کد خبر:۱۶۵۷۴۰
متن کامل پنل ششم کنگره ملي علوم انسانی؛
باید ادله مخالفان علم دینی را جدی گرفت/فرهنگستان بهترین ادله در باب ضرورت علم دینی را ارائه داده است
در پنل ششم کنگره علوم انسانی عنوان شد كه شورای تحول اگر تصمیم دارد در بحث تولید علم دینی و بومی کاری انجام دهد باید بداند مخالفان علم دینی چه ادله ای دارند و شورا چه پاسخی به آنها می تواند بدهد.
به گزارش خبرنگار علمي «خبرگزاري دانشجو»، دومين كنگره علوم انساني در حالي پنجشنبه به كار خود پايان داد كه در طي دو روز برگزاري خود شاهد برپايي شش پنل همراه با 30 نشست تخصصي در موضوعاتي چون «علوم انساني و ميراث تمدن اسلامي»، «نقش ادبيات فارسي و ادبيات تطبيقي در انتقال ميراث فرهنگي»، «نقش علوم انساني در تدوين الگوي ايراني اسلامي پيشرفت»، «چشم انداز سند راهبردي علوم انساني»، «علوم انساني و نظام آموزش و پژوهش در ايران»، «نظام برنامه ريزي دروس علوم انساني در ايران»، «علوم انساني، كاركردها و دستاوردها» و «چالش ها و چشم اندازهاي علوم انساني» بود.
در اين متن، گزارش پنل ششم اين كنگره دو روزه با عنوان «چالش ها و چشم اندازهای علوم انسانی» كه شامل پنج نشست تخصصي بود، آمده است.
در اين متن، گزارش پنل ششم اين كنگره دو روزه با عنوان «چالش ها و چشم اندازهای علوم انسانی» كه شامل پنج نشست تخصصي بود، آمده است.
دكتر افروز: تحول در علوم تربیتی مهمترین بخش تحول در علوم انسانی است
در این جلسه ابتدا دکتر افروز، دبير علمي كنگره و استاد روان شناسي دانشگاه تهران در ضمن مقاله خود با عنوان «علوم انساني با پايه هاي علمي يا كليشه هاي ذهني» گفت: تحول در علوم تربیتی مهمترین بخش تحول در علوم انسانی است؛ در اين بين لازمه تحول آن است كه دوره دبیرستان دانش پایه کاربردی را دنبال كرد و بر محور مهارت و خلاقیت پيش رفت.
وي با بيان اينكه نگاه به علوم انسانی به دو صورت در کشور ما رخ داده است، گفت: یک دسته اين نگاه ها کاملاً اصولی و دسته دیگر کلیشه ای و سلیقه ای مي باشد، بنابراين باید دقت کنیم که همه علوم انسانی بد نیست؛ چون اصولی و جهان شمول است.
دكتر فاطمي: فرهنگ ديني ما برخلاف كليشهها عمل ميكند
در ادامه و پس از صحبت هاي افروز، دكتر فاطمی، استاد دانشگاه تهران گفت: بايد ديد کلیشه ها چه هستند و آگاهی نسبت به آنها چگونه است؟ آگاهي به كليشهها در تحول علوم انساني به ما كمك مي كند، اين انگارهها باعث جاري كردن احكامي ميشود كه بايد بسيار مورد توجه قرار بگيرد؛ مثال آن ترس از سقوط هواپيما در مقايسه با تصادف با وسايل نقليه ديگر است؛ در حالي كه اكثر تصادفات توسط ماشينها صورت مي گيرد، اما چون خبر سقوط با هواپيما توسط روزنامهها و اخبار بيشتر پخش ميشود، باعث هراس بيشتري مي گردد، پس بايد به اين طرح ها و انگارههاي ذهني در علوم انساني توجه شود.
وي افزود: فرهنگ ديني ما فرهنگي است كه خلاف كليشهها عمل مي كند؛ علامه مجلسي و ديگران اين كليشهها را بازنگري كردند؛ به اين ترتيب زيبايي اجتهاد در فرهنگ شيعه با بازنگري كليشهها همراه است.
فاطمي با بيان اينكه در علوم انساني سه پرسش مطرح است، گفت: پرسش اول پرسش هستيشناختي (علوم انساني چه وجودي از هستي را معنادار مي يابد) است، پرسش دوم در حوزه معرفتشناختي و پرسش سوم نيز در حوزه روش تحقيق مي باشد.
دكتر طاهري: طبقهبندي رايج امروز در علوم انساني كشورمان هيچ پشتوانه علمي و نظري ندارد
در ادامه دكتر قدرت الله طاهري، فارغ التحصیل دکترا زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تربیت معلم ضمن توضيح در باب مقاله خود با عنوان «علوم انساني و طبقهبندي آن در غرب و مقايسه آن با جامعه علمي ايران» گفت: پيششرط هاي مطالعه علوم انساني اين است كه بدانيم جزو فلسفه علم است، از ساير علوم متاثر است، موضوع آن انسان است (انساني كه سيال است) و علوم انساني امري تاريخمند است.
وي در ادامه افزود: در غرب علوم انساني گروهي از مطالعات آكادميك در حول انسان و شرايط او در جهان است.
طاهري با ارائه دستهبندي مسلمانان از علوم از فارابي تا ابنخلدون و سپس طبقهبندي ديدگاههاي بيكن، آمپر و غيره، در پايان به خلاءها اشاره كرد.
وي در پايان گفت: متأسفانه طبقه بندي رايج كشور ما در حوزه علوم انساني هيچ پشتوانه علمي و نظري ندارد؛ درست مثل علوم تجربي و صنعتي ما كه عمدتاً وارداتي است.
در ادامه نشست دكتر عسگري، عضو هيئت رئيسه نشست، توجه به اسلام به عنوان قانون انسان روي زمين را مهم دانست و گفت: اسلام تمدن نيست، بلكه تمدنساز است؛ انسان خلق شده و قانون اين مخلوق، اسلام است. پس حكومت بشر بر بشر جايز نيست.
ابطحی: باید ادله مخالفان علم دینی را جدی گرفت
در نشست دوم پنل ششم دكتر محمدتقي موحد ابطحي، استاد دانشگاه تهران مقاله خود را با عنوان «نقد ادله مخالفين علم ديني» ارائه داد.
وي گفت: تحقيقات انجام شده نشان از آن دارد كه رويكرد پوزيتويستي بر نظام آموزشي و پژوهشي كشور حاكم است، از سوي ديگر ادعا شده كه رويكرد پوزيتويستي، از يك سو با معارف اسلامي تعارض دارد و از سوي ديگر نتوانسته مسائل فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي كشورمان را حل كند؛ شواهد موجود حاكي از آن است كه با وجود گذشت بيش از سه دهه از پيروزي انقلاب اسلامي ايران و مطرح شدن مكرر مشكلات موجود در نظام علمي و تحقيقاتي كشور و اقدامات انجام شده براي مقابله با رويكرد غالب و جانشيني رويكرد ديني و بومي به علوم، بخصوص علوم انساني و اجتماعي، هنوز اين مشكل به قوت خود باقي است. شورای تحول اگر تصمیم دارد در بحث تولید علم دینی و بومی کاری انجام دهد باید بداند مخالفان علم دینی چه ادله ای دارند و شورا چه پاسخی به این ادله ها می تواند بدهد.
ابطحي افزود: اين مقاله مي كوشد با تحليلي جامعه شناختي و با بررسي ادله مخالفان علم ديني، به اين دو سوال پاسخ دهد كه: الف) چرا با گذشت بيش از سه دهه از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران و حساسيت هايي كه به حضور رويكرد پوزيتيويستي در جامعه علمي وجود داشته است، هنوز اين نگاه به علم در كشور سيطره دارد؟ ب) با وجود اقداماتي كه بويژه در سه دهه اخير در زمينه توليد علم ديني و بومي انجام شده، چرا هنوز چنين فعاليت هايي در كشور به ثمر ننشسته است؟
وی گفت: نکات ارائه شده در این مقاله در دو فصلنامه اسلام و علوم اجتماعی شماره 2 در سال 1388 چاپ شده است.
محقق پژوهشگاه حوزه و دانشگاه خاطرنشان كرد: براي رسيدن به پاسخ اين دو سوال و براي تحول در علوم انسانی بايد مبانی نظری علم دینی و پاسخی برای مخالفان علم دینی در این زمینه ارائه دهیم كه اکنون بنده به این ادله می پردازم.
وي ادامه داد: مخالفان علم دینی بر این باورند که علم دینی اصولاً ضرورت ندارد، چون اصلا ما نمی دانیم مشکل علوم انسانی چیست؟ اگر هدفتان از تولید علم دینی این است که نواقص علم جدید را برطرف کنید، که این کار خود در چارچوب علوم امروز در حال انجام شدن است، اگر قائلید علوم جدید با دین تعارض دارد اول باید این تعارض را اثبات کنید و دوم به فرض وجود تعارض، باید نشان دهید که هیچ کدام از راه حل های بدیل و باسابقه ای که تا کنون برای رفع تعارض پیشنهاد شده برای رفع این تعارض ناکارآمد است.
ابطحي گفت: مخالفان علم ديني معتقدند، طرفداران علم دینی تا کنون هیچ برهانی براي اين سه مسئله ارائه نکرده اند كه 1. مشکلی در علم کنونی وجود دارد، 2. ناچار به برطرف کردن این مشکل هستیم و 3. هیچ راه دیگری جز برطرف کردن آن با علم دینی وجود ندارد.
اين محقق پژوهشگاه حوزه و دانشگاه بيان داشت: موافقان علم ديني در پاسخ به مشکل علم جدید دو پاسخ می دهند: 1- علم جدید در حوزه شناخت با مشکل مواجه شده، یعنی واقعیت را آن طور که هست نمی تواند بشناساند. 2- تعارض علم جدید با باورهای دینی است.
وي افزود: موافقان علم دینی مثل دکتر نصر معتقدند علم جدید نتوانسته انتظارات را برآورده کند، منشا تمام مشکلات در عصر ما در زمینه زیست محیطی، اخلاقی و غيره همه به نوع نگاه انسان به هستی بستگي دارد که منشا آن را در علم جدید می دانند؛ در مقابل آن این انتقاد وجود دارد که واقعاً چه شواهدی داریم كه کشتار در جنگ جهانی اول و دوم ناشی از نگرش جدید انسان به عالم بود، اما در پاسخ می توان گفت، اگر به رشد جمعیت دقت کنیم خواهیم دید که بر اساس آمار مرگ و میر، علم جدید موفق بوده و اين امر ناشي از آن است كه در تحقق اهداف پاسخ صفر و یک وجود ندارد.
ابطحي گفت: نکته دیگر این است، اگر بپذیریم که علم جدید در تحقق اهدافش موفق نبوده است، پس مشکل کجاست، مخالفان قائلند كه مشکل فقط در این است که در فعالیت های علمی خودمان اخلاق را رعایت کنیم. مخالفان علم دینی پاسخ می دهند، با رعایت اخلاق توسط افراد مشکل حل مي شود و این افراد به دنبال علومی نمی روند که برای بشر و محیط زیست مضر باشد و می گویند اکنون در مراکز بین المللی کتب بسیار خوبی نوشته شده؛ یعنی خود عالمان به این قضیه پی برده و در صدد رفع آن برآمده اند، بنابراين با حاکمیت اخلاق می توانیم مشکل را حل کنیم و نیازی به دین نیست.
وی گفت: بايد دقت كنيم که دین یکسری باورهای متافیزیکی و بایدها و نبایدهایی هم دارد از جمله اینکه دست خدا در طبیعت باز است و این یک تعارض جدی با علم دارد. امروزه بر این باوریم که بايد دارویی برای درمان سرطان پیدا کنیم چون سرطان یک پدیده مادی طبیعی است و ناگزیر علت مادی طبیعی دارد. اين باور در بحث سنخیت علت و معلول كه جزو گرایش های عقلی گرایانه و اشعری مسلک ما هم است، وجود دارد. بحث سنخیت در پیشرفت علم لازم است، اما دخالت خدا، دست و پا گیر است، پس با همان بحث اخلاق می توانیم مشکل را حل کنیم.
ابطحي گفت: در بحث نقصان علم جدید در زمینه اهداف شناختی، نظریات جدید از چند جهت معیوب هستند؛ 1- ضعف در دلالات فلسفی، 2- عدم تطابق با شواهد تجربی؛ 3- پیچیدگی برخی نظریات؛ 4- تبیین بخش محدودی از پدیده ها و 5- ناکارآمدی نظریه موجود در بحث مشکلات اجتماعی و فردی كه در اين بين نظریه های جدید حداقل با یکی از آنها مواجه است، اما علم جدید خود سعی کرده آنها را برطرف کند و هیچ ضرورتی ندارد حتما دین را وارد کند. در اين باب، مثلا دکتر گلشنی معتقد است که مکانیک کوانتومی مشکل دارد و اما می دانیم که «بوهم» بدون اینکه به دین مراجعه کند نظریه ای داد که مبانی فلسفی در مکانیک کوانتومی را حل کرد.
وي تصريح كرد: در بحث محدوديت داشتن علم كه بدين معناست كه علم حوزه محدودی را پوشش می دهد، با مثالي پاسخ می دهند كه دو انديشمندي که با دکتر عبدالسلام در بحث وحدت وجود کار کردند، اصلا دغدغه دینی نداشتند و نتیجه اين شد كه افراد بدون داشتن دغدغه دینی می توانند مشکلاتی را که برای علم در همان چارچوب فعالیت های علمی به وجود آمده است، برطرف کنند.
ابطحي ادامه داد: نکته دیگر اینکه، در حوزه فلسفه علم مطابق با استدلال بر اساس بهترین تبیین و برهان معجزه نبودن، می توان استدلال کرد که آخرین دستاوردهای علمی، دستاوردهایی هستند که به لحاظ معرفت شناختی هم مي شود بر آنها تکیه کرد. عملا می توانند صدق یک نظریه را به صورت تجربی نشان دهند، پس این ادعاها که علم جدید در تبیین ناموفق بوده که لازم است حتما از گزاره های دینی استفاده کنیم، دلیل معتبری نیست؛ البته مخالفان علم دینی، از این اشکالات که علم موجود کامل نیست، مطلعاند و پیشرفت را پاسخی به این امر می دانند؛ از جمله استاد ملکیان، تصریح می کنند كه اصطلاح پیشرفت علم داریم و تلاش دانشمندان براي ارائه نظریه جدید، بر همین امر دلالت می کند. آنها قائلند از کامل نبودن علم موجود دلیل نمی شود به سراغ دین برویم.
وي خاطر نشان كرد: از مشکلات دیگر علم جدید که لازم است علم دینی داشته باشیم، بحث ناسازگاری علم جدید با علم دینی است و به لحاظ معرفت شناختی به نسبت به نقصان جاي دفاع بيشتر دارد. مخالفان می پرسند، واقعا بین علم و دین تعارض است؟ و کجا؟ آیا این تعارض بین گزاره های علمی و دینی است یا تعارض در مبانی فلسفی و روشی است یا تعارض در گذر های روانشناختی است که به خاطر فعالیت در حوزه علم و یا فعالیت در حوزه دین، شخص نتایجی را می گیرد که منطقی نیستند.
محقق پژوهشگاه حوزه و دانشگاه گفت: اگر طرفداران علم دینی که قائلند، بین علم موجود و دین تعارض وجود دارد، تلاش کنند،
1-گزاره هایی از علم را در نظر بگیرند که به لحاظ روش شناختی قابل انتساب به علم است.
2-گزاره هایی از دین نشان دهند که از لحاظ روش شناسی قابل انتساب به دین است.
و بعد نشان دهند که واقعا این دو گزاره در تعارض اند.
آنگاه اگر اين گونه مثال هاي متعارض محدود باشند، می شود این سوال را مطرح کرد که در علم هم گاها با تعارض هایی مواجهه می شویم اما درصدد برنمی آییم حتما نظریه ای جدید بدهیم؛ مگر اعوجاج هایی كه به حد بحراني رسيده باشند. پس موافقین علم دینی، باید نشان دهند به اندازه ای گزاره های علمی و دینی در تعارض با هم اند که چاره ای جز اقدام در این زمینه نداریم و به فرض که گزاره های زیادی پیدا کنیم، مخالفان باز هم بر عدم ضرورت تاكيد مي كنند.
1-گزاره هایی از علم را در نظر بگیرند که به لحاظ روش شناختی قابل انتساب به علم است.
2-گزاره هایی از دین نشان دهند که از لحاظ روش شناسی قابل انتساب به دین است.
و بعد نشان دهند که واقعا این دو گزاره در تعارض اند.
آنگاه اگر اين گونه مثال هاي متعارض محدود باشند، می شود این سوال را مطرح کرد که در علم هم گاها با تعارض هایی مواجهه می شویم اما درصدد برنمی آییم حتما نظریه ای جدید بدهیم؛ مگر اعوجاج هایی كه به حد بحراني رسيده باشند. پس موافقین علم دینی، باید نشان دهند به اندازه ای گزاره های علمی و دینی در تعارض با هم اند که چاره ای جز اقدام در این زمینه نداریم و به فرض که گزاره های زیادی پیدا کنیم، مخالفان باز هم بر عدم ضرورت تاكيد مي كنند.
ابطحي افزود: راه حل ديگري كه برای حل مشکل تعارض علم و دین پيشنهاد مي كنند، روش استقلال است؛ یا علم را کنار بگذاریم یا دین را.
وي اضافه كرد: اما راهکاری در حوزه اندیشه اسلامی از گذشته بوده است که در جایی که ظاهر دین با حکم عقل در تعارض باشد، می توانیم دین را تأویل کنیم و دست از ظاهر دین برداریم که اين در اندیشه ابن رشد دیده ایم. امروزه در نظرات استاد جوادی آملی و حتی استاد ملکیان، به همین امر قائلند. پس ضرورتی نیست هرجا به تعارضی برخورد کردیم، به علم دینی روبیاوریم؛ با عقل تجربی هم به درجه ای از اطمینان رسید ايم كه بتوانیم دست ازظاهر دین بکشیم.
اين استاد دانشگاه تاكيد كرد: تنها مجموعه ای که بر ضرورت علم ديني به درستي تاکید دارند و مي توان گفت مطلوب هم هست، فرهنگستان علوم اسلامی قم، استاد منیرالدین حسینی است که قائلند اگر می خواهید دیندار باشید، ضروری است که علم دینی داشته باشید و برخلاف تصور ما، استدلال متفکر و تعقل یک عمل ارادی است، از مقوله فعل است نه انفعال و ما در فرایند ادراک منفعل نیستیم. ذهن ما آیینه نیست که همه چیز بر آن تابیده شود. کیفیت اراده انسان در کیفیت ادراک مان تاثیر می گذارد چون دین می تواند تمامی حوزه های ارادی و اختیاری انسان را سرپرستی کند، پس دین قوه ادراک انسان را هم سر پرستی می کند. پس علم دینی ضرورت دارد.
ابطحي گفت: دومين باور مخالفان علم ديني اين است كه تولید علم دینی اصلا امکان ندارد و اگر موافقان علم ديني بتوانند ثابت کنند كه تولید علم دینی ضرورت دارد و مطلوب است و غیر اخلاقی هم نیست، مخالفین می گویند اصلا تولید علم امکان ندارد چون اگر بر این باور باشیم که گزاره هایی که از متون دینی استخراج شود گزاره هایی از جانب خدا و از جانب معصوم که به مارسیده، استفاده کنیم، تعداد این گزاره ها کم است و نظریه هایی که از غیر این منبع به دست آید اصولا نمی توان به دین نسبت داد. يك مسئله ديگر كه مخالفين به آن اشاره مي كنند اين است كه دین می تواند در عرصه هايی به علم کمک کند. در مقام مسئلهیابی و پیشنهاد راه حل می تواند تاثیرگذار باشد، اما آن چیزی که علم را علم می کند، مقام داوری است؛ در این مقام و در مقام روش نمی توان از دخالت دین حمایت کرد.
وي گفت: اگر مخالفان علم دینی ضرورت را نپذیرند، موافقان علم دینی پاسخ می دهند حتی اگر ضرورت هم نداشته باشد. هر امری که ممکن باشد و مطلوب و غیر اخلاقی هم نباشد، می توان دنبال کرد. آقای سروش، علم را در سه حوزه هدف، روش و موضوع قرار مي دهد و بر اين اساس مي گويد علم دینی ممکن نیست. مثلا اگر بگوییم وجه تمایز علم از علم دیگر در موضوع آن است مثلا در جامعه شناسی از عوارض ذاتی آن بحث می شود که واحد است و اگر در جایی فقط یک نمونه داشته باشیم در آنجا دینی غیردینی قابل طرح نیست و نداریم. در این منظر علم در مقام نفس الامری بحث شده است و در این مقام بحث راحت جلو می رود که آیتالله حسنزاده آملی به آن قائلند و در توضیحات خود یک تعریف از علم، یک تعریف از دین ارائه می دهند و در همان مقام نفس امری بحث می کنند؛ پس علم دینی و غیردینی ندارند. علم یعنی تطابق با واقع و مطابق با واقع یکی بیش نیست و یکی بیش نبودن، اسلامی و غیر اسلامی ندارد، اما قائلان به علم دینی، علم و دین را در مقام نفس الامری بحث نمی کنند؛ بلکه علم و دین را که در عالم خارج با آنها درگیریم و مقاله پژوهشی می نویسیم، مورد بحث قرار می دهند.
محقق پژوهشگاه حوزه و دانشگاه گفت: در طبقهبندی پیروان علم دینی، برخی نگاه حداقلی دارند، اگر فعالیت ها علمی در چهارچوب متافیزیک دینی انجام شود، محصولش علم دینی است، برخی مي گويند اگر آموزه های دینی به عنوان متافیزیک پشتیبانی کننده در عرصه فرضیه ظاهر شوند، علم دینی می شود. برخی معتقدند خود گزاره های دینی می تواند به عنوان یک نظریه در فعالیت علمی شرکت کند و در نگاه حداكثري به اين امر قائل اند دين مي تواند هم در مقام کشف هم درمقام داوری دخالت کند.
ابطحي ادامه داد: مخالفان علم ديني می گویند تمامی راهکار و رویکردها ناکام است. مثلا در پاسخ به نظر آقای دکتر خسرو باقری معتقد اند اگر آموزه های دینی در تدارک پیشفرض های فعالیت علمی دخالت کنند، آن علم، علم دینی است، اما آیا این امر کفایت می کند؟ خیر چون برای کسی که به علم دینی قائل است و می خواهد از این روش استفاده کند، باید این پیشفرض به صورت منطقی درساختار نظریه استفاده شده باشد. همانطوری که اصول پنجگانه قضایای هندسه اقلیدسی در قضایا آن استفاده شده است. امروزه می گوییم گزاره ای اقلیدوسی است چون به صورت منطقی منتسب می گردد به پنج اصل هندسه اقلیدسی.
اما ایشان نشان ندادند: 1- نظریه ایشان، منطقا از کدام پیشفرض استفاده کرده است و 2- هیچ پیشفرض دیگری که قابل انتساب به دین نباشد در چنین فرایند نظریه پردازی وارد نشده است.
پس باید به این دو اشکال مخالفان پاسخ دهند؛ در غیر این صورت انتساب آن به دین با مشکل روبرو می شود.
اما ایشان نشان ندادند: 1- نظریه ایشان، منطقا از کدام پیشفرض استفاده کرده است و 2- هیچ پیشفرض دیگری که قابل انتساب به دین نباشد در چنین فرایند نظریه پردازی وارد نشده است.
پس باید به این دو اشکال مخالفان پاسخ دهند؛ در غیر این صورت انتساب آن به دین با مشکل روبرو می شود.
وي گفت: باور سوم مخالفان علم ديني اين است كه اگر علم دینی ضروری و امکان داشته باشد، چنین امر ممکنی مطلوب نیست. دليل اول آنها اين است كه در بررسی تاریخی اين تجربه در پاکستان كسب كرديم كه براي توليد علم ديني هزینه های زیادی صرف شد، اما نتیجه ای نداشت و صرفا به بررسي اين مسئله پرداخت كه مثلا درجه حرارت جهنم کدام است و تلاش كردند فرمولی برای کشف نفاق در فرد و جامعه پیداکنند؛ لذا مخالفان علم ديني اين تجربه را برای زیر سوال بردن علم دين استفاده کردند و آن را تعمیم می دهند به اینکه در ایران هم 30 سال بودجه هایي صرف شد و هنوز هیچ نتیجه مطلوبی نداده است.
ابطحی افزود: استدلال ديگر آنها اين است كه تولید علم دینی از جهت علمی مطلوب نیست و پایبندی به گزاره های دینی دست و پای علم را می بندد و ديگر اينكه تولید علم دینی به لحاظ دینی هم مطلوب نیست، چون پیشرفت علم با نقادی است و از ابطال نظریه های گذشته، نظریه جدید شکل می گیرد و اگر نظریه ای منتسب به دین شد و در فرایند داوری باطل شد، دین لطمه می بیند. پس این فرایند نه برای دین مطلوب است و نه برای علم و آخر اينكه در دو عرصه کشف و داوری پروژه علم دینی اخلاقی هم نیست.
بعد از این نشست حضار سوالات بسیاری را مطرح کردند که منجر به وعده تشکیل جلسه ای در باب علم دینی با حضور ابطحی در جلسه دیگری شد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰