کد خبر:۱۶۶۱۹۲
به مناسبت سالروز شهادت اميركبير - بخش دوم و پاياني؛
اعتراف مورخان انگليسي: قتل امير نظام، عامل توقف پيشرفت ايران
پیتر آوری در کتاب تاریخ معاصر ایران مینویسد: «نویسندگان معاصر انگلیسی از امیرکبیر تحسین فراوانی کردند و او را در شمار سیاستمداران بزرگ به شمار میبرند؛ این ناظران، مرگ امیرکبیر را به معنای متوقف شدن پیشرفت ایران تعبیر کردهاند.»
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، حامد صفائي، امیرکبیر کاملا متوجه شده بود که کشور ستم دیده ایران از حیث علوم و تمدن جدید که در کشورهای اروپایی و غربی دائما در حال رشد است، بسیار عقب مانده است؛ بنابراین تا در افکار عموم مردم، انقلاب و تحولی ایجاد نکند و جوانان ایرانی بهره ای از علوم و فنون مختلف غرب نگیرند، نمی تواند کشور را به سوی ترقی و پیشرفت حرکت دهد.
تاسيس مدرسه دارالفنون
امیر کبیر به خاطر اینکه در آذربایجان قبل از رسیدن به مقام صدارت، شاهد آثار نامطلوب اعزام دانشجو به خارج بود، به ناچار از تکرار این اقدام جلوگیری کرد و تلاش کرد تا کانونی در داخل مملکت برای تعلیم و تربیت ایجاد کند. به همین خاطر دست به تاسیس دارالفنون زد که هدف از تاسیس این کانون، در درجه اول، تحصیل علوم و دانش بود و در درجه دوم به علوم نظامی نيز نظر داشت.
دارالفنون از سه جهت اصلی در جامعه ایران تاثیر داشت؛ اول اینکه از نظر تحول عقلانی تاثیر بسزایی گذاشت و با نشر علوم جدید، نقص یک سری تعالیم پیشینیان تا اندازه ای آشکار شد.
ثانیا اینکه با تاسیس دارالفنون، معلمان با کمک مترجمانی که آثار غربی را ترجمه می کردند، دست به نشر کتاب های تازه ای زدند. این کار باعث شد که عده بیشتری از جامعه با دانش جدید آشنا شوند.
ثالثا اینکه فارغ التحصیلان دارالفنون بیشتر با دانش غربی آشنا شده بودند و این باعث شد که عده بیشتری از آنان به طبقه روشنفکری گرایش پیدا کنند و تاثیرات زیادی در نسل های آینده بگذارند.
اگر اميركبير عزل نمي شد...
البته نظرات گوناگونی درباره تاثیرات تاسیس دارالفنون وجود دارد؛ ولی با لحاظ همه این نظرات، باید توجه داشت از آنجا که امیرکبیر حدودا یک هفته بعد از تاسیس دارالفنون، از مقام خود عزل شد، نمی توانست آن طور که خودش می خواهد بر روند حرکتی داالفنون توجه داشته باشد. اگر امیرکبیر بر منصب خود باقی می ماند، شاید شاهد خروجی های بهتری از دارالفنون بودیم.
عزل و قتل میرزا
نامهای که ناصرالدین شاه پس از عزل امیر کبیر به او می نویسد، نشان می دهد که برکناری و کشتن امیرکبیر به دلیل تخلف از عهدنامه و نارضایتی شاه از اقدامات او و... نبوده، بلکه این بیگانگان و دشمنان داخلی بودند که وجود امیرکبیر، مانعی برای رسیدن به اهدافشان بود.
این مطلب در نامه شاه به امیرکبیر به وضوح دیده می شود: «جناب امیر نظام، به خدا قسم امروز خیلی شرمنده بودم که شما را می بینم، من چه کنم؟ به خدا ای کاش هرگز پادشاه نبودم و قدرت نداشتم که چنین کاری بکنم. به خدا قسم حالا که مشغول نوشتن این کاغذ هستم، گریه می کنم. به خدا به خدا قلب من آرزوی شما را می کند.»
نقش مهد علیا؛ مادر ناصرالدین شاه و مادرزن صدر اعظم در قتل اميركبير
یکی از علل قتل امیرکبیر، مهد علیا، مادر ناصرالدین شاه و مادرزن امیرکبیر بود. مهد علیا نسبت به امیرکبیر کینهورزی می کرد و آن هم بر اثر محدودیت هایی بود که امیرکبیر برای مهد علیا ایجاد کرده بود.
از طرف دیگر مهد علیا گويا در اعمال هوس های شخصی نسبت به امیرکبیر، اصرار داشت که با مخالفت صریح وي مواجه شده و به همين خاطر کینه دیرینه عجیبی به وجود آمده بود.
استعمار انگليس و اصرار بر عزل و قتل اميركبير
استعمارگران به علت هاي دیگری باعث برکناری و قتل امیرکبیر شدند. اینان که امیرکبیر را مانع اصلی اجرای اقدامات استعماری خود می دیدند، تلاش کردند که او را از مقام صدارت برکنار کنند.
در این رابطه سینادسن، کارمند وزارت خارجه روسیه می گوید: «شیل صاحب (سفیر انگلیس) از توطئه خبر داشت و اصرار در رفتن میرزا تقی خان می کرد.»
این درحالی است که قبل از آن، همین انگلیسی ها برای خریدن امیرکبیر، با او در تماس بودند. خانم شیل در یادداشت های خود نوشته است که سفیر انگلیس به امیر پیغام داده بود که حاضر است امیر را در یکی از نقاط ییلاقی تهران تحت حمایت بگیرد، ولی امیر زیر بار نرفت.
نظر مورخان داخلی و خارجی درباره امیرکبیر:
واقعا قتل امیر نظام برای ایران یک مصیبتی بود
«سرپرسی سایکس» در تاریخ ایران می نویسد: «اگر این وزیر مدت بیست سال در مقام خود باقی می ماند، می توانست مردان شرافتمند و وفاداری را تربیت کند که لیاقت جانشینی او را داشته باشند. واقعا قتل امیر نظام برای ایران یک مصیبتی بود؛ زیرا که جلوی ترقی و پیشرفت هایی که به زحمت و با رنج و محنت به آن نائل شده بود را گرفتند.»
امیر کبیر در شمار سیاستمداران بزرگ ايران است
پیتر آوری در کتاب تاریخ معاصر ایران می نویسد: «نویسندگان معاصر انگلیسی از امیرکبیر تحسین فراوانی کردند و او را در شمار سیاستمداران بزرگ به شمار می برند. این ناظران، مرگ امیرکبیر را به معنای متوقف شدن پیشرفت ایران تعبیر کرده اند.»
اميركبير ستاره اي كه به واسطه عدم رشد ملت خیلی زود از انظار ناپدید گردید
مهدی بامداد در مقاله اهمیت امیرکبیر در تاریخ ایران می نویسد: «گاه به گاهی دیده شده است که پس از قرن ها، ستاره ای در آسمان ایران درخشان می شود، اما به زودی از میان می رود و از انظار ناپدید می گردد. میرزا تقی خان امیر کبیر از جمله آن ستارگانی بود که درخشیدن کرد، اما بدبختانه به واسطه عدم رشد ملت خیلی زود از انظار ناپدید گردید.»
به دنبال مرگ عباس میرزا، بنیان گذار اصلاحات در ایران معاصر، قائم مقام در نامه ای به همسر خود، خواهر عباس میرزا می نویسد: «... دریغ و درد که آسمان نخواست ایران نظام بگیرد و دولت و دین انتظام پذیرند...»
عین همین مطلب برای امیرکبیر هم صادق است. البته این بدان معنی نیست که این افراد عیب و نقصی نداشتند، بلکه در آن روزگار، با ویژگی های منحصر به خود، این ها انسان های بزرگی بودند که با وجود اطلاع از وضع موجود، برای تعالی ملت و وطن به کام شیر رفتند.
و این مطلب زمانی درک می شود که متوجه یاشیم بعد از قتل امیرکبیر، قائم مقامی نبود که برای ايران دلسوزی کند، بلکه آقاخان نوری ای بود که خیانت های بسیار کرد و باعث شد با دریافت پول از انگلستان، شهر هرات از ایران جدا شود.
منابع
1- فراز و فرود اصلاحات در عصر امیرکبیر، محمدامیر شیخ نوری. انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، چاپ دوم 1389.
2- امیرکبیر آتشفشانی با گدازه های اصلاحات بود، شهراد شیخ الاسلامی، مجله گزارش، شماره 160، بهمن 1383.
3- امیرکبیر موسس دارالفنون و انجمن ترویج علم ایران، نیما بیرقی، ماهنامه حافظ، شماره 2، اردیبهشت 1383.
4- امیرکبیر در نثر فریدون آدمیت، فریدون آدمیت. مجله کلک، شماره 94، دی1376.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰