در آخرین بروزرسانی وبلاگ شخصی خود «خصوصی نیست»، طی درج مطلبی با عنوان «چرا نامه دعوت از دکتر توکلی را امضا کردم؟» نوشت:
برایم غیر قابل پیش بینی نبود که امضا کردن نامه دعوت از آقایان توکلی و نادران برای نامزدی در انتخابات، بخش وسیعی از دوستانم را دلخور کند. با این حال، حجم واکنشهایی که طی دو سه روز اخیر، به طور مستقیم یا غیر مستقیم، دریافت کرده ام، از حد انتظارم بیشتر بود. هر چند وهم برم نداشته که امضا کردن یک نامه توسط من اصولاً مطلب مهمی است، منظورم این است که خیال نمی کنم که آدم مهمی هستم! ولی میخواهم از امکان وبلاگ برای طرح چند نکته در این مورد و توضیح موضعم استفاده کنم.
اول، باید اعتراف کنم که من متن نامه را در سایتها خواندم! آنچه که به صورت پیامکی امضایش کردم، صرف درخواست کاندیدا شدن توکلی و نادران بود. من هم برخی از تعابیر و گزارههای متن نامه (به ویژه بند دوم) را نمیپسندم. البته این به معنای پشیمانی یا عقب نشینی از اصل نامه نیست.
دوم، با وجود احترامی که برای آقای دکتر نادران قائلم، برای من دعوت از دکتر احمد توکلی موضوعیت داشت. در سالهای اخیر، چند باری که امکان حضور پای صحبتهای آقای نادران را داشته ام، فضای ایشان را در مجموع نوعی یأس و دلزدگی از کلیت فضای سیاسی میبینم. در چنین شرایطی معلوم نیست بتوان تکلیفی برای فرد قائل بود.
سوم، به نظرم نبودن کسی چون احمد توکلی در مجلس خسارتی بسیار بزرگ است. تعبیری که درباره کمتر نمایندهای میتوانم به کار ببرم. احمد توکلی (گذشته از اینکه مواضعش را بپسندیم یا نه) کسی است که به معنی درست کلمه نماینده است و به رسالت نمایندگی (قانونگذاری، نظارت و مشارکت فعال در روندهای جاری مجلس) اهتمام دارد.
چهارم، من در اینجا نمیخواهم به ویژگیهای مثبت آقای توکلی مثل ساده زیستی و پیشکسوتی وی در گفتمان عدالتخواهی و نقد سیاستهای 16 سالۀ پس از جنگ اشاره کنم. فقط قصد دارم به دوستانم که این روزها بسیار دم از آرمانگرایی و فضای گفتمانی میزنند، یادآوری کنم که آقای توکلی ویژگیای دارد که به اتکای همان باید کسی چون او را دو دستی چسبید. این ویژگی چیزی است که فرنگیها به آن میگویند "پرنسیپ". در میان چهرههای شاخص سیاسی اصولگرا زیاد نیستند کسانی که رفتار سیاسی خود را مطابق با اصولی کلی و نسبتاً منسجم تنظیم کنند. حضرات غالباً به اقتضای شرایط و اینکه چه بطلبد میتوانند معتدل، رادیکال، با بصیرت، مدرن، پست مدرن، تکنوکرات، فعال صلح طلب، فعال زیست محیطی (!)، فمینیست، سوپر حزب اللهی، لیبرال و ... باشند! در اواسط سال 86 در جلسهای با یکی از همین بزرگان شنیدم که میگفت: «این چند صدایی که ضرغامی میگوید چه صیغهای است؟! حرف حق یکی است.باید همان را طرح کرد ...» همین برادر در فضای فتنه چنان لیبرال و تکثرگرا و ... شد که بیا و ببین.
اگر کسی فقط یک جلسه با دکتر توکلی صحبت کرده باشد میفهمد که ایشان مجموعه اصول منسجمی دارد که در مورد هر یک از موضعگیریهایش که بپرسی، در نسبت با این منظومه توجیه و تفسیرش میکند. از این جهت توکلی یکی از کسانی است که به معنای مصطلح کلمه، در سیاست رویکرد گفتمانی دارد.1
پنجم، به دلیل همین پرنسیپ بود که توکلی در فتنه پس از یکی دو موضع شتابزده و نادرست اولیه (مثل متهم کردن احمدی نژاد به خس و خاشاک نامیدن معترضان، در حالیکه وی چنین نگفته بود)، با صراحت به مقابله با فتنه پرداخت. سایت او (الف) بی تردید درخشانترین عملکرد را در پاسخ به شبهات مربوط به صحت انتخابات و روشنگری اذهان منتقدان داشت. در مقاطع بعدی او با شدت و غلظت به سران فتنه مثل موسوی و کروبی تاخت. از این جهت مقایسۀ وی با کسانی چون علی مطهری به کلی بیوجه است.
ششم، روشن است که من آقای توکلی را معصوم و مبرا نمیدانم. به نظرم ایشان در چند مورد از جمله شیوه و ادبیات تعامل با دولت نهم و سهمناکتر از همه نامۀ کذایی به حسین موسویان اشتباه کرد و بخشی از اینکه دفاع از ایشان در جمع بچه حزب اللهیها هزینه زیادی دارد، به این اشتباهات بر میگردد. اما در این معامله آیا او فقط اشتباه کرد؟ آیا مسیری که پس از سوم تیر طی شد، بی نقص بود؟ به عنوان کسی که –اگر دوستان راه بدهند- خودم را سوم تیری میدانم، فکر میکنم که جبهه سوم تیر باید به گونهای تعریف میشد که کسی چون احمد توکلی درونش قرار گیرد. چرا این اتفاق نیفتاد؟ چگونه بود که در دایره سوم تیر کسانی چون مرحوم کردان و محمدرضا رحیمی گنجیدند، امّا توکلی و زاکانی و ... جا نشدند؟ آیا در همه انتقاداتی که توکلی و امثال او در آن سالها مطرح میکردند، حق با احمدی نژاد بود؟ آیا تعریف احمدی نژاد به عنوان "قسیم نار و جنت" صحیح بود؟ٌ! اینها پرسشهایی است که نمیتوان نادیدهشان گرفت.
پی نوشت:
1- زمانی من فکر میکردم که دکتر احمدی نژاد هم چنین سیاستمداری است. نمیدانم اشتباه میکردم یا احمدی نژاد تغییر کرد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰