راهکارهای جنبش اشغال برای انتخابات 2012
به گزارش خبرنگار حوزه بین الملل «خبرگزاری دانشجو» به نقل از پایگاه خبری سی. بی. اس، این زمستان سرد و طولانی در حال حاضر برای جنبش اشغال وال استریت زمینه ای اعتراضی برای نشان دادن عزمشان در مبارزه با نابرابری درآمد و حرص و طمع درک شده از سوی قشر ثروتمند و قدرتمند ایالات متحده آمریکاست.
با وجود پاکسازی اردوگاه هایی که اعضای جنبش برای در کنار هم بودن برپا کرده بودند و برخورد خشن پلیس با هر گونه اجتماعی که بوی اعتراض و اشغال از آن به مشام برسد، اما اعضای این جنبش هنوز مشغول تعیین خط مشی برای ماه های آینده و چگونگی برخورد با پدیده انتخابات ریاست جمهوری آینده که نامزدهای آن هم از هم اکنون دست به تبلیغ نامحسوس زده اند، هستند.
از سوی دیگر این جنبش به وضوح گفتمان سیاسی در آمریکا و بین ساستمداران این کشور را تغییر داده؛ به طوري كه حتی باراک اوباما، رئیس جمهور ایالات متحده نیز هم اکنون در سخنرانی های خود از واژه هایی همچون «تقسیم عادلانه» و «عدالت اقتصادی» سخن می گوید؛ واژه هایی که پیش از این بندرت از دهان سیاستمدران آمریکایی در این سطح شنیده می شد.
اکنون همچنان که جنبش اشغال به سال 2012 وارد می شود، شرکت کنندگان در این جنبش بدون رهبر در حال توسعه طیف وسیعی از استراتژی ها و تاکتیک های جدید برای حفظ و گسترش آنچه مبارزه با بی عدالتی سیستم اقتصادی می خوانند، هستند.
در اینجا به برخی روش های جنبش اشغال در نیل به مقصود پیش رویشان اشاره می کنیم:
1- اشغال انتخابات
جنبش اشغال توانسته است با حزب چای (تی پارتی) که در سال 2009 به ظهور رسید، مرتبط شود ؛ البته بسیاری از فعالات جنبش اشغال، سیاست های انتخاباتی حزب چای را که شائبه آلودگی آنها به پول سرمایه داران در میان است، رد می کنند؛ اين در حالي است كه اعضای جنبش اشغال می توانند از طريق ارتباط با حزب چای امتیازاتی بدست بیاورند؛ امتیازاتی همچون رابطه با اتحادیه های کارگری، بویژه اتحادیه ملی پرستاران که از قدرت بالایی برخوردار است.
همچنین اعضاي اين جنبش می توانند نحوه سازماندهی اعضا در لحظات بحران را از حزب چای یاد بگیرند.
اعضای جنبش اشغال با شرط حفظ فاصله از سیاست های انتخاباتی حزب چای، می توانند از تجربه های آنها در امر مبارزه استفاده کنند.
از سوی دیگر به نظر می رسد که سیاست عمده فعالان جنبش اشغال در انتخابات پیش رو، تحصن و طرد و رد شرکت در انتخابات از بیخ و بن باشد؛ در این زمینه اعضای جنبش توانسته اند کارهایی انجام دهند، مثال این موارد مورد گینگریچ و کریس کریستی، فرماندار نیوجرسی است.
گروه های کوچک اعضای جنبش اشغال که به طور خودجوش دور هم جمع شده اند نیز کریس کریستی، کاندیداي ایالت نیوجرسی را مد نظر دارند؛ شخصی که به عنوان «آقای یک درصدی» می نامند و سرمایه داری است که از طریق سرمایه گذاری در حوزه سهام خصوصی توانسته است قدرت فراوانی کسب کند.
2- اشغال اقتصاد
جنبش اشغال، بانک ها را به خاطر بدترین رکود اقتصادی ایالات متحده در طول دهه های گذشته مورد سرزنش قرار می دهد، یکی از ابتکارات موفق جنبش اشغال در مبارزه انتخاباتی، تشویق مردم به بیرون کشیدن پول هایشان از بانک های سرمایه داری و اقتصادی و انتقال آنها به موسساتی که عام المنفعه بوده و متعلق به اتحادیه های اعتباری هستند، مي باشد.
در کمی بیش از یک ماه، این اتحادیه های اعتباری موفق به جذب صدها هزار مشتری جدید شدند، بانک مرکزی آمریکا هم به طور گسترده مبلغ پنج دلار به هر کارت اعتباری بدهکار اختصاص داد که جنبش اشغال از این عمل به عنوان پیروزی بزرگ یاد می کند؛ همچنين در 20 ژانویه تظاهراتی بزرگ در منطقه مالی شهر سان فرانسیسکو برنامه ریزی شده است.
بعضی از گروه های معترض از جمله معترضان اوکلند و سان فرانسیسکو برای شناسایی سیستمی جایگزین تلاش مي كنند که در صورت تایید، می تواند پیروزی بزرگ دیگری برای جنبش باشد.
تظاهرکنندگان در ساحل غربی به مدت 24 ساعت اعتصاب کردند و بنادر و پایانه های حمل و نقل را بسته نگاه داشتند.
به گفته رابرت کوهن، استاد تاریخ و مطالعات اجتماعی دانشگاه نیویورک رابطه جنبش اشغال با اتحادیه های کارگری و همچنین دانشجویان و نخبگان اقتصادی و علمی توانسته است که جایگاه این جنبش را به نسبت سایر جنبش های تاریخ آمریکا بشدت ارتقا دهد.
3- اشغال مسکن
معترضان جنبش اشغال در ماه دسامبر تظاهراتی راه انداختند و در آن بازگشت افراد به خانه هایشان که بانک آن را ضبط کرده است، خواستار شدند؛ اعضای جنبش اشغال در اوکلند، کالیفرنیا، بروکلین و نیویورک خواستند که بانک ها دوباره به صاحب خانه ها وام دهند تا بتوانند به خانه هایشان بازگردند.
4- اشغال فضای مجازی (سایبری)
جنبش اشغال توسط رسانه های اجتماعی هدایت می شود، فعالات این جنبش اکنون از شبکه هایی همچون فیس بوک، توییتر و یوتیوب علیه سیاستمداران آمریکایی استفاده می کنند؛ اعضای جنبش توانستند تظاهرات گسترده ای را از طریق همین سایت های اجتماعی در روز تولد مارتین لوتر کینگ سازماندهی کنند.
برخی از معترضان نیز از برنامه های مخصوصی که قابلیت کاربردی بسیار بالا در آی پد و آی فون دارند، استفاده می کنند؛ از طریق این ابزارهای معترضان می توانند به صورت خصوصی به هم پیام بدهند و افسران پلیس از پیام های آنها مطلع نشوند.
استفاده از چنین فناوری هایی به معترضان امکان بسیج و سازماندهی موثر و بدون سلسله مراتب را می دهد؛ جنبش های اجتماعی در گذشته به یک رهبر برای دستور به معاونان و آنها به زیردستانشان و همین طور به پایین نیاز داشتند، اما با توجه به این امکانات، سازماندهی بدون نیاز به رهبری خاص امکان پذیر شده و به اين ترتيب آنها توانسته اند که قدرت تصمیم گیری در لحظات خاص را نیز افزایش دهند.
5- اشغال فضای واقعی
معترضان واقعی با نصب چادر و اسکان جمعی در پارک ها و فضاهای عمومی اعتراض خودشان را به مردم و سیاستمداران نشان می دهند؛ البته نیروهای پلیس نیز با حمله به کمپ های معترضان، هر گونه برگزاری کمپ جمعی در پارک ها یا مکان های عمومی را ممنوع اعلام کرده اند.
بسیاری از معترضان جنبش اشغال به خاطر فشار شدید نیروهای پلیس به درون خانه ها روی آورده اند؛ البته بسیاری از این معترضان خطر دستگیری و برخورد از جانب نیروهای پلیس را به جان می خرند و در پارک ها به برقراری کمپ اقدام می کنند؛ نمونه این مسئله را در پارک زاکوتی و در شب سال نو مشاهده کردیم که پلیس با حمله به معترضان 68 نفر از آنها را دستگیر کرد.
6- اشغال فرهنگی
شعار «99 درصد» که تا حدودی به مانیفست معترضان تبدیل شده، نقش مهمی در وحدت معترضان جنبش اشغال ایفا کرده است؛ لفاظی های جنبش با سیاستمداران و اینکه آنها جزو يك درصد باقی مانده هستند، بسرعت به فرهنگ عامه در بین مردم ایالات متحده تبدیل شده است.
فعالات جنبش اشغال از هر وسیله ای برای رساندن صدایشان به مردم و سیاستمداران استفاده می کنند؛ همراه کردن موسیقیدانان و خواننده های معروف، استفاده از کتاب و نشریات از جمله روش هایی است که معترضان جنبش اشغال در اشغال فرهنگی از آنها استفاده می کنند.