اساتيد بيشترين ضعف توليد علم را مربوط به مديريت پژوهشي مي‌دانند
کد خبر:۱۶۶۱۵۹
گزارش نشست‌هاي تخصصي دومين روز كنگره علوم انساني؛

اساتيد بيشترين ضعف توليد علم را مربوط به مديريت پژوهشي مي‌دانند

در دومين روز از كنگره ملي علوم انساني در دانشگاه شهيد بهشتي، عنوان شد كه اساتيد دانشگاه ضعف در توليد علم را مربوط به مديريت پژوهشي مي‌دانند.
به گزارش خبرنگار علمي «خبرگزاري دانشجو»، دومين كنگره علوم انساني در حالي پنجشنبه به كار خود پايان داد كه در طي دو روز برگزاري خود شاهد برپايي شش پنل همراه با 30 نشست تخصصي در موضوعاتي چون «علوم انساني و ميراث تمدن اسلامي»، «نقش ادبيات فارسي و ادبيات تطبيقي در انتقال ميراث فرهنگي»، «نقش علوم انساني در تدوين الگوي ايراني اسلامي پيشرفت»، «چشم انداز سند راهبردي علوم انساني»، «علوم انساني و نظام آموزش و پژوهش در ايران»، «نظام برنامه‌ريزي دروس علوم انساني در ايران»، «علوم انساني، كاركردها و دستاوردها» و «چالش ها و چشم اندازهاي علوم انساني» بود.
 
در دومين روز برگزاري كنگره ملي علوم انساني در سالن ابوريحان بيروني دانشگاه شهيد بهشتي، برخلاف برنامه‌ريزي هاي از پيش تعيين شده كه قرار بود هر پنل به طور مجزا برگزار شود، سه پنل سوم، چهارم و ششم در هم ادغام و به طور همزمان برگزار شد.
 
در اين متن، گزارش نشست هاي تخصصي برگزار شده در دومين روز كنگره علوم انساني آمده است:

شمس: تحول به معناي غني سازي، بومي سازي و اسلامي سازي است

دکتر غلامرضا شمس، استاد دانشگاه شهید بهشتی با ارائه مقاله خود با عنوان «ضرورت ها و راهبردهای تحول در علوم انسانی» به بررسی این موضوع پرداختند.

 وي با اشاره به اینکه علوم انسانی به حفظ فرهنگ و رشد جامعه کمک می کند، گفت: برای عقب نماندن از دنیا در کنار سایر علوم باید توجه ویژه به علوم انسانی داشت.

استاد دانشگاه شهيد بهشتي تاكيد كرد: حدود 2 میلیون دانشجوي علوم انسانی در کشور داریم؛ همچنین هزاران استاد علوم انسانی و صدها دانشکده در این حوزه داریم و حال سوال این است که برای این میزان چه مقدار کتاب بومی داریم؟ این سوال نيز مطرح است که این دانشکده های علوم انسانی به چه میزان با هم مرتبط هستند؟

شمس ادامه داد: علوم انسانی به مثابه مجموعه قواعد تنظیم حیات انسان در بخش نرم افزاری فرهنگ و تمدن بشری، علوم و معارفی است که به صورت روشمندانه از رفتارها، باورها، افکار و هیجانات و همه پدیده های انسانی معنادار بحث می کند. علوم انسانی به حفظ فرهنگ و رشد آن کمک می کند. در کنار توجه به علوم دیگر برای عقب نماندن از دنیا باید به علوم انسانی توجه ویژه داشت.

وي گفت: وقتی بحث از تحول می شود، چند نکته در ذهن شکل می گیرد، از جمله وجود فاصله بین وضع موجود و وضع مطلوب تا از این راه به ضرورت تحول پی ببریم و باید توجه داشت که تحول در علوم انسانی به یک شکل رخ نمی دهند و رشته های مختلف علوم انسانی شاخص های خاص خود را دارند. چند رشته ای که باید به تحول آنها دقت شود، از جمله علم فقه و اصول که بر اساس سخنان پیامبر و ائمه شکل گرفته اند که کار آنها، استخراج احکام از کتاب و سنت است. اگر روند تاریخی این دو علم را در نظر بگیریم، متوجه خواهیم شد که دستخوش تغییرات بسیاری شده اند و تحول یافته اند و در خصوص احکام فردی و عبادی رشد کردند، اما در برخی زمینه ها نحیف ماآده اند. مثلا در امور زیست محیطی و در مورد روابط بین‌الملل و مسائل تجربی بررسی نشده اند؛ پس کارآمدی آنها در به روزرسانی آنهاست.

اين استاد دانشگاه شهيد بهشتي با اشاره به ضرورت تحول علم فلسفه گفت: علم دیگری که مورد توجه بسیاری است و در ابتدا اسلامی نبوده و بعدا اسلامی شده، فلسفه است. در غرب فلسفه شاخه های متعدد دارد و تاکنون دستخوش تغییرات زیادی شده و رشد فراوانی داشته است. اما سوال این است که فلسفه اسلامی چقدر رشد کرده است و با مسائلی مثل کیهان شناختی و زیست شناختی و روانشناسی و جامعه شناسی و انسانشناسی تعامل داشته است؟ چقدر؟

شمس افزود: تحولی که در این رشته باید صورت گیرد، سازو کاری است که بین فلسفه و دین و عرفان مطرح است. علوم دیگری که بیشتر مد نظر مسئولین است، علوم رفتاری است که در غرب در ابتدا به صورت تجربی مورد بررسی قرار می گرفتند و بعد به سراغ مباحث دیگر رفتند. در غرب به انسان نگرش زیستی داشتند و بعد متوجه شدند پاسخگو نیست و مسائل مختلفی مطرح است. گرایششان به بعد اجتماعی انسان سوق پیدا کرد؛ اما باز هم پاسخگو نبود بنابراین به بعد روانی و سپس به بعد معنوی پرداختند.

وي ادامه داد: نتیجه اینکه به تناسب زمان های مختلف، ابعاد مختلفی را از انسان می دیدند و روش را به همان تناسب تغییر می دادند. حال سوال ما این است که این علوم در کشور ما چقدر به روز و چقدر با دستاوردهای روز دنیا همخوانی دارد و در گام دیگر این علوم چقدر با مبانی دینی ما هم خوانی دارد؟

استاد دانشگاه شهيد بهشتي گفت: اسنادی که به نکاتی در زمینه ضرورت تحول اشاره کردند، عبارتند از سند چشم انداز، افق 1404 ایران را قدرت اول در منطقه، از نظر علمی، از نظر رسیدن به مبانی اسلامی، از نظر اقتصادی و... مي بيند؛ پس برای رسیدن به این اهداف نیازمند تحول هستیم. در بعد از انقلاب تغییرات در فرهنگ، خواسته یا ناخواسته، به وجود آمد. ما در مواجهه با فرهنگ غرب هستیم. تنشهایی برای ما ایجاد شده که تنها با برخی علوم نمی توانیم به مقابله با این فرهنگ بپردازیم؛ پس آنچه بیشتر مد نظر قرار می گیرد، علوم انسانی است که به حفظ فرهنگ ما کمک می کند و در عین حال ما را رشد می دهد. برای همین منظور باید در حوزه علوم انسانی تحول ایجاد كنيم. همان طور که می دانیم در تاکیدات رهبری، برنامه پنجم توسعه و سند چشم انداز 1404، نقشه جامع علمی کشور در مورد علوم انسانی بحث شده است که ضرورت تحول را می رساند.
 
 شمس آسيب هاي مرتبط با تحول در علوم انساني را به شرح زير بيان كرد:

1-عدم بازنگری برنامه های آموزش رشته های مختلف علوم انسانی
2-تخصص نبودن بیش از نیمی از برنامه های آموزشی علوم انسانی
3-هدفمند نبودن دانشجویان در انتخاب رشته های علوم انسانی
4-توسعه بی‌رویه رشته ها و گرایش های مرتبط با علوم انسانی، چون نیازمند تجهیزات و هزینه در دانشگاه ها نیست
5- فقدان هیئت علمی متخصص
6-به روز نبودن محتواي دروس علوم انسانی
7-عدم استفاده از ابزارها و روش های نوین در آموزش علوم انسانی
8-کمبود تالیفات جدید و پژوهشی مناسب
9- وارداتی بودن و ترجمه ای بودن متون علمی معمولا مطرح می شود علم مرز نمی شناسد؛ علم غربی و شرقی ندارد
10-عدم توجه به نظریات غربی و مقابله با آن و حتی دقت كردن در نقدهای آنها به نظریات خودشان
11-عدم توجه به گرایش های میان رشته ای
12- نگاه یکسان داشتن به حوزه های انسانی و غیر علوم انسانی
13- عدم رابطه منسجم بین دروس کارشناسی و کارشناسی ارشد
14-عدم وجود اعتبارات لازم در راستای حمایت از نیازهای اساسی در رشته های علوم انسانی
15-کپی بودن تحقیقات
16-عدم وجود نظام نظارت
17- عدم توجه به اشتغال رشته های علوم انسانی

وي با تاكيد بر تحول در علوم انساني گفت: اگر تحول را عبور از وضعیت موجود و رفتن به وضعیت مطلوب بدانیم، نیازمند نقشه راه هستیم که محورهای مورد نیاز عبارتند از غنی سازی، بومی سازی و اسلامی سازی. مبانی نظری معرفت شناختی، انسان شناختی، روش شناختی در دو بخش آموزشی و پژوهشی در حیطه های نظری و عملی. گرایش، سرفصل ها و اعضای هیئت علمی، محیط آموزشی، مدیریت آموزشی، پژوهش پایانامه ها، مدیریت پایانامه ها، کرسی های نظریه‌پردازی و موارد دیگر.

استاد دانشگاه شهيد بهشتي افزود: منظور از غنی سازی این است که نسبت به جایگاه فعلی علوم انسانی در جهان، رشد کمی و کیفی داشته باشیم و راهکارهای آن روزآمدی، ارتقاي روش شناسی، گسترش آموزش پژوهش محور، توجه به فلسفه علوم انسانی، نظریه پردازی و جامع نگری است.

شمس ادامه داد: بومی سازی، به معنای سازگاری و تناسب و هماهنگی دانش موجود و راهبردهایی آن نیاز سنجی، انطباق با اهداف نظام آموزش، گسترش مهارت آموزشی و تقویت قطب های علمی منطقه ای، توازن جنسیتی، سطح بندی مقاطع تحصیلی و اسلامی سازی است و راهبردهای آن، پیشینه سازی علوم انسانی ، استخراج فلسفه علوم انسانی اسلامی ،تقویت و گسترش نگاه انتقادی، مطرح کردن دیدگاه ها و پارادایم های مختلف در علوم انسانی، استخراج و پردازش به مفاهیم انسانی در متون دینی، تلفیق و جهت گیری تربیتی و اخلاقی، استخراج و سامان دهی روش‌شناسی مي باشد.
 
عزيزي: اساتيد دانشگاه بيشترين ضعف در توليد علم را مربوط به مديريت پژوهشي مي دانند

در نشست دوم  استاد نعمت‌الله عزیزی، استاد دانشگاه كردستان به ارائه مقاله خود با عنوان «بررسی راه های بهبود عملکرد پژوهشی اعضای هیئت علمی در علوم انسانی» پرداخت.

وی گفت: در تحقیق خود به بررسی ضعف عمومی که در تولید علم در علوم انسانی از منظر خود اساتید و هیئت علمی دانشگاه ها  وجود دارد، پرداخته ام.

استاد دانشگاه كردستان افزود: سوالاتی از قبیل ميزان تاثيرگزاري عوامل ساختاری و اداری، مدیریت سیاستگذاری پژوهشی، تقويت و توسعه منابع مورد نیاز و اصلاح نگرش منفی در جامعه نسبت به علوم انساني مورد توجه قرار گرفته است.

عزيزي گفت: در بررسی به عمل آمده، بیش از 30 درصد از پاسخ دهندگان به مدیریت پژوهشی تاکید داشتند.

وی پیشنهاد کرد: برای مدیریت حوزه آموزشی و پژوهشی باید پژوهشگاه علوم انسانی به عنوان اولین اولویت در برنامه های خود، یک آکادمی علوم انسانی تاسیس كند.

سيف: محتواي كتب بايد ساختار متناسب داشته باشد

در نشست سوم استاد سیف به ارائه مقاله خود با موضوع «ویژگی های ساختاری اثربخش برای نگارش کتاب های درسی دانشگاهی» پرداخت.

وي گفت: در این مقاله به بررسی تاثیر ساختار متون درسی در درک و فهم این متون توسط دانشجویان از جمله تاثیر نوع چینش و پاراگراف بندی ها، تقسیم مطالب، مقدمه ها و بخش های مختلف دیگر مورد توجه قرار گرفته است.

سيف افزود: نتیجه حاصله از این تحقیق این است که اگر محتوا ساختار نداشته باشد، محتواي متون به درستی به دانشجویان منتقل نمی شود.

آهنچيان: رشته هاي علوم انساني در مناطق محروم بسيار مورد توجه قرار گرفته است

دکترمحمد رضا آهنچیان در نشست چهارم مقاله خود را باعنوان «سیمای علوم انسانی در مطالعات امایش آموزش عالی کشور» ارائه كرد.

وي گفت: ما بايد توسعه علوم انسانی را محدود کنیم و گروه مهندسی و کشاورزی و دامپزشکی و علوم را توسعه دهیم.

آهنچيان تاكيد كرد: مهم تر اینکه در این تحقیق شاهد این بودیم که رشته های علوم انسانی به علت سهولت تاسیس و نیازمند نبودن به امکانات خاص و از سوی دیگر در جهت بالا بردن آمار و ارقام، در مناطق محروم  بسیار مورد توجه است.
 
كشاورز: ابتدا گزاره هایی را که می توانند در شكل دهي تئوري تاثيرگزار باشند، جمع آوری کنیم

 دكتر سوسن كشاورز در نشست پنجم مقاله «مبانی انسان شناختی علوم انسانی بومی» را ارائه كرد.

وي گفت: اگر ما ادعا این را داریم که دین مبین اسلام می تواند زمینه ساز ارائه تئوری هایی باشد، بايد برای قدم برداشتن در این زمینه ابتدا گزاره هایی را که می توانند در شكل دهي تئوري تاثيرگزار باشند، جمع آوری کنیم.

كشاورز افزود: در این مقاله بر آیات و روایات و سخنان علما و فیلسوفان از جمله ملاصدرا و  شهید بهشتی و امام(ره) و شهید مطهری تمركز كرديم.

وي گفت: نوع نگاه ما به انسان در ابعاد مختلف از جمله جسمانی و روحانی در این تحول تاثیر گذار است. اولین گزاره براساس دو حیثیتی بودن انسان و در عین حال یکپارچگی جسم و روان است که متاسفانه در کتب روانشناسی نمی بینیم. دومین گزاره درمبانی انسان شناختی، تاکید بر روح و نیاز های روحانی در مقابل جسم در گزاره های دینی است که باعث تحول عمیقی در حوزه علوم انسانی می شود. گزاره سوم تاکید بر فطرت الهی است که اکنون در کتب علوم انسانی به آن پرداخته نمی شود .گزاره چهارم، تاکید بر کرامت ذاتی انسان است. گزاره اراده و اختیار و آزادی از ديگر گزاره ها است.

مهماندوست: كتب درسي بايد توانايي حل مسئله دانش آموزان را تقويت كند

در نشست ششم خانم مهماندوست مقاله خود را تحت عنوان «روش شناسی تفکر انتقادی و مسئله محوری در محتوای درسی علوم انسانی» ارائه كرد.

وي گفت: از آنجایی که در کشور ما  کتاب درسی محور همه آموزش هاست، پس باید در کتب درسی تغییراتی ایجاد کنیم تا دانش آموزان توانایی حل مسئله بیابند.

مهماندوست افزود: اولین افرادی که رویکرد حل مسئله ای داشتند، ویلیام جیمز و سپس جان دیویی در نظام آموزش و پرورش بودند. مراحل حل مسئله از نظر جان دیویی که اساسا یادگیری را مساوی حل مسئله می داند، به شرح زیر است:

1- برخورد با موقعیت مسئله و کشف مسئله (داشتن ذهن کنجکاو و احساس نارضایتی)
2- تحلیل موقعیت مسئله(تفکر تحلیلی)
3-جمع آوری اطلاعات (تجربه و مشاهده، ذهن منتقد)
4-تدوین فرضیه (طبقه‌بندی داده ها)
5-آزمون فرضیه

وي گفت: ديويي این سبک کار را در چند جامعه آماری و بر روی کتب مختلف مورد بررسی قرار داد و  نکته حائز اهمیت این است که بیشترین درگیری دانش آموزان با حل مسئله در کتب روانشناسی اتفاق افتاده و متاسفانه کتب فلسفه در پایین جدول و در کمترین سطح توانسته است دانش آموزان را درگیر مسئله کند. 
 
پربازدیدترین آخرین اخبار