کد خبر:۱۶۶۲۴۶
دو بار شهادت؛ دو بار زیارت
به من بگو چگونه حبیب شوم!!!
آیا تو همان حبیبی هستی که پس از شهادت، حسین با اندوه فراوان بر بالینت آمد و پاداشت را کسی چون او از خدای تعالی انتظار میبرد؟ همان حبیبی که زائران حسین با هر بار زیارت مولا ...
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو» - فاطمه آذراسدي؛ من و تو هیچ موقع درکش نمیکنیم، چرا که جای حبیب نبوده و نیستیم. آره ... این فقط حبیب ابن مظاهر بود که در کودکی به شوق دیدن حسینش، جانش را جانانه داد و به دعا و دعوت حسین بود که دوباره به دنیا برگشت ... برگشت تا بماند ...؛ بماند تا به کربلا برود؛ بماند تا با علی به جملها و صفینها و نهروانها برود؛ بماند تا معنای غدیر را بفهمد ... و به سقیفهها نرود.
بماند تا ولایت را لبیک گوید و ابوموسی اشعری نشود، طلحه و زبیر هم نشود؛ فقط حبیب باشد و حبیب شود ... .
سلام حبیب ... صدای مرا میشنوی؟ ای کاش فاصله بین ما فقط زمان بود و مکان. افسوس که این فاصله به درازای یک فراموشی عمیق است در وسعت بی انتهای ولایت ... مسافتی از جهالت تا بصیرت ... تا شناخت ... شناخت امام زمان خود.
مرگ جاهلي يا مرگ به شوق دلدار
گفته شده كه «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیه»؛ میبینی؟ اینجا ما یک بار میمیریم، دروغ چرا؟ آن هم به مرگ جاهلی؛ چرا که امام زمانمان را نمیشناسیم و تو دو بار مردی، هر دو بار هم به شوق دلدار! با وجود همه اینها؛ ای کاش صدایم را از اینجا، از این برهوت جهالت مدرن، بشنوی!
سلام حبیبِ روزهای تنهایی علی. ما نمیدانیم که علم علی یعنی چه؟؛ چرا که جای تو نیستیم؛ چرا که مثل تو از حاملان علم علی نیستیم ... تو قرآن ناطق را شناختی که یک شبه قرآن را ختم میکردی ... اینجا هم ما قرآن را ختم میکنیم. فقط ختم میکنیم، همین. و بعد آن را بسته و بوسیده و دوباره لب تاقچه میگذاریم. بگذریم هر چه از خودمان نگویم بهتر است.
و دوباره ... سلام...
سلام حبیب شب های محرم ... سلام حبیب روزهای غربت کوفه، برای مسلم
تو کی حبیب شدی؟
تو كي حبيب شدي؟ آن گاه که در کوفه نامردان، به امید یافتن یک مرد، به همراه مسلم، هر روز و هر شب به دنبال بیعت بودی برای مولایت؟ ... یا آن گاه که از شوق دیدن حسینت جان دادی؟ حبیب رسول الله بودی، تا حبیب حسینش شوی!
چگونه خود را به کربلا رساندی؟ من از کربلا هیچ نمیدانم. مگر آن روزها داشتن قبیله بزرگ، افتخار عرب نبود؟ چرا در میان قبیله نماندی؟ چرا کهولت سن را بهانه نکردی؟ با من بگو که ولایت پذیری چه طعمی دارد؟ آن گاه که سرباز کوفی به مبارزهات طلبید و تو با نهی مولایت نرفتی! با من بگو ... مگر در سینه سپاهیان یزید چه بود به جای دل، که اندرزهای حبیب اهل بیت هم اثر نکرد!
چقدر ابله بودند آنهایی که به حبیب ابن مظاهر وعده امان و پول می دادند!!
و قاتلانت چه وقیحانه برای شراکت در قتلت با هم جدل میکردند!!
آیا تو همان حبیبی هستی که پس از شهادت، حسین با اندوه فراوان بر بالینت آمد و پاداشت را کسی چون او از خدای تعالی انتظار می برد؟ همان حبیبی که زائران حسین با هر بار زیارت مولا دو بار هم به زیارت بارگاه مطهر تو میآیند ...
آری دو بار شهادت ... دو بار زیارت ...!
هر روز عاشورا و همه جا کربلاست ... با من بگو تا برای حبیب شدن چه کنم؟
به من بگو چگونه حبیب شوم؟؟؟
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰