تشکيك درباره حقیقت ادیان در فكر مردم؛ وظيفه روشنفكر دوره قاجار
کد خبر:۱۶۶۳۱۳
بررسي روند جريان روشنفكري در ايران - 6

تشکيك درباره حقیقت ادیان در فكر مردم؛ وظيفه روشنفكر دوره قاجار

وظیفه روشنفکر در ایران دوره قاجار اين گونه تعريف شده بود که باید روشنفکر بدون ترس از فقدان مال و جان، شکی در حقیقت ادیان و مذاهب در خیال و فکر مردم بیندازد.
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو» - حامد صفايي؛  پس از بيان چگونگي ورود جريان روشنفكري به ايران و بررسي وضعيت اين جريان در دوره مشروطه و دو دوره سلطنت رضا و محمدرضا پهلوي، به بررسي برخي چهره‌هاي روشنفكري در دوره پهلوي دوم و بيان وضعيت اين جريان در ایران پس از انقلاب پرداخته شد و چيستي انديشه روشنفكري تبيين گرديد، اینک به بیان چگونگی ورود اندیشه روشنفکری به شرق از جمله ایران ادامه مي دهيم.

پس از بررسي برخورد حکومت‌های صفويه و افشار با اندیشه روشنفکری و غرب، توجه به رويكرد هيئت حاكمه با اين جريان در دوره قاجار حائز اهميت بسيار است.

دوره قاجار؛ آغاز انحطاط فرهنگ ایران

در دوره قاجاریه، ایران به دلیل داشتن موقعیت ژئوپلیتیک، مورد توجه سه قدرت روسیه در شمال، انگلیس در خلیج فارس و فرانسه در مصر قرار داشت؛ ایران در این زمان به خاطر مقابله با روسیه، با انگلیس و فرانسه ارتباط برقرار کرد؛ البته این ارتباط هم برای تقویت بنیه نظامی صورت گرفته بود.

اولین ارتباط جدی ایران با غرب را باید جنگ بین ایران و روس دانست. شکست ایران در دو جنگ برابر روس، احساس حقارت را بین ایرانیان در مقابل غرب به وجود آورد؛ به همین دلیل کارگزاران حکومت قاجار تاریخ نوگرایی را در ایران آغاز کردند که این نوگرایی بیشتر مترادف با غرب گرایی به کار می رفت.

دوره قاجار، دوره ظهور عقاید غربی و پشت پا زدن به فرهنگ وطنی

باید بگوییم که دوره قاجار، دوره ظهور عقاید غربی به وسیله دانشجویانی بود که برای تحصیل به غرب می رفتند؛ این دوره تبلور عقاید غربی به وسیله افکار طوطی وار روشنفکران نسل اول بود؛ دوره ای که نشان از پشت پا زدن به همه عقاید و فرهنگ وطنی بود؛ به طوری که عده ای با تقلید از اندیشه روشنفکری غرب (اومانیسم و ...) دوره قاجار را آغاز انحطاط فرهنگ ایران کردند.

همچنین در این دوره دستور داده شد که کتب و مقالات مختلف غربی به فارسی ترجمه شود ، این کار باعث شد افکار جدید و اندیشه روشنفکری غرب در بین ایرانیان رواج پیدا کند و بدین صورت بود که ایران جذب تمدن غرب شد.

البته در این بین کسانی چون عباس میرزا هم وجود داشتند که خواهان بی چون و چرای تمدن غرب نبوده و دانش و كشف راز ترقی غرب را مطالبه مي كردند؛ همچنین به کسانی هم برخورد می کنیم که تحت تاثیر تمدن غرب قرار گرفتند و از جنبه های منفی آن از جمله تضاد غرب با مذهب چشم پوشي كردند.

برای این ادعا سخنی از آخوندزاده، نسل اول روشنفکری مطرح است که می گوید: «الان در کل فرنگستان، این مسئله دایر است که آیا عقاید باطله یعنی اعتقادات دینیه موجب سعادت مُلک و ملت است یا اینکه موجب ذلت ملک و ملت است؟ کل فیلسوفان آن تعالیم، متفقند در اینکه اعتقادات دینیه موجب ذلت ملک و ملت است، در هر خصوص.»

وظيفه روشنفكر ايراني در عصر قاجار؛ ايجاد شک درباره حقیقت ادیان در انديشه مردم

همچنین وظیفه روشنفکر را در ایران به خیال خود این گونه می دانستند که باید روشنفکر بدون ترس از فقدان مال و جان شکی در حقیقت ادیان و مذاهب در خیال و فکر مردم بیندازد.

در همین رابطه سر جان ملکم خان، سلسله جنبان روشنفکری غرب گرا می گوید: «هر چیز که متعلق به گذشته باشد از اعتبار ساقط است، ... فرهنگ امروز غرب مترقی است و باید جای فرهنگ کنونی ما را بگیرد و آن را مسخ کند.»

همه اینها نشان از یک دوره انحطاط فرهنگی عمیق دارد؛ این انحطاط توسط عده ای که با دنیای غرب برخورد داشتند و خود را با فرهنگ معرفی می کردند و تحت تاثیر تعاریف غربی مثل اومانیسم و لیبرالیسم و ... قرار گرفته بودند، به وجود آمد.

جوامع شرقی در مواجهه با روشنفكري غربي به تقلید و دریافتی ناقص بسنده کردند

این در حالی است که غرب با پشتوانه فلسفی و آثار ادبی خاص خود، در مورد روشنفکری، آگاهی خاص خود را داشت، در حالی که روشنفکران در جوامع شرقی از جمله ایران، همه وجوه روشنفکری را درک نکرده و هیچ یک از مراحل طی شده غرب را پشت سر نگذاشته و فقط به تقلید و دریافتی ناقص بسنده کرده بودند.

در دوره قاجار، توسعه جهان بینی ای که بر روشنفکران آن عصر حاکم شده بود، نیاز به از میان برداشتن فرهنگی داشت که داراي حقیقت آسمانی بود. منورالفکران صدر مشروطیت با دیده انتقادی به جهان بینی دینی نگاه می کردند و با همراه داشتن فرهنگ اومانیستی غرب و جهان بینی وارداتی، به نفی جهان بینی دینی اقدام می کردند.

روشنفکر دوره قاجار با مذهب و دین مخالف بود

روشنفکر دوره قاجار با مذهب و دین مخالف بود، بدین خاطر که در فرهنگ دینی، انسان مسئول در قبال تمام مسائل است، درصورتی که گروه روشنفکر می خواست از این وظیفه شانه خالی کند و خود را از بار مسئولیت خلاصی بخشد.

دوره پهلوی و نوع جديدي از روشنفكري

در دوره پهلوی با نوع جدیدی از روشنفکران روبرو می شویم که ویژگی بارز آنها، ضدیت با مذهب است.

از آنجا که رضا خان، برای رسیدن به قدرت، وامدار غرب بود، نمی توانست آشکارا به نفی غرب بپردازد؛ به همین خاطر بود که در اوایل توانسته بود علاقه خودش به غرب و اندیشه های متجددانه آن را محفوظ نگه دارد، ولی هر چه زمان پیش رفت، افکار و عقاید رضا خان در برابر غرب بیشتر نمایان شد؛ به طوری که در ادامه چنان شیفته غرب شده بود که تمام توان خود را معطوف غربی شدن ایران بر طبق اندیشه غربی ها می کرد، چه با تاسیس مدارس به شیوه غربی و چه با کشیدن چادر از سر زنان.

اقدامات رضا خان در نظام آموزشی، باعث افزایش طبقه روشنفکر غرب زده در ایران شد

اما اقداماتی که رضا خان در نظام آموزشی انجام داد، باعث افزایش طبقه روشنفکر در ایران شد؛ بدین گونه که رضا شاه دانشگاه تهران را تاسیس، و همچنین تعداد زیادی دانشسرای تربیت معلم را راه اندازی کرد؛ او همچنین 100 بورس تحصیلی برای درس خواندن در خارج جایزه می داد.

نظام آموزشی ای که رضا خان تاسیس کرد، باعث به وجود آمدن طرز نگاه و بینشی که تعلیم یافته انسان مداری غرب باشد، شد؛ همچنین در این دوره تلاش می شد که تلفیقی از روش سنتی و جدید را به وجود بیاورند، ولی آنچه عملاً بوجود می آمد حذف جریان تعلیم و تربیت مذهبی و سنتی بود.

ادامه دارد ...
 
پربازدیدترین آخرین اخبار