کد خبر:۱۶۶۳۳۸
با كاروان سيدالشهدا از كربلا تا كربلا - 3؛
يزيد ميخواست حسن ختام عاشورا را در مسجد اموی اعلام كند اما...
برپايي نماز جمعه در شهر شام با حضور امام سجاد (ع) به هدف تخریب چهره آل علی (ع) انجام شد؛ هدف یزید از سب و لعن خاندان رسول الله قدرتنمایی و نشان دادن حضور بلامنازع خویش در ممالک اسلامی بود كه...
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو» - زينب صارم؛ ورود کاروان کربلا به سرپرستی حضرت زینب سلام الله عليها به شهر شام را می توان عاشورایی دیگر خواند؛ چرا که جنگ میان شمشیرها و بدن ها به اتمام رسیده و اکنون میدان مبارزه فکری و تئوریک جریان یافته بود، حضور خاندان رسول الله در شهر شام که مرکز و قلب سلطنت اموی بود، به معنای مبارزه ای جدی تر و جنگی نابرابر بود.
یزید برای تکمیل جنایت خود در کربلا و ادامه مقاصد شومش، در روز جمعه در مسجد اموی ترتیب برگزاری نماز جمعه ای را داد که تمام مردم شام در آن شرکت كردند؛ هدف یزید از این اجتماع بزرگ مردمی تبیین افکار و اهداف سلطنت اموی بود، موج نارضایتی های مردم عوام و خواص جامعه علیه جنایات یزید در کربلا وی را مجبور کرد که به عنوان حسن ختام این جریان خونبار، در قالب نماز جمعه که ظاهری شرعی و دینی داشت، دست به توجیه و تبیین افکار اموی بزند.
یزید دستور تجمع مردم شام را در مسجد اموی به بهانه برگزاری نماز جمعه داد، نوه ابوسفیان برای اینکه عظمت سلطنت بنی امیه را به امام سجاد (ع) خاطرنشان کند و این نماز جمعه به تمام سخن ها و تحلیل ها پایان دهد، حضور امام سجاد (ع) را نیز در این مجلس خواستار شد.
فرزند معاویه که به شراب خواری و سگ بازی در میان مسلمانان شهرت داشت، به خطیب امر کرد که بر فراز منبر رود و در حضور امام سجاد (ع) به لعن علی ابن ابی طالب و امام حسن و حسین عليهم السلام بپردازد و به طعنه درباره آنها سخن بگوید؛ خطیب به دستور یزید بر فراز منبر رفت و علاوه بر نکوهش و لعن سید الشهدا و علی (ع) به مدح و تمجید از معاویه و یزید پرداخت؛ خطیب که مجلس را مهیا و آماده تصور می کرد، در این امر مبالغه بسیار نمود و دست به زیاده روی زد.
لعن سید الشهدا در حضور امام سجاد (ع)
لعن سید الشهدا و علی (ع) در حضور امام سجاد (ع) نه تنها مفهوم تحقیر آن حضرت را در برداشت، بلکه از آن بالاتر به معنای آن بود که یزید کاملاً پیروز شده و هیچ مدعی در برابر او وجود ندارد؛ یزید جانشین بر حق پیامبر را لعن می کرد و با نکوهش قیام امام حسین (ع) سعی در دنیاپرست و ریاست طلب نشان دادن خاندان پیامبر (ص) داشت.
سکوت امام سجاد (ع) در نماز جمعه دمشق به معنای از بین رفتن یک قرن مجاهدت های اهل بیت عصمت و طهارت بود. فراست و شجاعت علوی امام سجاد (ع) اجازه نداد که حتی این برگ تاریخ به نفع دشمنان پیامبر و دین رقم بخورد.
فرزند حیدر کرار زبان گشود
فرزند حید کرار با خطابه ای محکم و مستدل به یزید و دوستداران یزید در طول تاریخ خاطرنشان کرد که شیعه تا قیام قائم آل محمد خشمگین از غصب فدک و خلافت رسول الله است و هنوز زخم خورده نیرنگ های معاویه در جنگ صفین و صلح امام حسن (ع) مي باشد و قلب شیعیان داغدار خون فرزند رسول الله است که در صحرای کربلا به ظلم ریخته شد.
خشم خالق را به خشنودی مخلوق خریدی
امام سجاد (ع) كه در پايين منبر بود و سخنان وقیحانه خطیب را در مدح معاویه و سب علی (ع) شنیده بود فریاد زد: «ويلك ايّها الخاطب اشتريت مرضاة المخلوق بسخط الخالق فتبوّأ مقعدك من النّار»؛ واى بر تو اى سخنران! خشنودى مخلوق را به خشم خالق خريدى، نشيمنگاه خود را در آتش ببين.
چه نيكو سروده است شاعر عرب، در ستايش امير مؤمنان على (ع) و فرزندانش، آنجا كه گويد:
اعلى المنابر تعلنون بسبّه
و بسيفه نصبت لكم اعوادها
بالاى منبرها به طور آشكار از امير مؤمنان على عليه السلام بدگويى مىكنيد، با اينكه با شمشير آن حضرت، چوب هاى منبر براى شما نصب و استوار گشت.
امام سجاد (ع) از منبر مسجد شام به پارههای چوب تعبیر میکند
بعد از این اعتراض، امام سجاد (ع) درخواست کردند که بر بالای منبر بروند و خطاب به فرزند معاویه فرمودند: «يا يزيد! ائذن لى حتّى اصعد هذه الاعواد، فأتكلّم بكلمات للَّه فيهنّ رضا، و لهؤلاء الجلساء فيهنّ اجر و ثواب.» اى يزيد به من اجازه بده تا بر فراز اين چوب ها بروم. پس سخن بگویم با کلمات خداوند كه هم خشنودى خدا در آن باشد و هم حاضران مجلس بهرهور شوند و به آگاهى و انديشه و پاداشى پرشكوه برسند.
شناخت یزید از فرزندان فاطمه (س) سبب شد تا درخواست امام سجاد (ع) را نپذیرد؛ چرا که می ترسید با خطابه امام سجاد (ع) موج نارضایتی ها شدت بگیرد و جریانات علیه وی ادامه یابد.
امام سجاد (ع) جز با مفتضح کردن من و خاندان ابوسفیان از منبر پایین نمیآید
فرزند معاویه در برابر پافشاری اطرافیان گفت: «ان صعد لم ينزل الّا بفضيحتى و فضيحة آل ابى سفيان»؛ اگر او بر فراز منبر برود، پایین نمی آید جز با مفتضح ساختن من و آل ابی سفیان، اما اطرافیان یزید قانع نشدند؛ چرا که در صورت جلوگیری از خطابه خوانی امام سجاد (ع) در مسجد، آل ابوسفیان به اهداف خود دست نمی یافت و همچنان موج شکایات علیه وی ادامه پیدا می کرد.
فرزند معاویه در برابر اصرار اطرافیان به آنان خاطرنشان کرد كه «انّه من اهل بيت قد زقّوا العلم زقّا»؛ او از خاندان بزرگى است كه دانش و كمال را با همه وجود چشيده است.
در این درگیری ها حس كنجكاوى مردم نيز برانگيخته شد و همه آنان تقاضا كردند تا يزيد اجازه سخن به آن جوان در بند بدهد؛ یزید به علت جو مسجد و استقبال مردم در تنگنا قرار گرفت و ناگزیر به رضایت شد و امام سجاد (ع) بالاى منبر رفت و خطبه تاريخى خود را القا كرد.
ادامه دارد ...
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰