کد خبر:۱۶۵۶۴۲
همزمان با سالروز در گذشت تختي
امروز بود که دل شیر خون شد+ تصاوير
امروز که خورشید، تکرار پرتو افکنی هر روزهاش را آغاز کرد، ورزش ایران و تاریخ پهلوانی این دیار بار دیگر همچون هرسال داغدار داغی کهنه اما در عین حال تازه شد.
گروه ورزشي «خبرگزاري دانشجو»؛ غلامرضا تختی 5 شهريور سال 1309 در محله خانیآباد در جنوب تهران به دنیا آمد و پس از گذراندن اول متوسطه ترک تحصیل کرد و همراه کار، به ورزش زورخانهای و کشتی نزد پهلوان سید علی پرداخت.
وقتي كه مرحوم پدر تختي برای تأمین معاش خانواده ناچار شد خانه مسکونی خود را گرو بگذارد، غلامرضا ناچار شد درس را رها كند و براي كمك به پدر به كار مشغول شود.
از زندگی تختي جزئیات تاریخی زیادی در دست نیست فقط مشخص است كه وي سومين و آخرين فرزند خانواده بود و يك خواهر و برادر بزرگتر از خودش داشت.
با تبدیل شدن او به یک «قهرمان ملی»، وي در ایران به «جهان پهلوان» تبديل شد و کتابهای زیادی در وصف او تألیف و فیلمی سینمایی در مورد وی ساخته شد حتی تندیسی از وی ساخته و در میدان تجریش در شهر تهران نصب شده است.
زندگي جهان پهلوان تختي را مي توان به 2 بخش قهرماني و كارهاي عام المنفعه تقسيم كرد كه قسمت دوم بيش از بعد قهرماني تختي را به اسطوره اي براي ايرانيان تبديل كرد.

تختی کشتی را از سال ۱۳۲۵ آغاز کرد و در ۲۰ سالگی به عضویت باشگاه پولاد در آمد و زیر نظر حبیبالله بلور کشتی آزاد را به طور قهرمانی آغاز کرد.
و در همان سال نخستین قهرمانی کشور خود را کسب کرد و در كمتر از 8 سال 8 بار قهرمان کشور شد و در سال ۱۹۵۱ در مسابقات قهرمانی جهان هلسینکی در دستهٔ ۷۹ کیلو به مدال نقره رسید.
تختي به همراه محمود ملاقاسمی، محمدمهدی یعقوبی و عبدالله مجتبوی برندگان اولین مدالهای بینالمللی تاریخ کشتی ایران به حساب مي آيد.
او سال بعد در المپیک هلسینکی مدال نقرهٔ خود را در ۲۲ سالگی تکرار کرد و چهار سال بعد در المپیک ۱۹۵۶ ملبورن در یک وزن بالاتر يعني ۸۷ کیلوگرم نخستین مدالهای طلای تاریخ ورزش ایران در المپیک را کسب کرد.
افتخارات تختي در عرصه ورزش همچنان ادامه داشت و او در مسابقات قهرمانی جهان در سال ۱۹۵۹ تهران، ۱۹۶۱ یوکوهاما و ۱۹۶۲ تولیدو به ترتیب به دو مدال طلا و یک مدال نقره رسید.
همچنين در المپیک ۱۹۶۰ رم هم با ۵ پیروزی با ضربهٔ فنی و یک شکست با امتیاز از عصمت آتلی ترک مدال نقرهٔ وزن ۸۷ کیلو را گرفت و بار ديگر نام كشتي ايران را در جهان زنده كرد.

وی که کشتی را از میانوزن آغاز کرده بود با افزایش وزن خود به دستههای بالاتر رفته و از سال ۱۹۶۲ به دستهٔ ۹۷ کیلوگرم پا گذاشت، اما مشخص شد که رقابت در این وزن برای قهرمان پا به سن گذاشته دشوار است.
جهان پهلوان تختی به هنگام عزیمت به آخرین سفر خود، در میان خیل عظیم مردمی که برای بدرقه اش آمده بودند، در گفتوگو با خبرنگار کیهان ورزشی گفت: هیچ چیز نمی تواند مرا خوشحال کند، پول، مدال طلا، عشق و حتی عشق اما نسبت به این مردمی که به فرودگاه آمده اند، احساس شرمندگی می کنم. راستی چقدر محبت بدهکارم؟ من چرا باید کشتی بگیرم؟ چرا باید همراه تیم مسافرت کنم، تا سبب این همه مراجعت باشم؟ اگر پاسخ به این پرسش را می دانستم من هم می توانستم ادعا کنم چون دیگران هستم... وقتی کسی نداند چه عاملی سبب خوشحالی اش خواهد شد، یقینا نخواهد توانست بگوید چرا کشتی می گیرد و چرا همراه تیم مسافرت می کند.»
تختی که بی امید به مصاف تازه نفسی ها و جوانان جویای نام رفته بود، متاسفانه با بدترین قرعه ممکن نیز مواجه شد به طوری که پس از پیروزی پنج بر صفر در مقابل حریفی از مجارستان به مصاف الکساندر مدوید و احمد آئیک( نفرات اول و دوم این دوره از رقابت ها) رفت و با قبول شکست در برابر آنها برای همیشه با صحنه کشتی خداحافظی کرد.
تختی تا سال ها عنوان اولین ورزشکار ایرانی که در ۴ المپیک شرکت کرده بود را در كارنامه داشت اما امیررضا خادم با حضور در المپيك از ۱۹۸۸ سئول تا ۲۰۰۰ سیدنی به ركورد جهان پهلوان دست يافت.
در بعد دیگر زندگی تختی ارتباطات ویژه اش با روحانیت به خصوص روحانیت مبارز ديده مي شود كه اين امر شاخصی است كه دیانت و مسلمانی او را نمايان مي كند.
همچنین عشق به اهل بیت در او آنقدر بود که هنگام شکست در مسابقات 1334 توکیو به اتفاق سایر کشتی گیران شکست خورده از توکیو رهسپار کربلا شد.
علاوه برآن تختی پیش از هر مسابقه به زیارت حضرت رضا (ع) می رفت و در بازگشت از مسابقات نیز مجددا امام رضا(ع) را زیارت می نمود.
در همان ایام تختي به محبوب قلب هاي ايرانيان تبديل شده بود، فعاليت هاي سياسي خود را آغاز كرد و ارتباط نزدیکي با مرحوم آیت الله طالقانی و شهید حجتالاسلام سید مجتبی نواب صفوی داشت.
تختی رفتهرفته به جمع سیاسی ها پیوست و همین امر موجب نارضایتی دستگاه حاکم شد؛ چنانچه در یکی از خاطرات تختی گفته شده که پس از قهرمانی تختی و یارانش در یوکوهاما، شاه از تختی خواست، تا کشتی را رها کرده و به مربیگری بپردازد اما او كه تشك را حلقه اتصال خود با مردم مي دانست از قبول دستور شاه سر باز زد كه این پاسخ نارضایتی و خشم شاه را در پیداشت.

پس از آن، دستگاه حكومتي وقت سعي داشت تا مانع حضور او روی تشک شوند و در راستاي اين هدف حقوق تختی قطع شد و ماموران ساواک بیش از پیش او را زیر نظر گرفتند.
با این حال تختی در انتخابات کنگره جبهه ملی شرکت کرد و در کنگره این جبهه که در دی ماه سال 1341 در تهران برگزار شد، به عنوان نماینده ورزشکاران با یکصد رای به عضویت شورای مرکزی انتخاب شد.
مدتی بعد شاه و عواملش سعی کردند، تا با خرید تختی او را از مردم دور کنند، در همين راستا آنها پیشنهاد وکالت مجلس، مدیریت شهرداری و... را به تختی دادند که قهرمان مردمي ايران هیچ یک را نپذیرفت و زیر بار زور نرفت.
در جریان زلزله بوئین زهرا مردم به دلیل بیاعتقادی به دستگاه های دولتی از دادن کمک خودداری می کردند و در این هنگام بود که تختی آمادگیاش را برای دریافت هدایای مردمی از طریق روزنامه کیهان اعلام نموده و پس از موافقت نیز با حضور در میان مردم صمیمی توانست کمک های بیشماری به نفع زلزله زدگان از شهروندان جمع آوری کند.
تختی در ۱۷ دی ۱۳۴۶ و در حاليكه دو روز قبل از مرگش وصیتنامه اش را در دفترخانه اسناد رسمی و با تعیین کاظم حسیبی به عنوان سرپرست فرزندش بابک که تنها ۴ ماه داشت به ثبت رسانده بود، در اتاقش در هتل آتلانتیک تهران درگذشت.
براساس اخبار منتشره در روزنامههای اطلاعات و کیهان غلامرضا تختی بر اثر خودکشی بخاطر اختلافات خانوادگی با همسرش، شهلا توکلی و مواردی چون ناکامیهایش در مسابقات در پایان عمر ورزشی اش در گذشت با این حال عدهای از دانشوران مرگ وی را مشکوک میدانند.
این عقیده که ساواک او را به دلیل محبوبیت زیاد و عدم وفاداری به نظام وقت ایران به قتل رسانیدهاست، در بین مردم شیوع داشت و اين در حالي بود كه غلامرضا تختی از سال ۱۳۴۲ بارها به ساواک احضار شده بود.
اطرافیان شاه با ناکامی از نزدیک کردن او به دربار و حکومت، فشارها را افزایش دادند حتی در مواردی از ورود به ورزشگاه ها منع می شد.
به نظر مي رسد حكومت طاغوت میل داشت تختی بدون تمرین و آمادگی جسمی و روحی در میدان حاضر شود و با شکست خوردن، محبوبیت در میان مردم را از دست بدهد.
به هر حال با وجود مرگ اين جهان پهلوان وي همچنان در ميان مردم ايران زنده و قهرماني ها و كارهاي خير او همچنان در بين مردم ايران زنده است.
پیکر تختي 19 دي ماه پس از کالبد شکافی در پزشکی قانونی و رای برخودکشی اش به ابن بابویه منتقل و همانجا به خاک سپرده شد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰